The first 187 lines.
کلوچه بده
میشه بیخیال سریال «90210» بشیم؟
یک خواب سکسی درباره «آندریا زاکرمن» دیدم
الان گیج گیجم
تنها چیزی که باعث میشه هی به رابطه شکستخوردهم با جی فکر نکنم همین سریالهست
میدونم داری زجر میکشی
ولی بازم تاکید میکنم، اول باید رابطه داشته باشی که بتونی بگی باهاش بهم زدی
این زیر بهتر بود
خدایا! هنوزم داری «90210» میبینی؟ دیگه کم کم داره وضع خراب میشه
تو روش نمیگم ولی باید به روانشناس مراجعه کنه
دیروز دیدمش داره عین بابابزرگمون
تو محل دور خودش تاب میخوره
منظورم اون دم دمای آخرشه
بچهها، بسه
بالاخره داره یک دورانی رو سپری میکنه
یک دوران فوقالعاده احمقانه رو
گوئن اینجا نشستم ها
بهتر. باید میشنیدی
تا کِی قراره همچین حس بدی داشته باشم؟
حدودا نصف زمانی که با یکی تو رابطه بودی طول میکشه که بتونی ازش بگذری
...و از اونجایی که اصلا باهم نبودین
کلا نیازی نیست منتظر بمونی
.لیا بیخیال دیگه دوباره برنگرد تو غار تنهاییت
اومدیم کادو تولدت رو بهت بدیم
.بچهها، عاشقشم اندازهم رو از کجا میدونستین؟
برات ایکس لارجش رو گرفتیم که خودمون هم بتونیم حالی ببریم
این صندلیه زیادی کوچیک نیست؟
کارت تولدش رو بده بهش دیگه
گربه توئه
میاد بیرون
گربه توئه. میاد بیرون
دیگه گربه بی گربه
.دلم براتون تنگ شده بود غار تنهاییم بدون شماها خیلی سوت و کور بود
اجازه نمیدم جداییم از جی گند بزنه به تولدم
جدایی حساب نمیشه
جدایی حساب نمیشه
جدایی حساب نمیشه
آخه مگه آدم چند بار 15 ساله میشه؟
تعدادش خیلی زیاد نیست
دیگه بیخیالش شدم
سال جدید، لیا جدید
بچههای جدید اومدن به این بلوک
ارتفاع صندلی رو درست تنظیم نکردم
این دیگه چیه؟ چرا اسمم رو اشتباه نوشتی؟
چطور بلد نیستی اسم دوست دخترت رو درست بنویسی؟
بده ببینم
نیک
دارین میرین؟ تازه درستش کردم
دانا و اریک نمیتونن برای تولد لیا خودشون رو برسونن
اریک ناراحته، ولی خب وقتی برای «کمپ فضایی» اسم نوشت
خطراتش رو میدونست دیگه
.کیتی، اریک از بالای تختش پرت شده پایین آپولو هوا نکرده که
مطمئنم آرزو میکنه کاش تو تخت پایینی خوابیده بوده
چون میخوام یکی از اون مهمونیهای تولد مخصوص کیتی فورمنم رو راه بندازم
باز هم به هم رسیدیم دوست قدیمی
به زودی نمایشمون رو شروع میکنیم
ببین، قراره واسه یک بچه تولد بگیری
جان من این سری فشار و استرس الکی به خودت وارد نکن
نگران نباش
صبح زود بیدار شدم که سریعتر شروع کنم
.یا خود خدا! ساعت 7 شد کوفتم حاضر نکردم
خب، من که وظیفهم رو انجام دادم
هدیهمون آمادهست
بیست دلار
تونستی یک کار انجام بدی. هزار آفرین
.ببخشید بهت پریدم تولدها همیشه عالین
روز درازی در پیش داریم
!سلام سلام !صدتا سلام
و میبینیم که درازتر هم شد
باب! چه خوب که اومدی
خبر داشتی قراره بیاد؟
و تو نمیدونستی برای همینه که اومده
سلام - سلام -
برات از فلوریدا پرتقال تازه آوردم
تو هواپیما به عنوان بالشت ازشون استفاده کردم
اگه موی فرفری بینشون پیدا کردی بدون که مال منه
میرم بذارمشون تو ظرفشویی
اینهم دختر تازه متولدمون
تولدت مبارک
من اول بهش تبریک گفتم
سلام بابابزرگ باب
وای نگاهش کن
چقدر خوشگل شدی عزیزم
ژنهای پینسیاتی عین گاو قویان
...شبیه گاو که هستن ولی
این شیر برای مهمونیه
یعنی، تولدت مبارک عزیزم
تولدت مبارک جوجه
حال مامانبزرگ خوبه؟
من جات بودم زیاد پاپیچش نمیشدم
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
یعنی اگه حتی بلد نیستی اسمم رو درست بنویسی
دیگه چیها راجع بهم نمیدونی؟
آخه من چه میدونم که چیها نمیدونم
.راجع به ممههات ازم بپرس اونها رو از برم، میتونم
همین الان رو دستمال کاغذی برات بکشمشون
امروز تولدته بعد تو داری برامون ناهار میخری؟
حس کردم برای اینکه این هفته هوام رو داشتین باید ازتون تشکر کنم
خیلی که اذیتتون نکردم، نه؟
عه، ظاهرا جدی پرسیدی
خوشحالم بالاخره فهمیدی احمقانهست که کلی از وقتت رو واسه یک مرد حروم کنی
حروم کردنش وظیفه ماست
حق با توئه. یک تولد عالی رو میگذرونم
دیگه گذشت دوران گریه و زاری و زانوی غم بغل گرفتن
خوبه
چون همین الان جی و سیرینا اومدن
.بیچاره شدیم الان دوباره برمیگرده سر خونه اول
آره. لیا الان موقع مناسبی برای روبروشدن باهاش نیست. بیا بریم
جدی گفتم، خوبم
میرم و مثل یک انسان عادی بهشون سلام میکنم
چه خبرها بوقلمونها؟
.از زبان بدنش خوشم میاد قوی، و جسورانهست
همین الان یک خیارشور برداشت
خب باید بگم که امروز تولدمه
سال جدید، شروع جدید 15سالگی
آخی نازی. اصلا یادم نمیاد کی 15 سالم شد
گمونم تو باهاما بودم
من هم همینطور
ولی تو که الان اینجایی
نه، تو اینجایی
بگذریم، امشب مهمونی بزرگی داریم
مامانبزرگم بروبچز انجمن «بریج»ـش رو دعوت کرده قراره حسابی بترکونیم
.وای ببخشید چه زشت شماها هم بیاین
مطمئنی؟ - آره. چرا که نه -
دوست دارم همه دوستهام و دوستدخترهای جدیدشون واسه مهمونیم بیان
باشه. حتما میایم
من هم همینطور. منتظرتونم
ریدم به تولدم
تو این بخش شماها باید بهم بگین نه نریدی نگران نباش
خب ریدی دیگه
اصلا این خیارشوره نحسه
خیارشور شیطانیت رو نزدیکم نیار
«مترجم: عاطفه بدوی» Atefeh Badavi
دوست داری دستت از جاش قطع بشه؟
خیلی سخته بتونی لذت خوردن یک کاپکیک رو از کسی بگیری
ولی تو از پسش براومدی
خب، اگه دوست نداری به من کمک کنی میتونی بری تو نشیمن
و با باب، راجع به بیضه مصنوعیش صحبت کنی
چرا دعوتش کردی آخه؟
.دلیل عصبانیتت رو نمیفهمم اون هم پدربزرگشه دیگه
تقصر اریکه
تو کل دنیا یک دختر بود که باباش بابه
حالا باید صاف دست میذاشت رو همین یکی؟
سلام، چه غذاها؟
چون تو آشپزخونهایم اینطور گفتم
لعنتی
سه بار اسمش رو گفتیم عینهو جن ظاهر شد
میخوام سس صدف مخصوصم رو برای مهمونی حاضر کنم
لطف داری ولی برای امشب کلی غذا داریم، نیازی نیست
میدونم، اما بچهها به غذای خوشمزه هم احتیاج دارن
گوشت رو گذاشته بودم اونجا یخش باز شه
خیلی هیجانزدهم
کلی برای کادو تولد امسال لیا مایه گذاشتم
یک دستگاه کارائوکه واسهش خریدم
احیانا گرون نیستن؟ - چه جورم -
برچسب قیمتش رو نکندم
...چون میخوام یادش بمونه
که چهقدر دوستش دارم
من رو چند لحظه ببخشید
یارو فکر کرده میتونه گند بزنه به مهمونیم؟
و گوشتم؟ نخیر
بابا اون گوشت کوفتی رو میشه شست کیتی
ولی کادو بیست دلاری من پیش دستگاه کارائوکه به چشم نمیاد که
خب یک کادو بهتر بهش بده
ناسلامتی دوبرابرش خایه داری وقتشه به کارشون بگیری
بچهها فکر کنم فهمیدم
چرا جی و دوست دخترش رو برای تولدم دعوت کردم
حاضرین بگم؟
چون هنوز از جی خوشم میاد
وای خدا جونم باورم نمیشه - !چی میگی -
میدونم
خودمم باورم نمیشه
همهش هم تقصیر منه
...چون
من برندام - برندا؟ -
برندا والش، تو سریال 90210
برندا همهش از یکی خوشش میاد ولی هیچوقت نمیره بهدستش بیاره
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
تمام زندگیم همه بهم میگفتن دارم از چیزی فرار میکنم
ولی در واقع
من به دنبال چیزی بودم
و اون منم، مگه نه؟
درسته
لیا. قراره امشب دیجی یک مهمونی باشم میخوای بیای؟ خوش میگذره
الان نه دیوید
چون سال اولیم دست رد به سینهم میزنی، نه؟
پس برندا همون دختر منفعل و بیعرضهـهست
No comments yet. Be the first to leave one.