The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس فرزانه سپيده زهرا
همه قماربازها امروز بازی دارن
ادامه بده- باشه-
داشتم میگرفتمش- خیلی خوب-
هی،خانم من همه رو میذارم وسط-
تو از کجا میدونی؟- یه لحظه صبر کن-
همش بستگی به زمان داره...من همه رو میذارم وسط
من بالا میبرمت
هی،نگاه نکن
ممنون
30,000.
یک
!تادا
ببین دوباره همیجوری شد...من بردم چطور دوباره اینجوری شد؟
باورم نمیشه...داره همه پولامون رو درو میکنه
وای تشنمه..یکی برام نوشیدنی بیار...نه یکی اینجا هست
اون همین الان گفت که میخواد رنگاشو باهم مخلوط کنه
!پس من قرار نیست از اون پول بگیرم
!ساکت باش..برگه ها رو بُر بزن
!این مشکل دادستان هایِ کره ست
اونا انقدر گرفتار غرور و جاه طلبی شدن که فقط به پرونده های بزرگ اهمیت میدن
علاقه ای به دستگیری یه هنرمند کلاهبردار ندارن
همه اونجا پولشون رو شرط بندی میکنن
اونوقت همه دادستان ها کجان؟
اونجاست که من باید وارد میدون بشم نه؟
حق با شماست،قربان
گرفتن حکم ام یه مسئله ست
!ممنون،ممنون،ممنون
!چقدر زیبا
!میدونستم...شرت شانسمو الکی نپوشیدم
!میبینید...اینجور موقع ها شرت شانسمو فراموش نمیکنم
یعنی واقعا باختم؟
!!نه...پولام
هی،مهره های تو از دفعه اخری که دیدمشون باهم فرق داره
داری سرمون کلاه میذاری؟
چی؟سرمون کلاه گذاشتی؟
چی؟؟
هی،مرتیکه...انقدر چرت و پرت نگو
!همگی...خدافظ
!مرتیکه عوضی
تو همدستشی درسته؟
چی داری میگی؟منم باختم
نه..نه
اینا کی اند؟- اینجا چه خبره؟-
...هی..دوستان
چطوری باید به چینی بگم"ما رو نکش"؟
"ما رو نکش"
"ما رو نکش"
...ما رو- هی تو-
شما کی هستین؟
ما از دفتر مرکزی دادستانی سئول اومدیم
به ما گزارش دادن که در اینجا یک شرطبندی غیرقانونی درحال انجامه
!به نظرم یه اشتباهی شده
رئیس ما یک قرار خیلی مهم با چند تا از دوستانشون دارن
پولدارا همیشه با تفنگ حرفاشون میزنن؟
برین کنار
چطور جرات میکنی عوضی؟- برو کنار-
!مقاومت نکنید
چطور جرات کردی سرمنُ کلاه بذاری؟
قربان،باید هرچه زودتر از اینجا برین بیرون
!دادستان ها اومدن اینجا
!هیچکس از جاش تکون نخوره
!از این طرف
پول بردار
چی شده؟- همه رو یکجا جمع کنید-
این طرفم هست- برین کنار-
بلند شید
از اونجایی که هستین بیاین بیرون
دست ها بالا- اشتباه شده-
همگی دستاتون پشت سرتون بذارین
همگی بیاین داخل- شوهرم بفهمه منُ میکشه-
!وای...ای وای من
من هیچ ربطی به این قضیه ندارم
قتلم به شرطبندی غیرقانونی اضافه شد؟
همه ادمایه این اتاقو دستگیر کنید- چشم قربان-
قربان
اقای کیم،اون مرد رو دستگیر کن- چشم -
!هی...همونجایی که هستی وایستا
!من میگیرمت
!بپر
صبر کن
قربان- هی-
!فرار کنید
وایستین- هرچی اینجا هست رو به عنوان مدرک بیارین-
همشون رو دستگیر کنید و بیارید سئول
چشم قربان
کیفاتون بدین
اونی که فرار کرد چی شد؟- گمش کردیم-
گمشون کردین؟
یه قایق برداشتن و فرار کردن و دور شدن
دور شدن؟
پس برنمیگردن دیگه اره؟
!باشه..پس مهمونی دیگه تموم شد
بیاین جمع و جور کنیم و بریم دیگه
کارت خوب بود
از یه چیزی استفاده کنید که اتش کمتری داشته باشه
نزدیک بود واقعا بمیرم
بهتون که گفتم،اوپا کارش خیلی درسته(دکمه ای برای خودش)
( اصطلاح دکمه برای فردی به کار میره که به طور ناگهانی وارد میدون میشه و هدف رو فراری میده)
!یه سه میلیون دلاری میشه
دوچان استاد این کاره
!اروم خرجش کن
!کلاهبرداری کار کوتاهیه ولی زندگی طولانیه
!عاشقتم
همگی،بیان سهمشون بگیرن
قربان،بک جون سو هستم
سلام،راستش شما به سئول منتقل شدین
من الان تو راه سئولم
تو راهی؟هنوز یک هفته هست
...اونُ راضی کردم که
وسایل رو بیاره و تحویل بده
کی؟نام سونگ تائه؟
کجا دیدیش؟
یه لحظه
بیا اینجا ببینم
!بهم خندیدن...دیونه های عوضی
!نه...ما به شما نخندیدیم
شماها چه مرگتونه؟
فکر میکنید کی هستین که منُ تحقیر میکنید؟
ما به شما نخندیدیم
!دارین دیونم میکنید
!لعنتی اعصابم خرد شد
هی...دارین چی رو نگاه میکنید؟
!هی...مگه قرن هجدهه...یادت رفته که الان سال 2018ئه
...فکر میکنی الان اونا فکر میکنن چون
چاقو دستت گرفتی خیلی جذابی...بدبخت؟
و شما کی باشین؟
گورتو گم کن...عوضی
...ببخشید ولی
...به نظرم یکم برای به نمایش گذاشتن
غرور مردونت...کوچیک باشی
تو یه بازنده احمقی...بسه دیگه نمیخواد قدرتتو بیشتر از این به رخ بقیه بکشی
...چرا تو
دیوانه عوضی
!میکشت...خودتو مرده بدون
بچه خوبی باش
ممنون
ممنون- خواهش میکنم-
سلام قربان
بله؟
خانم اوه،مشکلی پیش اومده؟
کارت شناساییمو نیاوردم..لطفا بذار برم داخل
باید برین اونطرف و فرم پر کنید
!خانم
چه اتفاقی برای جون سو افتاد؟
حالا باید چکار کنیم؟
...جون سو یه تصدف شدید کرده
کجا؟چطور؟چقدر اسیب دیده؟
...خورده به یک کامیون و افتاده تو دریا
الان تو اتاق عمله
حالا چکار کنیم؟
اون کجاست؟
...نقطه مشترک بین این اثار اینکه
هنرمند خیلی تحت تاثیر کاندیسکای بوده(یک نقاش روسی)
که این طور پس گفتین کاندیسکای- بله-
...ترکیب رنگ های ساده و توازنی که در اثر وجود داره
نشان دهنده یک سوپرماتیزم(یک سبک هنری روسی) واقعیه
...نکته جالبش اینکه اونایی که با کاندیسکای بودن
میگن میشه با نگاه به این اثر صدایِ موسیقی رو شنید
چیزی هست که شما ندونید اقای گوم؟
بیاین بریم اتاق بعدی
خواهش میکنم جون سو...جون سو
جون سو...لطفا خوب شو
دقیقا همون موقعی که داشت میومد نام سونگ تائه رو ببینه
نام سونگ تائه؟- اره-
قربان- بله؟-
به نظرم این یه تصادف معمولی نبوده
چی؟
!اون عوضیا
حالا چکار کنیم؟چکار کنیم؟
چه خاکی به سرمون بریزیم...جون سو...جون سو
جون سو
!حق نداری بمیری
چرا باید بمیره؟اون نمیمیره...عوضی
مگه نشنیدی که دکتر چی گفت؟
چونش در خطر نیست
اون چشماشو باز میکنه و دوباره بلند میشه نه؟
ممنون که زنده موندی...خیالم راحت شد
چطور میتونه خیالت راحت باشه؟
اونا یک دادستان رو انداختن تو دریا
اون عوضیا رو نمیبخشم
!معلومه که نمیبخشیمشون
!اون عوضی هایِ فاسد
میخوای چکار کنی؟
چکار میتونم بکنم؟
باید اول گزارش اتفاقی که افتاده رو بدم
اون سعی کردن یک دادستان رو بکشن
...اگه اونها بفهمن که اون زنده ست- اگه بفهمن؟-
باید ببریمش یک جایی که هیچکس نتونه پیداش کنه
مشکلی براش پیش نمیاد؟
نگران نباش...رئیس بیمارستان یکی از دوستایه منه
گفت این رازو پیش خودش نگه میداره...نگران نباش
ادما و ماهی ها دقیقا عین هم اند
برای زنده موندن تقلا میکنن
چی شد؟
همونطور که گفتین انجامش دادم ولی یه مشکل کوچیکی پیش اومد
چه مشکلی؟
وقتی ماشین اوردن بیرون،در ماشین باز بود
و هیچکس داخلش نبود
من خودم جسد رو ندیدم
No comments yet. Be the first to leave one.