The first 200 lines.
در سراسر دنیای باستان،
یک پیکر اسرارآمیز وجود داره
که بارها و بارها سر و کلهاش پیدا میشه... مرد پرنده.
تصاویر مردان پرنده در جایجای سیاره به چشم میخوره.
در بسیاری از فرهنگها، پیکرهای پرندهمانند به عنوان خدا پرستش میشدند.
سومریها آنوناکیها رو میپرستیدند که...
اغلب تقریباً شبیه ترکیبی از انسان و پرنده به تصویر کشیده میشدند.
و حضور اونها، روند توسعه تمدن رو دگرگون کرد.
رَبِی آریل بار تَزادوگ: وظیفه اونها اینه که راهنمایی کنن
امور انسانها رو.
گوینده: آیا این به اصطلاح مردان پرندهای فقط حاصلِ
تخیل هستن، یا ممکنه نشوندهندهی چیز دیگهای باشن؟
بسیار عمیقتر؟
جیورجیو آ. تسوکالوس: حتماً یک جرقه الهامبخش وجود داشته.
آیا اونها موجودات فیزیکی از سیارهای دیگه هستن؟
بزرگترین قلمرو بومیان آمریکا، وسعتی دارد
بیش از ۲۷,۰۰۰ مایل مربع،
که بخشهایی از آریزونا، نیومکزیکو و یوتا را پوشش میدهد.
مردم ناواهو در این سرزمین ساکن بودهاند.
برای بیش از هزار سال،
و اونا میگن که، در طول تاریخشون
درست تا امروز،
با موجودی فرازمینی برخورد داشتن
که به مرد پرندهای معروفه.
من ۳۱ سال رو در مجری قانون گذروندم
با تکاوران ملت ناواهو.
توی، امم، حرفهام در منطقه حفاظتشده ناواهو
ما شاهد گزارشهای زیادی از مردم بودیم که مردان پرندهای رو دیدن.
این یه موضوع عادی برای اکثر قبایل بومی آمریکا
در ایالات متحده است.
بومیان آمریکا تاریخچهای طولانی دارن
از موجودات آسمانی که به دیدنشون اومدن.
و در بسیاری از موارد، این موجودات شبیه انسانهایی هستن
با بال.
راوی: در حالی که هر قبیله
زبان و اساطیر منحصربهفرد خودش رو داره،
به طرز شگفتانگیزی، بسیاری از اونها سنت مشترکی دارن
در پرستش یک نماد مرد پرندهای.
دوور: نماد مرد پرندهای در فرهنگهای بومی،
انسانگونه هستند.
بعضی وقتا غولپیکرن.
یه جور موجود آسمانی در نظر گرفته میشن،
که از آسمون اومده.
تو فرهنگ ناواهو، اونا تواناییهای جادویی دارن.
درمان میکنن.
اما یکی از جنبههای اصلی هر شکلی
اینه که دانش رو انتقال میدن.
وقتی بومیها یه مرد پرندهای رو میبینن، این یه نشونه خیلی خیلی خوبه.
دیدن همچین چیزی یه اتفاق خیلی بزرگی محسوب میشه.
راوی: یکی از برجستهترین مثالها
از پرستش مرد پرندهای در آمریکای شمالی رو میشه پیدا کرد
بیرون کالینزویل، ایلینوی،
جایی که مجموعهای از تپههای خاکی اسرارآمیز
بالاتر از دشت قرار گرفتن.
این تپهها مکان جایی رو نشون میدن که مردم میسیسیپی--
یکی از بزرگترین تمدنهای باستانی
در آمریکای شمالی-- زمانی در اوج شکوفایی بود.
نزدیک یه تپه-- با شماره ۷۲--
باستانشناسا یه محل دفن عجیب پیدا کردن،
اکنون به «محل دفنِ مرد-پرندهای» معروف است.
آنها بقایای یک مرد و یک زن را پیدا کردند
که روی یک سکوی مرتفع قرار داده شده بودند
پوشیده شده از فرشی شامل بیش از ۱۰,۰۰۰ دانه صدف دریایی
که به شکل یک شاهین چیده شده بودند.
سر پرنده، زیر و کنار سرِ مرد قرار گرفته بود.
و بالها و دُمِ پرنده
زیر بازوها و پاهای او بودند.
این تدفین، نشاندهندهی احترام عمیق
به مردِ پرندهای در ساختارهای معنوی بود.
اِد بارنهارت: این چیدمان صدفها در اطراف اجساد اصلی
منطقی است چون میدانیم که میسیسیپیاییها
موجودی فراطبیعی داشتند که شاید یک خدا بود و شاید هم نه،
اما او موجودی بسیار قدرتمند است
که در آسمان زندگی میکند.
ما تصویرسازیهایی میبینیم
همچنین روی الواح سنگی.
راوی: در محلی به نام تپه راهبان،
درست یک مایل دورتر از محل دفنِ مرد-پرندهای،
باستانشناسان یک لوح ماسهسنگی پیدا کردند
که یک پیکر انسانی دیگر را نشان میدهد.
با خصوصیات پرندهمانند.
هیو نیومن: این لوح به نظر میاد یه پیکر انساننما داشته باشه
با یه منقار
ولی همچنین چیزی که شبیه دستهایی هست که به جلو کشیده شدن
به یه شکلی خاص که شبیه بال به نظر برسن.
راوی: در حالی که مردم میسیسیپی در غرب میانه
شواهد فراوانی از پرستش پرندهنما را به جا گذاشتند،
در جنوب غربی، قبایل بومی
هنوز هم سنتهای مردم باستانی پوئبلو رو ادامه میدن،
و مراسمی برای ارتباط با کاچینها برگزار میکنن.
این موجودات فرازمینی اغلب به تصویر کشیده میشن
با ویژگیهای پرندهمانند.
لین: کاچینها ویژگیهای مختلف زیادی دارن،
ولی خیلی از اونا شبیه پرنده هستن، موجودات بالدار.
اونا مردم روی زمین رو به
خدایان آسمانی وصل میکنن.
خیلی از قبیلهها هنوز هم مراسمی برگزار میکنن
که به کاچینها تقدیم شده.
این مراسم شامل میشه
چیزهایی مثل رقصهای آیینی،
طبل، موسیقی، و اغلب اوقات افراد لباسهایی به تن دارند که
سربندهایی با رنگهای شاد و پر دارند.
راوی: حتی عجیبتر از احترام گسترده
به پیکرههای انسان-پرنده در سرتاسر فرهنگهای بومی آمریکا،
این واقعیت است که موجودات نیمهپرنده مشابه،
نیمهانسان در سرتاسر جهان باستان یافت میشوند.
در محوطهی تیاهواناکو در بولیوی،
یک دروازهی سنگی عظیم به نام دروازهی خورشید،
شامل حکاکی خدای اینکاها، ویراکوچا، است که
از دو طرف با دهها پیکرهی پرنده مانند احاطه شده است.
نیومن: گفته میشود که خودِ ویراکوچا،
خدای بزرگ آند، در واقع همان کسی بود
که ساخت تیاهواناکو و پوما پونکو را آغاز کرد.
دیوید چایلدریس: در وسط دروازه، تصویری از ویراکوچا هست،
اما در هر دو طرف ویراکوچا این مردان پرندهای قرار دارند.
و این مردان پرندهای معروف، به نظر من، نمادی هستند
از پرواز.
و اساساً، این مردان پرندهای، انسانهایی هستند که میتوانند پرواز کنند.
راوی: مکان دیگری که پیکرههای انسان-پرنده
به طور برجستهای به چشم میخورند، در جزیرهی دورافتادهی اقیانوس آرام،
راپا نویی، که بیشتر به جزیرهی ایستر معروف است.
در حالی که جزیرهی ایستر به خاطر
مجسمههای سنگی عظیم موآی
که در امتداد خط ساحلیاش ایستادهاند، معروف است،
برای قرنها جزیرهنشینان موجودی ماورایی را نیز پرستش کردهاند
که تانگاتا مانو یا مرد پرندهای نامیده میشود.
نیومن: در سرتاسر جزیرهی ایستر، ما تصاویری پیدا میکنیم
از موجودات شبیه انسان-پرنده،
که واقعاً اشارهای است به برخی از قدیمیترین سنتها،
پیش از آنکه تصور شود انسانها حتی در این جزیره حضور داشتند.
تسوکالوس: مرد پرندهای اصلی، مردی به نام ماکه ماکه بود.
و وقتی او به جزیرهی ایستر رسید،
دید که چقدر زیباست
و خواست آنجا را با مردم پر کند.
و بنابراین او اهالی جزیرهی ایستر را
از خاک جزیرهی ایستر ساخت،
و اینگونه مردم جزیرهی ایستر به وجود آمدند.
دومینیک استیواو: در بسیاری از فرهنگهای متفاوت، اِ...،
این موجود ترکیبی نیمهپرنده، نیمهانسان
بارها و بارها ظاهر میشود.
خیلی وقتها وجه مشترکشان این ایده است که
پیکرههای انسان/پرنده، اِ...، قادر به پرواز هستند.
آنها میتوانند بین قلمروهای مختلف سفر کنند
یا ابعاد مختلف هستی.
در فولکلور ژاپن، تنگو این
ارواح کوهستانی، اِ...، بسیار قدرتمند هستند.
همهی آنها به نوعی به پرندگان مرتبط هستند یا ویژگیهای پرندهای دارند.
آنها نمایانگر شکل والاتری از دانش هستند
که به کسانی که پذیرای آن هستند، منتقل میکنند
تا آن دانش را از آنها دریافت کنند.
هنری: تصاویری از انسان-پرنده در سرتاسر سیاره یافت میشود.
آیا به این دلیل است که پرندگان نماد تعالی هستند؟
چرا این تصاویر اینقدر به طرز چشمگیری شبیه هم هستند؟
تسوکالوس: واقعاً عجیب است وقتی شما نگاه میکنید
به تقریباً همهی فرهنگها
و میبینید که آنها تصاویری و اشاراتی دارند
و افسانههایی از به اصطلاح مردم پرندهای یا انسان-پرندهها.
و بنابراین، این به من ثابت میکند که باید از جایی شروع شده باشد،
یا باید جرقهی الهامی وجود داشته باشد.
به عقیدهی نظریهپردازان فضانوردان باستانی،
مهمترین چیزی که اجداد ما
میخواستند به ما منتقل کنند این است که آنها با کسی مواجه شدند
در شکل فیزیکی که توانایی پرواز داشت.
راوی: چه چیزی میتواند پشت این فراگیری
شمایلنگاری انسان-پرنده در فرهنگهای باستانی باشد؟
آیا این به خاطر نوعی رویارویی فراجهانی است؟
شاید سرنخهای بیشتری را بتوان پیدا کرد
با نگاه کردن به صفحات کتاب مقدس.
راوی: در سرتاسر تاریخ، فرهنگهای باستانی
در سرتاسر جهان
پیکرههای انسانی را با بالهای پرنده مانند به تصویر کشیدهاند.
در دنیای غرب، هیچ کدام شناختهشدهتر از گروهی نیستند
از موجوداتی که در متون یهودی-مسیحی توصیف شدهاند.
هنری: وقتی به یک پیکرهی انسانی بالدار فکر میکنید،
بیشتر از همه به فرشتگان فکر میکنید.
فرشتگان پیکرههایی هستند که در امور انسانی دخالت میکنند.
آنها ما را از اتفاقات آینده آگاه میکنند
یا آنها به شکلی مثبت دخالت میکنند.
راوی: در کتاب پیدایش از کتاب مقدس عبری،
فرشتگان ابتدا به عنوان موجودات الهی ظاهر میشوند
که به عنوان پیامآوران خدا به زمین فرستاده شدهاند.
تسوکالوس: فرشتگان موجودات بالدار هستند.
حالا، کلیسا، تا حدود سال ۳۰۰ میلادی،
حتی یک بار هم به فرشتگان اشاره نکرد.
از حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلادی بود
که اولین اشارات به فرشتگان وارد کتاب مقدس شد.
قبل از آن، هرگز "فرشته" نبود،
بلکه همیشه کلمهی "پیامآور" بود.
و اغلب، "پیامآور از آسمان".
تسادوک: وظیفهی آنها، به عنوان دربار آسمانی،
این است که امور انسانها را هدایت کنند،
تا با ذهن افراد ارتباط برقرار کنند.
اما این فرشتگان موجودات روحانی نبودند،
آنها موجودات فیزیکی بودند.
آنها اهل این دنیا نیستند.
بنابراین، آنها زمینی نیستند،
و بنابراین، آنها فرازمینی هستند.
راوی: آیا ممکن است که فرشتگان کتاب مقدس
موجودات فیزیکی بودند که از دنیای دیگری آمده بودند؟
شاید با بررسی کردن بشه سرنخهای بیشتری پیدا کرد
No comments yet. Be the first to leave one.