The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت 60 این قسمت:ما تنگ داخل پایتخت میشه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
بعد از فوت کوچکترین ارباب
من هر ماه یک کتاب رو به عنوان پیشکش سر مقبرشون می سوزونم
امروز سومین سالش هست
و من 36 کتاب رو سوزوندم
فکر کنم حالا بتونم پیمانم با نخست وزیر رو تکمیل کنم
و به یکی از اربابان جوان به عنوان ملازمشون خدمت کنم
و به یکی از اربابان جوان به عنوان ملازمشون خدمت کنم
ارباب جوانی که انتخاب کردی کیه؟
سااُ پی
امیدوارم بودم سااُ جی رو انتخاب کنی
اون برجسته تره و اینده بزرگتری جلوی روشه
سااُ جی به اندازه کافی برجستست من چیز بیشتری برای راهنمایی کردنش ندارم
سااُ جی به اندازه کافی برجستست من چیز بیشتری برای راهنمایی کردنش ندارم
اگه دستور بدم اینکارو انجام بدی چی؟
درود بر نخست وزیر
سیما یی برای انجام اونچه به انجامش بی میل هستش یک مرتبه وانمود کرد که فلجه
سیما یی برای انجام اونچه به انجامش بی میل هستش یک مرتبه وانمود کرد که فلجه
همچنین با استفاده از نامی جعلی از بازداشت فرار کردم
حالا راضی هستم
راضی هستم برای همچین دلیلی بمیرم
واقعا استثنایی هستی
جونگدا،شکی نیست که با استعداد هستی
اما تو مغرور هم هستی
اگر سااُ جی رو اموزش ندی اشکالی نداره
اما اجازه هم نداری به سااُ پی اموزش بدی
ولی نخست وزیر 3 سال پیش به من قول دادن که
ازادم تا یکی از اربابان جوان رو انتخاب کنم
حتی یک قول هم میتونه فسخ بشه،درست نیست؟
حتی یک قول هم میتونه فسخ بشه،درست نیست؟
من الان نخست وزیر هستم،بالاترین مقام در دربار
تعدادی حتی میگن که حرفم قانون سلطنتیه و اینکه تنها کشور رو کنترل میکنم
تعدادی حتی میگن که حرفم قانون سلطنتیه و اینکه تنها کشور رو کنترل میکنم
درسته؟
نخست وزیر کاملا درست میگن
بنابراین
میتونم که زیر حرفای خودم بزنم
اما تو نمیتونی
جونگدا
اینجا جایی برای تو ندارم
میتونی بری
متشکرم نخست وزیر
اقای جونگدا اقای جونگدا
اقای جونگدا
اقای جونگدا لطفا صبر کنید
ارباب دوم چه فرمانی دارید به من بدید؟
من شنیدم که
اینا همش به خاطر من هست
به خاطر ارباب جوان نیست
خواسته خداونده
هر کاری رو که تونستم انجام بدم دادم بقیش با خداست
نه،مدیر من نمیذارم که شما برید
لطفا با من به خونه بیاید
حتی اگر پدر این اجازه رو نده
بازم به عنوان استاد قبولتون میکنم
نباید اینکارو کنید
نخست وزیر بفهمن بهتون سوء ظن پیدا میکنن
حتی اگه پدر بهم سوء ظن پیدا کنن
بازم نمیخوام شما رو از دست بدم
همچنین
همه میدونن که نخست وزیر میخواسته به عنوان نیرویی منو به کار بگیره
همه میدونن که نخست وزیر میخواسته به عنوان نیرویی منو به کار بگیره
اگر به موندنم اصرار بکنید
تمام عالی رتبه ها
وقتی که بفهمن بهتون بد بین میشن
برادرانتون هم به عنوان دشمنشون بهتون نگاه میکنن
لطفا ارباب جوان دوم برانگیخته نشید
پس پس باید چی کار کنم؟
نگران نباشید
بیرون شهر کلبه ای کاهی دارم
برای محافظتم از باد و بارون کافیه
وقتیکه شما وقت ازاد داشتید
میتونیم با هم از ماهیگری لذت ببریم
این برای شما غیر عادلانه هست مدیر
دیگه نگران این نباش
من به رنجش از بی عدالتی عادت دارم
و حالا یاد گرفتم که چطور باهاش کنار بیام
راه بیوفتین
سیما یی به کجا رفته؟
شهر رو ترک کرده جاشم معلوم نیست
قبل از اینکه بره با کسی ملاقاتی نکرده؟
قبل از اینکه بره با کسی ملاقاتی نکرده؟
ارباب پی تا حوالی شهر تعقیبشون کردن و ایشونو ملاقات کردن
ارباب پی تا حوالی شهر تعقیبشون کردن و ایشونو ملاقات کردن
نخست وزیر،سیما یی استعدادی فوق العادست
اگر که بره،در اخر
به خدمت سون یا لیو بِی در نمیاد؟
لیو بِی کونگ مینگ و پانگ تونگ رو داره
سون چواِن هم لو سو رو
اگر من سیما یی بودم
مطمئنا نمیرفتم با اونا رقابت بکنم
نخست وزیر باهوشن
به علاوه شک دارم خیلی دور رفته باشه
برای چی؟
تو کوه جونگ نان رو میشناسی؟
بله،کوهستانی مشهوره
کی نشناستش؟
خب چطور شد که مشهور شد؟
اون کوهستان از چانگ آن دور نیست
در گذشته،دانشورهای دلسرد شده اکثرا اونجا در انزوا زندگی میکردن
در گذشته،دانشورهای دلسرد شده اکثرا اونجا در انزوا زندگی میکردن
شعر های عاشقانه مینوشتن و از مناظر نقاشی میکردن
جوری عمل میکردن که انگار بر بالای دنیا هستن
اما در حقیقت منتظر فرصتی مناسب بودن
نخست وزیر حالا متوجه شدم
سیما یی زیاد دور نرفته
اون منتظر فرصتش هست
درسته
اما من ناراضی بودم بزارم بره
اگر واقعا بره ما کاری نمیتونیم کنیم
اما اگر نرفته باشه
علاقمندم ببینم ارزوی سیما یی مثل چیه
و میخواد چی کار بکنه
افرین
نخست وزیر درود بر نخست وزیر
نوسازی باغ پشتی انجام شد
نخست وزیر لطفا بفرمائید نگاه کنید
خب،پس بیا بریم نگاه بکنیم
بفرمائید
بد نیست
این بناء ها خیلی دقیق و با حوصله زیادی ساخته شدن
بله،طبق سلیقه نخست وزیر ساخته شدن
اونا با دقت توسط صنعتگران استخدام شده جنوب ساخته شدن
داشتم فکر میکردم که شکل کلبه ها با برای دشت های مرکزی متفاوته
داشتم فکر میکردم که شکل کلبه ها با برای دشت های مرکزی متفاوته
بد نیست،خوبه
شک دارم در عمرم بتونم پامو سرزمین جنوب بزارم
به این کلبه ها که نگاه میکنم
وانمود میکنم که سفری به جنوب کردم
نخست وزیر
بریم
نخست وزیر،این ورودی چه مشکلی داره؟
این،این چه
نخست وزیر ازش چه منظوری دارن؟
بلافاصله این ورودی رو ببندید
اخه برای چی؟
نوشته "زندگی" و نوشته "در"با هم به شکل"پهن"نوشته شدن
نوشته "زندگی" و نوشته "در"با هم به شکل"پهن"نوشته شدن
نخست وزیر فهمیدن که این ورودی کمی زیادی پهنه
فهمیدم،بیاید زودتر درستش کنید
درسته
این چی هست؟
قربان،در جشن شب عید نیمه پاییز ما تنگ از شی لیانگ این خراج رو برای دربار فرستاده
قربان،در جشن شب عید نیمه پاییز ما تنگ از شی لیانگ این خراج رو برای دربار فرستاده
جعبه شیرینی ای به نخست وزیر دادن
که بعد نخست وزیر روی جعبه نوشتن "یک جعبه شیرینی"
که بعد نخست وزیر روی جعبه نوشتن "یک جعبه شیرینی"
ایا نخست وزیر چیز دیگه ای نگفتن؟
بعد اینکه نخست وزیر اینا رو نوشتن اینجا رو ترک کردن
ما نفهمیدیم منظورشون چیه
جرات نکردیم بهش دست بزنیم
بیا بیا
بیاید شیرینی بخورید
ولی نخست وزیر بهمون اجازه ندادن
ما جرات نمیکنیم بهش دست بزنیم
اونچه من میگم انجام بدید
نخست وزیر هیچ کدوم از شما رو تنبیه نمیکنن
بیاین
بیاین
کی اجازه داد اونا رو بخورید؟
درود بر نخست وزیر
من بهشون گفتم که بخورن
برای چی اجازه دادی بخورن؟
من فقط دستورات نخست وزیر رو دنبال کردم
من چه موقع همچین دستوری رو به تو دادم؟
نخست وزیر روی جعبه نوشته بودن که هر مرد یکی گاز بزنه نوشته"جعبه"میتونه داخل حرف های"مرد"و"یک"و"گاز زدن"بشکنه
نخست وزیر روی جعبه نوشته بودن که هر مرد یکی گاز بزنه نوشته"جعبه"میتونه داخل حرف های"مرد"و"یک"و"گاز زدن"بشکنه
بنابراین من فقط دستور نخست وزیر رو دنبال کردم
یانگ شیو،تو خیلی تیزی
تونستی مقصود منو حدس بزنی خب
شون یو رو صدا بزن
اطاعت
نخست وزیر
ون رو،شیرینی بخور
مزش چطوره؟
هم تلخه هم شیرینه
اول شیرینه بعد تلخ یا اول تلخه بعد شیرین؟
اول شیرینه بعد تلخ یا اول تلخه بعد شیرین؟
هم زمان تلخ و شیرین
این شیرینی رو ما تنگ داده
نگران نباش
یانگ شیو و بقیه امتحانش کردن
سمیش نکرده
ما تنگ معمولا به شما بی احترامی نشون میداده
ناگهان چی شده
که برای شما شیرینی فرستاده؟
دیگه از توهینم خارج شده
در جشن عید نیمه پاییز
10هزار تیل طلا خراج برای امپراتور فرستاده
همینطور هزار کیلو میوه و 100 جعبه شیرینی
برای من یه جعبه کوچیک شیرینی داده
اگر ما تنگ رو نابود نکنیم مرزهای شمالی ارامش نمی بینن
شی لیانگ 60 تا 70 هزار سرباز داره
که همه سوارن
اونا همیشه منتظر یورش هستن
مهم نیست چی
همین که نخست وزیر به جنوب حمله بکنن
ما تنگ ارتشش رو برای حمله به شو چانگ رهبری میکنه
در گذشته همچین کارایی رو کرده
No comments yet. Be the first to leave one.