The first 165 lines.
پیشکشهاتون دائما کم و کمتر میشن
«باقیمانده جواهرات و گنجینههای «ایمان از مردم ستانده شده؟
مطابق امرتون ثورداک
تا ذره آخرش ازشون گرفته و به پای شما ریخته شده سرورم
و وستران در آستانه نابودی قرار گرفته پادشاه
به زودی شهرهای بیشتری نیز سقوط خواهند کرد
و هنگامی که جای پای نظاممون محکم شد
حتی سایه ما هم لرزه بر تن مردم این سرزمین خواهد انداخت
...و اما گونه شما
بهنظر میرسه که دیگه احتیاجی به هدایای بیارزشتون نیست
فرار کنید
خوبی؟
نه. اژدهایان دارن حرکت میکنن
دارن قلمروشون رو در سرتاسر تالدوری گسترش میدن
تو ذهنت دیدیشون؟
بینشی بود که توسط روشنایی ابدی بهم اعطا شد
اون قرمزه
ثورداک صداش میکردن
...اون
همه رو به چشم برهمزدنی خاکستر کرد
...من
نتونستم نجاتشون بدم
میدونم هرکدوممون اهل یکجاییم
اما «ایمان» اولین مکانی بود که ما رو به رسمیت شناخت
یک جورهایی حکم خونهمون رو داشت
حتی بهمون عنوان هم دادن
و مطابق همون عنوان هم عمل میکنیم
فقط کافیه اون مقبره و بقایای کوفتی رو پیدا کنیم
هم خبر خوب براتون دارم هم خبر بد
باشه. اول خبر خوبت رو بگو
فهمیدم که دریاچهای که اوسیسا بهمون دربارهش گفت، توی دره بعدیه
چه عالی. بریم
وایسا. خبر بدت چی بود؟
خبری از مقبره نیست
نه معبدی هست، نه خرابهای هیچی هیچی
سراب هم نیست
یعنی ابوالهوله بهمون دروغ گفته؟
حتما اون سمت دریاچهست
کجا داری تشریف میبری؟
میتونیم تا قبل از شب خودمون رو برسونیم
داریم درباره «بقایای تباین» صحبت میکنیم
بعید میدونم کادوپیچش کرده باشن که ما فقط بریم برش داریم
باید احتیاط کنیم
همهمون
هیچ به دلتون غصه راه ندین
من لیز میخورم میرم اونور یک سر و گوشی آب میدم
...دوست دارم فتیش پا
بچهها خیلی داره خوش میگذره
یک چیزی اون زیر تکون خورد
عجیبه
اسکانلان؟ اونجا چه خبره؟
هیچی، همه چی مرتبه
مطمئنم که ضخامت یخش خیلی زیاده
اجازه بدین قدرتم رو جمع و جور کنم
طاقت بیار اسکانلان
...لعنتی. کیلث، نمیشه
پرندهای چیزی بشی؟ - پرنده؟ چه کمکی میکنه آخه؟ -
هیچکی نمیخواد بیاد کمک؟
نزدیک بود ها
کدوم یکیتون نجاتم داد؟
ما بودیم
سلام
کش؟ زهرا؟ ...شما اینجا
اوسیسا حدس میزد به کمکمون نیاز پیدا کنین
و ظاهرا درست فکر میکرده
چه سخاوتمند
خیلی
بازم خوبه این خانم شاخداره از دیدنم خوشحال شد
...آره. خب یعنی
اون چی بود من رو گرفت؟
آدارو. نیمهانسان، نیمه ماهین
غروبها شکار میکنن
بهتره تا صبح دست نگه داریم و بعد به دنبال مقبره بریم
شما هم جریان مقبره رو میدونین؟
کلی راز دیگه هم داریم
...خوشحال میشیم با شما درمیونشون بذاریم
فقط کافیه آتیش برامون روشن کنین
مقبره برای بانوی کلاغها ساخته شد
یا همون الهه مرگ
محل تکریم جسم باستانی الهیشه
والاترین مقام بین گونه خودشون
کسی که ترس و وحشت رو به دل دشمنانش میانداخته
اسمش، پروان بود
(پرو ان؟ (منحرف - (احیانا فامیلیش «پدوبر» نبوده؟(بچهباز -
غلط اندازه دیگه، چه میشه کرد
خیلی آشغالین
هرچی دلتون میخواد بخندین ولی «پروان سول» بهخاطر خداش از همه چیزش گذشت
به این آسونیها از خیر گنجینههاش نمیگذره
حالا که بحث گنج و جواهرات شد
این خوشگله رو از کجا گیر آوردی؟
این النگو کهنهـه رو میگی؟
یک اهریمن رو کشتم
حسودی نکن
به هیچ وجه. خودمون هم این مدت
کلی چیز میز جادویی جمع کردیم
مگه نه اسکانلان؟
هان؟ اون خنزر پنزرهایی که از دکون گیلمور برداشتیم رو میگی؟
آره دیگه! همونها رو میگم
وای یک جارو
چه شگفتانگیز
چشمهای تیزبینی برای تشخیص اشیا ارزشمند داری
ببند زهرا
با اینکه خیلی گندهست، ولی کمربند باحالیه
چی کار میکنه؟
!ریش درآوردم
همهش همین؟
...گفتم
ریش درآوردم - باشه عمو. خیلی خفنه -
بگذریم، غنایم قاتل فکر میکرد
مقبرهش قرنها پیش تخریب شده
ولی مشخص شد هنوز سرجاشه
حتما از اینکه اوسیسا
قبل از شما به ما دربارهش گفته کفری شدین
اصلا به ذهنم خطور نکرده بود
دنبالمون کردن
اصلا نمیتونیم بهشون اعتماد کنیم
زهرا و کش رو میگی؟ البته که نه
فردا اصلا در موقعیتی نیستیم که بخوایم ریسک کنیم
خواهر
ازم دور نشو
همیشه همین رو بهم میگی
مشکلی برام پیش نمیاد
کمی استراحت کن
اصلا فکر خوبی نیست
عجله کن. پدر هر لحظه ممکنه برگرده
چه قدر زیباست
داری چه کار میکنی؟
از قصد نبود
...فقط میخواستم - اون یادگاری -
نسلهاست که بین الفهای نجیبزاده دست به دست میشده
...متاسفم پدر. من - ...معلومه تو و -
اون برادر ضعیفت از فرهنگ الفها سردرنمیارین
تو خونتون نیست
شماها اشتباهی بیش نبودید
کافیه
اجازه نداری اینطور باهاش صحبت کنی
وکس، وسایلت رو جمع کن
...نه. نیازی نیست که
چرا نیازه
خدانگهدار پدر
به خودت زحمت نده کسی رو دنبالمون بفرستی
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
چشم چشم دو ابرو - احمقانهست -
این رو از اسناد غنایم قاتل بیرون کشیدیم
خب، حالا ببینین مسیری که میگم رو متوجه میشین یا نه
این دریاچهست
اینجا میشه مقبره
پس نقشهت خرابه
مقبرهای که توشه سر و تهه
اوسیسا از روز ازل وجود داشته
پس اشتباه نمیکنه
...شاید مقبره
سر و ته نیست
بفرمایید
زیر آبه، صحیح
میتونیم نفری یک سطل برداریم
احتمالا بتونیم تا بهار خالیش کنیم
راستش داشتیم فکر میکردیم
بتونیم از ملکه زمین، باد و آتش کمک بگیریم
من رو میگین؟
هنوز کارم با آب تعریفی نداره
نگران نباش. فقط از باد کمک بگیر
من نگهش میدارم
حاضری؟
این... خیلی باحاله
No comments yet. Be the first to leave one.