Baskets

Baskets

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Baskets S01E06 720p HDTV x264-KILLERS
A Commentary by GodBless
TvShow

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
TS
HD
Published on: 2016-03-23
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائــه‌اي مـشــتـــرک از TvShow | TvWorld

هـی ، بسکتز

چرا یه لحظه ، سریع نمیای اینجا ؟

هــومــن و عـلیـرضــا تــرجــمــه از Raylan Givens & AlirezAlirezA

ادی

اخیراً می‌دیدم ـت که بی‌حوصله‌ای

ناخوشیِ اندوهگین ـت رو ، مثل سنده روی یه ریسمان

پشت ـت ، کرکر روی زمین می‌کـِـشی

. . . برام مهم نیست چه اتفاقی برات افتاده

. . . دوست‌دخترت ول ـت کرده ، حالا هرچی

من کمک ـت می‌کنم

به‌همین‌خاطر تو رو برای «آقای رودیو» انتخاب می‌کنم

آقای رودیو» ؟»

آقای رودیو» . رقابت بزرگ» در ایالت تگزاس

قراره دلقک شماره‌ی یکِ ملت ، انتخاب بشه

ولی باید حرکات ـتو تقویت کنی

فقط اینکه بذاری گاو بهت حمله کنه ، کافی نیست

آره ، خب ، راست ـش من اون‌کارو از قصد انجام نمیدم

حالا هرچی

باید یه‌سری حرکات به اجرات اضافه کنی

می‌تونی یک‌چرخه‌سواری کنی ؟

نه

نه ؟ - نه -

می‌تونی با طناب ، خر بگیری ؟

نه

من . . . نه . تا حالا اون‌کارو انجام ندادم

آره ، مردم عاشق یه خرگیری خوب با طناب ـن

یه خر‌گیری خیلی خوب با طناب

آره ، همسر سابق من مطمئناً عاشق ـش بود

صبر کن

توی اون مثال ، منظورت از خر‌گیری با طناب چی بود ؟

الاغ کاری که در سیرک‌ها انجام می‌دهند و سعی می‌کنند ] [ با طناب ، الاغ را بگیرند

اوه ، آره

هـی ، یه چیزی داری که روش تمرکز کنی

به غیر از اون زندگی شخصی رقت‌انگیز اسف‌بارت

درسته ، آره - آره ، آره -

روی «آقای رودیو» تمرکز کن

ممنون ، ادی

خیلی‌خب ، اینو بنویس چرخیدن

می‌تونم انجام ـش بدم آسونه

هـی ، بچه‌ها . برونیِ هفت‌لایه

مامان ، برو کنار

اون گیراندازی ـه

تو یه زمانی اون‌کارو انجام دادی ، رینگو

هـی ، رفیق کوچولو . چطور بودی ؟

خـوب

«میگن که مأموران استخدام «آقای رودیو

فرداشب قراره بین تماشاگرا باشن

آره ؟ - آره -

و اون‌کارهایی که اون بیرون انجام میدی خیلی خوبه

اوه ، عالیه - آره -

باید بری یه‌کم بخوابی فردا برات روز بزرگیه

خیلی‌خب . ممنون ، ادی

می‌تونم یه سیگار دود کنم

. . . خدایا ! تو

اینجا چی‌کار می‌کنی ، دیل ؟

با یه ده‌سنتی ، ازت سیگار می‌خرم

یـک‌ونیم دلار

. . . یـک‌ونیم دلـ

یه دلار - بسیارخب -

اینجا چی‌کار می‌کنی ، دیل ؟

به نیکول نگو که من سیگار می‌کشم

دلخور میشه دلـ ـخـور

آره ؟ امشب یه نمایش خیلی‌خوب داشتم

اوه ، واقعاً ؟ خیلی خوبه

هیچکس به نمایش مزخرف تو اهمیتی نمیده

چون نمایش مزخرف اصلی ، امشب آماده میشه

می‌دونی چرا ؟ چون دی‌جی‌های دوقلو دارن میان

اون جوونا ، همون فرزندخونده‌ها

فکر می‌کردم اونا توی اون جشنواره‌ی دی‌جیِ یک‌ساله ـن

آره ، خب . اون جشنواره‌ی آواز دی‌جی‌های معتادِ مفسد

داره میاد به بیکرزفیلد

و مامان می‌خواد فردا شب براشون یه غذای برجسته بپزه

خودت می‌دونی یعنی چی

ما قراره از تمام اون حرف‌هایی که در مورد سفرهای دور دنیاشون و

نشان‌های پیروزی ـشون و تمام جایزه‌هاشون و

تمام اون خش‌خش‌هاشون و دی‌جی بودن ـشون و

تمام اون مزخرفاتی که برای زندگی ـشون انجام میدن

می‌زنن ، عذاب بکشیم

و تو هم باید اونجا باشی

ما باید از همدیگه حمایت کنیم

آره ، خب ، من . . . نمی‌تونم برم

فردا شب ، چندتا مأمور استخدام رودیو میان به دیدنم

پس من برای شام نمیام

تو کون ـمون رو بی‌عفت کردی

! اینجایی

دوقلوها دارن برای شام میان

پیتزای همبرگر موردعلاقه ـشونو درست کردم

و یه‌مقدار کمک ازت می‌خوام

میشه یه شب دیگه این‌کارو انجام بدیم ؟ من واقعاً سرم شلوغه

انقدر سرت شلوغه که نمی‌تونی برادرهاتو که

پنج ماهه ندیدی ـشون ، ببینی ؟

دیل و خانواده ـش هم میان

آره

ازت نمی‌خوام کاری انجام بدی

بهت اتاق و میز غذاخوری مجانی میدم

بهت حق عضویت مجانی کاستکو میدم

بهت یه دسته بادکنک مجانی میدم

من امشب نمیام ، خیلی‌خب ؟ خیلی سرم شلوغه

امشب توی «رودیو» ، شب مهمیه باید تمرین کنم

رودیو ، رودیو ، رودیو

مامان ، من به این نیاز دارم ، خیلی‌خب ؟

در حال حاضر ، رودیو تنها چیزیه که دارم

پس خانواده ـت چـی ؟

پنلوپی برگشت فرانسه منو ترک کرد

متأسفم

اون ، پسر حساسی مثل تو رو درک نمی‌کنه

ولی من درک می‌کنم

. . . من فقط می‌خواستم یه خانواده تشکیل بدم ، ولی

اون اصلاً منو نمی‌خواست

می‌دونی ، ممکنه اون دوست ـت نداشته باشه

ولی اینجا کلی آدم داری که دوست ـت دارن

کودی ، لوگان رو داری ، دیل و منو داری

و من قرار نیست ترک ـت کنم

تو روی برنامه‌ی کوتاه دلقکی ـت ، کار کن

و منم به دیل میگم که کمک ـم کنه ، چطوره ؟

خیلی‌خب

خیلی‌خب ، روی احساسات مثبت تمرکز کن

چون دوقلوها دارن میان

خیلی‌خب ، مامان

خب ، اون توالت با یه‌سری بیسکوئیت‌های قهوه‌ای گرفته شده

ولی فکر کنم پاک ـش کردم ، مامان

خب ، خوبه تو به اون رسیدگی کردی

من به بادکنک‌ها ، نوارها ، لیوان‌ها ، بشقاب‌ها رسیدگی کردم

یه چیز دیگه به یه میز بزرگتر نیاز داریم

ببین می‌تونی یه‌چیزی از «اجاره‌خونه» بگیری

می‌دونی ، یه چیزی از جنس چوب شاه بلوط چوب گردو ، چوب اسپرسو

اوه ، اون چوب سیاهه اسم ـش چیه ؟

چوب گردوى سياه

اونجوری خیلی خوشگل میشه چوب گردوى سياه

خوشحالم که کمک کنم ، مامان

ولی چرا اون چلغوزِ سیرک‌باز اون بیرون هیچ‌کاری انجام نمیده ؟

خب ، داره تمرین می‌کنه می‌بینی که

خب ، مامان . باید مغزت خیلی تمیز باشه دنباله‌ی نخاع در داخل جمجمه و پایین‌ترین قسمت مغز ؛ ] [ کانون کنترل قبل و ریه

چون اون مغزتو خیلی شستشو داده

یه قسمتی از مغزه

ببین ، من بی‌قید و شرط مراقب دخترات ـم

و نمی‌دونم زن ـت چی بهشون گفته

ولی اونا از من خوش ـشون نمیاد

می‌تونی هر چی دلت می‌خواد در مورد من و همسرم بگی

ولی من حداقل برات نوه آوردم

ممنونم ، دیل

و یادت نره یه چیز تیره بگیری

اوه ، خدایا

این چیه ؟

همون میزه ـست

اوه ، خدایا - چیه ؟ -

این اونی نیست که من می‌خواستم

از این‌یکی خوش ـت میاد

کشو و همه‌چی داره

ازش متنفرم

می‌تونیم برش گردونیم

نه ، وقت نداریم بیاریدش تو

در رو ببند فصل جیرجیرک ـه

بیاریدش تو ، بیاریدش تو

اوه ، خدایا

منظورم اینه که ، ازش خوش ـم میاد ساعت چنده ؟

باید برم سارا رو از کلاس والیبال بیارم

برو ، برو . من گندکاری ـتو تمیز می‌کنم

! چیپ هیچ‌کاری انجام نمیده

روغن جلایی دارید که بتونم ازتون اجاره کنم ؟

بسیارخب ، همینه کارِتون تموم شد

عجله کن - والدین ، یادتون باشه -

ما اون مسابقه رو داریم که توی فرزنو برگزار میشه

دوازده به صفریم ، تابحال شکست نخوردیم

باید این رکورد رو حفظ کنیم

پس ما به سرپرست نیاز داریم داوطلبی هست ؟

شاید من بتونم . کـِـی ـه ، جمعه‌ی آینده ؟

آره . می‌تونی ؟ - دوباره بگید کـِـی ـه ؟ -

جمعه‌ی آینده ـست

شما داوطلبی ؟

سرپرست‌ها جایزه می‌گیرن ؟

بهتون میگم . واقعاً قراره خوش بگذره

خوب به‌نظر میاد اوه ، ساعت پنـج‌ونیم ـه

چیپ ، ظرف چینی رو از گاراژ بیار بیرون

می‌خوام پاهامو شستشو بدم

کسی می‌دونه ساعت چنده ؟

ساعت 6 ـه

که درواقع احتمالاً به زمان نمایشگری ، پنـج‌ونیم ـه

خیلی‌خب

. . . آه ، ما تابحال شکست نخوردیم ، و

تابحال شکست نخوردیم ، درسته ؟

آره ، بابا - و ، داریم می‌ریم برای -

مسابقات استانی در فرزنو

چیز خیلی هیجان‌انگیزیه

من ، یکی از مربی‌ها

و همچنین . . . یکی از سرپرست‌های اصلی هستم ، به‌نظرم

! اوه ! یه جیرجیرک داریم

ممنون ، دیل که در رو باز گذاشتی

حالا یه جیرجیرک اومده

چی داری میگی ؟

وقتی داشتیم میزها رو

میاوردیم تو ، در رو باز گذاشتی

چرا چیپ هیچ‌کاری انجام نمیده ؟

من یه مسابقه دارم که باید در موردش فکر کنم

اوه ، اومدن خیلی‌خب

بهتون گفتم که میان

اومدم

. . . دوقلوهای موردعلاقه‌ی من کیـ

سلام ، خانم بسکتز

More Farsi Persian subtitles for Baskets

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left