The first 200 lines.
ارائــهاي مـشــتـــرک از TvShow | TvWorld
هـی ، بسکتز
چرا یه لحظه ، سریع نمیای اینجا ؟
هــومــن و عـلیـرضــا تــرجــمــه از Raylan Givens & AlirezAlirezA
ادی
اخیراً میدیدم ـت که بیحوصلهای
ناخوشیِ اندوهگین ـت رو ، مثل سنده روی یه ریسمان
پشت ـت ، کرکر روی زمین میکـِـشی
. . . برام مهم نیست چه اتفاقی برات افتاده
. . . دوستدخترت ول ـت کرده ، حالا هرچی
من کمک ـت میکنم
بههمینخاطر تو رو برای «آقای رودیو» انتخاب میکنم
آقای رودیو» ؟»
آقای رودیو» . رقابت بزرگ» در ایالت تگزاس
قراره دلقک شمارهی یکِ ملت ، انتخاب بشه
ولی باید حرکات ـتو تقویت کنی
فقط اینکه بذاری گاو بهت حمله کنه ، کافی نیست
آره ، خب ، راست ـش من اونکارو از قصد انجام نمیدم
حالا هرچی
باید یهسری حرکات به اجرات اضافه کنی
میتونی یکچرخهسواری کنی ؟
نه
نه ؟ - نه -
میتونی با طناب ، خر بگیری ؟
نه
من . . . نه . تا حالا اونکارو انجام ندادم
آره ، مردم عاشق یه خرگیری خوب با طناب ـن
یه خرگیری خیلی خوب با طناب
آره ، همسر سابق من مطمئناً عاشق ـش بود
صبر کن
توی اون مثال ، منظورت از خرگیری با طناب چی بود ؟
الاغ کاری که در سیرکها انجام میدهند و سعی میکنند ] [ با طناب ، الاغ را بگیرند
اوه ، آره
هـی ، یه چیزی داری که روش تمرکز کنی
به غیر از اون زندگی شخصی رقتانگیز اسفبارت
درسته ، آره - آره ، آره -
روی «آقای رودیو» تمرکز کن
ممنون ، ادی
خیلیخب ، اینو بنویس چرخیدن
میتونم انجام ـش بدم آسونه
هـی ، بچهها . برونیِ هفتلایه
مامان ، برو کنار
اون گیراندازی ـه
تو یه زمانی اونکارو انجام دادی ، رینگو
هـی ، رفیق کوچولو . چطور بودی ؟
خـوب
«میگن که مأموران استخدام «آقای رودیو
فرداشب قراره بین تماشاگرا باشن
آره ؟ - آره -
و اونکارهایی که اون بیرون انجام میدی خیلی خوبه
اوه ، عالیه - آره -
باید بری یهکم بخوابی فردا برات روز بزرگیه
خیلیخب . ممنون ، ادی
میتونم یه سیگار دود کنم
. . . خدایا ! تو
اینجا چیکار میکنی ، دیل ؟
با یه دهسنتی ، ازت سیگار میخرم
یـکونیم دلار
. . . یـکونیم دلـ
یه دلار - بسیارخب -
اینجا چیکار میکنی ، دیل ؟
به نیکول نگو که من سیگار میکشم
دلخور میشه دلـ ـخـور
آره ؟ امشب یه نمایش خیلیخوب داشتم
اوه ، واقعاً ؟ خیلی خوبه
هیچکس به نمایش مزخرف تو اهمیتی نمیده
چون نمایش مزخرف اصلی ، امشب آماده میشه
میدونی چرا ؟ چون دیجیهای دوقلو دارن میان
اون جوونا ، همون فرزندخوندهها
فکر میکردم اونا توی اون جشنوارهی دیجیِ یکساله ـن
آره ، خب . اون جشنوارهی آواز دیجیهای معتادِ مفسد
داره میاد به بیکرزفیلد
و مامان میخواد فردا شب براشون یه غذای برجسته بپزه
خودت میدونی یعنی چی
ما قراره از تمام اون حرفهایی که در مورد سفرهای دور دنیاشون و
نشانهای پیروزی ـشون و تمام جایزههاشون و
تمام اون خشخشهاشون و دیجی بودن ـشون و
تمام اون مزخرفاتی که برای زندگی ـشون انجام میدن
میزنن ، عذاب بکشیم
و تو هم باید اونجا باشی
ما باید از همدیگه حمایت کنیم
آره ، خب ، من . . . نمیتونم برم
فردا شب ، چندتا مأمور استخدام رودیو میان به دیدنم
پس من برای شام نمیام
تو کون ـمون رو بیعفت کردی
! اینجایی
دوقلوها دارن برای شام میان
پیتزای همبرگر موردعلاقه ـشونو درست کردم
و یهمقدار کمک ازت میخوام
میشه یه شب دیگه اینکارو انجام بدیم ؟ من واقعاً سرم شلوغه
انقدر سرت شلوغه که نمیتونی برادرهاتو که
پنج ماهه ندیدی ـشون ، ببینی ؟
دیل و خانواده ـش هم میان
آره
ازت نمیخوام کاری انجام بدی
بهت اتاق و میز غذاخوری مجانی میدم
بهت حق عضویت مجانی کاستکو میدم
بهت یه دسته بادکنک مجانی میدم
من امشب نمیام ، خیلیخب ؟ خیلی سرم شلوغه
امشب توی «رودیو» ، شب مهمیه باید تمرین کنم
رودیو ، رودیو ، رودیو
مامان ، من به این نیاز دارم ، خیلیخب ؟
در حال حاضر ، رودیو تنها چیزیه که دارم
پس خانواده ـت چـی ؟
پنلوپی برگشت فرانسه منو ترک کرد
متأسفم
اون ، پسر حساسی مثل تو رو درک نمیکنه
ولی من درک میکنم
. . . من فقط میخواستم یه خانواده تشکیل بدم ، ولی
اون اصلاً منو نمیخواست
میدونی ، ممکنه اون دوست ـت نداشته باشه
ولی اینجا کلی آدم داری که دوست ـت دارن
کودی ، لوگان رو داری ، دیل و منو داری
و من قرار نیست ترک ـت کنم
تو روی برنامهی کوتاه دلقکی ـت ، کار کن
و منم به دیل میگم که کمک ـم کنه ، چطوره ؟
خیلیخب
خیلیخب ، روی احساسات مثبت تمرکز کن
چون دوقلوها دارن میان
خیلیخب ، مامان
خب ، اون توالت با یهسری بیسکوئیتهای قهوهای گرفته شده
ولی فکر کنم پاک ـش کردم ، مامان
خب ، خوبه تو به اون رسیدگی کردی
من به بادکنکها ، نوارها ، لیوانها ، بشقابها رسیدگی کردم
یه چیز دیگه به یه میز بزرگتر نیاز داریم
ببین میتونی یهچیزی از «اجارهخونه» بگیری
میدونی ، یه چیزی از جنس چوب شاه بلوط چوب گردو ، چوب اسپرسو
اوه ، اون چوب سیاهه اسم ـش چیه ؟
چوب گردوى سياه
اونجوری خیلی خوشگل میشه چوب گردوى سياه
خوشحالم که کمک کنم ، مامان
ولی چرا اون چلغوزِ سیرکباز اون بیرون هیچکاری انجام نمیده ؟
خب ، داره تمرین میکنه میبینی که
خب ، مامان . باید مغزت خیلی تمیز باشه دنبالهی نخاع در داخل جمجمه و پایینترین قسمت مغز ؛ ] [ کانون کنترل قبل و ریه
چون اون مغزتو خیلی شستشو داده
یه قسمتی از مغزه
ببین ، من بیقید و شرط مراقب دخترات ـم
و نمیدونم زن ـت چی بهشون گفته
ولی اونا از من خوش ـشون نمیاد
میتونی هر چی دلت میخواد در مورد من و همسرم بگی
ولی من حداقل برات نوه آوردم
ممنونم ، دیل
و یادت نره یه چیز تیره بگیری
اوه ، خدایا
این چیه ؟
همون میزه ـست
اوه ، خدایا - چیه ؟ -
این اونی نیست که من میخواستم
از اینیکی خوش ـت میاد
کشو و همهچی داره
ازش متنفرم
میتونیم برش گردونیم
نه ، وقت نداریم بیاریدش تو
در رو ببند فصل جیرجیرک ـه
بیاریدش تو ، بیاریدش تو
اوه ، خدایا
منظورم اینه که ، ازش خوش ـم میاد ساعت چنده ؟
باید برم سارا رو از کلاس والیبال بیارم
برو ، برو . من گندکاری ـتو تمیز میکنم
! چیپ هیچکاری انجام نمیده
روغن جلایی دارید که بتونم ازتون اجاره کنم ؟
بسیارخب ، همینه کارِتون تموم شد
عجله کن - والدین ، یادتون باشه -
ما اون مسابقه رو داریم که توی فرزنو برگزار میشه
دوازده به صفریم ، تابحال شکست نخوردیم
باید این رکورد رو حفظ کنیم
پس ما به سرپرست نیاز داریم داوطلبی هست ؟
شاید من بتونم . کـِـی ـه ، جمعهی آینده ؟
آره . میتونی ؟ - دوباره بگید کـِـی ـه ؟ -
جمعهی آینده ـست
شما داوطلبی ؟
سرپرستها جایزه میگیرن ؟
بهتون میگم . واقعاً قراره خوش بگذره
خوب بهنظر میاد اوه ، ساعت پنـجونیم ـه
چیپ ، ظرف چینی رو از گاراژ بیار بیرون
میخوام پاهامو شستشو بدم
کسی میدونه ساعت چنده ؟
ساعت 6 ـه
که درواقع احتمالاً به زمان نمایشگری ، پنـجونیم ـه
خیلیخب
. . . آه ، ما تابحال شکست نخوردیم ، و
تابحال شکست نخوردیم ، درسته ؟
آره ، بابا - و ، داریم میریم برای -
مسابقات استانی در فرزنو
چیز خیلی هیجانانگیزیه
من ، یکی از مربیها
و همچنین . . . یکی از سرپرستهای اصلی هستم ، بهنظرم
! اوه ! یه جیرجیرک داریم
ممنون ، دیل که در رو باز گذاشتی
حالا یه جیرجیرک اومده
چی داری میگی ؟
وقتی داشتیم میزها رو
میاوردیم تو ، در رو باز گذاشتی
چرا چیپ هیچکاری انجام نمیده ؟
من یه مسابقه دارم که باید در موردش فکر کنم
اوه ، اومدن خیلیخب
بهتون گفتم که میان
اومدم
. . . دوقلوهای موردعلاقهی من کیـ
سلام ، خانم بسکتز
No comments yet. Be the first to leave one.