Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Frasier S07E11 The Fight Before Christmas 2 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 11 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در فریژر

هیچ دلیلی نداره که این به یه اضطراب پنهان ربط نداشته باشه.

چی اذیتت می‌کنه؟

تنها زن‌های زندگی من، دوست‌هام هستن. راز و دافنه.

دافنه دیگه اینجا نیست. به زودی ازدواج می‌کنه.

خوشحال بودم که اینجا بود.

من واقعاً دافنه رو دوست دارم.

راجع به دکتر کرینه. شنیدم که گفت عاشقمه.

اوه، نه، اینو نه. تو در مورد این می‌دونستی؟

ببین، من شش ساله دهنمو بسته نگه داشتم. الانم هیچی نمی‌گم.

معلومه که دوستت دارم، دافنه. ولی به عنوان یه دوست، همین.

وقتی به پدرت گفتم "دکتر کرین عاشق منه،"

گفت این قضیه شش ساله که ادامه داره. منظورش چی بود؟

منظورش نایلز بود. اون دیوونه‌وار دوستت داره.

اوه، خدای من، بابا، ساعت‌هاست داری با اون ور می‌ری.

فکر نمی‌کنی شاید بابا نوئل رقصنده بتونه از خیر این کریسمس بگذره؟

اوه، باید واسه مهمونی بزرگت فردا شب آماده‌ش کنم.

اوه، نیازی نیست بابا. کلی چیز برای خوشحال کردن مهمونام هست.

سرود می‌خونیم و بازی می‌کنیم.

اوه، و من "کریسمس یک کودک در ولز" رو می‌خونم.

تا شب رو به پایان برسونم. خب، این باید کافی باشه.

هی، فریژر. اوه، سلام، راز.

هی، مارتین. نمی‌تونم بمونم. سلام، راز.

اومدم کاسه پانچتو پس بدم.

خب، ممنون راز. راستی، چه جور پانچ سرو کردی؟

خب، اول با یخ پرش کردم.

بعد فقط روش آب پرتقال و ودکا ریختم.

خب، راز، این که یه اسکرو درایور غول‌پیکره.

آره.

خب، من چی‌ام، مارتا استوارت؟

باشه. به هر حال ممنون. فردا شب به این کاسه نیاز دارم.

قراره کلی مهمون داشته باشیم.

کل ساختمون رو دعوت کردم، از جمله کم وینستون.

به خاطر روح کریسمس، تصمیم گرفتم به دعوامون پایان بدم.

سر چی با هم دعوا دارین؟

خب، اون شاسی‌بلندشو درست کنار "بیمر" فریژر پارک می‌کنه.

بله، خب، اون ماشین به طرز مضحکی بزرگه.

اغلب مجبور شدم از سمت شاگرد پیاده شم.

بارها، دنده‌ام رو داغون کرده.

چرا فقط دنده عقب نمی‌ره؟ شوخی می‌کنی؟

اون به زور می‌تونه تو اون فضا پارک کنه، حتی وقتی ماشین یارو اونجا نیست.

سلام، راز. هی، دافنه.

خداحافظ بچه‌ها. خداحافظ، راز.

داری میری؟ آره.

راستش، یه چیزی هست که می‌خوام باهات راجع بهش حرف بزنم.

چی هست؟

چند روز پیش...

یه چیزی راجع به دکتر کرین فهمیدم که نباید می‌دونستم.

فریژر؟ نه، برادرش.

ظاهراً اون سال‌هاست که از من خوشش میاد.

خدایا شکر. منظورت چیه، "خدایا شکر"؟

می‌ترسیدم من اون کسی باشم که راز رو فاش می‌کنه.

یعنی تو می‌دونستی؟

خب، تقریباً همه می‌دونستن. چی؟ و هیچ‌کس هیچی نگفت؟

خب، اگه نایلز آماده نبود که چیزی بگه، وظیفه ما نبود که بگیم.

کی لو داد؟ فریژر بود، مگه نه؟

آره، خودش نمی‌دونه که به من گفته. نمی‌دونه؟

نه، به خاطر کمرش مسکن مصرف می‌کرد و...

خب، نمی‌تونم خیلی راحت با دکتر کرین در موردش حرف بزنم. اون خیلی به دکتر کرین نزدیکه.

اگه بهش می‌گفتم، ممکنه به دکتر کرین می‌گفت.

و بعد دکتر کرین ممکنه خجالت می‌کشید.

آره. چرا اوضاع رو پیچیده کنیم؟

کل قضیه یه کم معذبه.

من نمی‌فهمم چرا.

نایلز الان دوست‌دختر داره، پس معلومه که تو رو فراموش کرده.

و تو هم با دانی نامزد کردی.

خب، فکر کنم وقتی از این زاویه نگاه کنی، دلیلی برای معذب بودن وجود نداره.

خب، اینم یه تابلوی کریسمس شیطون و بامزه.

سلام، دکتر کرین. سلام، دافنه.

می‌رفتم تو رو ببینم، ولی فقط باید...

آشغال‌ها رو ببرم بیرون.

تو جیب‌هامه.

صبح بخیر، به همه.

هی، نایلز. سلام.

فریژر، اون کتاب‌های سرودخوانی که خواسته بودی رو آوردم.

خیلی ممنونم. اوه، بله، ایناهاش.

"ترانه‌های برگزیده کریسمس ویکتوریایی"

و "اخبار شادی‌بخش الیزابتی". حالا دیگه آماده مهمونی هستیم.

خب، نایلز، نظرت چیه؟ باید با سرودخوانی شروع کنیم؟

یا بهتره صبر کنیم تا یه بازی پرهیجان از "گربه کشیش" انجام بدیم؟

با بازی شروع کنیم بعد سرودخوانی.

بعد مهمونا برای یه بازی دیگه آماده میشن.

آره، رولت روسی.

بله، خب، من رفتم.

اوه، نایلز، اگه امشب سرت شلوغ نیست...

شاید بتونی کمکم کنی رشته‌های پاپ‌کورن رو درست کنیم.

متأسفانه امشب باید ماریس رو ببینم.

ماریس؟ واسه چی باید بری ببینیش؟

متأسفانه، برای تسلیت گفتن.

ظاهراً باغبان قدیمی ما به طور ناگهانی فوت کرده.

اوه، نه یوشی. وای، چقدر بد.

موقعی که داشت باغ هزارتوی ماریس رو هرس می‌کرد، سکته قلبی کرد.

امدادگرا فرصت پیدا نکردن. نه.

خب، در مورد یوشی ناراحتم.

ولی مطمئنی فکر خوبیه که شب رو با ماریس بگذرونی؟

خب، اون خیلی ناراحته. ماریس و یوشی خیلی به هم نزدیک بودن.

در واقع، یادمه یه بار یه مجسمه گیاهی شبیه اون درست کرد.

و وقتی ریشه‌هاش پوسید، بی‌شرمانه گریه کرد.

خب، مشکل اینجاست که امشب باید قرارم رو با مل کنسل کنم.

اوه، واقعا؟ خب، نایلز اگه توصیه‌ منو می‌خوای...

بهتره اسم مَریس رو پیش مِل نیاری. چی؟

آخرین چیزی که یه دوست‌دختر دلش می‌خواد بشنوه اینه که داری زن سابقت رو دلداری می‌دی.

خب، دلم نمی‌خواد به مِل دروغ بگم، هرچند حرفت رو می‌فهمم، فریزیر.

هی. اونهاش!

بابا، بابا نوئل برگشت. آره، عجب عجیب غریبیه!

هر سال وقتی میارمش بیرون یه چیزی‌ش خراب می‌شه.

ولی همیشه می‌تونم دوباره درستش کنم. خب، دمت گرم، بابا.

بهت گفتم بذارش زیر آب. گذاشتم که!

هی، دکتر. کریسمس مبارک. اوه، سلام، کِنی.

به‌به، ایستگاه امسال با این...

تم کریسمس مکزیکی واقعاً سنگ تموم گذاشته.

ایده من بود. وقتی دیدم سالساهاشون قرمز و سبزه، به فکرم رسید.

آهان. خب...

واسه همینه که شما رئیس هستی.

هی، فریزیر. مهمونی‌ت امشب چه ساعتیه؟

هیس! صدات رو بیار پایین. تو تنها کسی هستی که از اینجا دعوتش کردم.

فقط من؟ آره.

کلی آدم میاد. همه آدمای ساختمونم رو دعوت کردم.

ساعت هفت. باشه.

اوه، گیل. کریسمس مبارک. همچنین به شما، فریزیر.

اوه، ممنونم. امیدوارم برای دسر جا گذاشته باشید.

شیرینی پخته بودی؟ آره.

آدمک‌های زنجبیلی. اوه، وای، چه عضلاتی دارن!

بله. خب، من و همسرم یه تصمیم سال نو گرفتیم.

دب و من رفتیم باشگاه تا لاغر کنیم و هیکلی بشیم.

اینا رو درست کردیم تا بهمون انگیزه بدن. آها، بله.

هیچی مثل یه شیرینی انگیزه‌بخش خوب، اراده یه رژیم‌گیرنده رو قوی نمی‌کنه.

دقیقا. مشکل اینه که اینقدر خوشمزه‌ان، من همین الان سه تاشو خوردم.

این آخرین آدمک منه، قول می‌دم.

اوممم. اوه، گیل، خودتو گول می‌زنی؟

هیچ‌کسو، گیل.

فریژر.

مل. سلام.

خب، وای! اصلا فکر نمی‌کردم شما رو اینجا ببینم.

اوه، خب، من یکی از دکترهای "گپ سلامت" بودم.

تو هفته جراحی زیبایی. من یه بخش راجع به بزرگ کردن سینه داشتم.

چقدر "بالا برنده"! هاهاها!

بله. خب، نایلز داره کت‌هامون رو آویزون می‌کنه.

شما دو تا دیشب شام خوبی خوردین؟

اوه، نه، نه، راستش ما دیشب شام نخوردیم.

مشغول برنامه‌ریزی مهمونیم بودم، ولی خواهش می‌کنم...

...این رو به هیچ کدوم از همکارام نگو. دعوت نیستن.

مل؟

فریزر، خوشحالم که دیدمت. در مورد دیشب... اگه مل پرسید...

اوه، خدای من.

اوه نه. اوه آره.

و تو--؟ متاسفانه همینطوره.

لعنت به تو. خودت گفتی بهش دروغ بگم و حالا...

...پشتم رو خالی کردی. من یکم درگیرم.

امشب یه مهمونی ۲۰۰ نفره دارم.

خب، بهت دروغ نمیگم، دکتر.

این دردناکه.

خیلی متاسفم. مل، عزیزم، لطفا بیا اینجا، عزیزم، نازنینم.

نایلز. نایلز. می‌دونم ناراحتی، ولی گوش کن.

لطفا، ما تو مهمونی هستیم.

باشه، حق با توئه. بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

نه، نه، نه، همین الان در موردش حرف می‌زنیم. فقط قیافه مهمونی‌ت رو بگیر.

آبروم رو نبر.

انگار بعد از اینکه بهم دروغ گفتی، دیگه آبرویی واسم مونده که بخواد بیشتر بره؟

می‌تونم توضیح بدم. نه، نه، نه، لازم نیست.

وقتی یه مرد دروغ میگه که کجا بوده، حدس زدن دلیلش زیاد سخت نیست.

خب، اسم اون هرزه کوچولو چیه؟

نه، نه، نه، عزیزم. دلیلی که بهت گفتم...

که با فریژر شام میخوردم در واقع این بود که من رفته بودم بیرون...

بله؟

داشتم کادوی کریسمس تو رو میگرفتم.

کادوی من؟

اوه، عزیزم، من خیلی متاسفم. باید میدونستم.

خیلی خوشحالم که داری منو میبخشی.

یا اینکه این چهره مهمونیته؟

اوه، نه، نه، نه. معلومه که نه، عزیزم.

پس چرا کت منو دوباره آویزون نمیکنی؟

باشه. و من برامون یه چیزی برای نوشیدن میارم.

البته.

اوه، مل، این واقعا معذبه.

اوه، نه، نه، نه، فریژر. نایلز همه چیز رو توضیح داد.

و درسته که از دروغ شنیدن خوشم نمیاد اما متوجه میشم که چرا این کارو کرد.

اوه، خیلی خوشحالم. اوه، سلام.

سلام. مشغول گپ و گفت هستید؟

در واقع، من فقط داشتم برای نقشم در سوءتفاهم کوچیک شما عذرخواهی میکردم.

بعدش داشتین درباره حال صحبت می‌کردین.

آه، آره، آره، حال. و آینده. ماریس دیگه کلاً تو گذشته‌س.

ماریس؟ اوه، ای وای.

دیشب با ماریس بودی.

خب... چطور جرئت می‌کنی؟

چیز دیگه‌ای هم تو جعبه داری، پاندورا؟

مل، خواهش می‌کنم. اوه، نه، به من دست نزن. نه.

قیافه مهمونی، قیافه مهمونی. اوه، نه، قیافه مهمونی رو بی‌خیال.

معلومه که هنوز عاشقشی.

و من قرار نیست تو رو با کسی شریک شم، پس خداحافظ.

نایلز، نایلز، خیلی متاسفم. اوه، فریژر، تظاهر نکن که متاسفی.

تنها چیزی که برات مهمه مهمونیه که امشب میزبانشی.

خب، من...

باشه عزیزم، آماده شو.

عصبی نباش.

خب، دافنه، بترکون!

بله! دافنه مون، همگی!

آفرین! خب، درخواست‌ها رو می‌گیریم.

یه خورده "شب خاموش" چطوره؟

اوه، بسه دیگه. چی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left