The first 200 lines.
مرد: بسیار خب. شروع میکنیم.
دستها بالا!
مرد: مربیها آمادهن.
اسنوپ، چراغها روشنه.
باشه.
مرد: مایکل، تو نفر اولی.
خوش بگذره بهتون، بچهها. واقعاً باعث افتخار و خوشحالیه
که با شماها بخونم.
اسنوپ: بله، افتخار منه.
مرد: بریم! بریم! بریم!
* بعضیها بهم میگن کابوی فضایی، آره *
* بعضیها بهم میگن گنگستر عشق *
جمعیت: * اوه *
* بعضیها بهم میگن موریس *
جمعیت: * ووهو *
* چون من از شکوه عشق حرف میزنم *
* و مردم در موردم حرف میزنن، عزیزم *
* میگن دارم در حقت بدی میکنم، بدی میکنم *
* نگران نباش، عزیزم، نگران نباش *
* چون من همینجام، همینجام، همینجام *
* همینجا، تو خونه *
همه: * آخه من یه نوازندهام، یه خندهروام *
* یه عاشقم و یه گناهکارم *
* زیر نور خورشید ساز میزنم *
* و یه شوخطبعم، یه سیگاریام *
* نصف شبا دود میکنم *
* عشقبازیهام همینجوری توی راهه *
* اووووهوووو *
* اوووو *
* تو بامزهترین چیزی هستی که تا حالا دیدم *
* واقعاً دلم تو رو میخواد، میخوام که مال من باشی *
* عاشقونه، عاشقونه، همیشه عاشقونه *
حضار: * هوووهووو *
* اوووو، عزیزم، قول میدم که بهت خوش بگذره *
همه: * آخه من یه نوازندهام، یه خندهروام *
* یه عاشقم و یه گناهکارم *
* زیر نور خورشید ساز میزنم *
* و یه شوخطبعم و یه سیگاریام *
* نصف شبا دود میکنم *
* عشقبازیهام همینجوری توی راهه *
آخه من یه شیطونم، یه خندون
من یه عاشقم و یه گناهکار
موزیکم رو زیر آفتاب میزنم
دست بزنید!
من یه بذلهگو، یه سیگاری
من اونیام که نصف شب دود میکنه
عشقبازیهام سرپاییه
آخه من یه شیطونم، یه خندون
من یه عاشقم و یه گناهکار
موزیکم رو زیر آفتاب میزنم
من یه بذلهگو، یه سیگاری
من اونیام که نصف شب دود میکنه
عشقبازیهام سرپاییه
اوووه اوووه اوووه اوووه اوووه
هووو-هوو، اوووه-اوووه-اوووه
اووووه
یه کف مرتب به افتخار مربیهای فصل بیست و هشتمون!
اسنوپ داگ!
نایل هوران!
مایکل بوبله!
و ریبا مکاینتایر!
چه حسی داری، رفیق؟
انگار قراره برم تست بدم.
عالی به نظر میرسی.
وقتی یه مدتیه این کارو انجام ندادی، حس غریبی داره.
مرد: باشه. بزن بریم.
ریبا: باشه.
فعلاً.
اجرای خوبی بود، همه!
بزن بریم!
بیسکاف؟
برای بعداً، لطفا.
چه رنگ اسکیتیلزی داری؟
مرد: یک دقیقه مونده.
زن: ریبا!
باشه. اسنوپ داگ اونجاست.
زن: میدونم. خیلی باحاله.
تو داگ رو داری، رفیق. حواست به داگ باشه.
میدونم. اون خیلی باتجربهست. آره.
چه خبر بچهها؟ ایدن هستم.
امروز روز رفتن از خوابگاه دانشگاهمونه.
اسم من ایدن راسه. بیست سالمه.
و در حال حاضر سال دوم دانشگاه تگزاس اِیاَنداِم هستم.
رشتهام مهندسی صنایعه.
جنبههای فنی کارا خیلی برام جالبه.
ولی دوست دارم آدم خونگرمی هم باشم.
اینم تختمه – خیلی بالاست تا جا باز کنه
برای گیتار الکتریک خوشگلم، رینگ لایت،
و لوپرم برای، اِم، ساختن موزیک.
دوران دبیرستان خیلی تو مزرعه خانوادگیمون اجرا داشتم.
وای خدای من!
مزرعهمون یه کسب و کار گردشگری کشاورزیه.
ما بیشتر از ۲۴ هزار بوته توت فرنگی داریم.
و مردم میرن اونجا و میچینن.
لاما و آلپاکا هم داریم.
تفاوت آلپاکا با لاما
اینه که آلپاکا کوچیکتره.
و مال ماها موی فر دارن. شوخی نمیکنم!
نه بابا! این خیلی خفنه!
واسه این کار خیلی ذوق دارم.
زن: بزن بریم!
ایدِن: فکر میکنم، در سن ۲۰ سالگی،
دارم کمکم میفهمم که کی هستم.
و فکر میکنم یه مربی هم به عنوان ترانهسرا کمکم میکنه
و هم در نوع هنرمندی که میخوام باشم.
فکر میکنم همهشون عالیان. فقط... فقط یکی. واقعاً همینطوره.
من فقط میخوام... تو میخوای اون صندلی بچرخه.
درسته.
باورم نمیشه که فقط چند ثانیه دیگه،
قراره رو در رو بشم
با نایل، مایکل، ربا و اسنوپ.
همه مربیها اسطورهان.
این استرسزاست. آره، واقعاً.
مرد: اولین هنرمندمون الان داره وارد میشه.
یه چیز خوب بهمون بده! یالا!
موفق باشید، بچهها. ممنون. ممنون.
حتماً. ما خیلی هیجانزدهایم.
ایدِن: این لحظهایه که میتونه عوض کنه
مسیر کل زندگیم رو.
*چشمهاتو بردار*
*از روی من*
*تا من بتونم برم*
*بیش از حد خجالت میکشم این کار رو بکنم*
واو! دو تا صندلی چرخید! هووو!
آره!
چه سریع اتفاق افتاد!
*با نگاه کردن تو بهم*
*همونجا که هستی بمون*
*نزدیکتر نیا*
هر چهار تا.
*سعی نکن نظرم رو عوض کنی*
*دارم بیرحمی میکنم تا مهربون باشم*
*نمیتونم دوستت داشته باشم*
*در تاریکی*
*حس میکنم ما اقیانوسها هستیم*
*دور از هم*
*اینقدر بین ما فاصله هست*
*شاید ما از قبل شکست خوردهایم*
*و آ-آره-آره-آره-آره-آره-آره*
واو!
*همه چیز منو تغییر داد*
*و آ-ای-ای-او*
*همه چیز منو تغییر داد* هوو-هو-هو!
هوو!
باید بترکونی! باید بترکونی!
باید بترکونی، داداش! محشره!
*و من*
*فکر نمیکنم تو*
*بتونی منو نجات بدی*
واه! هو-هو-هو!
واو!
ها-ها-ها-ها!
هوو!
بهتر از این نمیشه.
اووووه!
اهل کدوم سیارهای؟
تگزاس.
آه، آره. تگزاس! هوو-هو!
اسمت چیه؟
اسم من ایدِن راسه. ۲۰ سالمه.
و اهل کالج استیشنِ تگزاس هستم.
من عاشق اینم که چطور تونستی آهنگ آدل رو
تو یه صحنه آزمون اجرا کنی و مال خودت کنی.
واقعاً انگار خودت این رو نوشته بودی.
وقتی اون نتهای بالا رو میزدی،
خیلی راحت میزدیشون.
و این منو به وجد میاره.
حالا که دیگه هزار درصد تو برنامه هستی...
...و قراره تو تیم نایل باشی، البته.
اوم...
چه با اعتماد به نفسی!
میدونی --
گوش کن، ربا.
اگه خودت از خودت حمایت نکنی، کی میخواد ازت حمایت کنه، میدونی؟
درست همینه. کاملاً.
من با صداهایی شبیه صدای تو کار کردم
و قبلاً تو این برنامه موفقیتهایی داشتم.
و اگه منو انتخاب نکنی، آرزو میکنم کاش میتونستم
این صندلی رو برگردونم و دیگه هیچوقت برنگردونمش.
خیلی ممنون، نایل.
وقتی داشتی میخوندی و به سمت ما میاومدی،
اون کار یه تازهکار نیست.
مدتی طول کشید تا من بتونم اون کار رو بکنم.
نمیتونستم صبر کنم تا دکمهمو بزنم
تا بتونم کسی رو که صاحب اون صدا بود ببینم.
مسحورکننده بود،
و خیلی دوست دارم تو تیم من باشی.
خیلی ممنون، ربا.
خیلی خوب. ممنون.
مایکل: تو صدای زیبایی داری،
و میتونی ببینی که هر چهار نفرمون مسحور صدات شدیم.
و این برنامه بهترین کاریه که تا حالا داشتم.
و چیزی که بیشتر از همه دربارهش دوست دارم
اینه که فقط بردن یا باختن نیست.
بلکه درباره ایجاد یک ارتباط واقعی
با یه انسان دیگه و تجربه کردن این مسیر با اونهاست.
و من تو این کار خوبم.
من تو کمک به انتخاب آهنگها خوبم. خودتم همینطوری.
من تو کمک کردن بهت برای پیدا کردن استعدادهای بینظیرت خوبم.
امیدوارم منو انتخاب کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.