The first 200 lines.
...قبلاً در «دیدهبان سوم»
ازم میخوان که همکاری کنم
.با چی؟ - با تاتیانا
قراره تعقیبش کنن
فکر میکنن اون میتونه اونا رو به چفچنکو برسونه
اوه، حدس بزن امشب میخوایم چیکار کنیم؟
.چی؟ - ببین اینو
این خونه رو تمیز کنیم، باشه؟
.گفتم متاسفم. لازم نیست معذرتخواهی کنی
.همونطور که گفتم، اصلاً ناامیدم نکردی
خوبی؟
.بابا رو پیدا کردن
.ممنون. - خواهش میکنم
.خب، امم، پنجشنبه شب یه برنامه کاری کوچیک هست
...فکر کردم اگه کاری نداری
.یا هم نه. اصلاً مهم نیست
.نه، نه، خیلی دوست دارم بیام
.فقط باید مطمئن شم میتونم یه پرستار بچه پیدا کنم
.همسر سابقم تازه پسرمون رو از دیزنیلند برگردونده
.و اون، میدونی، امشب دوباره پیش منه
.خب، اون که با من زندگی میکنه
.یه پرستار بچه بگیر
.دیشب خیلی خوش گذشت
.منم همینطور
.هوم. - هوم
.با احتیاط رانندگی کن
.امم
اینا رو دوست داری؟ - کیوی؟
.کیوی. - کیوی
این دزدیه، میدونی؟
آره. خب که چی؟
.پلیس رو خبر کن
فکر میکنی این رسیده؟
آخه بدم میاد وقتی شیرین نیستن، میدونی؟
چی؟
.جان؟ - بریم
.چی؟ - باید آماده شم برم سر کار
ای بابا. - به این زودی؟
.آره، اسمم جیمی دوهرتیه
.من یه آتشنشان شهر نیویورکم. شماره کدم ۰-۶-۱-۷-۱
.یه تصادف چند خودرو با مصدوم داریم
.در مسیر جنوب رودخانه هادسون، درست جنوب پل جورج واشنگتن
.آتشنشانی، پلیس و اورژانس هرچه سریعتر اعزام بشن
خانم؟
خانم، صدای منو میشنوید؟
.من آتشنشانم. باشه؟ - بچهام
.خوبی؟ - بچهام
.لطفاً بچهام رو چک کنید
.باشه، گوش کن، الان بچهات رو میبینم
.فقط ثابت بمون
.باشه. حالش خوبه. هنوز تو صندلی ماشینشه
.امنترین جا براش الان همینه
برمیگردم. فقط همونجا بمون، باشه؟
.حرکت نکن. - نرو
.همه چی درست میشه. همه چی درست میشه
.کمک در راهه. باشه؟ - باشه
!هی، هی، مردم! لطفاً به حرفم گوش کنید
.قبلاً کمک خبر شده
.من یه آتشنشان شهر نیویورکم
.اگه دخیل نیستید، فقط برگردید به ماشینتون
.اینجا
.اوه، پای نامزدم گیر کرده
.شما آسیب دیدین؟ - نه، فقط نامزدم
آقا؟
.پاهام رو حس نمیکنم. - ای وای
باشه. گردنت رو تکون نده، باشه؟
!فرد چطوره؟ - اوه
.قرار بود تا چند روز دیگه برگرده خونه
.آره؟ خوبه براش
.فکر کنم سر بزنم بهش
اوه، آره؟ کی؟
.نمیدونم. امشب، فردا
...باید بهت هشدار بدم، اون، امم
.این اواخر خودش نبوده
چی میگی؟
.فرق کرده
...میدونی، سکته قلبی، و اینکه اون
...اینطوری از حال رفت، و جراحی
.و، روش تاثیر گذاشته
.بوسکورلی
.یه جورایی مذهبی شده
چی؟
داری میگی الان یه پا واعظ شده؟
.فرد با عیسی حرف زده
فرد ما؟
آره. - با عیسی حرف زده؟
.آره
داری شوخی میکنی، درسته؟
.نه، شوخی نمیکنم
.و نمیخوام مسخرهاش کنی
.نمیکنم. - بوسکو، جدی میگم
.نرو بیمارستان دیدنش
و مسخرهاش کنیا، باشه؟
...چون اون به چیزی که باورش داره، ایمان داره و
.و به کسی آسیب نمیرسونه
بچهها چطور باهاش کنار اومدن؟ هوم. قضیه عیسی رو میگم؟
.فکر کنم خوبه. در واقع مشکل امیلیه
...یعنی، بعضی وقتا وقتی بهم نگاه میکنه
.فکر میکنم آرزو میکنه که کاش برای من اتفاق افتاده بود
.جدی میگی؟ - آره
...منظورم اینه که، فقط یه
حسیه که ازش میگیرم...
ولی من ۱۴ سالم بود، با مادرم دعوا میکردم
.ولی هیچوقت آرزوی مرگشو نداشتم
.شاید داری زیادی واکنش نشون میدی
.آره، خب، بهتره خودشو جمع کنه
.وگرنه جوری واکنش نشون میدم که پامو تا ته میکنم تو ماتحتش
اوه، چی فکر کردی؟ من یه تازهکارِ آبندیده هستم؟
...من نمیتونم یه دنبالکننده رو تشخیص بدم که ۱۵ فوت اونورتر از من وایساده
داره "لیدیز هوم جورنال" ورق میزنه؟...
...آره، و اصلاً مامورای شما دارن چه غلطی میکنن
که دنبالم میکنن؟...
.خیلی خب
.دنبال کردنش وقتی پیش منه، تموم میشه
وگرنه کل این قضیه کنسل میشه، فهمیدی؟
.کمک داره میاد. میتونن نجاتت بدن
.دارم بهت میگم، مرد، اصلاً هیچیشونو حس نمیکنم
!میدونم. - وای خدایا! وای خدایا
.خانم، خانم، آروم باشید، باشه؟ وای خدایا
.نیروهای امدادی هر لحظه اینجا هستن
.باید برم کمک بقیه. این دیگه محاله
.من خوبم. خانم، خانم، به من گوش کنید
.بگو که حالت خوب میشه
.من خوبم، حالم خوب میشه
.باشه
آقا، حالتون اونجا چطوره؟
.سلام؟ صدامو میشنوید؟ - آره
.چی شده؟ تصادف کردید
اون حرومزاده پیچید جلوم. آره، چ... چی تو این قوطیاست؟
.تولوئن
.همونجا بمون
.کیف کمکهای اولیه داری؟ - نه
.کپسول آتشنشانی چی؟ آره، این پایین
.یالا
.باشه
.شما اینجا بشینید
.باید حواست به اون محموله باشه
.اوه، عالیه
شما دو نفر، میشه لطفاً همه رو از این منطقه دور نگه دارید؟
.آقا، چطورید؟ - خوبم
...کجات داره خون میاد؟ فقط یه شکستگیه، اَه
.من یه دکتر بازنشستهام، خوب میشم
آره؟ اجازه میدی یه نگاهی بندازم؟
چرا نمیری به یکی دیگه کمک کنی؟
فقط یه نگاه کوچیک میندازم، باشه؟
.آخ! آخ! - ببخشید
.ولی باید به این فشار وارد کنی
گردنت یا کمرت درد میکنه؟
نه. - "کمک!"
.برو پیشش
تا از این دود درت نیارم، نه، باشه؟
.باشه. بیا
.این یارو رو میبینی؟ داره منو نادیده میگیره
"خب، لابد کارای مهمی داره."
!الان برو سمت راست
!از سر راهمون گمشو کنار
.اصلاً چراغ و آژیر براشون مهم نیست
فکر میکنی سرشون داد بزنی کمکی میکنه؟
!الان برو سمت راست
"کمک!"
!یکی، به دادم برسید
!کمک
!کمک
!کمک
!آروم باش. هی! هی رفیق
.بابام نمیتونه بیاد بیرون. پام گیر کرده
اصلاً نمیتونی پاتو تکون بدی؟
.نه. - باشه
.اسمت چیه، قهرمان؟ - مایکل
خب مایکل، بیا اینا رو باز کنیم، باشه؟
باشه. جاییت درد میکنه، مایکل؟
.نه، من همیشه کمربندمو میبندم. - آفرین
باشه، ما میخوایم از اینجا بیرونت بیاریم، باشه؟
.ولی بابام چی؟ - تو به حرفش گوش کن، مایکل
.بابات حالش خوب میشه
.همین که تو رو دربیارم، میرم سراغش
.باشه. - محکم میگیرمت
وقتی بهت گفتم، میخوام کمربندتو باز کنی، باشه؟
!هی
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
.میشه به هازمت زنگ بزنید؟ اینجا تولوئن نشت کرده
.و این ماشین داره بنزین نشت میکنه
.پنج پنج دیوید به مرکز. اطلاع بده
.ممکنه بپکه؟ - هر لحظه
باید از اینجا بیاریمشون بیرون، یه جای امن. اول بچه، باشه؟
.فقط بیارش بیرون. - باشه، مایکل
.آمادهای؟ - بله
.خب. بازش کن. بفرما. خوبه
!آخ! یالا
!خوبی؟ - یالا
هی مایکل، چطوری؟
میخوای بیای تو ماشین پلیس پیش من بشینی؟
نه، میخوام پیش بابام بمونم. ژاکت داری؟
.باشه. بیا با من
خب. آقا، الان میارمتون بیرون، باشه؟
.فقط آروم باشید
.باید شما رو عقب ماشین بذارم
چی کار کنم؟
.باید این شیشه عقب رو بشکنیم
.تا بتونم برم تو
No comments yet. Be the first to leave one.