The first 200 lines.
... آنچه در " پیامدها " گذشت
الان واقعاً وقشه؟ - سه ملیون آدم غیب شدن -
از جمله پدرم ، کارن باید بدونم چی شده
اونا آدمن؟
نه ، نه ، نگو که اونا آدمن
اُوه ، خدای من ، اون اینجاس
نیاز به تترا داریم
بسه ، بابا ، بسه
قرار نیست درباره موضوع پدرتون تسلیم بشم
"کسی نجات پیدا نمیکنه"
"هرگز فکرشو نمیکردم اینطور بوسیله ماه بمیرم"
"فکر میکردم با یه بوسه سمی میمیرم"
"در راه خودم خارج از شهر" "تمام سقف ها فرو میریزن"
"ولی من و تو همه تمام کمال تا آخرش هستیم"
"برشهای صخره های قدیمی از آسمان"
"مثل بارون رو سرمون فرو میریزن"
"ما 36ساعت وقت داریم که از شهر خارج بشیم"
"ولی جایی برای رفتن نداریم"
"پس به کسی که عشقتونه " "عشق بورزید و شک رو از بین ببرید"
"بزارید در آخرین لحظات عشق غوطه ور بشه"
"و بزارید جنون از شما بیرون بره"
دوتا از اون اینجاس
آره ، وقتی که میاد با شش اسب سفید میاد
دوتا از اون اینجاس
مائوری (پری دریایی) قراره تو رو بگیره
مائوری قراره تو رو بگیره مائوری قراره تو رو بگیره
خیله خُب ، خیله خُب
به صدام گوش کن ، کارنم ، جاش
کارن ، باید با اون دختر ازدواج میکردم
آره ، کردی
کاری هست که بتونم انجام بدم؟
باشه ، شش
من از اینجا ببر بیرون
باشه - دراز بکش ، دراز بکش -
بابا؟ - دراز نمیکشم -
بابا ؟ بابا ، بابا ، شش
یادت میاد وقتی که کوچیک بودم
و نمیتونستم بخوابم
میمومدی تو اُتاقم و باهام دراز میکشیدی؟
اُوه ، اُوه - اینم مثل اونه -
یادت میاد؟
بچها خوابیدن - درسته ، خوابیدن -
شش
بچها خوابیدن
نمیتونم این کارو بکنم نمیتونم شاهد این باشم
...بچها
باید تترا گیر بیاریم - از کجا؟ -
هرجا سر زدیم تا یه کیلومتریشم غارت کرده بودن
من پروپوفول پیدا کردم - چی هست؟ -
یه نوع بی حس کنندس
قراره بهش بی حس کننده بزنیم؟
از لحاظ پزشکی یه جورایی تو کاما میبرتش
خُب ، الان دکتر شدی واسه من؟
بلاخره باید یه طوری سعیمون رو بکنیم
دانا ، نمیتونیم بزاریمش تو کاما
اون واسه بقیه خطرناکه از جمله خودمون ، بری
نه ، نیست
حداقل ، برای خودش خطرناکه
درسته - اگه بزاریمش تو اون حالت -
میتونه سرعت بیماریشو کم کنه و این بهمون وقت میده که تترا پیدا کنیم
واقعاً خطرناکه در ضمن به سرنگ هم نیاز داریم
اونم دارم
البته
اگه زیاد بهش تزریق بشه ، ممکنه بمیره
فکر میکنی الان چه بلایی داره سرش میاد؟
نمیتونم بگم چی شده
"ما هنوز نمیدونیم چی شده ، کریستین"
"...الان ده دقیقس که وحشت شهر رو فرا گرفته ، و"
"برو ، از اینجا باید بریم"
"اُوه ، خدای من"
"... و کی میگه که"
"اُوه ، خدای من . اونا آدمن؟"
"نه ، نه ، نگو که اونا آدمن"
"اُوه ، خدای من ، اون اینجاس"
"اُوه ، خدایا ، اون اینجاس ، آه"
"به همه بگو که اینجاس"
اُوه ، خدای من . اونا آدمن؟
نه ، نه ، نگو که اونا آدمن
اُوه ، خدای من ، اون اینجاس
اُوه ، خدایا ، اون اینجاس ، آه
به همه بگو که اینجاس
ولی همه یکین
ولی همه یکین
... چی ، کجام
Sajjad-SJJB Nima :مترجمان Telegram:@Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1395/10/21 For HDTV-FLEET
چی ... اُوه ، خدایا
باشه
ولی همه یکین
... ولی همه
ولی همه ...ولی همه...ولی همه یکین؟
... ولی همه
گرفتیمت
از کجا اومدی؟
سیاتل - مزخرفه -
چطور اومدی اینجا؟ - نمیدونم -
من....یادم نمیاد
تو باهامون میایی - نه ، نه . نمیام -
یه نشانه هایی از طاعون داری
نمیزاریم تب دارا وارد بشن ، زود باش
نه ، شما کی هستید؟
انجمن بهداشت - چی؟ -
بریم - نه ، چی؟ -
زود باش - اُوه ، خدایا -
بجنب
بریم ، بریم
تنفسش خوبه ، فقط باید مراقبش باشیم
از کجا میدونی؟
گزارش کالبد شکافی مایکل جکسون
تو که از مایکل جکسون خوشت نمیومد
نه ، ولی از گزارشای کالبد شکافی خوشم میومد
باشه ، مت میریم که تترا پیدا کنیم یا اینقدر زور میرنیم تابمیریم
پس با این صحبتم
شما بچها اینجا می مونید حواستون به پدرتون باشه
و مراقب خودتونم باشید
اگه شروع کرد به بیدار شدن باید بیشتر بهش تزریق کنیم
احتمالش هست ، دانا
آره ، البته
نگران نباش ، همه چی درست میشه
داک
داک ، مایم
یکیو گرفتیم
خواهش میکنم ، باید بهم کمک کنید
خفه شو
از کجا پیداش کردید؟
خیابان هلو ، تو یه خونه متروکه
به نظر مریض نمیاد - مریض نیستم -
یه حرفای عجیبی میزد میگفت از سیاتل اومده
اومدم ، اومدم، از سیاتل اومدم
خیله خُب ، خودم معاینش میکنم
از این ور ، خانم سیاتل
نه ، نه ،نه . تو حق نداری
من کُل حق های دنیا رو دارم
چی ؟ اُوه ، باشه ، باشه ، باشه
فکر میکنی خودمون باید اون کارو میکردیم؟
به داک ربط داشت . بریم بگردیم
خیله خُب
اوضامون خوبه - تا الانش -
این یه کم عجیبه ، دانا
وقتی که مریضه ما نگاش میکنیم
واژگونی شخصیتشو
یادته وقتی کوچیک بودیم
مریضی دهن میگرفتیم؟
دست ، پا ، مریضی دهن
نمیدونم - به نظر هیچی ازش بدتر نبود -
چی، چند سالمون بود، تقریاً، شش سال ، شاید؟
هفت - چه درد کیری داشت -
هی ، هرکی میگرفتش سیخ میشد
یادت میاد چطور بودی مثل این بود با ترس فوق العاده ای میخوابیدی
چونکه فکر میکردی اگه بگیریش قراره بمیری
چیزای بدی درموردش شنیده بودم
و بعد بابا میومد رو زمین کف اتاقمون دراز میکشید
آره
چیزایی تعریف میکرد ، مثل
داستانی مثل حمله عنکبوتا یا همچین چیزی؟
از وب سایت شارلوت؟
نمیدونم ، خیلی مریض بودم
و ما تقریباً ، شش سالمون بود
هفت - یه همچین چیزی -
بابا همیشه بهترین داستان ها رو داشت
آره ، داشت
افسانه های وحشتناک زیادی داشت
دانا ، واقعاً فکر میکنی حالش خوب میشه؟
آره ، آره ، باید بشه
یه بیمارستان اون پایین هست
یه فروشگاه مواد هم اونوره - ترجیح میدم تقسیم نشیم -
اگه قراره همه چیو پوشش بدیم باید این کارو کنیم
آره ، باشه - من میرم بیمارستان -
تو برو فروشگاه ، موقع برگشت پیش ماشین همو میبینیم
... گرفتم ، بزار
یه نشون داشته باشیم
اگه تترا پیدا کردیم، منتظرم نمون
اینو بنداز جلو شیشه ماشین - باشه ، خوبه -
بعد میدونم رفتی خونه
تو هم همینکارو کن
گرفتم ، مراقب باش
تو هم همینطور
باشه
سعی کن آروم و راحت باشی
تب یا استفراغی نداشتی؟
نه - در کل حس مریضی نداری؟ -
نه ، فقط کلماتی رو بارها و بارها میشنیدم
و چی بودن؟
ولی همه یکین
یعنی چی؟
ولی همه یکین
هاه ، این یه چیز دیگس
باشه ، بزار داخلو ببینم
کامل باز کن
هاه
خُب ، خون که نیست
میتونم بگم تمیزی
تمیز؟ تمیز از چی؟
طاعون
چه نوع طاعونی؟
تا حالا کجا بودی؟
کاشکی میدونستم
مغزای تب دار
شایعه شده یک سوم کره زمین به خطرش مُردن
توی شهرمون تقریباً ریشه کن شده
...پس اگه تو مریض بودی
No comments yet. Be the first to leave one.