The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
به پروردگارمان خدمت کنید تا در قدرت روحالقدس، شادکام گردید
و رحمت خداوندِ قادر و متعال
پدر، پسر و روحالقدس
تا ابد بر شما باد
آمین
آمین
نگاه کنین، دارن میان
لطفا همگی به اینور نگاه کنید
تاحالا یه همچین عروسیای ندیده بودم
یهکم از عروسی خودمون مجللتره
الان خوشتیپ شدی
تا جایی که من میدونم زحمت تبریک گفتن رو به خودت ندادی
سربهسرش نذار
برای پسره آرزوی خوشبختی میکنم
واقعا
چهقدر هوشمندانه
سلام، مری
عزیزم، کیک رو دیدی؟ - خیلی خوشگله -
لبخند بزنید
دلپذیره
بچهها، مواظب باشید
ممنون
میخوان اینجا زندگی کنن
و منم میرم عمارت دَووِر
هوس گرم بودنِ توی زمستون مثل یه پیک سنگین، سرم رو میگیره
میفهممت
میخوایم کیک رو بِبُریم
میخوام بابت اینکه
بهم خوشحالی دنیا و آخرت رو عطا کردید، تشکر کنم
احساس میکنم، بیشتر از لیاقتم بهم لطف و مرحمت شده
شروع دلگرمکنندهای بود
آفرین
اندازهی کیکش مجذوب کنندهست
خداحافظ. برامون کارت پستال بفرستید
بابت همه چیز ممنون - خداحافظ، شاگرد سابق -
خداحافظ - اوقات شیرینی داشته باشید -
سفر بخیر - به امید خدا -
خداحافظ
به پای هم پیر بشید
یه نامه از طرف آقای «موری» دارم
سهشنبه میاد دانتون
باهاش چیکار داری؟ - من دعوتش نکردم -
مادربزرگت احضارش کرده
دوست داره اونجا باشیم
رزمند، تو هم باید باشی
ای وای - چرا ای وای؟ -
پیرزنها فقط به یه دلیل وکلاشون رو احضار میکنن
بگیرید بشینید
اینجور که شما بالای سرم ایستادین
حس آندرومده بهم دست داده و انگار به صخرهها زنجیرم کردن
نمیدونم چرا موری، قبل از مشورت با من
بهتون گفته بیاین اینجا
خودمونم نمیدونیم
دنکر
بهزودی یه آقایی به اسم «موری» میاد اینجا
همین الانش هم اومدن، بانوی من
میگه که قبلا باهاتون هماهنگ کرده
خب چرا بهم نگفتی؟
نباید اینقدر بد دل باشی
بانو گرنتم، پس بهشون گفتین؟ خوبه
بفرماید
هیچی بهمون نگفته
گفنش کاری نداره
یه ویلایی توی جنوب فرانسه، بهم رسیده
منم الان زدمش به اسم «سبی»، نتیجهم
چی؟
کجاش رو نفهمیدی؟
هیچیش رو نفهمیدم
کدوم ویلا؟ کجا؟
قضیهش اینقدر شگفتآور و غیرعادیه که توی کلمات، نمیگنجه
اسم ویلاش «لا ویلا د کلمب»ـه و طرفای «تولون»ـه
چطور مال تو شد؟
و چرا هیچوقت دربارهش چیزی نگفتی؟
چون فکر میکردم شوخیه
از اول ماجرا تعریف کن
سالها پیش، قبل از اینکه شماها به دنیا بیاید، من توی فرانسه بودم
.با یه مردی آشنا شدم مارکیز د مونتمیرایل
و ازم خواست باهاش برم توی ویلایی که تازه خریده بود
و یه کم باهاش وقت بگذرونم
یکی دو سال بعدش، برام نامه فرستاد
و گفت سند ویلا رو زده به اسم من
فکر نمیکردم جدی بگه واسه همین توجهی نکردم
ولی شوخی نبوده؟ - به نظر میاد نبوده -
همین اواخر مُرد و به خاطر اعلام و پیگیری زن بیوهش
مشخص شد؛ ویلایی که هرسال زمستون ازش استفاده میکردن
به اسم بانو گرنتم بوده
مالکیت رو به کس دیگهای نداده بوده
باید یه سری جاها رو امضا بزنید - چشم -
چرا دادیش به سیبی؟
بچههای تو که خوب بهشون رسیده
ایدث هم که بیشتر از این حرفها بهش رسیدگی شده
عمارت برامپتون هم که به بچهی تام و لوسی میرسه
با اینحساب، سیبیل تنها دختریه که ارث ناچیزی بهش میرسه
و میخواستم اینجوری نشه
این یارو مونتمیرایل، چندتا زن و بچه داشت؟
یه زن بیوه و یه پسر، که الان مارکیز فعلیه
مادره مصممه که باید کار رو به دادگاه بکشونن
خب، نمیشه سرزنشش کرد - چرا؟
اگه شوهرش میخواسته که اون ویلا مال من باشه
ما کی باشیم بخوایم مخالفت کنیم؟
یعنی به این فکرنکردی که انتقال سند رو رد کنی؟
من شبیه آدمایی ام که به سینهی یه ویلا توی جنوب فرانسه، دست رد زدن؟
آقای موری
میشه یه لطفی در حقم بکنین؟ - جانم؟ -
.یه کاری هست، میخوام برام انجام بدین توی این نامه، کامل توضیح دادم
محض رفع ابهامات یا جواب به سوالاتتون
چند روز دیگه تماس میگیرم - به روی چَشم، بانو گرنتم -
باید برم به قطارم برسم - خداحافظ، آقای موری -
و ممنون
میخواین من بهتون بگم که چرا سند ویلا رو به اسم من زده
درحالی که من خودم هم نمیدونم
شبتون بخیر، من برم دیگه
تا شماها بشینید دربارهی گذشتهی مرموزم بحث کنید
دنکر، نمیخواد بهم جهت بدی
ماشین مسابقه که نیستم
از شانس بده
خیلی ببخشیدها
...ولی تو واقعا باید
عجیبهها. 60، 70 سال پیش توی یه ویلا، به مدت چند روز
وقت گذروندن، بعد یارو میاد همون ویلا رو به نامش میزنه
بهنظرم یارو دیوونه نبوده
باید همین رو ثابت کنن
به نظرم مامانبزرگ خیلی قلب بزرگی داره که میخواد ویلا رو بزنه به اسم سیبی
«حتی اگر هم «موسیو د مونتمیرایل دیوونه بوده باشه
ولی چرا مامان هیچوقت دربارهش، چیزی نگفت؟
خودت فکرش رو بکن، بیشتر از نیمقرن پیش
یه نامه عجیب به دستش رسیده بوده
اون موقع بهنظرش مسخره میاومده
دیگه بعدا هم کلا یادش رفته
آفرین ماریوگلد، یالا
...به نظرم براشون عالی میشه اگه
.درسته، ضربه خوبی بود عقب بایست
مامانبزرگ، نگاه کن
ارباب، پشت تلفن کارتون دارن
کیه؟ - آقای باربر -
میگه از طرف «شیر بریتانیایی» تماس گرفته - چی هست؟ -
شرکت فیلمسازیه، درسته؟
برم ببینم چی میخواد
توی تابستون، با ویلا چیکار میکنن؟
.نمیشه اجارهش بدن توی همچین فصلی، کسی نمیره اونجا
چرا، جدیدا میرن - هواش که خیلی گرمه -
ظاهرا نیست
!مامانی - سلام عزیزم -
!مامانی، بیا بازی کن
مسابقه است، بدو بیا
...کارهای نیک
آقای باربر، گویا هم کارگردانه هم تهیهکنندهست
میخواد اینجا عکسبرداری گاهنگار انجام بده
توی عصر حجر که نیستیم، بابایی
منظورت اینه که میخواد توی دانتون، یه فیلم درست کنه
جوابش رو چی دادی؟
مودبانه، درخواستش رو رد کردم - پس من میگم پیشنهادش رو دوباره بگه -
دوست دارم بدونم پیشنهادش چیه - که چی بشه؟ -
خب باید یه مبلغی هم بده دیگه
هنری کی میرسه خونه؟ - واسه اینکار، به موقع نمیرسه -
الان کجاست؟
آخرین پیغامش رو از استانبول نِم چیچی فرستاده بود
ولی تا جایی که من میدونم رسالت مسابقه «رالی» کلا دیوونه بازیه
بدون اون هم از پسش برمیای
که اینطور. پس الان افتاده گردن من؟
از ما که انتظار نداری با این «کینماگر»ها سروکله بزنیم
اول بیاید پیشنهادش رو بشنویم
بیا، مری. همراهیت میکنم
پولش رو قطعا میتونیم بزنیم به یه زخمی
هنری اوضاعش خوبه؟
عاشق ماشینه
.عاشق سرعته عاشق ماجراجوییه
فکرکنم عاشق منم هست
ولی گویا به اون سه تا عشق دیگهش ارجعیت ندارم
اون موقع فکرمیکردی ارجعیت خواهی داشت؟ - به گمونم -
آماده باش
بینقصه
تا همین اواخر، فیلمبرداری فیلمها محدود به دکور استودیوها بود
ولی الان فرآیندش بسط داده شده
فیلم «ناپلئون»ـی که «ابل گانس» ساخت
نشون داد که یه فیلمبرداری توی یه مکان واقعی
مثل خونه و باغ، چه اعجازی به دنبال داره
چهجور فیلمیه؟
داستان فیلم قمارباز توی سال 1875 روایت میشه
دختر یه ارل، به اسم انا ارنسکی
عاشق یه مردی میشه که قمارباز از آب درمیاد
که برای خانوادهش، ننگ بزرگیه - میفهمم کاملا -
توی یه مهمونی خونگی، همدیگه رو میبینن و چیزی نمیشه که اوضاع از کنترل خارج میشه
توی فیلم، یه سری اتفاقات توی یه قمارخونه روایت میشه
که فیلمبردایش رو اینجا انجام میدیم - یعنی دانتون میشه قمارخونه؟ -
مامانبزرگ قاطی میکنه
بابایی رو هم همینطور
باید فکرهامون رو بکنیم - حتما -
این کارت منه
هر سوالی داشتین، باهام تماس بگیرین
به «بارو» میگم بدرقهتون کنه
دوتا سوال هستن که باید اول جوابش رو بدونیم، تا بتونیم بشینیم
و دربارهش صحبت کنیم
اینجا یه ماه کار داریم
و اگه کارت برو بچرخونید مبلغ پیشنهادیمون رو میبینید
البته قابل افزایش هم هست
خدانگهدار
این پیشنهاد اولیهشونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.