The first 200 lines.
فوقالعاده بود
معلومه که هستم. امتیازمون چند چنده؟
427به 309
کدوممون چند امتیاز گرفته؟
یادم نمیاد
عاشقشم. خیلی باحاله باید بیشتر از اینها خوش بگذرونیم
موافقم
چون با خوشگذرونی به آدم خوش میگذره و آدم رو سوپرایز میکنه
مثل تو. نمیدونستم اینقدر آدم جالبی هستی
من هم
تو ذهنم همیشه یه فاحشه هیولاصفت بودی
اما الان همدیگه رو بهتر شناختیم و رابطهمون فوقالعاده و شگفت انگیزه
...چه زمان خوبی رو باهم سپری کردیم و تازه
خدای من
کلی فکر یهویی به ذهنم هجوم آوردن
تو چهرهت هم مشخصه
حس میکنم تو مغزت دارن تیراندازی میکنن
دقیقا همین حس رو دارم
باز هم خوبه که فقط یه استعارهست
اگه نظام روشنگری سرگرمکننده بود چی؟
یکی از ایدههام
وای، ذهنم منفجر شد
خیلی خردمندانهست
از نقطهنظر دربار خستهکنندهست برای رعایا غیرقابل فهم و پیچیدهست
و از نظر بازرگانان... کیمیدونه چی تو ذهن اون پستفطرتهای طماع میگذره
اما اگه جالب و سرگرمکننده باشه ممکنه جور دیگهای باهاش ارتباط بگیرن
اونوقت بهنظرشون من هم باحال و جالب میام
و دیگه بهت تنفر نمیورزن
ازم متنفر نیستن
داشتم سر به سرت میذاشتم
باحال بود
نوشیدنی بخوریم
اگه بخوام جدی به ماجرا نگاه کنم میدونم که واقعا ازم متنفرن
رعایایی که چهرههاشون شبیه سیبزمینی لهشده میمونه
از من و عروسکهایی که از روم ساختن بدشون میاد
همهش هم تقصیر پوگاچوفه که تحریکشون کرده
و میدونی چیه؟ - این میترسونتت؟ -
باعث میشه من هم ازشون متنفر باشم
به حدی که دوست دارم در آتیش خشمم بسوزن
خدای من
اما این افکار باشن برای یه روز دیگه چون امروز روز سرگرمی و خوشگذرونیه
بیا فکرهامون رو روی هم بریزیم
واقعا منظورت همین بود ولی خوشم اومد
ایده من اینه
ظاهرا دارن یه چیزی اختراع میکنن به اسم قطار
یه دونهش رو میسازیم ...میریم به منطقهای که پوگاچوف توشه و
میکشیمش؟ - نه -
اونها همین رو میخوان
توی تک تک شهرها توقف میکنیم بدمینتون بازی میکنیم
و درمورد نظام روشنگری صحبت میکنیم
به طرزی که سرگرمکننده و جالب باشه
و بعدش تو، توی هر شهر با یکی از رعایا رابطه جنسی دهانی برقرار میکنی،
که بهشون نشون بدی فکر نمیکنیم که سطحشون ازمون پایینتره
باید آلت یکی از رعایا رو براش بخورم؟
.من هم میتونم میتونیم نوبتی انجامش بدیم
مسئلهمون الان قطاره چون هنوز ساخته نشده
متوجهم
حالا امروز میتونیم توی دربار چه کار کنیم؟
راست میگی. امروز مهمتر از آیندهست
اگه بتونیم یه روز خوب و جالب توی دربار داشته باشیم چی؟
جشنوارهای از بازی و ایده
آره
...همه باید جوک تعریف کنن، برقصن و
و نقلقولهای والتیر رو به صورت برعکس بگن و از توی دهن همدیگه کومکوات بخورن
...اسمش رو هم میذاریم
یه اسم خوب براش میخوایم
«جشنواره حقیقت، جوک و ایدههای بینهایت هوشمندانه»
خوشم اومد
عاشق تمرکزتم
فقط آینده و کاری که باید بکنی رو میبینی
واقعا که بینظیری
متشکرم
من رو ببین. عاشقت شدم
به کل متحولم کردی
جورج قدیم رو تیکه و پاره کردی و جسم و ذهن مطیعش رو
دور انداختی و من جدید رو شکل دادی
خیلی خندهداره که یه بار برام خوردی، نه؟
هرگز راجع بهش فکر نمیکنم
من هم
باید استحمام کنم
بوی رعیتی رو گرفتم که از سیفلیس مرده باشه
و توی لاشه یه گاو وسط تابستون دفنش کرده باشن
من هم دقیقا داشتم همین فکر رو درباره خودم میکردم
پس بریم حمام کنیم و خوشگذرونی رو شروع کنیم
ناهار فوقالعادهای میشه که هرگز پایان نمیپذیره
بازی و موسیقی خواهیم داشت
...پرنده احتیاج داریم و سکو و دسر، و مشخصا
« کبیر »
داستان گاهگدار حقیقی
« سرگرمی »
چای؟
جورجینا کجاست؟ - نمیدونم -
باید درمورد بانو دیموف بهم کمک کنی
میدونی که کشش زیادی بینمون هست
که مرزهای طبقاتیمون رو به طرفین میکشه
و روزی این مرزها و جامههامون رو میدریم
و به همدیگه خواهیم رسید
کمی گیجم. داشتم رویا میدیدم
شاید این هم ادامشه
برای دریدن مرزها به کمکت احتیاج دارم
چه جور آدمیه؟ چیها روش تاثیر میذاره؟
خواب دیدم. جورج کجاست؟
تمام دیشب نبودش
چی؟
پس خواب نمیبینم، نه؟
نه
چه جور آدمیه؟ همینطوری سینهم رو بندازم بیرون خوبه؟
چی؟
جورجینا
داشتم فکر میکردم که گوشش رو گاز بگیرم
نظرت چیه؟
جورج - عزیزم -
مرخصی پترا
.تابع امر و خواسته شمام هر خواستهای داشته باشید
خودم میدونم
کجا بودی؟ - پیش کاترین -
حالش خوبه؟ بهت گفت؟
خوبه. و نه، نگفت
تو خوبی؟
نه. چطور بدون اون ادامه بدم؟
...من - نمیدونی؟ -
.چون نمیتونی چون بدون اون نمیتونم
نمیتونم - بیا اینجا گریگور -
بهم دست نزن وگرنه کاملا از هم میپاشم
بدون اون چه جایگاهی در این دنیا دارم
...اون - همه چیزم بود -
میدونم
هنوز فکرم تو دوران بچگیمون مونده
خدای من
به کسی که نگفتی؟
نه
کاترین دیوانهست
اگه بهشون نگه و خودشون بو ببرن ازش متنفر میشن
یقینا همینطور میشه
لعنتی
هربار که میخوابم ...موقع بیدار شدن به شک میفتم
...و بعدش یادم میاد
آب یخزده، چهرهش
خیلی دوستش داشتم
میدونم
فکر کنم بهتر باشه برم کاترین رو ملاقات کنم
تو رو هم دوست دارم
هرکاری میکنم بهخاطر هردومونه
چند دقیقه اینجا بمون
واقعیه، مگه نه؟
آره، ولی طوری نیست
میدونم باید چه کار کنم
...اگه بهش نگفته بودم
شاید واقعا وفادار نبودم
حقیقت نداره! تو عاشقش بودی
همه چی خوب بود تا اون وارد عمل شد
آره
اون مُرده
سنگینی بار جمله رو توی ذهنم حس میکنم
چایت رو بنوش
حالا چه کار کنیم؟
میتونی بخوابی
باید ماریال رو ببینم
مراقب باش عزیزم. باید استراحت کنی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
پیتر مرده؟ - چی زر زر میکنی؟ -
جنده خانم گوش وایساده بودی؟
وظیفه دارم به تمامی نیازهاتون آگاه باشم و اونها رو پیش بینی کنم
گوش وایسادن بهم کمک میکنه. مُرده؟
نه
چرا مُرده
جیکت درنیاد
تف
حالتون خوبه؟
شما دوستش داشتین
صبح که موقع کیکآوردن صدای نالههاتون رو
درحالی که که زیرش خوابیده بودین شنیدم حسودیم شد
باید در دهنت رو ببندی پترا
بهت پول میدم - تجربه رو به پول ترجیح میدم -
باشه
خوبه؟
خیلی خوب بود
مطمئن بودم همین حس رو داره
پس معاملهمون برقراره؟
این چه کاری بود جورج؟
جورج
تف
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
لئونورا! نمیخوام این تو باشم
بقیه کجان؟ چرا کار نمیکنن؟
نکنه یهو روسیه خودش داره خودش رو اداره میکنه؟
اگه اینطور باشه هم مسیرش به بدبختی ختم میشه همیشه همینطور بوده
نمیخوام تو روزی که مختص سرگرمی و نبوغه همچین اتفاقی بیفته
صبح بخیر
قراره مفرحترین ناهار ممکن رو داشته باشیم
آرچی
ملکه؟
همگی جوک بگین
چرا معلم عود رو دستگیر کردن؟
بهخاطر انگشت کردن یه بچه زیر سن قانونی
مثل نوت مینور تو موسیقی ...و معنی دیگه کلمه هم که میشه
ناموسا؟
چطور یه گرج رو ختنه میکنن؟
کافیه بزنین تو فک خواهرش
ملکه، باید درمورد پوگاچوف صحبت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.