The first 200 lines.
من دنبال یه پیشیام
دوست ندارم خیلی سختگیر باشم ولی من دنبال یه پیشی بهخصوصم
و اینجا پنجمین جاییه که سعی کردم توش یه گربه پیدا کنم
و شما برعکس غولهای بیشاخ و دمی
از صبح تا الان دیدم مثل یه فرشتهای
من یه گربه سیاه ماده میخوام،
تقریبا اینقدری
لطفا بگو که میتونی کارم رو راه بندازی
عزیزم، معلومه که میتونم کارت رو راه بندازم
ایشون چهطوره؟
وقتش کمه. قراره امشب از پیشمون بره
معلومه داری با حسن تعبیر این حرف رو میزنی
گربههای ما یه هفته وقت دارن تا یکی سرپرستیشون رو بگیره
اگه پیدا نکنـن از روی ترحم میکشنشون
همیشه یه احساس ترحمی نسبت اونهایی که وقت کمی دارن، دارم
باید سیاه باشه، کاملا سیاه
این دو تا چی؟ خواهر و برادرن ولی سیاه نیستن
ولی خب باید هر دوشون رو ببری تا پیش هم باشن
برای خواهر و برادرها خیلی مهمه باید پیش هم باشن
اون یکی چی؟
نه، متاسفانه مقدور نیست
اون یه موکوتای اصیل بریتانیاییه
همینالانش هم چهار نفر آنلاین برای سرپرستیش اقدام کردن
ولی به غیر از اون یهسری گربههای دوستداشتنی دیگه
هستن که اگه سرپرستشون نشه کشته میشن
عجیبه، نه؟
گفتم که، گرفتن سرپرستیش مقدور نیست
فکر کنم تو نمیدونی من کی هستم
من یه خیّرم
قفسهای جدید، کامپیوترهای جدید ساختمونهای جدید
من سرپرستی همهی این گربهها رو قبول میکنم و اهداشون میکنم به یه یتیمخونه
براتون یه پناهگاه جدید کنار دریا میسازم با جکوزیهای کوچولو برای گربهها
گربهها از آب بدشون میاد
اگه مجبور بشم سر تا پای تو هم طلا میگیرم
ولی هرطور که شده یا با این گربه میرم بیرون یا نمیرم
وای خدا، چهقدر عجیبه
...میشه
میشه همونطوری نگهداریدش؟
دقیقا همونطوری
کوچولوی عنتر، جونم رو نجات دادی
ببین دم در کی داشت راه میرفت
ولی خب یه خبر بد دارم
مثل این که یکی قلاده گوچیش رو قاپیده
ببخشید
گمونم باباییت رفته قهوهای چیزی بخوره
جونور عوضی
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
سلام، بابا الان یهکم سرم شلوغه
چی گفتی؟
تکرارش کن
نه
نه بابا، کسشره
نه، نیست
نه
انکار
این که تا کجا میشه انکار رو پیشه کرد شگفتانگیزه
میدونی چرا خیلیها از انکار استفاده میکنـن؟
چون اون لعنتی جواب میده
باز نوهـته؟ این وقت شب؟ اگه میخوای جواب بده. حالش خوبه؟
حالش خوبه
مشکل انکار اینه که بعضی اوقات مشکلات خود به خود حل میشن
و بقیه فکر میکنـن این کار انکار بوده و جواب داده
بهش میگن اثر دارو نما
مدلینه
چی کار میکنه اونجا؟
سرش به کامپیوتر و گیگابایتهاش گرمه
یه نابغهی واقعیه
جدی میگم، شاید بین ۵ نابغهی برتر قرن باشه
از سازمان منسا زد بیرون چون براش حوصله سر بر بود
پس شاید بهتر باشه اون هم وارد گفتوگو کنیم
یهکم نبوغ الان بهدردمون میخوره
کجا بودیم؟ آها، انکار
گفتم که، بعضی اوقات جواب میده
ولی بعضی اوقات، نه
بدجور هم جواب نمیده
باورم نمیشه
من ریدم تو این وضعیت - داریم تهوتوش رو در میاریم -
اصلا اونجا چی کار میکرد؟ ویک؟
چیه؟ - این آزمایشگاه توئه، حیوونهای توئن -
نمیدونم. من که نفرستادمش اونجا
شادی هم بهخاطر جایزه پنجاه میلیون دلاره؟
تو چه غلطی باهاشون میکردی؟
با این رباتهای میمون قاتلت، ها؟ - نندازش تقصیر من -
زن من توی آیسییوئه معلول شده، میفهمی؟ معلول
اصلا داریم درباره چی حرف میزنیم؟
هنوز کارآزمایی و کارهای راهاندازیم موندن
بشین
میخواید عصبانی باشید، شوکه باشید داد بزنید. هرکاری میخواید، همینجا بکنید
اجازهش رو اینجا میدم ولی وقتی بریم بیرون
یکی باید جواب مطبوعات رو بده
بهنظر ما بهتره لیو این کار رو بکنه
معلومه که بهنظرت بهتره لیو این کار رو بکنه
میدونم سخته، متاسفم ...کامیل خیلی
چرا این داره حرف میزنه؟ الان وقت حرف زدن نیست
فقط گفت متاسفه، همین پس میخواستی چه احساسی داشته باشه؟
الان توی یه شرایط بحرانی هستیم باید تعدیل خسارت کنیم
من هم همین رو میگم این کار کامیله، این کار اون بود؟
من و خانواده آشر
با کمال ناراحتی درگذشت کامیل السپانیای عزیز رو در سن سی و پنج سالگی
اعلام میدارم
آخه این دیگه چه عنیه؟
آره واقعا، حتما باید سی و پنجه رو بگیم؟
میگیم یه ربات میمون بیناموس با چنگ صورت خواهرم رو کنده
و من ناراحتم - بسه -
خودت یه چیزی بگو
اصلا برام مهم نیست اصلا شعر بخون
ولی همه باید به تصمیم هیئتمدیره احترام بذارن
بحث دوستی و پشت هم بودن، نیست باید یه دیوار دفاعی درست کنیم
و باید یادآوری کنم که مورلا توی بیمارستانه
پراسپرو و کامیل هم مردن
پس فعلا ثبات رو نگهدارید تا ببینم چه گوهی باید بخوریم
و تا اون موقع، برام مهم نیست حتی اگه مدلین بهت گفت
توی تلویزیون، بگوز تو میکروفون میگی چشم
الان توی میدون جنگیم و من هم فرماندهم
"جز "بله،قربان چیز دیگهای نمیخوام بشنوم
شیرفهم شد؟
بله، قربان
حالا که حرفهامون رو زدیم
میتونیم بریم بیرون
و لیو به کارش برسه
سخنرانیهاتون رو بدید به تمی یا فرادریک
من رو به اون اسم صدا نکن - گمشید بابا -
لیو - چته؟ خوشت نیومد؟ -
پس من رو از ارث محروم کن
سهمـم رو بده به یه معتاد که از تو اورژانس پیداش کردی
جونو هم سهمالارث داره؟
نه، راستش نداره
داره، بابا؟
...من هنوز اینجام. پس
این رو میخواستم نشونت بدم
قرار بود نگهبان شیفت شب فیلیپ فاسولو باشه
مسئولیت بیشتر شیفتهای شب با اونه
این که شبیه فیلیپ نیست
اون مرخص شد
یکی از شرکت به سوپروایزرش زنگ زده و مرخصش کرده
نمیدونیم اونی که تماس گرفته کی بوده این زنه هم نمیدونیم کیه
فیلمها صدا دارن؟ - نه -
خب چرا؟
معمولا دوربینهای امنیتی ندارن
فیلم رو نگهدار
تصویر رو واضح کن
اون هم مقدور نیست
یعنی نمیتونی تصویر رو واضح کنی؟
توی فیلمها همیشه این کار رو میکنـن یه دکمه رو میزنـن، تصویر رو واضح میکنه
میتونیم زوم کنیم ولی خب تصویر واضحتر نمیشه
پس لطفا زوم کن، آرتور - باشه -
شناختیش؟ - والا، یهکم سخته
کاش میتونستی واضحش کنی
مدز؟
نمیدونم، فکر نکنم بشناسم
ما اصلا توی «رو» نگهبان زن نداریم
درحالحاضر نداریم
پس اون دختره نباید اونجا باشه از این بابت مطمئنیم
پس یعنی یهجورایی عمدی بوده
این همون زنیه که توی کلاب پری بود؟
هنوز نمیتونم تاییدش کنم
ولی لازم نیست چیزی رو تایید کنیم، درسته؟
به همه بگو آماده باشن ما وسط جنگیم
نمیدونم کی یا چهطوری این اتفاق افتاده
ولی حتی اگه صداش رو هم نشنوم
متوجه تیری که از بیخ گوشم رد شده، میشم
این دختره هر خری که هست فورا پیداش کن
ما هنوز با پری توافق نکردیم و حالا باید چی کار کنیم؟
چی کار باید کرد؟ دو برابرشون کنیم؟
کدومش بدتره؟ یه خاکسپاری دوتایی یا رفتن به دو تا خاکسپاری مختلف؟
اصلا لباس سیاه مخصوص خاکسپاری ندارم
میتونیم برات بگیریم - من اصلا کت و شولار مشکی ندارم -
نه راستی، یکی دارم
اشتباه شد ولی جنس تخمیش ساتنه
من درستش میکنم
دارم صدای کامیل رو توی سرم میشنوم
پارچه ساتن برای بدبخت بیچارههاست هیچکس نباید ساتن به تن بره خاکسپاری
مگه این که خاکسپاری خودش باشه ای ریدم تو این زندگی
میدونم سخته و نمیتونی با حرف حلش کنی درک میکنم
درک میکنم
فقط بهم بگو چی کار کنم
باشه، فهمیدم
راستی پلوتو رو ندیدی؟ از وقتی برگردوندیش
ندیدمش، میترسم دوباره رفته باشه بیرون
نمیدونم. همینجاست. قول میدم فقط یهکم درهمه
شاید میخواد اون خاطرات بد رو فراموش کنه
اون قضیه قلاده گوچیش رفته رو مخم
نگرانش نباش
من میرم براش یهکم غذا بیارم شاید تونستیم بکشیمش بیرون
آره
یا خدا
جولز
چیه؟
همینالان رفت
جناب قاضی، باید این احتمال رو در نظر بگیریم که شاید این عمدی باشه
چند دقیقه دیگه صبر میکنیم
با کمال احترام عرض میکنم اگر بنده نیم ساعت به دادگاه دیر میرسیدم
محکوم به اهانت به دادگاه میشدم
منظورتون دقیقا چیه، آقای دوپین؟ - فقط چیزی که پیداست رو عرض کردم -
به نظر میرسه بعضیاوقات قوانین برای ما از امثال خانواده آشر و شوراشون
متفاوته
اینها رو به هیئت منصفه بسپارید، آقای دوپن
معذرت میخوام، جناب قاضی
آقای دوپن و بنده داشتیم دربارهی معیارهای اهانت به دادگاه
صحبت میکردیم، آقای پیم
No comments yet. Be the first to leave one.