The first 131 lines.
بهت فکر که می کنم قلبم تند تند می زنه
قدرت بی انتهایی توی بدنم به جوش میاد
اگه تو بخوای، پیوند محکممون رو همه جا پخش می کنم
Sabzchidori & Sfmking کاری از
ما خود امیدیم
شادی اینکه می تونم همه جا احساسم رو بهت بگم
درد اینکه خندیدیم تا اشک هامون رو پنهون کنیم
بادی که این دوتا حس رو با هم قاطی می کنه
همینجور بالا و بالاتر می ره
چرا دست از جست و جو کشیدی؟
چرا رفتی که تنهایی بجنگی؟
بگو چه آینده ای برای خودت می بینی؟
یعنی به رویاهات رسیدی؟
بهت فکر که می کنم قلبم تند تند می زنه
قدرت بی انتهایی توی بدنم به جوش میاد
اگه تو بخوای، پیوند محکممون رو همه جا پخش می کنم
ما خود امیدیم
توی مرز بی انتها و آبی دنیا
جایی هست که دلم می خواد کنارت باشم
راهی که ما رو به اونجا می رسونه
رو از همون قدیم انتخاب کرده بودیم
صدای تو که هنوز بهم نرسیده
قلب بی پناهم رو له می کنه
دلم هواتو کرده
پس بازم به اون صبحی که خورشید طلوع می کنه دل می بندم
چشماتو ببند و خوب گوش بده
بیا دنبال جواب بگردیم
اون راه همیشه به سمت دریایی که تا حالا ندیدی امتداد پیدا می کنه
ما خود امیدیم
توی مرز بی انتها و آبی دنیا
جایی هست که دلم می خواد باهات به اونجا برگردم
ما تا ابد همونجا می مونیم... از قدیم تصمیمش رو گرفته بودیم
برای پس گرفتن سانجی که مجبور به ازدواج شده و دوستانش رو رها کرده بود
لوفی و همراهانش به جزیره ! کیک کامل ، جایی که بیگ مام هست نفوذ کردن
لوفی با ارتش خشمگین که برای گرفتن انتقام ژنرال شیرینی کراکر ترتیب داده شده بود
رو به رو شد اما
. شکست خورد و اسیر شد
در همین حین ، پدرو و بروک ... که مخفیانه وارد قصر کیک کامل شدن
پدرو - سان ، دلت می خواد نقش طعمه رو بازی کنی ؟
. دقیقا همون چیزیه که خودم بهش فکر می کردم
در همین زمان ، چوپار و کاروت که اسیر برولی شده بودن
. قصد اجرای یه نقشه رو داشتن
کاری می کنم توی وضعیت بزرگم منو ببندن
اونوقت با یه تبدیل می تونم . از شر زنجیرا خلاص بشم
! حالا بهترین فرصته
بعد لوفی برای بیگ مام شاخ و شونه کشید . هر چند اسیر بود
! کلاه حصیری ، کار تو همین الانم تموم شده
! خفه ! اگه می خوای بجنگی ، یالا بیا اینجا بیگ مام
! همین الان و همینجا باهات می جنگم
! تقابل سرنوشت ساز ! لوفی و بیگ مام
! هوی ، یالا بیگ مام
! خودتو نشون بده
! باهات می جنگم
! خیلی زور نزن
تو یه تازه کاری که وارد . دنیای جدید شدی
خیلی خواسته ی زیادیه که ! می خوای با من ملاقات کنی
! تازه ، اونا برای کشتن تو نیازی به من ندارن
! خوب گوش بده کلاه حصیری
اگه کاملا بیخیال سانجی بشی . میذارم زنده بمونی
! برو عوضی
... عروسی سانجی و پودینگ
! برای من خیلی خاصه ...
پس آروم همونجا بشین ! تا همه چی تموم بشه
کلاه حصیری ، اگر اون چیزی که در انتظارشم رو خراب کنی
! کاری می کنم که بهاش رو بدی
اوه ، آره ، یادته ؟
وقتی همه ی آبنباتایی که برای من بود رو خوردی
همه ی گنج هایی که شاه نپتون . بهت داده بود رو دادی به من
. ما اینجا کلی گنح داریم با خودمون
! همش مال تو . در عوض اون شیرینیا
! حدس بزن چی توی اونا پیدا کردیم
! نگو که می خوای پسش بگیری
جعبه گنجینه افسانه ای که برای نسل ها
! توی جزیره آدم ماهی ها بود
! جعبه ی تاماته رو میگم
! برام سواله چطور نپتون راضی به اینکار شده
! این گنجینه یه گنجینه ی جهانیه ! دلم می خواد بدونم چی توشه
! من عاشق جعبه های گنجم
! پس بیخیال اون آبنباتا شدم
قراره فردا توی مهمونی چای در مقابل . همه اون جعبه رو باز کنم
! خیلی خوش میگذره
! اصلا هم خوش نمی گذره ! سانجی ازدواج نمی کنه
! لعنتی
! آهان ، می خوام پودینگ رو ببینم ! لوفی
! یاید باهاش صحبت کنم ! اون دوستمه ! چیزی ازش نگو
هان ؟ دوستت ؟
! اینقدر چرت نگو آخه واسه چی عروس باید دوست شما باشه ؟
! لوفی
! مسخره بازی رو تموم کن واسه چی یکمی خفه خون نمی گیری نفله ؟
، ببینم ، دختر
! شنیدم لولا رو کشتی
چی داری میگی !؟ ! اون دوستمه
اون ویور کارتش رو بهم داد به ! نشانه ی دوستیمون
. روی ویور کارت ماما رو امضا کردم
پس اگه توی دردسر افتادید . می تونید برای پیدا کردنش از این استفاده کنید
! وقتی پیداش کردید بگید که حالم خوبه
. ممنون . لولا
. لولا حالش خوب بود
. این پیغامی بود که فرستاد . منم رسوندمش
بهم گفت که مادرش یه دزد دریاییه
اما انتظارشو نداشتم ! که یونکو بیگ مام باشه
لولا فکر می کرد که اگه ویور کارتش رو ... بهت نشون بدیم کمکمون می کنی
! شرو ور نگو
... ماما
! نمی خوام که حالش خوب باشه
! مردشو می خوام
چی !؟
اگه می دونید کجاست ، بهم بگید
! همین الان یه سری رو می فرستم که بکشنش
واقعا برام سواله که چطوری ! هنوز فکر می کنه که یه خانواده ایم
همونطور که میگن ، بچه ها هیچ وقت ! قدرشناس پدر و مادرشون نیستن
اون دختر احمق مهمترین ازدواج سیاسیم رو ! رد و فرار کرد
! هیچ وقت نمی بخشمش
! یکی از شما می تونید همسر من باشید مخصوصا تو ! می خوای همسرم باشی ؟
! آبسالوم قراره با من ازدواج کنه
فکر می کنم شما دو تا خیلی بهم میاید ! و می خوام کمکتون کنم بهم برسید
چی !؟ واقعا !؟
! اومدم اینجا که نجاتت بدم ، دوست من
! لولا
! لولا خیلی خوشحالم دوباره می بینمت
برای توست چون من و تو . عینه خواهر می مونیم
... لولا
... اگه اون
دختره همون موقع مثل آدم ازدواج می کرد
صاحب قدرت فوق العاده ای می شدم که
الان کایدو و مو قرمز و حتی سبیل سفید رو باهاش شکست داده بودم
... و شده بودم
! پادشاه دزدای دریایی ...
! دوست لولا ، گربه ی دزد ، نامی
! مجبورت می کنم بگی که لولا کجاست
! چه داستان خسته کننده ای ، بیگ مام
No comments yet. Be the first to leave one.