The first 200 lines.
زيرنويس از مهدي shine021
وای خدای من.
چه گوهی میخوری جری؟
«خانم ایکس»
زيرنويس از مهدي shine021
-آخ، یا خدا!، میا! آخ! -جری، چه مرگته؟
-چیکار میکنی؟ -برات یادداشت میذارم.
خب فقط یه پیامک بده دیگه، یا خدا!!
نمیخواستم بیدارت کنم.
چه خبره؟
بخون.
با چندتا مشتری شام خوردم.
مدام شراب شیراز استرالیایی سفارش میدادن.
انقدر مست بودم که نمیتونستم رانندگی کنم، واسه همین تو ماشین خوابیدم.
ولی فکر کنم نتیجه داد.
قرارداد PwC رو گرفتی؟
بوم! دستگاه فتوکپی نو توی هر طبقه.
همهش تأمینشده توسط JB Print.
اگه بپرسی چند طبقهست؟
خب، میشه... ۴۱.
واو. عالیه.
یا خدا!، میا!
دارم خودم رو میکُشم سر کار.
همینقدر ازت برمیاد؟
نمیتونی فقط صبح رو مرخصی بگیری؟
خدا، بهسختی دیدیمت.
فکر میکنی دلم میخواد با این مشتریهای آشغال کار کنم؟
دارم این کارو میکنم که سرپا بمونیم، میا.
لازم نیست تو هم بهم فشار بیاری.
باشه، خب انقدر دراماتیک نباش.
دیگه چی ازم میخوای؟
باشه...
کلی کار عقبافتاده تو شرکت دارم، باشه؟
بعدش هم باید برم پایین
برای این کنفرانس امروز بعدازظهر.
-آره، گفتی. -گوش کن، گوش کن.
میدونم،
بهاندازه کافی کنارتون نبودم.
و معذرت میخوام، باشه؟
فقط چند روز دیگه لازم دارم.
فقط دو روز دیگه و برمیگردم، قول میدم،
و این همه گندکاری رو جمع میکنم،
و یه کم وقت باکیفیت با بچهها میگذرونم.
راستش، نه. میدونی چیه؟
خبری از وقت باکیفیت با بچهها نیست. من...
میخوام از شر بچهها خلاص شم.
-برای همیشه. -خب، من میتونم این کارو بکنم.
یعنی چی، میخوای نگهشون داری؟
نه، نه. فکر کنم به کوچیکتره یه کم وابسته شدم.
باشه. منطقیه.
ببین، ببخشید، واقعاً باید برم.
اما فقط چند روزه، باشه؟ بدون من خوب پیش میری
آره.
دوستت دارم، عزیزم.
نمیتونی همینجوری بیای تو اتاق من و از وسایلم استفاده کنی!
اگه منم میرفتم تو دنیای ماینکرفتت و نصفش رو پاک میکردم چی؟
منصفانه نیست. به مامان میگم.
مامان!
مامان!
به مکس بگو باید کرم مرطوبکنندهمو عوض کنه.
نصف شیشه رو حروم کرده.
زانوهام خشک شده بود.
وای خدای من، این کلینیکه، کلهخراب.
میدونی یه شیشه از این چقدر میارزه؟
بیشتر از جون تو، عقبمونده.
اولیویا! ادب رو رعایت کن.
اولیویا، واسه چی اون کرم رو خریدی؟
-دهنت رو ببند. -واسه وین بود؟
وین کیه؟
همین الان خفت میکنم.
وین کیه؟
-معلم انگلیشش. -چی؟
ازت متنفرم.
فکر میکنی منظورش تو بودی یا من؟
نمیدونم.
هی، بچهها. دارم یه لیست از همه کارایی که بعد مدرسه باید انجام بشه مینویسم.
همه دستبهکار بشن.
وقتی اینو میگی شبیه ننه میشی.
فردا تولد دیلانه.
بابا گفت امشب میتونم خونهش بمونم.
-خب بابا اینجا نیست، هست؟ -آره. چه خبر جدیده؟
برای چند روز آینده رفته کنفرانس، باشه؟
سرش شلوغه.
مامان، اون دستگاه فتوکپی میفروشه. چقدر میتونه سرش شلوغ باشه؟
خفه شو مکس!
چیکار میکنی؟
بهت گفتم مامان. من الان وگنم.
نمیتونم این آشغالای فرآوریشده رو بخورم.
غذای وگن از همه فرآوریشدهتره.
باشه، باید یه چیزی بخوری.
آره، خب، تو مدرسه یه چیزی میخورم.
همچنین، اگه مکس اجازه داره بره خونه دیلان،
منم میرم خونه تیلور.
میخوام با مامانش درباره دانشگاه حرف بزنم.
اون نزدیکه شریک بشه، و منم تو مسیر Head Girl هستم.
از کی میخوای Head Girl بشی؟
و کارت اعتباری فقط برای مواقع اضطراریه!
فکر نکنی صورتحسابها رو چک نمیکنم.
مامان، میدونیم که صورتحسابها رو چک نمیکنی.
اون چهش شده؟ من کاری کردم؟
نه، فقط ترسیده. درباره آقای آمبروز بهت گفتم.
-وین؟ -آره.
اون جدیده. همه دخترا فکر میکنن خوشتیپه.
-خب هست؟ -اوه، کاملاً.
وای خدا نه.
Kia or a e te what?? na -u.
Mo? rena Sean -!
-مکس. هی، اوه، میا. -نمیخوام معطلت کنم.
فقط یه یادآوری سریع درباره چهارشنبه شب.
و اینکه کمکی از من نیاز داری؟
-اوه، نگهبانی محله. -بله.
نوبت توئه که میزبان باشی. کلی موضوع تو دستور کاره.
مطمئنم متوجه مخروطهای ترافیکی اضافی تو جاده شدی،
که نه تنها یه مزاحمت لعنتیه،
بلکه اتلاف کامل منابع هم هست.
-و بچههای بزرگتر. -بله، حتماً.
که مدام تو زمین بازی پنجسالهها میپلکن-
واقعاً منتظرش هستم، شان.
باید برم.
باشه، آره. باشه. Ka kite. هی، و یادت نره.
هی، مکس.
هی، میا.
-بابای تاد واقعاً یه آشغاله. -مامان!
مامان، اجازه نداری از صف بزنی بیرون.
-خداحافظ، مامان. -خداحافظ، عزیزم.
-خداحافظ، مامان. -خداحافظ، شیرینم.
سلام، فکر میکردم پارک روی خط زرد
اولین موضوع دستور کار تو آخرین جلسه انجمن اولیا بود.
سلام، بریجت.
اوه، واقعاً معذرت میخوام.
متوجه نبودم حالت خوب نیست.
اوه، نیستم.
اوه!
شریک شدنت رو تبریک میگم.
آره، ممنون. هر روز ممکنه.
باشه. خوب، خوب استراحت کن.
-بهزودی میبینمت، میمی. -بله، بهزودی میبینمت.
۶۸ دلار و ۲۰ سنت، ممنون.
فقط پنیر رو برمیدارم.
باشه.
۲۰ دلار.
شاید بهتره بری Pak N Save.
ممنون که صبر کردید، خانم بنت.
مشکل رو پیدا کردم. حساب شما مسدود شده
وقتی به سقف اضافهبرداشت رسیدید.
اوه. اوه، سقف اضافهبرداشت چقدره؟
اوه، ببخشید. چون حساب شما به نام همسرتونه،
باید حضوری به یکی از شعبهها مراجعه کنید...
نه، فقط به حساب بانکی خودم دسترسی میخوام.
اسم من باید روش باشه.
اوه، ببخشید. من فقط...
میدونی چیه؟ بیخیال. از خودش میپرسم.
بسه دیگه!
میا!
-سلام، مونیکا. -این واقعاً دیوونهکنندهست.
همین الان داشتم بهت فکر میکردم!
درباره قرارداد PwC شنیدی؟
-آره. -عالیه، نه؟
البته امیدوارم جری اعتبارش رو بهت بده،
چون پشت هر مرد بزرگ
یه زن فوقالعادهست.
واقعاً شیرینه. گوش کن، باید یه چیزی از جری بپرسم.
اون تو دفترشه؟
جری؟ نه. قبلاً رفته. برای کنفرانس.
گفت تا بعدازظهر نمیره.
اوه، اوم، خب، از تو جاده بهم زنگ زد
و گفت همه کاراش رو انجام داده. سریع و فرز.
پس، آره. زود راه افتاد.
خب.
میا، صبر کن.
ببخشید که اینقدر ریخت و پاشه اون تو.
اون تو کنفرانسه. دیوونه نشو.
سلام، ببخشید. دارم رانندگی میکنم. لعنتی!
اوه، دیروز بهت زنگ زدم.
زنگ نزدی.
فکر کردم اتفاقی افتاده.
نه، نه، هنوز زندهم. فقط سرش شلوغ بود، مامان.
خب، میدونی کی زنده نیست؟
شوهر کارول.
سکته قلبی، مراسم خاکسپاری هفته پیش بود،
ولی اون دوباره برگشته سر تنیسش.
خوش به حالش. هی، بچهها چطورن؟
آره، خوبن. اوه، جری دوباره رفته مسافرت.
دوباره؟ اوه، خدای من. خیلی زیاد مسافرت میره.
خب، میدونی، سرش شلوغه، مامان.
دخترخالهت ریچل برای کارش زیاد سفر میکرد.
بعدش ریچارد رو برای وکیلش ترک کرد.
مرد بیچاره. کاملاً شکسته شد.
یا خدا!، مامان.
تو چاهی؟ صدات مثل ته چاه میاد.
باید برم. بعداً زنگ میزنم. دوستت دارم مامان.
لعنتی! اوه!
وای لعنتی.
وای، لعنتی!
باشه. محل تصادف مستند شد،
نبش خیابان نیوکاسل تراس و آرتور استریت.
اوه، و یه آسیب جدی به پای راست قربانی.
به نظر میاد درد در ناحیه درشتنی جانبی متمرکزه.
باشه، و همچنین آسیب -اوم...
به سپر وَن قدیمیِ
No comments yet. Be the first to leave one.