The first 171 lines.
عصر بهخیر
امشب، ادارۀ پلیس «لسآنجلس» و واحد ،تاکتیکی ما، بَری برکمن را دستگیر کرد
،«شهروندی 44ساله از «نورث هالیوود
بهجرم سوءقصد به جان جیمز ماس
...وی همچنین متهم به قتل دخترِ آقای ماس
کارآگاه جنیس ماس میباشد
وی در یک «عملیات استینگ» به سرکردگی ،کارآگاهِ ادارۀ پلیس «لسآنجلس»، مِی دان
...نیروهای ما، و آقای جین کوسنو - خودشه -
...دوستپسرِ خانم ماس...
کی؟ - و معلم بازیگری آقای برکمن... -
!همون یاروییه که دارن ازش حرف میزنن
...در حوالی 8:15، آقای برکمن به بلوک 1400 رسید
نهبابا
آره. توی تلویزیون واموندهست
همین الآن روی صفحهنمایش بود، و حالا توی بند ماست
!داداش! معرکهست
...اما خوشبختانه، مأمورین ما
هی، تماس تلفنی مقررش رو میخواد، لطفاً
!هر چی میخواد در اختیارش بذار
من فقط میخوام کار... سرسختانه و متعهدانۀ تمام افراد دخیل
در دستگیری این قاتل خطرناک رو تحسین کنم - الو؟ -
...این یک تماس مقصدپرداخت است از
بَری - «یک زندانی در ندامتگاه ایالتی «کالیفرنیا... -
هزینهها را میپذیرید؟
بله - آقای کوسنو؟ -
بله؟ - شماها من رو گول زدید؟ -
شما وْ جیم ماس دستتون توی یه کاسهست؟
هستید؟
ببینید، آقای کوسنو، میخوام بدونید که من رفتم اونجا چون نگران شما بودم و داشتم ازتون محافظت میکردم
این رو میدونید دیگه، درسته؟
این رو میدونید دیگه، درسته؟
از دست من شاکیاید؟
آقای کوسنو، از دست من شاکیاید؟
چون من دوستتون دارم - چی گفتی؟ -
گفتم من دوستتون دارم
هی، بَری؟ - بله؟ -
گیرت آوردم
سلام. هی
...اسمت چـ
به «جاپلین»ِ میزوری خوش آمدید
لیندزی؟ - اوه، خدا رو شکر -
سَلی، حالت خوبه؟
چطور؟ چی شده؟ - ،سَلی -
بَری بهجرم قتل دستگیر شده
من چیزی در اون مورد نمیدونم - چطور؟ -
خب، من پیشش نبودم - !اما به من گفتی که پیشش بودی -
چی؟ نه، نگفتم - چرا، گفتی -
وایسا، از چی حرف میزنی؟
تو از چی حرف میزنی؟
من، من از این حرف میزنم که پیشش نبودم - ،سَلی -
بَری اون شبی که دوستدخترِ کوسنو مفقود شد، کُشتدش
!اما من که پیشش بودم - میدونم! تازه دستگیرش کردن -
کوسنو وْ پدرش کمک کردن بگیرنش
همهجای اخباره. همهجاست
وایسا، کجائی؟ به کمک من احتیاج داری؟ - !سَلی. سَلی -
پارک دوبل کردم
چرا اونشکلیای؟
چرا برگشتی خونه؟
...فقط محض اطلاعت، اتاقت رو تبدیل کردهایم به غار مردونۀ پدرت، که
« گیرانداختهشدن شاگرد بهدست استاد: پروندۀ هنرجوی بازیگری قاتل »
قرار هست باهام حرف بزنی؟
یارویی که توی «لسآنجلس» باهاش توی رابطه بودم، دوستدخترِ معلم بازیگریم رو کُشته
وقتی من اونجا بودم؛ من؛ چه وضعشه؛
آخه یعنی چی؛
وقتی منِ تخمسگ اونجا بودم؛ وقتی منِ تخمسگ اونجا بودم؛
!آخه یعنی چی؟ ای ریدم توش
!من عملاً اونجا بودم
اوه، خدای من، نفسم بالا نمیاد. نفسم بالا نمیاد
!نفسم بالا نمیاد
فقط همون بود؟ - !بله. ممنون، عزیزم. اوه -
میشه یهخرده تاتس پنیری تند بذاری برای بردن؟
اوه، حتماً - دستت درد نکنه، عزیزدلم -
هی، خودشه
به همون یارو از «قوانین انسانیت» میخوره
معلم کوفتیه هم توش بود
اون یارو خفنه - آره -
همون پلیسکُشهست
به من هم بود یهدونه میکُشتم
چرا میخوای با «اِفبیآی» صحبت کنی، آقای فیوکس؟
من رو همراه کسی که میخواد بکُشدم انداختهان توی یه زندان
چه وضعشه؟ - اون مشکل رایجِ زندانیهاست، آقای فیوکس -
من به حفاظت نیاز دارم
میدونیم
منظورت چیه که میدونید؟
،شایعه شده تو وْ برکمن رفیق جونجونی بودید
و حالا دیگه نیستید
برکمن برای قتل جنیس ماس کارش ساختهست
اومدی بهمون بگی که باز هم هست؟
اون فقط مشتی از خرواره
میکروفن میبندی؟
اگه بتونید حفاظتم در اینجا رو تضمین کنید
و... زندگی جدیدی در بیرون؟
آره
وقتی جیم ماس باهام تماس گرفت و گفت که داره از جین :کوسنو برای گرفتن قاتلِ دخترش استفاده میکنه، گفتم
«داری جوک میگی؟ کرولاین رِیای؟»
میتونم بهتون اطمینان بدم که کرولاین رِی نیست
،فکر کردم یا خودت رو به کُشتن میدی، یا بهاحتمالزیاد، جا میزنی وْ از کشور متواری میشی
منطقیه
اما از کار درش آوردی
کارـت خوب بود - ممنون -
،برکمن دادخواست نداده، اما اگه این به محاکمه برسه
،که بهنظر من میرسه
تو شاهد اصلی مائی
،جلوی آدمی که خانوادهت رو تهدید کرد شهادت میدی. از پس اون کار برمیای؟
بیشک
«سانتافه»
«سانتافه»
داریم انجامش میدیم - بر منکرش لعنت -
راه برگشتی وجود نداره - چرا بخوایم برگردیم؟ -
احساس میکنم توی «جادوگر آز»ام - هوم -
من «دوروتی»ام - من «دوروتی»ام -
،باشه، مشکلی نیست. تو «دوروتی». من «مرد حلبی»ام
و توی یک قلمروی جادوییام
سرانجام میتونم خوشبخت باشم - ...هوم -
و در امان
اوه. صاحبخونهست
همون زن هیپی پیره با کلاه کابویی؟
اومده اجاق رو تعمیر کنه
!بله، اومدم
بوم
!خیلیخب - خیلی ممنون -
با خونه چطورید؟ - عالیه -
بهعنوان یه خونۀ اجارهای. ما دنبال یه چیز کمی دائمیتریم. الآن بازار چطوره؟
اه، اون بیرون زیاد نیست
هزینههای ساختوْساز با کمبود ماسه سر به فلک میکِشه
این بیرون نمیتونید ماسه پیدا کنید؟
این ماسۀ بیابونی به درد نمیخوره
دارم از جنس مرغوب حرف میزنم که برای ساختوْساز لازمه
از «آسیا» وْ «آفریقا» واردش میکنن. چقدر خندهداره؟
!هی، سَلی؟ سَلی
،هی، سَلی، من برنامه نداشتم تو امروز اینجا باشی
پس باید باهام بیای به وقت ملاقاتم
،با دکتر جولی معاینۀ کُلی دارم
،و بعد موهام رو رنگ میکنم
...«و اگه وقت شد، باید یه سر برم «پاساژ نورث پارک
اوه، و لیندا وْ بکی فردا یه سر میان سلام کنن
...میدونم گفتی نمیخوای
الو؟ - این تماس ممکن است ضبط شود -
...شما یک تماس مقصدپرداخت دریافت کردهاید از - سَلی، دوستت دارم -
«یک زندانی در ندامتگاه ایالتی «کالیفرنیا...
هزینهها را میپذیرید؟ - نه، هزینههای وامونده رو نمیپذیرم -
دیگه هیچوقت بهم زنگ نزن، دروغگوی کثیف
تماس شما اکنون قطع میشود
...آره. و وقتی اون پایین بودم، من
...آره
و وقتی اون پایین بود، چندتا چیز یاد گرفت
آره، چندتا چیز یاد گرفت
خیلیخب، دست بجنبونید. بزنید بریم. یالا
بَری
تو رو هم انداختهان اینجا؟
...میدونی
سعی داشتم یه چیزی رو یادم بیاد
،وقتی کار اون یارو رو یکسره کردی
تو... خب، چیز نکردی... نمیدونم چیکار کردی
توی «راچستر»، اون تاجره؟
...دقیقاً باهاش چیکار کردی؟ چـ
دربارۀ آقای کوسنو حق با تو بود
هیچوقت نباید بهش اعتماد میکردم
و هیچوقت نباید به اون کلاس بازیگری میرفتم
...اگه سعی نکرده بودم که
خودم رو درک کنم، الآن اینجا نبودیم
ببخشید، فیوکس
خیلیخب، برو بریم. ساکت، لطفاً
با صدای زنگ. و... حرکت
سلام. من جین کوسنو هستم
!دوستتون داریم، آقای کوسنو
با دخترکم خوب تا کردی، جین
تو بازیگر خوبی هستی
خب، حرف حق جواب نداره
کمکم دارم درخواستهای مصاحبه میگیرم
مردم میخوان از پروندۀ جنیس سوءاستفاده کنن
No comments yet. Be the first to leave one.