The first 200 lines.
، سلام . من قرار ندارم
ولی میتونم با خانم پِپِرل حرف بزنم ؟
. من ده دقیقه تا شیفتم مونده
درک میکنم که میخوای وضعیت
. رو تا بررسی 12 هفتهایت محرمانه نگهداری
. همیشه عاقلانهاس که صبر کنی
. آره ، ولی من هنوز هم حس میکنم داغون شدهام
آره ، ولی میخوای بدونی حقوقات
. و منفعت اتحادیهات چیه
. آره . اون دوتا پسرهات هستند
. خواهرزادهام هستند . این به من مربوط نیست
.... تو
... حق داری برای
... 36هفته مرخصی بارداری
.... 18هفته عادی ، 18هفته اضافی
و همچنین ساعات کاریه قابل انعطاف . برای دوره سه ماههی آخرش
.... واووو . نمیدونستم
. آره ، اونا نمیخوان تو بدونی
، تو حق داری مرخصی با حقوق بری
. برای مواظبت قبل و بعد از زایمان
میتونم یک یخچال شخصی برات تهیه کنم برای نگهداری شیرِ سینههات
. وقتی زمانش برسه هِی ، چه مشکلی برای دستهات پیش اومده ؟
. اوه ، فقط یکم ریش ریش شده
همهاش از الکل موجود در . ژل ضدعفونی کنندهی دست جدیده
. میدونی ، اون دستهام رو پوست پوست میکنه . یکم قرمز میشن و میخارن
میتونم ببینم ؟
حالا سود رفته به آسایشگاه سلامت بیماران
که سالها با کمترین مراقبت زنده میمونند
، بالاتر از 20 درصده .حالا تو نمیتونی اون پول رو تو نفت
. یا داروسازی بدست بیاری
. و بیماران همیشه زیاد هستند
من و تو فقط باید مطمئن بشیم که اونایی که موندن
. در نهایت هر 60 روز مریض هستند - اون برای هموفیلیا هست ؟ -
. اوه ، نه نه . من عضو سه مثلث هستم
. حالا از لحاظ فنی ، ما تختهاتون رو ازتون کرایه میکنیم
. ما روزانه بهتون پرداخت میکنیم ، درصدی از سود رو به شما میدیم
همچنین ، در عوض معرفی
، بیمارهاتون به برنامهمون
ما تموم بیمارهامون رو
. برای بستری به شما انتقال میدیم
، و ما با تیمِ فعلیمون تکمیل هستیم
. بجز پرستار رابطِ هماهنگ کننده
. اوه ، من یکی رو میشناسم ، دیدی اورتلی
، اون آدمه خوبیه ، اون خیلی سخت کوشه
. و خیلی کم پول میگیره
. عالیه
دان ، خودت رو آماده کردی
برای تنها بزرگ کردن بچههات ؟
..... ببین ، دیدی
، شاید ندونم کی دقیقاً پدره
. ولی میدونم کی میتونه بهترین باشه
اوه ، ببین ، اون تیم جدید بیمارستانمونه
. که شروع به کار کردهاند - . اوه اه-
، اوه ، خب ، اینجا مالِ افراد سالمند هست درسته ؟
ما حالا از والدینمون
. و بچههامون همزمان مراقبت میکنیم
. اه . خب ، نه ، عذر میخوام . منظورم اینه که اونا در اردوگاه شروع به مردن میکنند
میدونی ؟ . این پنجرهی ماست
، دیگه در بچهها پولی نیست
، ولی آسایشگاه صنعت رشد یافتهایه
. و ، خب ، ما خدمات با ارزشی رو ارائه میدیم
. البته که . خب ، خداحافظ
. صبح بخیر ، دیدی دیدی ، تو به دان گفتی
که تو پرستار جدیده پارهوقت آسایشگاه هستی ؟
و ، دان ، فکر کنم که تو خوشحال خواهی شد که بدونی
. آقای سزاریو اعلام آمادگی کرده که در تحقیقاتم کمکم کنه
. اون کاملاً از این کار خوشحال بود
خب ، میشه بریم ؟
وقتی میگذشتم ، متوجه
. دوتا سوئیت راحتی احدائی جدیمون شدم
ببین ، دان ، میخواستم بهت درباره
. جایگاه پرستاری آسایشگاه بگم
. من باید قبولش میکردم . من به پولش نیاز دارم
. ایرادی نداره
گذشته از این ، من بیشتر علاقه دارم که به بیماران کمک کنم که بهتر بشن
. و زنده نگهشون دارم . نه برعکسش
. و هیچ چیز تغییر نکرده . من هنوز رئیسِ تو هستم
یک کاغذ دیواریه آرامبخش خرمن
. و تخت تاشو برای وابستگان
. اینجاییم ، خانم ولر - عذر میخوام ، شما دکتر من هستین ؟ -
. بله . تا یک دقیقه میام پیشتون
. من همین الان به وایکدینِ بیشتری نیاز دارم - . هنوز وقتش نشده -
. خب ، پس یکم کلونوپین یا والیوم یا یه چیزی
. خانم داتی لوی ، مشکل مربوط به الکل دارن
. باشه ، بیارش . نیازی به درام تو این وقت صبح نیست
چطوری ، داتی لوی ؟ . من دکتر جیمز هستم
. خیلی خوب نیستم - . اممم -
خانم لیوی چهار تا گیره پشت سرشون دارن
. از صدمه پایه 3 که موجب شد بیان اورژانس
. من دوتا هِماتوما میبینم
. محل ضربه و اون طرفش - . ضربه برگشت خوده -
. آره ، تو فرانسه حرف میزنی . خوبه
. تحت تاثیر قرار گرفتم ، داتی لیوی . بیا برگردیم به تخت
. ببین ، همش اینه که من روی سرم افتادم . من تو پیاده رو یا چیزی سکندری خوردم
، وقتی خانم لیوی رو به آی سی یو آوردن
پزشکان فهمیدن شکمش آب آورده
. و شش لیتر آب از شکمش خارج کردند
میتونی برای بیان نکردن قضاوتت . از اشاره کردن استفاده کنی
خب ، چیزی که تو میبینی نگرانی برای آیندهاته
و خوب به نظر نمیرسه . حسات راجع به الکلی بودنت چیه ؟
چه حسی دارم ؟ . اوه ، اون نوشیدنی اهریمنیه
. نه ، موضوعه خندهداری نیست ، داتی لِوی
. تو 10 درصد کبدت کار میکن . 20 درصد کلیهات
تو شش لیتر آب تو شکمت جمع شده . که توسط سرنگ ازش خارج شده
. این یه معجزهاس که هنوز زندهای - ، کورتیکواستروئید -
.40 میلی گرم در روز - . آره ، میتونه مرگ رو تا سی روز کاهش بده -
. من نمیتونم کورتیکواستروئید مصرف کنم - چرا نه ؟ -
. چون اگه مصرفشون کنم ، نمیتونم بنوشم
.... اگه فوری الکل رو کنار بذاری
. نه حتی یک قطرهی دیگه ... شاید زنده بمونی
. یک بار دیگه بخوری ، میمیری
بدنت در حال از کار افتادنه
. در هر حالت ممکن
لطفاً پیش ما بمون
. تا انتخاب عاقلانه بگیری
، میدونی اگه مشکلی داشتی
میتونی اول بیای پیشم ، درسته ؟
. آره ، میدونم
. دستهات واقعاً به اون حد حساساند
اونقدر خشک ؟
. آره ، اونا از ضدعفونی کنندهی جدید پوست پوست شده
این چیزیه که تو از من میپرسی ؟
چرا باید درخواست جلسهی سلامت و تندرستی بکنی ؟
. من نکردم
. یادداشت میگه کردی
... پائولا
، پتسی ، من با اون ملاقات کردم
. ولی من این ملاقات روپر جنب و جوش نکردم . اون کرد
. اوه ، من برای تو دستم رو تا استخوان تمیز میکردم
. میدونی که میکردم . اوه ، خدای من . من یک عوضیام
. خیلی عذر میخوام ، دان
. من ... من شکه شده بودم
من .... من ... باور نمیکنم که اونطوری منو ناراحت بکنی ، میدونی ؟
. نه
. و من نمیخوام دستهای کوچکات از من ناراحت باشند
. نه . هرگز
، میدونی چیه ؟ من نمیخوام چیزی بگم
. و بعد تموم میشه . باور کن
حالا ، میتونم حرف بزنم ؟
میشه یکم بهم وقت بدی ؟ . چون چیزی هت که واقعاً میخوام بهت بگم
. باشه - . باشه -
بیا از اینجا شروع کنیم . من بهترین
. آپارتمان ممکن برامون رو آخر هفته دیدم
، اوکی . اون همهچی داشت
. حتی یک آبنما
. من آبنماها رو دوست دارم
. میدونم . یک پاسیو برای همهچی داشت
اوه ، خدای من . دان ، نمیتونی درک کنی ؟
ما برای دوستمون باربیکیو کنیم ؟ - . آره -
. پس من از پسانداز خرج کردم
عذر میخوام ؟ - ، من دو ماه پسانداز رو خرج کردم -
. و ما میتونیم اولِ ماه اسباب کشی کنیم
چی ... چی ... منظورت از " اول ماه چیه " ؟
پتس ، دلیل خیلی خوبی هست
. که من میخوام اول ماه اسبابکشی کنیم
.... ، اوه ، نه ، مطمئنم که هست ، ولی من میتونم فکر
. 500دلیل بکنم که چرا این کار رو نکنیم
. دلیل اول ، ما قرار بود فقط بگردیم
. ولی اون تو خیابون اوشِنه
دان ، ما داریم درباره یه خونه رویای حرف میزنیم برای ، روز و موقعیت خاصی
. نه ماه دیگه - میدونی چیه ؟ -
. پتسی ، فکر کنم امروز اون روزه
. وایسا . نه برای من ، نیست
میدونی چیه ؟ . بیا بیخیال آپارتمان بشیم
. ما داریم به جزئیات گیر میدیم
. منظورم اینه که ، تصویر بزرگتری هست ، پتسی
، و اون چیزی هست که زیباست
. دوست داشتنیه و ثابت کنندهی زندگی
، عذر میخوام ، دان . من به یکم تنهایی نیاز دارم . من به یکم زمان نیاز دارم
. ولی این هنوز زمانه منه
خب ، پس من نیاز دارم
.... به یکم تنها باشم ، برای .... برای من ، چون
. حس میکنم دارم خفه میشم
. آره ، حس میکنم داره خفه میشم
. عذر میخوام ، دان . این فشار زیادیه روی من
دکتر جیمز ، فهمیدم که
. شما نامندای مادر شوهرم رو قطع کردین
میخوام بدونم چرا ؟
و شما ؟ - . آرلِن ویلی وِیلر -
. الن وِلن مادر شوهرمه
. خانم ویلی ولر
. این جداییه ناگواریه
آره . خب ، اون تخمینِ من بود
. که نامندای خانم ولر بیش از حد مونده
نامندا یک دارو برای صرعه
. که فرضاً فوایدی برای جنون داره
، حالا که اون جنون داره
. یا کار نکرده یا الان عمل نمیکنه
. اوووم ، میخوام ازت یه سوال بپرسم
من چندتا نقطهی کوچیک . تو آخرین عکسهای قفسه سینهاش دیدم
. اون دو سه ساله اونا رو داره
تشخیص داده شدهاند ؟ - . متخصص گفت اونا فقط نقطه هستند -
اوه ، اون برای بیماری سل عکس ازش گرفته شده
. وقتی آوردیمش اینجا از نبراسکا برای مراقبت شبانه روزی
، اونا ... نقطههای نبراسکا
.... یه چیزی که از هوا انتقال یافته
. از تغذیه زیاد
چی ؟ - . ما داریم دربارهی نقطهها حرف میزنیم -
. خب ، من فکر کنم باید برای اطمینان یک اسکن بکنم
خوب .... شما به سرطان فکر میکنین ؟
No comments yet. Be the first to leave one.