The first 126 lines.
شروع کن.
فکر میکردم که بیایی.
بخور.
بله؟
تو واقعا خوبی، نه؟
بخور!
این خیلی خوبه!
کاملا سیر شدم.
-بنظر میاد تموم کردی. -بله.
اینم دسر.
من هر چیزی میخورم.
بیا.
اون چیه؟
این...
آبه.
چی؟
این ده لیتره.
حداقل مقدار آبی که نیاز داری.
ازم میخوای ده لیتر آب بخورم؟
نه تو این وضع.
فروکتوز
اینو قاطیش کن.
فروکتوز شیرین کننده طبیعیه که از میوه ها گرفته میشه.
تقریبا چهار کیلو هست.
خیلی زیاده ، ولی تو جذب شدن حرف اولو میزنه.
مسمومیتت برطرف شده و خوب شدی.
ولی کامل بهبود پیدا نکردی.
هی ، اون کثیفه.
معمولا ، پروتئین و نشاسته بهترینه،
ولی وقت نداریم.
چهارده کیلو
آب قند.
یک معجزه اتفاق میوفته.
"به خاطر سم کشنده"
"بدن پسر بینهایت ضعیف شده بود"
"توسط درگیری های بعدی بیشتر تحت فشار قرار گرفت"
"کبد ، که انبار بدن است"
"به اخرین گلیکوژن خودش رسیده"
"سؤاستفاده های بیشتر که ناشی از دعواهای اون بود"
"و سلول های عضلانیش کاملا نابود شدند"
"اون سلول ها"
"قسم خوردن که انتقام بگیرن"
"انتقام برای سؤاستفاده های اینده"
"در آینده"
"اگر همین وضعیت به وجود بیاد"
فوق العادست.
"اونها مطمئنا خودشون بهش غلبه میکنند"
"جسمی غیرانسانی که خداوند بخشیده"
"با این سوگند به خدا، شکست ممکن نیست"
"در حال حاضر جسم پسر به سرعت در حال بازیابی بی سابقه ایه"
واقعا؟
چقدر ضعیفی.
گرسنگی ، تشنگی،
خواسته.
تو پر از کمبودهایی.
نمیتونی اونارو کنترل کنی.
نه ، تو حتی تلاش هم نمیکنی.
تو ضعیفی.
قدرت این رو نداری که نیاز هاتو کنترل کنی.
تو کنترلی نداری.
انسان چقدر توانایی داره؟
تاریخچه رزمی و هنرهای رزمی
تاریخی است که در آن در برابر خواسته ها و غرایز طبیعی می جنگیم.
با کمال میل به شما نشان میدم
قدرت واقعیکه انسانها قادر به داشتن اون هستن.
نمایشی که باورش سخته.
در مقابل ما ، سی امپرر کاکو ایستاده
استادی که نماینده چینه.
یک معجزست که اون شرکت میکنه.
حتی ایستادنش هم یک معجزست.
باور اینکه اون میجنگه سخته!
شروع!
شروع شد! سی امپرر در مقابل سی کینگ!
این مبارزه به طور معمول
یک پیروزی آشکاره برای کاکو امپراتور دریا که بالاتره.
با این حال!
فاصله سنی 121 ساله که خیلی زیاده!
سی امپرر 25 ساله هست.
در این سن ، اون آینده روشنی داره.
من شنیدم که استاد ساموان ، ریوشو سو،
18 سال پیش به تایلند رفت.
درامد روزانه اون از برنده شدن پول تو مسابقات موی تای بود.
اون ساموان جوانی رو دید که با کبرا بازی میکرد،
و اون یک لحظه تاریخی بود
وقتی کنپوی چینی و موی تای به طور اتفاقی ملاقات کردند.
سپس ده سال آموزش دید.
هر دو به هنگ کنگ اومدن.
اون در تمام مسابقات رایتای خود پیروز شد.
چند سال پیش ، وزارت ورزش های رزمی چین
سرانجام لقب سی کینگ را به ساموان تایلندی اختصاص داد.
نگاه کن!
اون قبل از اینکه متوجه بشیم جلو رفت.
سی کینگ کاکو هنوز عینک رو جشماشه.
این واقعی نیست.
نیروی زندگی ، تنفس ، فا جین...
اینا همش ساختگیه.
شما اینو هنرهای رزمی میدونید ولی این همش فقط توانایی جسمانیه.
این جهان جاییه که شما از بدن خودتون منطقی استفاده میکنید.
هیچ جادویی تو اون نیست.
سریعتر...
سریعتر...
سریعتر!
و, با سرعت بیشتر.
ضربه!
تمام شد!
چی؟ آجر؟
چطور ممکنه اون آجر بشکنه؟
این فقط یک ضربه انگشته.
درسته؟
تو نیاز به قدرت نداری.
هی.
من دیگه میرم.
تو قدرت نیاز نداری؟
این درسته. خانمها ، بچه ها،
افراد مسن، و کسایی که دارای قدرت فیزیکی مشابه هستن.
این ها کسانی هستند که به تکنیک نیاز دارن.
چه فایده ای تو داشتن ورزش های رزمی هست
که افراد ضعیف نمیتونن ازون استفاده کنن؟
از تکنیک لازم ، در زمان لازم استفاده کنید.
با سرعت لازم ازون استفاده کنید.
احساساتتون رو کنترل کنید و زمانتونو بدونید.
اگر زمان بندی مناسب داشته باشید...
حتی دیگه سرعت لازم نیست.
اون عجیب خرفت!
فکر کردن به اینکه همچین کاری بکنه...
"بعد از امروز ، چطور ممکنه
No comments yet. Be the first to leave one.