The first 200 lines.
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
صبحبهخیر آقای نیسن - تو کی هستی؟ -
چهطور اومدی داخل؟ تو خونه من چیکار میکنی؟
برو بیرون
لطفا
اومدم چیزی رو پس بگیرم
چیزی که متعلق به منه
نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی
دارم درباره
روتچیلد آبی حرف میزنم
نسلهاست مال خانواده نیسنه
درست نیست
قبل از اینکه به خانواده شما برسه
برای ما بود
خانواده من
چهطور به این نتیجه رسیدی؟
اجازه نمیدم تو خونه خودم ازم اخاذی بشه
وایسا
خیلیخب، بذار اوضاع رو برات توضیح بدم
تو صاحب اینجایی من هم سارق هستم
من یه اسلحه دارم تو هم داری میشاشی به خودت
هر کاری من بهت میگم میکنی
وگرنه یه گلوله حرومت میکنم
شیرفهم شد؟
خوبه
حالا نشونم بده کجاست
غیرممکنه! شدنی نیست
چی؟
اینجا نیست
دوازده ساعت بهت فرصت میدم
نه یه دقیقه بیشتر، نه کمتر
« بابیلون برلین » « فصل چهار، قسم پنجم »
هیچکس بلیت هامون رو نقد نکرده؟
نه. همه برگه های بلیت و مجموع ۲۰۰رایشمارک
روی کاتچه کرونر شرطبندی شدهبودن
و بعضیهاشون هم هنوز نقد نشدن
رئیس - الان نه -
اصلا امکان نداشت حتی درصد کوچیکی از اون شرط ها رو نقدی پس بدیم
مگه چهقدر میشد؟
۸۴۰.۰۰۰رایشمارک
...رئیس ضروریه باید - چیه؟ -
باید همینالان برگردیم کلاب
چرا؟ چی شده؟
برو سمت در
رئیس
رئیس، پلیس
پلیس ها دارن میان
این قضیه تصادفیه
از شرش خلاصشید
در رو باز کنید، پلیس
سه، دو، یک
یالا
پلیس! هیچکس اتاق رو ترک نکنه - نشنیدم زنگ بزنید -
مادر میدونه که اون الماس کجاست وگرنه دیگه کی میتونسته بره تو گاوصندوق
نه، خیلی غیرعادی نیست
آدم گستاخیه، هیچوقت تلفن رو جواب نمیده
مایلید بنده به شهر برم و بانو رو اینجا بیارم؟
چاره دیگهای برامون نذاشته
دیگه شیفت آخره قربان میشه۲.۱۰ مارک
بقیهش برای خودت
میشه لطفا دو تا قهوه دیگه و یه ساندویچ بیارید؟
صبح بهخیر، لاته
بیا تو، تازه برات صبحانه سفارش دادم
بشین
خواهش میکنم، مهمه
شارلوت
چی میخوای از جونم؟
چرا اینقدر احمقبازی در میاری؟
کل آیندهت رو دور ریختی
انگار که هیچ ارزشی نداره - میخواستم به خواهرم کمک کنم -
شاید یهکم دست و پا چلفتبازی درآوردم
ولی خودت میتونی دست رو دست بذاری وقتی یکی از اعضای خونوادهت در خطره؟
احتمال زیاد میتونی
ولی ممکن بود موقتا بازداشت باشه
اون تو، از این بیرون برای خواهرت امنتره
آره جون خودت
کلا به کسی اعتماد نمیکنی، نه؟ - مخصوصا به تو -
میدونی چرا؟
چون شدی از همونهایی که یهودی ها رو کتک میزنن و به کولی ها تف میکنن
خفه شو، تو اصلا چیزی نمیدونی - خوب هم میدونم -
میدونم که عضو اون ها شدی، خودم دیدم
شارلوت - بهخاطر این کارت ازت متنفرم -
دارم به وظیفهم عمل میکنم - چه وظیفهای؟ -
بهخاطر سرزمین پدری مردم رو با چماق زدن؟
یه دقیقه گوش. منتظر بودم ببینم میتونم بهت اعتماد کنم یا نه
پس آروم باش
همه کار هایی که میکنم
تحت دستورات محرمانه رئیسپلیسه
چی؟
اون من رو عضو نیروی اسآ کرده تا بتونم اعتماد رهبر هاشون رو جلب کنم
میخوایم اسآ رو از همبپاشونیم
چرا؟
با هدف جرمانگاری ان.اس.پی.دی.ای
بعد از کار میندازیمشون
چی میگی؟
از... کی؟
از کی داری این کار رو میکنی؟ - ده ماه پیش -
ده ماه؟
چرا بهم نگفتی؟
چون اگه اسآ بفهمه من رو میکشن
و ممکنه تو هم تو خطر بیفتی
یه مشروب لازمـمه
باید چیزی که بهت گفتم رو فراموش کنی
مثل قبلت رفتار کن
دیگه نمیخوام بشنوم
همهچی مرتبه؟
خوب بود
حالا که تنور کار های محرمانه داغه
من هم یهچیزی دارم - چی؟ -
رودی مالتزیش
میگه زخم های روی دست پسره ضربات خارجی بودن
یکی از افسر های پلیس دستش رو لگد کرده برای همین افتاده
میگه اولین باری نیست که یه مورد اینطوری رو لاپوشونی میکنـن
میخوام بری باهاش حرف بزنی
اونوقت میتونی بیگناهیت رو بهم ثابت کنی
باهاش حرف میزنم - این بحث دیگه تمومه -
خیلی گستاخی که همچین چیزی میخوای
فرد
هرمن
میخواستم ببینم چی داری
قتل یه افسر پلیس
پلیس در مورد قتل پاسبان هلموت نائومن
به ما اطلاع داده
که مظنون اصلی انتونی ریتر ۱۶ ساله از مراسم عروسیه
بله فکر کردم - میدونم -
این مقاله قراره تو همه روزنامه های یهودی
و کمونیست باشه دیگه؟
بذار ببینم
در مورد قتل بزدلانه"
و خائنانه
افسر مورد اعتماد اسآ هلموت نائومن
پلیس گفت... نه
...بیوه گریان از - خوبه -
از انجمن ما کمک خواست
مظنون اصلی انتونی ریتر ۱۶ ساله "از مراسم عروسیه
:به جاش میزنیم به یک نوجوان از پرولتاریای لومپن
شدیدا بهخاطر ارتکاب این جرم خائنانه مظنون هستیم
بعدش هم اسمش و رنگ موش رو بزن
بله - مبارکه پس دیگه -
این هم از اولین صفحه اولت - بله -
حالا
اونجا چیکار میکنید؟ همونجا بمونید
وایسید
از اینجا سیبزمینی ندزدید
اسمت چیه؟ - ویلی -
بریم پیش پلیس
چیکار کردی؟
به یه بیگناه تهمت زدی عکسش تو کوچه و خیابون ها پر شده
برای یکیشون پاپوش قتل درست کردم یه آشغال کمتر
دفاع از خود بود چاره دیگهای برامون نذاشت
میخواست بکشــش دیدی که
واقعا نمیفهمی، نه؟ - این کار رو بهخاطر تو کردم، موریتز -
برای عشق این کار رو کردم
نمیفهمی؟
تنهام بذار
نیویورک تایمز، گاردین، لموند، اخبار روزانه وینا
انگار معروف شدیم، کاتلباخ
امروز حتی تو هم میتونی بری تیتر اول
مگه اینکه اتفاقی سر از جایی که یه ستاره مجله، برهنه مرده، دربیاری
سوپر
بدینوسیله محاکمه پرونده
امپراتوری آلمان علیه گوستاو هیمن و ساموئل کاتلباخ رو شروع میکنم
عالیجناب میشه مدرکی رو خدمتتون بدم؟
بسیار مهمه
از طرف بالاترین مقام
عالیجناب
بنده تقاضا دارم مردم طی جریان محاکمه حضور نداشتهباشن
امنیت امپراتوری در خطره
اعتراض دارم! تمام حقایق مربوط به این محاکمه
قبلا در روزنامه های مختلف چاپ شدن
همچنین تقاضا دارم نماینده های رسانه ها هم حضور نداشتهباشن
چی؟
این هیچ پایه و اساس قانونیای نداره
چی برای قایم کردن، داری؟ - لطفا خودتون رو کنترل کنید -
این درخواست رو قبول میکنم
چرا که اسرار نظامی از اهمیت بالایی برخوردار هستن
دادگاه رو خالی کنید - اعتراض دارم، عالیجناب
درخواست بررسی برگهای که همکارم یونز بهتون داد رو میخوام
غیرممکنه - خیر -
ببخشید؟ - این برخلاف قانون اساسیه -
هیچ ربطی به اسرار نظامی نداره
مربوط میشه به حقه های غیرقانونی بالا مقام های نظامی
که جمهوری رو بهخطر میندازه
...ربطی به خطر رسانه ها نداره
حتی شما هم باید مطیع دادگاه باشید - و شما هم باید مطیع قانون اساسی جمهوری باشید -
نیرو های مسلح آلمان تا حدودی محدودیت های معاهده ورسای
رو دور زدن
این قضیه قبل از عموم شدن
مقاله های موکل بنده، شناختهشده بود
برای اثبات این موضوع تقاضای پذیرش ۲۸ شاهد
و ارائه مدرک دارم
رد میشه
رد میشه؟ یعنی چی؟
دادگاه مجبور نیست تصمیماتش رو توجیه کنه
این بیعدالتیه منتظر یک توجیه فوری هستم
اخذ مدرک به پایان رسید دادرسی تمامه
دادگاه به صدور حکم ادامه پیدا میکنه
چه خبره اینجا؟ - ازتون میخوام برگردید سر جاتون -
چی کار میکنی؟
سعی دارم بفهمـم چرا طی نیم ساعت
No comments yet. Be the first to leave one.