Big Sky

Big Sky

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Big Sky 2020 S03E03 A Brief History of Crime 1080p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 Big Sky 2020 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-06
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مشکلی داریم؟ افتاد

افتاد؟ آره. خودشه

به نظر می‌رسید به "دیدمنز دراپ" علاقه‌مند شده

اون مسیر متروکه که از "بیسن تریلهد" جدا میشه؟

اینجا چیه؟ چند جفت رد پا

بطری آب یه نفر

به نظر میاد خیلی جاها رفتن

تقریباً مثل اون کوله‌به‌دوش ما

تانیا و دونو مجرم هستن. شنیدم آدم شدن

تانیا برای یه کارتل مواد مخدر کار می‌کرد. آدم شدن؟ کشک

پیج؟ هی

تو چادر پیج و لوک داری چیکار می‌کنی؟

همه‌شون شبیه همن

قبول کن. ما گم شدیم. پول چی میشه؟

اگه اینجا بمیریم، پول هیچ ارزشی نداره

اوه، خدای من. آروم باش

موفق باشی منتظر بمونی مامانی بیاد پیدات کنه

خفه شو

اگه یه بار دیگه اینجوری بهم دست بزنی، می‌کشمت

دیشب پیج و لوک رو پیدا نکردیم

چرا همه‌مون نریم بیرون و دنبال اونا هم بگردیم؟

خبر جدیدی درباره اون کوله‌به‌دوش هست؟

آره. و یه پرونده قدیمی هم هست

این دختر ۲۰ سال پیش پیدا شد

تو همون مکان، با قلبش که از بدنش خارج شده بود

ببخشید. چی؟ امیلی تو اون جنگل‌هاست

امیلی؟ هی

وایستا! جلوتر نیا

برگرد

صبر کن! فقط می‌خوام حرف بزنم

ولم کن

آروم باش، آروم باش

حالت خوبه. چی شده؟

لوک بود

درست پشت سرمه. خون دیدم

باشه، آروم باش. من پیشتم

حالت خوب میشه

هی، امیلی

آروم باش، کابوی. از من دور شو

فقط می‌خواستم راه برگشت به اردوگاه رو پیدا کنم

من افتادم و سرم برید

پیج کجاست؟ نمی‌دونم

با تو نیست؟ نه

باید اون زخم‌هات رو مداوا کنی

و بعد می‌تونیم بفهمیم چی شده

بریم. باشه

نگران نباش. من درست همین‌جا پیشتم

من کاملاً می‌فهمم چقدر کلافه‌ای

ولی امشب دیگه کاری از دستمون بر نمیاد

چرا، هست. من می‌تونم برم. نمی‌تونی این کار رو بکنی

اوه، خدای من، بچه‌ها

اوه، خدای... ما از نگرانی مُردیم

خوبی؟

ما یه جعبه کمک‌های اولیه لازم داریم

کمک‌های اولیه، خواهش می‌کنم

پیج کجاست؟ نمی‌دونم

یعنی چی که نمی‌دونی لعنتی؟

عزیزم، بذار توضیح بده

اولش، ما یه جورایی گم شدیم

و بعد یه دعوای بدتر از همیشه بینمون افتاد

و اون گفت که می‌خواد بره خونه

این آخرین باری بود که دیدمش. بره خونه؟

آره، اون گفت دیگه هیچ وقت نمی‌خواد منو ببینه

اون زخم‌ها چطور بهت افتاد؟

خب، بعد از دعوامون یه نور تو جنگل دیدیم

نور؟ چی، مثلاً یه چراغ‌قوه؟

شاید؟

فکر کردم یکی داره دنبال ما می‌گرده، ولی

پیج دنبالش دوید و بعد من دنبال اون دویدم

و حتماً افتادم و سرم به جایی خورد

چون بعد از اون همه چیز یه کم مبهمه

وقتی بیدار شدم، اون رفته بود و من اینجوری بودم

کسی چادر رو چک کرده؟ فکر خوبیه

همین الان میرم این کار رو می‌کنم

براشون چند تا پتو بیار، باشه؟

ممنون. رفت خونه، آره؟

همینجوری؟

آره، خودش همین رو گفت

می‌دونی، وقتی تصمیم می‌گیره، دیگه

باورم نمیشه همینجوری تو رو اونجا ول کرد

آره

اگه امیلی منو پیدا نکرده بود

تو منو نجات دادی. ممنون

خیلی هم خوبه، ولی

ولی دارم سخت اینا رو کنار هم می‌ذارم

خب، اون دروغ نمی‌گه. وسایل پیج نیست

حتماً دزدکی اومده تو و وسایلشو برداشته

و دمشو گذاشته رو کولش و برگشته به شهر

فکر می‌کنی سالم برمی‌گرده؟

فقط چند مایله تو مسیرهای کاملاً مشخص شده

ای بابا، ما که دو سه روز پیش با هم راهش رفتیم

اگه می‌خواست بره

منظورم اینه که اینجا هیچکس زندانی نیست

به پاسگاه جنگلبانی زنگ می‌زنم

بذارم دنبال پیج تو پایان مسیر بگردن

خب، فکر کنم امشب دیگه کاری از دستمون برنمیاد

جز اینکه یه خواب راحت بکنیم

بعد صبح از نو شروع می‌کنیم

خانم‌ها، میشه لطفاً مراقب لوک باشید؟

ببریدش به چادرش

خیلی ممنون از همگی. بهتر بشید

چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهم بگی؟

امیلی خیلی بهم ریخته بود

خب، معلومه که بود، بیچاره

آره، خب، من می‌خوام یه بار دیگه جایی که پیداش کردم رو نگاه کنم

باشه، پس. ولی داستانشو شنیدی

شنیدم

فقط کاریه که باید انجام بدم

اوه، خدای من

عجب روزی بود

فکر می‌کنی پسره راست می‌گه؟

تو فکر نمی‌کنی؟

خب، یه چیزی تو دلم نمی‌شینه

وسایلش رفته بود، شنیدی چی گفت

خب، از کجا می‌دونیم خودش بلایی سرش نیاورده؟

ن-نه، باک، دیگه اون طرفا نرو

آخرین چیزی که می‌خوایم اینه که مهمونا بهم بریزن

ما مطمئن می‌شیم اون دختره سالمه

چون لعنتی این کاریه که ما می‌کنیم

خب، من لوک رو زیر نظر می‌گیرم

همین کارو بکن

تو این مدت، یه کاری انجام بده، باشه؟

باشه

واقعا امیدوارم راست بگه

منم همینطور

اینجاست

مطمئنی نمی‌خوایم اول زنگ بزنیم؟

همسایه گفت یه جسد دیده

آره، نه، می‌فهمم

فقط می‌خوام بدونم دارم از حصار کی می‌پرم

برادران مونی، گیل و ایوان

اونا قبلاً نصف این دره رو داشتن

حالا فقط همین‌جا رو دارن. باشه، خیلی عالیه

پس می‌تونیم بریم بالا به خونه و بگیم می‌خوایم اطراف رو نگاه کنیم؟

اینجا مونتاناس، احتمالاً با یه تفنگ یا گله‌ای از سگ‌ها روبرو می‌شی

آره، خب، تو تگزاس هم همینه ولی، می‌دونی

حداقل اونجا هنوز آداب رو رعایت می‌کنیم

بهت چای سرد میدیم و بعد به خاطر تجاوز به ملک شلیکت می‌کنیم

ممنونم

ولی هی، من چی می‌دونم؟

همیشه می‌تونی برگردی هیوستون

آه. شوخی می‌کنی؟

خیلی دلت برام تنگ میشه

واقعاً؟

آره، فکر می‌کنم ته دلت یه کم

هوم. گذشته از این، نمی‌تونم برم

باید به خاطر دخترم اینجا بمونم

تا حالا با کسی راجع به دخترت صحبت کردی؟

باشه، می‌فهمم داری به کجا می‌ری

بیا فعلاً حرفه‌ای باشیم هویت، فعلاً

و، اه، می‌دونی رو کارمون تمرکز کنیم

بالاخره یه راهی پیدا کردم که ساکتت کنم

باشه، نه، نه، نه. این‌طور نیست که نخوام در موردش حرف بزنم

آها. فقط اینه که، می‌دونی

بچه‌ها، ما باید، اه

آره، آره. ...اه، مرزها

مرزها. ادامه بده به گشتن

واو

یه جسد. دوشنبه‌ت بخیر، هویت

یکی سرشو خرد کرده بود

رد کشیده شدن. جسد جابجا شده

چیزی از کامیون هست؟

حق دارم بهت شلیک کنم

می‌دونی که من از اداره کلانتری‌ام، مونی

تفنگو بذار زمین. بیا راجع به این حرف بزنیم

هنوز حق دارم. داری به ملک من تجاوز می‌کنی

بهت گفتم که. آره، باید زنگ می‌زدیم

آره، حق با شماست، آقا

گوش کن، من آروم و یواش بلند می‌شم

ما می‌خوایم راجع به این حرف بزنیم

اینجا تگزاس نیست. اون بهت شلیک می‌کنه

نه، نمی‌کنه

آروم و یواش. بریم

پوششم بده

برگرد پایین

نه

چی؟ گفتم نه

ببین، این اون قسمتیه که تو اسلحه‌تو می‌ذاری زمین

منم مال خودمو می‌ذارم کنار و در موردش حرف می‌زنیم

این زمین منه

اون جسد برادر منه

گیله

تو کشتیش؟

نه

آروم باش، آروم باش. هی، مجبور بودم بپرسم

باشه، بیا یه کم آروم‌تر باشیم

به ما بگو با برادرت چی شده

بهش گفتم بهم گوش بده و مراقب باشه، ولی گوش داد؟

نه. گوش نداد

و حالا

اون فقط می‌خواست مزرعه رو نجات بده

اسلحه‌تو بیار پایین، ایوان

بیا در موردش حرف بزنیم

بیا دیگه، ایوان

باشه

خب، چطور ماشین اون کوهنورد گمشده رو پیدا کردید؟

تماس با آتش‌نشانی

گروهشون پیداش کرد

یعنی مثل پیدا کردن سوزن تو کاه بود، نه؟

ووهو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left