Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Third Watch - 2x19 - Walking Wounded DVDRip SAiNTS
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 19 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Tags

dvd
Published on: 2025-11-21
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

راوی: قبلاً در "گشت سوم"...

شاید باید ازدواج کنیم.

ازدواج؟ جیمی: من با یه خونه درب و داغون کنار نمیام.

و جوئی هم یه اتاق برای خودش می‌خواد. دارم دنبالش می‌گردم.

پالی، اسلحه رو بده به من.

اوه خدای من، بابی. بابی!

باشه. باشه.

چقدر طول می‌کشه که هر شیفت، تمام روز رو با یه نفر همراهی؟

تو چند هفته می‌تونی فراموشش کنی؟

دارم ازش عبور می‌کنم.

مردم حالشون بده. چقدر احتمال داره که به هروئین ربط نداشته باشه؟

وحشتناکه. چند تا اُوِردوز...

از این خراب‌شده جمع کردیم؟ کی دیگه حساب می‌کنه؟

طبقه دوم، درسته؟ مرکز گفت نزدیک استخر

درست کنار باشگاه ورزشی و جکوزیه.

سالی: دکتر!

برو.

سالی: الو؟

کسی اونجاست؟

پلیسیم.

کسی با ۹۱۱ تماس گرفته؟

پلیس!

خیلی ساکته، نه؟

انگار همه رفتن.

فقط مواظب باش کجا پا میذاری.

باسکو: اوه، لعنتی!

اوه، رفیق. چشاتو خوب باز کن.

تای: احتمالاً کسی اینجا نیست. باسکو: اوه، مرد. این بو رو حس می‌کنی؟

ای‌ وای! کارلوس: اوه، چه عالی!

باسکو: مردم واقعاً تو این گنداب وقت می‌گذرونن؟ اوف!

سالی: پلیس. کسی خونه هست؟

دکتر: این‌طرف.

باسکو: انگار یه مهمونی خواب برپا شده.

هی، پاشید. بچه‌ها، پاشید سحرخیزا!

نفس نمی‌کشه. نبض نداره. کارلوس: این یکی هم لکه‌های کبودی داره.

باسکو: الو؟ سالی: کی با ۹۱۱ تماس گرفت؟

دکتر: ناشناس بود.

کارلوس: این یکی سرده.

چی؟ یه آمبولانس دیگه می‌خوایم؟

کارلوس: لعنت!

مُردن.

همه‌شون؟

فکر می‌کنی از اون داستانای فرقه "دروازه بهشت" باشه؟

بیشتر شبیه مسمومیت می‌مونه.

باسکو: این آدما هر جوری که شده خودشونو می‌کشن. یه مشت معتاد.

از بدبختی نجات پیدا کردن و محله هم جای بهتری شد.

آره، فکر می‌کنی خانواده‌هاشون هم با این حرفت موافقن؟

شاید موافق باشن.

باسکو: فکر کردم همه وسایل رو جمع کردی. فیث: می‌دونی چیه؟ برو شکایت کن ازم، باسکو.

مذهبی بودی، آره؟ چه فایده‌ای داشت برات.

لعنتی. باسکو، برو کنار!

وای، نگاه کن.

اوف. این طلای ۱۸ عیاره.

روی یه معتاد، همچین جواهری نمی‌بینی، مگه نه؟

خوبی معتادا اینه: سبک‌وزن. پوست و استخوان. بندازینشون تو کیسه، بریم.

اپراتور: پنج-پنج دیوید.

یه نفر توی تلفن عمومی در ۱۲۴ مدیسون

داره در مورد قربانی‌های زیاد شما می‌پرسه.

هی، کی بهش اینو گفته؟ اون همون کسیه که می‌خوام باهاش حرف بزنم.

سالی: چی؟ کجا داری میری؟ اجساد چی میشن؟

سالی حوصله داوطلب شدن داره. باسکو!

می‌دونی چیه؟ درست سر کوچه است و ما زود برمی‌گردیم.

فیث: اوه. اینجاست.

چرا انقدر طولش می‌دی؟ من نمی‌دونم چی شد. همین.

هی، با کی داری حرف می‌زنی؟

داری با کی حرف می‌زنی؟

داریوش: بیا دیگه، مرد، من چیکار کردم؟ چی؟ چی، کاری نکردی؟

چرا داری فرار می‌کنی؟ داریوش: شما دنبال منید.

از کجا می‌دونستی ما اینجا چند تا مُرده داریم؟

اونا... اونا مردن؟

اونجا بودی؟ من از اونجا فرار کردم، رفیق.

من قبل از اینکه شروع کنن فرار کردم. درست وقتی شروع کردن.

من اونی بودم که زنگ زدم. می‌خواستم بدونم چی شده.

اسمت چیه؟ داریوش مارکهام.

مواد بد بود یا همچین چیزی؟ باسکو: آره.

همچین چیزی.

داریم نمی‌ذاریم کاری که داری رو انجام بدی، داریوش؟

قیافه‌ت داد می‌زنه یه ذره مواد لازم داری.

بعد از اینکه اونا رو اونجا افتاده دیدم؟ مگه من احمقم؟

می‌دونی چی مصرف کردن، داریوش؟ نه، من دیر رسیدم.

خوبه که دیر رسیدی، نه؟ یعنی، معلوم نیست. اگه مواد همراهت باشه، پیداش می‌کنیم.

پس می‌خوای همین الان به خودت لطف کنی، آره؟

"چین رد"، آره؟ این جدیده.

قرار بود این جنس خوبه از فیلادلفیا باشه.

با رفیقم تامی اونجا نشسته بودم.

داشتیم آماده می‌شدیم نشئه بشیم.

و من نگاه کردم و دیدم حتی نفس نمی‌کشه.

هیچ‌کس نفس نمی‌کشید.

متاسفم، من فقط می‌خواستم نشئه بشم.

همین. سعی کردی کمک بخوای؟

اون می‌خواست بدونه می‌تونه مواد بزنه. چیه؟ نمی‌تونی خودتو کنترل کنی؟

بیخیال. واسه ما مظلوم‌نمایی نکن. تو بازداشتی.

من از اونجا فرار کردم. کاری نکردم. خفه شو!

داریوش: آقا. بیا دیگه، رفیق. من فقط فرار کردم. باسکو: آره، باشه.

داریوش: اوه، لعنتی.

این چقدره که اینجوری شده؟

باید سریع اینو ببریم. یه ساعت یا بیشتر؟

علائم اولیه جمود نعشی رو داره.

ساشا: اون هفته‌ای چند بار اینجا بود.

مشتری‌مداری اینه که اجازه بدی مردم راحت باشن

ولی خب، هر چیزی حدی داره، درسته؟ این دب لیوینگستونه

تو می‌شناسیش؟ داشتم فکر می‌کردم سر از کجا درآورده

اسمش فرق کرده

خب، دقیقاً شبیه خودشه

لعنتی

اون خُمارِ بعد از ظهری که انتظارشو داشت نبود، هان؟

ساشا: من همچین کارهایی رو تو اینجا اجازه نمی‌دم

سالی: مجبوری یه مدت اینجا رو ببندی

ساشا: هی-- هی، ببین رفیق. نمی‌تونید شماها فقط، مثلاً...

اونو از اینجا ببرین بیرون؟ در رو قفل کنید

خیلی خب. این نتیجه اینه که خواستم به مردم یکم آرامش بدم؟

فکر می‌کردم می‌شناسمش

سوورسکی: همونطور که می‌دونید، ما تعداد زیادی...

اور دوز هروئین داشتیم طی چند روز گذشته

گزارش آزمایشگاه به ما می‌گه که باقی‌مانده روی کیسه‌های گلاسین...

که تو چند تا صحنه پیدا شده، بالای ۷۰ درصد خالص بود

مارک، معمولاً چقدره؟ مثلاً پنج درصد، بعد از اینکه ناخالصش می‌کنن

طبق گفته واحد مواد مخدر، "چین رد" (China Red) برچسبیه که دنبالشن

دارن سعی می‌کنن تأمین‌کننده رو پیدا کنن. اما در این بین...

بیاین خبر رو به معتادا و فروشنده‌ها برسونیم

ببینیم می‌تونیم بعضی از این آدما رو نجات بدیم

ما می‌خوایم دقیقاً به چه اراذلی هشدار بدیم؟

تای: جلوی مردنشون رو بگیریم، باس. آره. نمی‌تونیم شاید یه هفته بهش فرصت بدیم؟

خیلی خب، بیخیال، باسکو. از عذرخواهی کردن خسته شدم

یه هفته. بذاریم یه کم از گله کم بشه

آدمایی که اور دوز می‌کنن همیشه معتاد خیابونی نیستن

ولی همه‌شون یه چیز مشترک دارن: هیچکدومشون برام مهم نیستن

جیمی: به جویی قول دادم اتاقشو هر رنگی که دوست داره رنگ کنیم

الکس: خودتو تو دردسر انداختی. جیمی: آره واقعاً. یه دیوارش آبیه

سقفش نارنجیه. سه تا دیوار دیگه هم سه تا سایه مختلف سبز هستن

والش: تم جنگلی؟ کیم

سلام. هی

هی، کیمی. چطوری؟ خوبم

می‌خواستم بهت زنگ بزنم، ببینم می‌خوای بریم فیلمی چیزی ببینیم

الکس، فردا باید یه شیفت پیراپزشکی کار کنی

هی. هی

چطوری؟ گفتم یه سر بزنم

خواستم مطمئن شم دلت برام تنگ شده. فردا قرار بود مرخصی باشم

دکتر: خب، می‌تونی کمکم کنی؟ کارلوس از پا افتاده. ۱۶ ساعته داره شیفت کار می‌کنه

من می‌تونم کار کنم. نظرت چیه من برم؟ ببین، جات خالی بود

ولی اینجا اوضاع رو خوب مدیریت می‌کنیم

لازم نیست. اومدم در مورد برگشتن به برنامه‌ی کاری صحبت کنم

اگه به من نیاز داشته باشی، مشکلی نیست. خوبه

یه قهوه می‌چسبه. می‌خوای بهم ملحق شی؟

حتماً. باشه

سالی: در مورد مواد حرف می‌زنی؟

تای: من هیچ وقت کار عجیب و غریبی نکردم. یه کم از این امتحان کردم، یه کم از اون

فقط یادم بنداز تو رو به بچه‌هام معرفی نکنم

چی، تو برنامه‌ای برای بچه دار شدن داری؟

منظورم بچه‌ها به صورت کلی بود

آه، ترسوندیم. چرا، فکر نمی‌کنی پدر خوبی بشم؟

نه. داری در مورد بچه دار شدن حرف می‌زنی. همه چی یه کم داره تند پیش می‌ره، همین

نه، تو خوب می‌شی. پدر عالی‌ای می‌شی

پیر میشی

پس...؟ یعنی بچه‌ها به معنی ازدواجه یا...؟

خب، ممکنه. یعنی، تاتیانا باهام ازدواج می‌کنه

واقعاً؟ مم

این "واقعاً" یعنی چی؟

یعنی، فکر می‌کنی اون می‌خواد باهات ازدواج کنه؟

اون ازت پرسید؟

سالی؟

پرسید. پرسید

من نه... اوه، پرسید. پرسید، مگه نه؟

انگار که ازدواج کردیم. من همیشه اونجا می‌مونم

عملاً همین الان هم داریم با هم زندگی می‌کنیم

یعنی ازدواج کردن بهش اجازه می‌ده تو آمریکا بمونه؟

کمک می‌کنه. می‌دونستم

می‌دونستم. مگه نگفتم؟ می‌دونستم دنبال یه چیزیه

بهت نگفتم؟ ممنون، شریک. واقعاً ازت ممنونم

ببین. متأسفم. من فقط... دیویس، نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

ببین. دیگه نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

دکتر: با مادر بابی حرفی زدی؟

داره وقتشو با خواهرش تو فلوریدا می‌گذرونه

سخت می‌شه وقتی برگرده و بابی نباشه

آره

نمی‌دونم چرا باید این همه مرخصی بگیرم. یعنی، همه‌تون اون رو از دست دادین

تو هر روز باهاش شیفت بودی، کیم

هی. اون برگشت

هی. هی

دیر کردی

بعد از یه هفته اضافه کار اجباری دارم میام. یه کم بهم فرصت بده، ها؟

من مرخصی با حقوق می‌گیرم، روان درمانی رایگان...

و کمبود پیراپزشک داریم. دیوونه‌کننده‌ست

اگه تو تعطیلات بودی اینقدر خسته به نظر نمی‌رسیدی

من باید کار کنم تا بتونم بخوابم. به روال عادیم نیاز دارم

روانشناس اداره در مورد این ایده چی فکر می‌کنه؟

خب، تصمیم با منه. اگه آماده باشم، آماده‌ام

کیم، بیخیال. اصلاً در مورد این باهاش حرف نزدی، درسته؟

دکتر، باید بدونم هنوز می‌تونم این کارو بکنم. چیکار کنی؟ پیراپزشک باشی؟

اپراتور: تیم ۵۵، نردبان ۱۰۰، آدام ۵۵۳

یه تصادف رانندگی با واژگونی و آتش سوزی داریم. آرتور و ۱۱۶

کیم، طی چند هفته گذشته خوب اوضاع رو مدیریت کردیم. برای چند هفته دیگه هم مدیریت می‌کنیم

باید هر چقدر می‌تونی مرخصی بگیری، باشه؟ من باید برم

باسکو: هنوز به یه عضو خانواده نیاز داریم تا جسد رو حضوری شناسایی کنه

ولی اگه نمی‌شناسنش، بی‌فایده‌ست که مجبورشون کنیم این همه راه رو بیان

امیدوارم خیلی عصبی نشن. از وقتی هیستریک می‌شن بدم میاد

خیلی خب. لطفاً دهنتو ببند و بذار من همه حرفا رو بزنم

هر چی دلت میخواد بگو

شما خانم ویلکینز هستید؟

بله. ما به خاطر پسرتون اینجاییم.

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left