The first 200 lines.
مترجم: Negar FD
«بازی مرکب»
سانگوو
بهم کمک کردی، ممنونم
و تو هم همینطور
زندگیم رو اونجا نجات دادی.
تو زندهای، همین مهمه.
همتون از مرحلهی اول رد شدین.
تبریک.
ادامه میدین.
حالا نتایج مرحلهی اول رو اعلام میکنم.
از بین 456 بازیکن، 225 نفر حذف شدن
و 201 نفر موفق شدن مرحلهی اول رو تموم کنن.
آقا، لطفا!
گوش کنین، من واقعا متاسفم!
قول میدم مقداری که بدهکارم رو پرداخت کنم!
انجامش میدم، همهش رو پرداخت میکنم!
لطفا آقا!
من یه بچه دارم!
خیلی سنش کمه!
باید براش شناسنامه بگیرم و اسم بزارم روی بچه آقا!
-لطفا آقا، بزارین برم! -لطفا! خیلی متاسفم!
آقا التماستون میکنم! بزارین برم و قسم میخورم
یه راهی پیدا میکنم تا بدهیم رو بدم!
-بزارین برم خونه! -منم همینطور!
نمیتونم ادامه بدم! آقا لطفا! نمیتونم جلو برم.
لطفا بزارین برم خونه.
مثل اینکه سوتفاهمی پیش اومده.
ما سعی نداریم بهتون آسیب بزنیم یا ازتون بدهی بگیریم.
بزارین بهتون یادآوری کنم که ما اینجاییم تا بهتون یه فرصت بدیم.
فرصت؟
ما یه سری بازی بچگونه میکنیم
و شما بهمون شلیک میکنین. میخواین چنین چیزی رو انتخاب کنم
به این میگن فرصت؟
شاید بدهی داشته باشیم، آقا...
ولی این دلیل نمیشه که کشته بشیم.
این فقط یه بازیه.
کشتن اون همه آدم اون بیرون....
فقط براتون یه بازی بود، ها؟
اونا به سادگی فقط به خاطر شکستن قوانین بازی حذف شدن.
اگر فقط از قوانین پیروی کنین
میتونین صحیح و سالم با پول جایزهای که قولش رو دادیم از اینجا خارج بشین.
پول کوفتیتون رو نگه دارین! برام مهم نیست!
فقط بزارین برم خونه! فقط همین رو میخوام!
بزارین بریم! بزارین بریم!
فرم رضایت، بند اول:
یک بازیکن اجازهی ترک بازی را ندارد.
بیخیال! فکر کردین میتونین قسر در برین؟
پلیس میاد.
چند دقیقهی دیگه همشون میریزن این تو! میان اینجا چون همه غیبمون زده.
آره
شرط میبندم همین الانم رد تلفن همه رو به اینجا زدن.
به گروگانهاتون نگاه کنین، کلکتون کندست اگه نزارین بریم!
همه مردیم!
فرم رضایت، بند دوم:
بازیکنی که از بازی کردن امتناع کند، حذف خواهد شد.
فرم رضایت، بند سوم:
اگر تمام بازیکنان موافق به پایان دادن به بازی باشن
اجازهی پایان بازیها وجود داره.
یا اشتباه میکنم؟
درست میگی.
پس بیاین برای پایانش رای گیری کنیم!
اگر اکثریت خواستن از اینجا برن
پس همه میتونن برن خونه، درسته؟
خیلیخب، هرجور میلته.
برای خاتمه دادن به بازی رای گیری میکنیم
قبل از رای گیری
بزارین پول جایزه رو، همونطور که قبلا قول دادیم، اعلام کنم.
225 بازیکن در مرحلهی اول حذف شدن.
به هر بازیکن صد میلیون وون میرسه
بنابراین، تا الان 25 میلیارد و نیم وون از پول جایزه جمع آوری شده.
اگر تمایل به پایان بازی دارین، 25.5 میلیارد وون
به خانوادههای داغدیدهی بازیکنانی که فوت کردن میرسه.
به هر خانواده، 100 میلیون وون.
به هر حال، اگر تمایل دارین دست خالی به خونه برگردین...
آقا...
پس اگر، بتونیم هر 6 بازی رو تموم کنیم
چه قدر گیرمون میاد؟
از اونجایی که 456 بازیکن بودن،
مجموع پول جایزه، 45.6 میلیارد وونه.
و حالا که اینا گفته شد، رای گیری رو شروع میکنیم.
همونطور که میبینین، دو تا دکمه جلوتون هست.
اگر تمایل به ادامهی بازی دارین، دکمه سبز رنگ با علامت O رو فشار بدین.
اگر تمایل به پایان بازی دارین،
پس لطفا دکمه قرمز رنگ با علامت X رو فشار بدین.
بعد از رای دادن
به اون طرف خط سفید برین و منتظر بمونین.
رای گیری به ترتیب معکوس عددهای نوشته شده روی سینهتون انجام میشه.
بازیکن 456، لطفا رایت رو ثبت کن.
بازیکن 453، لطفا رایت رو ثبت کن.
زودباش...
بازیکن 218
همتون دیوونه شدین؟
باید بریم!
نمیتونیم با این دیوونگی کنار بیایم!
بریم که چی بشه؟
بهم بگو! چی عوض میشه؟
اون بیرونم به بدی اینجاست!
درست میگه!
اگر الان تمومش کنیم، فقط به اونایی که مردن کمک کردیم.
اونا به جای ما 100 میلیون وون گیرشون میاد.
ما موفق شدیم! اونا حذف شدن! پول مال ماست!
لطفا! به اتفاقی که اون بیرون افتاد فکر کنین!
زودباشین! بیاین بریم!
کجا میتونم برم، ها؟
اون بیرون، هیچ شانسی ندارم. اینجا دارم.
نه، اون بیرون هیچی ندارم.
زودباشین! بیاین اینو تمومش کنیم.
ترجیح میدم بمونم و اینجا به تلاش کردن ادامه بدم تا اینکه با چرت و پرتای بیرون سر و کله بزنم.
عوضی! آرزوی مرگ داری؟ برو تنهایی بمیر!
بقیه رو قاطی این ماجرا نکن عوضی!
-چه غلطی میکنی؟ -تو کی هستی...
ما از هیچ اقدامی که مانع روند دموکراتیک بشه
چشم پوشی نمیکنیم.
حالا، بزارین به رای گیری ادامه بدیم.
مثل اینکه به رای آخر رسیدیم.
بازیکن شماره 1
دکتر گفت یه...
توده این توئه که هرروز در حال رشده
تومور مغزی.
اگر تمایل به ادامهی بازی دارین، علامت O رو فشار بدین.
و اگر تمایل به پایان بازی دارین، علامت X رو فشار بدین.
اکثریت بازیکنها رای به پایان دادن به بازی دادن.
به همین دلیل، بازی الان خاتمه پیدا میکنه.
هی باشه خب هرکسی که میخواد میتونه بره!
ولی بزارین اونایی که میخوان تا آخرش بمونن.
همین الانشم نصفمون مردیم.
نمیتونیم اینجا تمومش کنیم.
درست میگه، لطفا بزارین بمونیم.
-به بازی ادامه میدیم! -آره! بزارین ادامه بدیم!
واقعا باعث تاسفه که مجبوریم اینطوری باهاتون خداحافظی کنیم.
با این حال، قرار نیست به طور کامل در فرصت رو به روی
همتون ببندیم.
اگر اکثریت شما دوباره تمایل به ادامه دادن بازی داشته باشن
در اون صورت بازی رو ادامه میدیم.
پس، فعلا خدانگهدار.
اوه کمک! کمک! کمک!
کمک کنین اینجا! نمیتونم چیزی ببینم!
-خفه میشی؟ -ها؟
تو کی هستی؟
-همون جیببره؟ تو یه دزدی. -اوه خفه شو!
-خودتی، ها؟ -میخوای تمام شب اینجا دراز بکشی؟
-زودباش بازم کن دیوونه! -ها؟
صبر کن
اوه لعنتی، کجاییم؟
هی! بازم کن همین الان! هی!
چی کار داری... اوه باشه.
اول لباس بپوش. سرده.
منم دارم یخ میزنم.
اوه آره
عجله کن دیگه
اوه درد داره. هی!
هی صبر کن! زودباش! نوبت منه دیگه! ها؟ هی!
صبر کن! صبر کن! چی کار داری میکنی؟ باید بازم کنی!
آره؟ چرا باید این کارو بکنم؟
همین الان کمکت کردم. چه غلطا ؟
تو یه کم زیادی برای اینقدر نادون بودن پیر نیستی؟
کمکت کنم پاشی
بعد دوباره برای پولت اذیتم میکنی.
البته که اذیتت میکنم!
اوکی باشه
پول رو فراموش کن. باشه؟ بازم کن، التماست میکنم.
واقعا؟
قسم میخورم کلش رو فراموش کنم.
چطور میتونم بهت اعتماد کنم؟
به جون... مادرم قسم میخورم. باشه؟
لطفا
دارم یخ میزنم لعنت بهش
درد داره... لعنتی.
هی عوضی... برگرد اینحا! بیا اینجا!
پولم! پسش بده! همین الان پسش بده!
پسش بده!
پولم رو بده! پسش بده!
اوه لعنت، پولم رو پس بده...
مادرت همینقدر برات ارزش داره
عوضی... صبر کن! همونجا بمون! هی!
هی! نرو!
لعنتی، خدا!
ببخشید قربان، کجاییم؟
یوئیدو
یوئیدو دقیقا... کجاست؟
مرکز سئول
قربان... قربان... تلفن دارین؟
میشه لطفا قرضش بگیرم؟
سریع تمومش میکنم.
میشه 2 هزار وون
احضاریه فرستاده شده .
سانگوو، همین الان بهمون زنگ بزن و ازت شکایت نمیکنیم.
آقای چو سانگوو، وامهاتون...
باید فورا حاضر بشین.
ممنونم قربان
الو؟
سلام!
آره، یه سری کار داشتم
متاسفم
بفرمایین، بازم ممنونم قربان
شب خوبی داشته باشین.
صبر کن بمون
برای اتوبوس پول داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.