The first 200 lines.
ترجیح میدادی دماغت اندازۀ پات باشه
یا پات اندازۀ دماغت؟
!این از اون خوبهاش بود ها
پس کی میخوای اینا رو کتابشون کنی؟
...قبلاً هم بهت گفتم من تو نوشتن طرح تحقیقش (پروپوزال) کمکت میکنم
!داره میاد، دست بجنبون
اوه، بالاخره رسید
خیلی هم عالی
قشنگ و درست سرهم شده؟ ها؟
دوبار چِکش کردین؟
بله - هنوز نه -
بله
خب، حالا، بیاید دوباره مطمئن بشیم که !تو نقل و انتقالش به لسانجلس آسیب ندیده باشه... یانکو
چطوره تو روش بشینی؟
...خب بگو ببینم، تحقیقاتت واسه پیدا کردن آقای روی ایستمن کُدک چطور پیش میره؟
رفتیم آخرین جایی که دیده بودیمش ...ولی خانم مشاور املاکیه که اونجا زندگی میکنه
اسمش کریستا کالدول ـه خیلی بداخلاق ـه
حاضر نشد باهامون صحبت کنه
و تهدید کرد بلای فجیع و وصفناپذیری سر بیضههامون میاره
پس یعنی... با یه زنِ پررو درگیر شدین و تا یه ذره خودش رو براتون عصبانی کرد
فوری جا زدین؟
!این تحقیقاتم خیلی مهم هستن
اگه ازمرگبرگشتهای تو سانتا کلاریتا باشه ...باید قبل از اینکه شوالیههای صربستان
...پیداش کنن و بکُشنش !ما زنده گیرش بندازیم
...خب، شاید
به عنوان رئیستون
خوب توجیهتون نکردم و بهتون انگیزۀ کافی ندادم
...پس حالا یه کاری میکنم که قشنگ توجیه بشید و حالیتون شه باید چکار کنید
!توی این نایلونه ست... نگاه کن
روی ایستمن کُدک رو برام پیدا کنید
از طریق اون میتونم به ازمرگبرگشتۀ سانتا کلاریتا برسم
اوه، چه حالی میده
میدونم امروز هوا خیلی گرم ـه
خب، داشتیم چی میگفتیم؟
اوه، جریان ملک "هامبولت" بود
جودی از قیمت پیشنهادی خیلی راضی ـه
ولی سر وام خریدار به مشکل خوردیم
با "شریل" که تو بانک " فِرست نشنال" کار میکنه حرف میزنم
یه سگ داره به اسم "لیوای" که عاشق این تشویقیهای راوهایدِ جویدنیِ گرون ـه
یه چندتایی براش میفرستم
جریان این وام رو حلش میکنیم
!نگاش کن
نمونۀ زندهای هستی که ثابت میکنه آدم واسه خفن و کاربلد بودن نیازی به دست و پا نداره
!یه نمونۀ مُرده که باز زنده شده
خیلیخب، مورد بعدی جشن افتتاحیۀ مشاور املاک هموند
یه سری جملات قصار هم واسه روی اون آبشار شکلاتی در نظر گرفتم
جول خیلی واسه اون ذوقزده بود
حالا که حرفش شد، راستی جول کجا ست؟
اوه، بیرونه، داره سعی میکنه رد ران رو بزنه و پیداش کنه
همون تخمسگی که مجبورم کرد گازش بگیرم؟
کاش فقط پنج دقیقه من رو با مُچ پای اون یارو تنها بذارین
باز داره چه آتیشی میسوزونه؟
خب، ران یکی از دوستهاش رو گاز گرفته و تبدیل کرده
و جول نگران ـه که کسای دیگهای رو هم تبدیل کنه
ولی... تو نگران نیستی؟
چرا، هستم
ولی ما که از کل ماجرا خبر نداریم
شاید ران واسه کارش دلیل قانعکنندهای داشته باشه
آدم چه میدونه، ما که خبر نداریم والا - !شیلا -
چیه؟ - تو هم کسی رو تبدیل کردی؟ -
شاید - و جول خبر نداره؟ -
نچ نچ
!ماجراهای هیجانانگیز دفتر کار
!عاشقشم
اگه بهش بگم وحشت میکنه و جوش میاره
با وجود اینکه اونی که من تبدیل کردم
یه پیرزن ازکارافتاده و خونهنشین ـه و کارم از رو مهربونی، تدبیر و حسابشده بوده
برعکس ران که همینجوری نسنجیده تو روز اولی که ازمرگبرگشته شده
فوری یه نفر رو تبدیل کرده
درسته، البته خودتم روز اولی که ازمرگبرگشته شدی !من رو تبدیل کردی ها
اون شرایط خیلی فرق داشت
!صددرصد !من که طرف تو ام
خب، حالا کی میخوای به جول بگی؟
منتظر یه موقعیت مناسبم
خب، اگه زیادی طولش بدی ...قضیه از چیزی که
دنبال فرصت مناسب بودی بهش بگی ولی پیش نیومده تبدیل میشه به چیزی که ازش مخفی کردی
!وای، خدای من - چی شده؟ -
هشدار گوگل رو فعال کردم که هر وقت دو تا واژۀ "قتل" و "سانتا کلاریتا" توی
... تیتر یه خبر اومدن، بهم اعلام کنه واسه اینکه شاید خبر یکی از کسایی که ما کُشتیم باشه
خب؟ - !خبر یکی از قربانیهای من ـه -
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!اوه، گندش بزنن
عزیزم، به سرنخهای خوبی در مورد ران رسیدم
رفتم اون اسکیت پارکی که دیروز ازش پست گذاشته بود
با یه پسرۀ باحالِ اِسکیتِر به اسم "گِوین" آشنا شدم
...یه خرده بداخلاق و بدقلق بود ولی اطلاعات بهدردبخوری داشت و تو اسکیت وارد بود
گفت دیروز ران رو دیده و اگه دوباره اونجا پیداش بشه، زنگ میزنه بهم خبر میده
چه عالی
واسه یه زنه پاپوش درست کردیم و به جرم قتل دستگیرش کردن
!چی؟ - ببخشید، باید بین این دو جمله یه مکثی میکردم -
!چه عالی
واسه یه زنه پاپوش درست کردیم و به جرم قتل دستگیرش کردن
!آخه ما چرا باید همچین کاری بکنیم؟ - اتفاقی و ناخواسته اینجوری شده -
تریش رو که یادته؟
!تریش؟
شوهر سابق عوضیش رو کُشتیم و گربهش رو بهش برگردوندم
!آها !اون تریشِ شوهرسابقدارِ گربهگمشده
من هیچ کاری نکردم، قسم میخورم
من فقط در رو باز کردم و یه بسته دم در بود
گربهم و ساعت رولکس باب هم توش بود
من خبر ندارم چه بلایی سرش اومده
!من اون رو نکُشتم، باید حرفم رو باور کنید
!عجبا، قشنگ تابلوئه که گناهکار ـه
!جول، ما باب رو کُشتیم ها
میدونم
فقط منظورم اینه که تمام شواهد و مدارک علیه اون ـه
و داد میزنه که اون رو نکُشته با اینکه پلیس اصلاً جسدی پیدا نکرده
من جای قاضی باشم محکومش میکنم - تریش بیچاره -
خیلی نازنین ـه و اومد پیش من ازم کمک خواست حالا دارن میاندازنش زندان
باید قضیه رو درستش کنیم
حتماً، صددرصد منم پایهت ام
واقعاً؟
از لحنت معلومه تهش شصت درصد پایه باشی
آخه، باید حتماً ران رو پیدا کنیم اون عمداً یه نفر رو تبدیل کرده
هرکسی همچین کاری کنه مشخصه که رَد داده و از کنترل خارج ـه و باید جلوش گرفته شه
آره، این نوع خاص از رفتار نسنجیده و بیملاحظگیش توی این مورد واقعاً دردسرساز ـه
منظورت از "نوع خاص" چیه؟
منظورم اینه که مشخصاً راه بیفتی بری اینور اونور و چپ و راست ملت رو گاز بگیری و تبدیل کنی
واقعاً بیمسئولیتی ـه
منم دارم همین رو میگم
پس سر این مورد خاص و کار خاصی که ران داره میکنه نظرمون مثل همدیگه ست
ولی فعلاً داریم در مورد جریان تریش صحبت میکنیم
و دلم نمیخواد به خاطر کاری که ما کردیم اون بیفته زندان
صبحتون بخیر، همدستهای عزیز
سلام، عزیزدلم - صبح بخیر! حالت چطوره؟ -
خوبم
خوبم، قیافهتون رو همچین نکنید
خب، دیروز زدی یه نفر رو کُشتی، ابی ...و
الان قیافۀ خودم رو نمیبینم ولی فکر کنم حالت چهرهم مناسب این موقعیت باشه
خب، پس به جای یه کلمه "خوبم"، بیشتر حرف بزن
بهمون بگو واقعاً حالت چطوره
خوبِ خوب هستم
ممنون
بدرود
دست بردار، ابی
درضمن، امروز نوبتت ـه که مأمور اف بی آی ازت بازجویی کنه
حتماً یه حسی داری دیگه
همهچی تحت کنترل ـه
اف بی آی هیچ مدرکی علیه من و اریک نداره
و اون یارو که کُشتم خودش ازمرگبرگشته بود و نزدیک بود بابا رو بخوره
راستی، بابا، بگو ببینم تو حالت چطوره؟
!خوبم !اوه، حواسم هست داری چه کلکی میزنی
ما تو رو وارد کلی ماجراهای عجیب غریب کردیم
...و اگه کمک لازم داشتی ...تو هر موردی
!ما هستیم و هوات رو داریم
خیلی بامزه و قشنگ ـه که هنوز سعی میکنین مراقب من باشین
جدی میگم
بهتون افتخار میکنم
میدونم خودش رو دست بالا میگیره و فکر میکنه از ما بیشتر میفهمه ولی حرفهاش حس خوبی بهم داد
خیلی کم پیش میاد از این حرفها بشنویم
خیلیخب، داشتم به این فکر میکردم
جسد باب رو که داریم، مگه نه؟ - !باب؟ -
باب دیگه، همسر سابق تریش
تو فریزر ما ست
چطوره از جسدش استفاده کنیم و نشون بدیم که کار تریش نبوده؟
مثلاً جسدش رو بندازیم یه جایی
که به نظر بیاد تصادفی مُرده
اوه... پس یعنی کار من که متوقف کردن آخرالزمانِ ازمرگبرگشتهها ست رو میخوایم بذاریم واسه یه وقت دیگه
و به کار تو برسیم که فقط نجات یه نفر ـه
بله، تا وقتی که "اِیدن" خبری بهت بده
!ایدن؟ - همون رفیقت تو اسکیت پارک؟ -
...گوین رو میگی ایدن فقط بداخلاق بود ولی تو اسکیت ماهر نبود
مطمئن نیستم که چکار باید بکنیم تا به این روز افتادنش تصادفی به نظر بیاد
چطوره نشون بدیم که کشیده شده تو موتور هواپیمای جِت
بعد از جریان 11 سپتامبر اوضاع تغییر کرده
آدم دیگه نمیتونه همینجوری یه جسد رو ببره تو باند فرودگاه و
پرتش کنه تو موتور جِت
!یکی دیگه از آزادیهامون واسه همیشه صلب شد
میتونیم یواشکی ببریمش تو باغ وحش
و پرتش کنیم تو قفس شیرها - فکر خوبی ـه -
البته اون موقع واسه یه شیر بیگناه پاپوش دوختیم
آره، خیلی گناه داره درضمن تاریخ انقضای کارت عضویت باغ وحشمون هم گذشته
!باید حتماً تمدیدش کنیم
شنیدم یه "جزیرۀ میمونها"ی جدید درست کردن
خدا رو شکر آدم اون قبلی رو میدید حسابی حالش گرفته میشد
دقیقاً، بیشتر انگار زندان الکاترازِ میمونها بود
یه "تسمۀ نگهدارندۀ تختۀ موجسواری" روی سقف ماشین باب دیدم
چطوره یه جوری نشون بدیم انگار رفته موجسواری
و یه کوسه بهش حمله کرده؟
با پاپوش درست کردن واسه یه کوسه فکرنکنم مشکلی داشته باشم
فُکهای دریایی رو میکُشن و فُکها هم که مثل سگهای دریاها و اقیانوسها هستن
واقعاً؟
بله که هستن
ولی اگه باب میرفت موجسواری به نظرت نباید یه نفر اون رو میدید؟
اگه تو مستی و نصف شب رفته باشه، نه
باب مشروبخور بود دوبار به خاطر رانندگی تو مستی دستگیر شده بود
قشنگ میخوابونیمش تو الکل و میچپونیمش تو یه وِت سوت وت سوت : لباس غواصی
بعد پرتش میکنیم تو دریا
این نقشه ممکنه جواب بده
ولی باید این رو هم در نظر بگیریم
داریم یه نقشۀ خیلی عجیب میکشیم و خودمون رو درگیر یه ماجرای دیوونهکنندۀ دیگه میکنیم
باید سعیمون رو بکنیم دیگه
من چون دلم میخواست یه کار مثبت و خیر بکنم به تریش کمک کردم
باید تا تهش برم و حلش کنم
درک میکنم - خوبه -
چون این نقشه تا همینجاش هم الکل توش هست، هم موجسواری هم کوسه، خب؟
دیگه نیازی نیست شک داشتن تو هم قوز بالا قوز بشه
سلام، واسه بازجویی اف بی آی آمادهای؟
!اوه، مگه امروز ـه؟ شوخی کردم معلومه که آماده ام
خیلی آسون ـه، فقط مضطرب نباش اصلیترین نکته همین ـه
No comments yet. Be the first to leave one.