The Simpsons

The Simpsons

Download Farsi Persian Subtitle

Season 37

Release info

The Simpsons S37E01 720p x264-FENiX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 37 قسمت 1 The Simpsons 1989 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-23
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خیلی وقته یادم نمیاد آخرین فیلمی که تو سینما دیدیم چی بود

اونم شب اول اکرانش

فیلم‌ها برگشتن، عزیزم!

فقط فکر کن به اون همه کله‌خر که سه روز دیگه صبر می‌کنن

تا این فیلم مجانی تو استریم‌ها بیاد

حالا بریم این فیلمو همون‌طوری که خدا می‌خواست ببینیم

تو یه صفحه نمایش کوچیک و پر از تبلیغات

من دکتر جنت گرودی هستم، خالق دئودورانت تمام بدن اسناف

این برای همه کثیف‌ترین جاهای بدنتونه

فقط همین‌جوری بمالیدش رو خط باسن‌تون

زیر کیسه، پره‌های بدبو

چطوری این کلمه‌ها رو تو تلویزیون میگن؟

لجن‌زار گندیده، مخزن بوگندو

آخه، رد کن تبلیغ رو. رد کن تبلیغ رو

بین‌درز، کانال کثیفی، باتلاق سینه، کشاله آرنج

کشاله آرنج؟

من از اونا دارم

بالاخره

تو یه مرد واقعی هستی و مردهای واقعی گرد و خاک کیسه بیضه دارن

اوه، تو رو خدا...

باسن‌تون قارچ زده؟

اوهم

گندتون بو میده؟

مثل اینکه فصل آویزون‌های بدبوئه

کافیه!

بیاین همون‌جوری قدیمی‌ها انجامش بدیم

دی‌وی‌دی‌ها هیچ‌وقت کثیف نبودن

وای، خدای من. یکی عاشق کوین کلاین بوده

خفه شو. اون موقع همه بودن

برکه کیگان

اوه، من عاشق این برنامه بودم

این در مورد چهار تا نوجوونه که بازیگرای ۲۰ ساله نقش‌شون رو بازی می‌کنن

با مشکلات آدمای ۴۰ ساله

اوه، اون برنامه گند میزنه. مثل پره‌های بدبو گند میزنه

یالا، بارت. داریم میریم موئه

شب مدرسه‌ای موئه ممنوع

اون کیگانه

من خیلی عاشق شاون گرت اوانسون بودم

اون تو اون گردنبند صدف پوکا ذوب شده بود

مامان. هیس، داره شروع میشه

مردونه‌ترین برنامه‌ها برای مردهای مردونه

هوم، کلینچر

"جان کلینچ، رنجر سابق، سی‌آی‌ای سابق، کماندوی نیروی دریایی سابق"

"عدالت مخصوص به خودش رو اجرا می‌کنه"

"با مشت‌هاش."

رفیق، منو با "مشت" خریدی!

وای، اصلا وقت تلف نمیکنه

هیس. داره مشت میزنه

کیگان، چی شده؟

همه میگن سر تمرین شنا گریه کردی

نمیخوام در موردش حرف بزنم

بابامه

میگه مدرسه فیلمسازی برای سوسولاس

میخواد مثل خودش برنامه‌ریز عروسی باشم

هی، اسکورسیزی!

بیا پایین و به بابای پیرت تو چیدمان میز کمک کن

بریم. کجا؟

جایی که همیشه امنیم

چرا با من اینقدر خوبی؟

چون من تا آخرش باهاتم

تا وقتی که برکه و نردبون هست

من اونجا خواهم بود

وای!

اون نمیتونه بره زندان. جشن سال سومی‌ها رو از دست میده

لطفا بهم بگو دی‌وی‌دی فصل دو رو داریم

هوم، شاید تو زیرشیروونی باشه

پیداش کردم

اوه، مدل موهای بدشانس این فصل رو فراموش کرده بودم

وای، این دقیقا مثل لباسیه که لینی پوشیده بود

وقتی از شربت سرفه مست شد

و تست جولیاردش رو خراب کرد

من سعی می‌کردم درست مثل اون باشم

فکر کنم همه همین‌طور بودیم

همه این لباس‌های قدیمی در واقع دوباره مد شدن

میدونی، شرط میبندم این بهت میاد

هوم

اوه

تو درست مثل یه منِ کوچولو هستی

که سعی می‌کردی مثل یه سارا جنیفر جادسون کوچولو باشی

باید اینو بپوشی بری مدرسه

نمیدونم، مامان. من یه جورایی عادت کردم...

به اینکه تو دید نباشم، میدونی، از لحاظ جلب توجه

ولی بانمکه

یه جورایی هست

و بعد و بعد کلینچر گفت:

"صلح با شما، پدر،"

ولی منظورش "پیستول" (اسلحه) بود، نه "صلح"

بعد با همون اسلحه مشت زد به کشیش

اوه، چه باحال!

وقت کاره، عزیزم

کلینکر وقتی برگردی خونه اینجاست

کلینکر نیست، مارج، کلینچره

خدا رو شکر که خوش‌قیافه‌ست، درسته؟

نمیدونم در موردش، مامان

اوه، لیزا. تو خیلی خواستنی هستی

فکر کنم، ولی اگه یکی بهم نگاه کنه چی؟

اوه، هیچ‌کس به تو نگاه نمیکنه

لیسا با تیپ دهه نودیش چقدر ناز شده بود، مگی؟

به نظرم خیلی باحال بود.

چقدر خنده داره که چطور چیزا دوباره مد میشن.

مثل کلمه "باحال".

و اون نگران بود که بقیه بچه‌ها چی در موردش فکر می‌کنن.

اونا فکر می‌کنن که اون خیلی نازه، مگه نه؟

مگه نه؟ آخه، شرط می‌بندم پوشیدن لباسای مامانت

امروزم به همون اندازه باحاله که اون موقع که من یه دختر بچه بودم باحال بود.

وای، من چیکار کردم؟

جینی، به نظرت این تیپ خوبه؟

اوه، ما همه منتظریم که نظرشون رو بشنویم...

از اونا.

برو کنار.

خواهش می‌کنم، نذار سرایدار آرومت کنه.

هوم، حس رترو داره ولی هنوزم به روزه.

یه داستانی رو تعریف می‌کنه، و اون داستان...

اینه: "به لباس من نگاه کنین".

جواب میده!

آه، ریسک کرد و جواب داد.

باورم نمیشه!

دختر کوچولوی من مدپوش شده.

و بعدش سر ناهار، وقتی رفتم سینی‌مو پس بدم...

همه دست زدن.

اوه، نه، نمیتونم برگردم...

به این لباس...

که از... سی‌وی‌اس خریدیم؟

خواهش می‌کنم بهم بگو یه تیپ باحال دیگه هم داری.

اوه، من از اونم بهترشو بلدم.

هی، تازه‌وارد!

هان؟ من؟ اوه، من تازه‌وارد نیستم.

من زندگینامه‌تو نخواستم، تازه‌وارد.

اسمم دوینه. شبیه "heaven" (بهشت) نوشته میشه،

ولی با "D" و بدون "A" و یه "I" به جای "E" دوم.

البته، ویدالیا رو می‌شناسی.

نه، ما تا حالا همدیگه رو ندیدیم.

لیسا، عزیزم.

نگران بودیم که فقط یه تیپ قشنگ داشته باشی.

ولی عاشق تیپ‌های وینتِجت شدیم.

به کلوپ مد خوش اومدی.

شماها تو اتاق موسیقی جمع میشین؟

ما اونجا رو گرفتیم وقتی آقای لارگو مرد.

آقای لارگو مرد؟

یا رفته هیئت منصفه؟ یه چیز احمقانه‌ای بود.

عزیزم، من سلیقه‌ات رو دوست دارم.

این شنبه با ما میای خرید دست دوم.

بذار هنرتو ببینیم.

اوه، چه باحال!

مرکز شهر، ظهر.

بهتره بوبا دوست داشته باشی وگرنه به خدا قسم...

تری، نمیدونستم تو کلوپ مد بودی.

شری کجاست؟

لطفاً. تا حالا دیدی شری بترکونه؟

یا حتی یه ذره هم خوب باشه؟

راهتو بگیر برو، بی‌کلاس.

حدس بزن با کدوم مشت قراره از موتور بندازمت پایین.

هان؟ اشتباهه.

امیدوارم اون آمبولانسه دارو داشته باشه.

هومر، ما به کمکت نیاز داریم.

اسمیتی بین دو تا گیر کرده.

داره اکسیژنش تموم میشه.

اووه.

لیسا، ببین چی قراره بیاد...

این شنبه به مرکز همایش‌های اسپرینگفیلد.

هوم؟

"ستاره‌های تلویزیونی مورد علاقه‌ات از دهه ۹۰،

که بعضیاشون رو راحت میتونی بشناسی."

و قراره یه ملاقات و سلام و احوالپرسی "کیگانز پوند" هم باشه...

ساعت ۲.

اوه، شنبه؟ امم، من یه جورایی برنامه دارم.

ولی میتونم ساعت ۲ حتماً ببینمت.

روز مادر و دختری!

عالیه!

پیراهن الاغی فرانک پاول من.

من باهاش خاطرات خیلی خوبی داشتم.

و به لطف تو یه خاطره دیگه هم دارم.

آو.

باشه، اگه قراره برم خرید یه کم پول لازم دارم.

۲۸ دلار.

اون باید برای خرید چند تا تیپ باحال بیشتر از کافی باشه...

از یه مغازه دست دوم فروشی.

۱۰۰ دلار؟!

برای یه تی‌شرت از یه خط هوایی که دیگه وجود نداره؟

چرا همه چی اینجا اینقدر گرونه؟

اوه، اصلا خرید میری؟

دنیای دست دوم فروشی اینجوریه:

یه چهل ساله از مد افتاده یه جعبه پر از لباس اهدا می‌کنه...

از زمانی که اون مهم بود، بعد یه آدم باحال ولی ترسناک...

یه برچسب قیمت گنده روش میزنه.

پس مغازه‌های دست دوم فروشی دیگه برای آدمای فقیر نیستن؟

اوه، عزیزم، هیچی برای اونا نیست.

چه کلاهبرداری‌ای! بیا از اینجا بریم.

من یه ایده بهتر دارم.

هوم، یا همه خیلی زیاد عمل کردن...

یا اصلاً به اندازه کافی نه.

اس.جی.ای!

باورم نمیشه که از جمعیت جلو زدم.

عزیزم، اینو به اسم کی بزنم؟

اوه، راستش، من می‌خواستم یه عکس بگیرم

از شما، من و دخترم.

این که می‌شه دو تا سلفی!

مطمئنم الان می‌رسه.

نگران نباشید. می‌تونم راجع به شکایتم براتون تعریف کنم

علیه سازندگان دستگاه قمار "برکه کیگان".

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left