The first 200 lines.
رویدادها و شخصیتها تخیلی هستند و هرگونه شباهت با واقعیت اتفاقی است.
دخترهی عوضی. چطور همیشه سر از همین کار درمیاری؟
دو تا پیک میخوری، گند میزنی به خودت.
بیخیال بابا، جدی میگم. همیشه همین بساطه با تو.
تو فقط از اینکه من خوش میگذرونم بدت میاد.
من ازش بدم میاد؟ آره، خوشحالم. دارم با آدما حرف میزنم.
داشتی به یه پسر دیگه نخ میدادی!
لاس نمیزدم! فقط داشتم حرف میزدم. مگه اجازه ندارم حرف بزنم؟
داری چیکار میکنی؟
برمیگردی تو؟ مارینا!
صدا رو زیاد کن! هیچی نمیشنوم!
بیا پایین!
بیا تو!
احمق. بس کن.
اینجوری صدام نکن! میخوای خودتو به کشتن بدی؟
تو هم به اندازه مامانت رو مخی.
بس کن، حرومزاده! بس کن!
اون کارو نکن! خیلی رو مخه!
بس کن! دست بهم نزن!
وای دختر
وای مرد
وای دختر
تو گِل
همینه!
یالا!
این برای پاتریشیاست، حرومزادهها!
سرِ تکتکِ زندانیهایی رو میخوام که شرکت کردن
تو این نمایش مسخره و فجیع.
بازرسی، حرومزادهها!
بریم!
یالا، کوناتونو تکون بدین!
خفه شو. یالا!
تکتک بلوکها رو بگردید و خالیشون کنید.
بده بیرونش. اون دهنِ گندتو ببند! ببندش!
پلیسِ لعنتی! پلیسِ عوضی! بزدلِ حرومزاده!
اینجا چیزی نیست. یالا، همهش رو بده.
ای گوه تو ذاتتون! یالا!
ببین چقدر چیزای مزخرف داری.
اونو بده من. به بوبی دست نزن.
بده به من. ول کن.
این همه آشغال!
شماها چقدر آشغال دارید؟
همهشو بنداز بیرون!
چی رو نگاه میکنی؟ لجن.
خودت لجنِ حرومزادهای!
مشت فاحشه!
بچه باز بودن کم بود، باید خرگوش منم بگیری؟
رزتا! بسه دیگه. تمومش کن. تو بچه بازی. از اینجا برو بیرون.
شانس آوردی.
میرکات! امروز چقدر آتیشی. چته؟
چقدر دلم میخواد یه کبریت بندازم و همهچیو به آتیش بکشم.
از امروز به بعد، دیگه ملاقاتی نخواهیم داشت.
ملاقات لغو شد.
دیگه غذای اضافه نداریم.
و بهداری فقط دو ساعت باز خواهد بود.
علاوه بر این، میخوام هر دو ساعت یک بار دستگاههای پارازیتانداز موبایل رو چک کنید.
مبادا کسی یکی رو جایی رها کرده باشه.
وایفای هم؟
بله، دنیل. وایفای هم!
از این به بعد میخوام لا کبرادا مثل یک جزیره باشه.
حتی برای مگسها هم غیرقابل دسترس.
و اگه یه مگس هم بتونه وارد شه، میره انفرادی.
یالا، راه بیفت! هی!
یالا، بجنبید! حرومزادهها! خفه شید!
اون دو نفری رو هم که صورت اون زندانی دیگه رو داغون کردن، حبس کنید.
ببرینش تو. بس کن! این درست نیست!
حرومزادهها، به خاطر خدا!
دستاتونو بیارید بیرون.
خیلی تنگه. اینجا نمیتونیم نفس بکشیم.
آره، فردا هم جاتون تنگتر میشه.
تموم شد. نفر بعدی.
شانس آوردین دستبندتونو باز میکنم تا بتونید کوناتونو بخارونید.
یالا، لعنتی! بیا، بگیر یه کم.
داغونت میکنیم، حرومزاده!
خفه شو!
دو تا اینجا.
اینه که شد. آروم شروع میکنی؟ آره، من آرومم.
حالا میبینی، آره؟
کارت برای نشون دادن دارم و کارت برای بازی کردن. نگاه کن.
ببینم خوشت میاد.
خیلی خب. چرا چیزی نمیذاری؟
باید یه ژتون اونجا بذاری. من گذاشتم.
یه سبز کمه.
ای بابا. میخوای زیاد کنی، کلاغ؟
فقط یه دونه لازم داری.
ببینیم میمونه یا نه.
نوبت توئه.
دو تا میخوام.
ببینیم کی جرئت میکنه.
داری برنده میشی، عشقم؟
دارم برنده میشم.
ولی اگه اینجوری حواسمو پرت کنی، میبازم.
اینجوری.
اونجوری، ملکهی من.
تو، یه پیک بزن.
نه، خوبه.
تو چی، ریشو؟
اوه، چقدر بیحالین، بچهها!
چیکار میکنی، احمق؟
نوبت توئه. به کونش نگاه کردی.
نه. تو کونش رو نگاه کردی، عوضی.
کلاغ، ما پشتتیم. جلوی من به کونش نگاه میکنی؟
ما دوستیم، رفیق. حالا میخوای دوست من باشی، ها؟
عیبی نداره. گمشو بیرون.
کجا بریم؟ برو کورینتس.
تنها؟ بهتره خودمون بریم.
بهتره گورتو گم کنی!
باشه. بریم. یالا.
از مرز رد شیم. تنها میشیم.
بعدش چی؟
برات یه بنا یادبود میسازم. جدی؟
آره. باشه، پیرهنتو دربیار.
اون پره. پیرهن لعنتیتو دربیار.
خیلی خوبه. این چیزیه که تو میخوای؟
آره.
باید مرکز توجه تو باشم.
پره. انگشتتو بردار.
وگرنه خودم رو میکشم. نه. گالیسیان.
چرا گریه میکنی، عزیزم؟
یک بار دیگه.
منو نگاه کن.
یک هفته بعد.
هر کس بر ترسهایش غلبه کند، آزاد خواهد شد.
بیخیال. اون رو بذاری اون ور؟ گردنم درد میکنه، دیگه نمیتونم تحمل کنم.
گوش کن، اینا پائولا و خوزه هستن، بعضی از نیروهای کمکی که درخواست کردیم.
دفعه اولشونه.
عصر.
چیه؟ دوتا بچه. میدونم که نگران و خستهایم.
اما دستور، دستوره.
تمام فعالیتهای عادی معلق شده.
پس فقط ملاقاتهای مجاز و بازرسیهای روزانه.
و مثل بردهها کار کردن.
ببخشید، دانیل. اما این تا کی ادامه داره؟
من چه میدونم. دستور رئیس زندانه.
سه روزه که سر کاریم.
زنم با بچهها تنها، داره دیوونه میشه.
چرا ما باید گیر بیفتیم؟
یک هفته تمام این تو گیر کردیم.
و اضافه کار ماه پیشمون رو هم هنوز ندادن.
خیلی خب دانیل.
اما من اگه تو یه کلوپ کار کنم بهتر از اینجاست.
کمتر میخوابیدم ولی بیشتر پول درمیآوردم.
تازه، ما توی یه قفس گیر افتادیم. نه آنتن داریم، نه اینترنت.
میدونی که مادرش مریضه، آره؟
میفهمم، و متاسفم اما کاری نمیشه کرد.
"کاری نمیشه کرد،" دانیل؟
میخوای چیکار کنم؟
"میخوای چیکار کنم؟" همین بود؟
بیا. من برات کارت ورودتو میگیرم.
ببخشید.
عشقم، امروز بعدازظهر بیا پیش لِفتی.
حتماً بیا.
تمیز و مرتب بیا.
تمیز و مرتب.
یالا. کمتر حرف بزن، بیشتر کار کن. برو.
اون میخواد منو قانع کنه که پورن بازی کنم.
اون نمیخواد تو رو قانع کنه. تصمیمش رو گرفته.
کاری رو بکن که اونا کردن. اونا جای خودشون رو پیدا کردن و دارن از پسش برمیان.
زرنگ باش. یه چیزی در عوضش بخواه.
چی باید بخوام؟
نمیدونم. در موردش فکر کن. به چی نیاز داری؟
کجا؟ این رو دارم برای ماریا میبرم.
نه، من میبرمش.
باید ببرمش. انعام من چی میشه؟ برات میارمش.
بهتره بیاریش. آره.
انعام مهمه.
کمک کن. با چی؟
سرویس دادن. به نظرت من کارگر آشپزخونهام؟
اون چیه؟
یه میخ.
میخواییش؟
نه. اگه نظرت عوض شد.
میخوام پیاده شم.
خیلی خب! برو اونجا.
کیکت یادت رفت. برو. بذارش تو فر.
وقتی بزرگ شه ازت متنفر میشه.
داری اون رو توی یه قبر بزرگ میکنی.
اما اون با منه و همه اینا رو فراموش میکنه.
چطور فراموش میکنه؟ اون تو زندانه.
عزیزم، کیفت رو برای زایمان بستی؟
کمکی میخوای؟ من نگهش نمیدارم.
نگهش نمیداری؟ چرا؟
اوه، تو کُندی، نه؟ مثل... احمق.
نمیتونم صبر کنم از شر این بار خلاص شم.
اون تو رو احمق صدا کرد چون فضولی.
نمیدونستم که نگهش نمیداره.
نمیدونستی؟ نه.
اون میخواست به اون بچه یه زندگی خوب بده.
اون یه خانواده میخواد که مثل خانواده خودش داغون نباشه.
میدونستی که مامان نوئلیا تو زندانه؟
و باباش توسط یه مشت خوک از ناحیه سر تیر خورد؟
نه، و نمیدونم "خوک" هم چیه.
پلیسا.
میبینی نوه کوچیکم فلیپه چطور تنها بازی میکنه؟ میدونی چرا؟
بهش یاد دادم که اینجا هیچ دوستی پیدا نکنه.
اینجا نه. حواست پرت شه و کارت ساختهس.
میدونی "کارت ساختهس" یعنی چی؟
همونجا وایسا، بورخس.
بذار بیاد تو.
بیا تو.
No comments yet. Be the first to leave one.