The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
و اگه دیشب مراسم جایزه مردمی رو دیده باشین...
صورت این یارو رو خیلی زیاد دیدین
اینم از فرد شماره یک کشور در حال حاضر...
از رایان کینگ کر
روی چی کار میکنی؟
دارم برای مادربزرگم یه آهنگ جدید مینویسم
بهش گفتم، اگه برنده جایزه مردمی شدم...
یه آهنگ جدید براش مینویسم
گمونم کلی کار باید انجام بدم
خیلی حس قشنگی داره
آره، خب، بعد از تهدیدهای اخیر نگرانمه
بهش گفتم، تا وقتی جیجی محافظم باشه، هیچ اتفاقی برام نمیافته
خوشحالم که سیا یه کم بهت مرخصی داد
درسته
برم دستشویی. چیزی میخوای؟
شاید وقتی برگشتی بتونی آب بیاری
برای مردی که ازم محافظت میکنه هر کاری میکنم
هر کاری؟ دوست دارم بهم یاد بدی چطوری گیتار بزنم
با اون دستهای گندهت؟ به فکر شیپور زدن باش
واقعا فکر میکنی بتونم شیپور بزنم؟
خوب منو میخندونی، جیجی
چه عوضی بامزهای
آب؟
- گوش نمیکردم ولی شنیدم. - ممنونم
ای حرومی...
شوخی میکنی؟
« مترجمان: داوود آجرلو و عاطفه بدوی » ::. Highbury & Atefeh Badavi .::
جیجی، سوفی هستم
الان دارم برای عملیات خروج میام
یه جایی رو محکم بگیر
هی، جایزه مردمی من نه
- سوفی؟ - گرفتمت
همه چی درست میشه
از کجا میدونستی چه نقشهای دارن؟
مهم نیست
پس برای آخرین بار میگم، میشه این شنبه با رایان برم رقص خوشامدگویی به خونه؟
شرمنده
برنامه آموزش زیر آب داری
چی کار میکنی؟
هی، سوفی؟
نمیتونم باهات بیام برقصم
از اولیویا رودریگو خواستم باهام بیاد
آها
صبر کن
نه!
عجیب بود
بیا بگیر، آز
باشه. خوبه
سلام، بلوبری
بیا بگیر، رفیق
امروز خیلی خوشتیپ شدی
سوفی، غذا داره سرد میشه
چیزی که دوست داری رو درست کردم، کلوچه
ولی کیک فنجونی رو بیشتر دوست دارم
سعی کردم کیک فنجونی درست کنم، ولی پف نکردن
و حالا شبیه کلوچه شدن
چه بلایی سر موهات اومده؟
هنوزم موهات نامرتبه. قراره بری بیرون
مشکلی نداره. امروز صبح وقت آزاد دارم...
بعدش مشاوره سمینار دارم که میتونم بیخیالش بشم
نه، بیخیال شدن عادت بدیه
نمیذارم عادتهای بد رو شروع کنی
میخوام ساعت ۰۹۰۰ اونجا باشی
- شنیدی چی گفتم، خانم جوان؟ - اوهوم
اوهوم یعنی شنیدی یا اوهوم یعنی خفه شو؟
بله، ساعت ۰۹۰۰ اونجام
خدایا، چون فکر میکنی میتونی ادای بابامو دربیاری...
معناش این نیست که واقعا بابامی
چون نیستی
- هی. - هی، عزیزم
- چطوری؟ - خب، بالاخره رسیدیم و مستقر شدیم
مردم خیلی خوبن
و پسر، چقدر بهمون نیاز داشتن
پرستارهای بهداشت جهانی برای کمک رسیدن
رواندا چه شکلیه؟
باورنکردنیه
ولی تو چی؟ اوضاع چطوره؟
- سلام، مامان. - سلام، عزیز دلم
کلوچههاتو به آزی نده
و امروز ساعت ۱۶۰۰ تمرین داریم
چشم، گروهبان آموزشی
بهش میگن ساعت چهار
خب، واقعا اوضاع چطوره؟
خب، پیشنهادهام قبلا مفید دونسته میشدن...
جوکهام خندهدار بود
امروز، بعد از اینکه اهمیت وقتشناسی رو بهش یادآوری کردم...
بهم یادآوری کرد که باباش نیستم
ولی نه، مشکلی نیست
بابای واقعیش نیستم
فقط...
نمیدونم
هر روز بهش تمرین میدی
یه بارم شده ازش بپرس خودش دوست داره چی کار کنه
سوفی عاشق باشگاه رزمی ـه
- سرگرمیشه. - سرگرمی اون یا تو؟
ازش بپرس
شاید خیلی خوشش بیاد
داره عوض میشه، جیجی
صبور باش
محدوده؟
فعلا مشکی نیست
بابی، میشه دوربین نزدیک رو نشونم بدی؟
و یکی باید کلوچههایی رو که برای دختر کوچولوم پختم...
و به سگ دادشون رو تموم کنه
تیکههایی از قلبم رو روی این بشقاب جا گذاشتین، بچهها
من یکی برمیدارم. ممنونم
کانلی
چیه؟
دارم قرص کاهش چربی خون میخورم. اجازهشو دارم
یه لولو داریم، پشت سره
آفرین، کریستینا. میتونی جلو بری
دریافت شد. ای کاش پیشم بودی، دوست من
بسیار خب. به سرور منزوی رسیدی
باید یه کمکم کنی، بابی
- با چی طرفیم؟ - انگار یه قفل جت ۰۸ ـه
الان دادهها رو میفرستم
کریستینا، یه لولوی دیگه داره از سمت چپ نزدیک میشه
وقتشه ببینیم خبرچین کیم راست گفته یا نه و دادهها واقعا اینجاست یا نه
پناه بر خدا. هفت تا لولوی دیگه دارن میان
سی ثانیه وقت داری
وقت بیشتری لازم دارم
- کریستینا، از اونجا بیا بیرون. الان! - نه، جیجی، صبر کن
کریستینا، از پسش برمیای
پیداش کردم. موقعیت سلاحها در سرتاسر زمین رو پیدا کردم
گفتم راه بیافت، لعنتی!
تقریبا تمومه
سه، دو
یک
هی. کارت خوب بود، جیجی
ممنون
- یه ذره حساس شد، ولی... - نه، منظورم کلوچههاست
اولش ناامید شدم که توش کشمش ریختی نه شکلات چیپسی
گفتم شکلات چیپسیش پس کو؟
چون هر چی تا حالا کلوچه خوردم شکلات چیپسی داشته
ولی به گاز چهارم که رسیدم گفتم، وای دمش گرم!
مویز ریختم. ممنونم
خوبی؟
- آره - جدی؟
چون طوری عرق میکنی انگار یائسه شدی
کریستینا میتونست و نزدیک بود جلوشو بگیری
ولی نگرفتم، مگه نه؟
قربان؟ میخواستین منو ببینین؟
شنیدم موفق شدیم. تبریک میگم
آره. ممنونم
خب، این داده چی رو فاش کرد؟
در انتهای جنگ سرد، وقتی شوروی داشت از هم میپاشید...
کاگب سلاحهایی رو برای یه حمله ضربتی ابتدایی در سرتاسر جهان پنهان کرد...
چمدانهای اتمی که هر کردوم کمتر از ۲۰ کیلوگرم وزن دارن
قابل حمل هستن...
ولی توانایی انفجاری یک کیلوتُن دارن
در ۱۹۷۳ سازمان اطلاعات ناتو یه سند فوق محرمانه شوروی رو بدست اورد...
که حاوی کدهای فعالساز این سلاحها بود
ولی این سلاحها رو نمیشد پیدا کرد
بیش از صد سلاح اتمی گم شد
پس امیدوارم این دادههایی که کمک کردی بدست بیان بهمون بگن اونا کجان
- خوشحالم که خبر درست از آب دراومد - بله
قدم اول، پیدا کردنشونه
قدم دوم، بدست اوردن و خنثی کردنه
قدم سوم، برگردوندن تو به عملیاته، جیجی
بهت نیاز دارم تا این ماموریت تکمیل بشه
میدونین که توانش رو ندارم، قربان
وقتی سه سال پیش اومدم اینجا خیلی...
آره، میدونم
قول دادی
دیگه کار عملیاتی نکنی، روی بخش اطلاعات و خونواده تمرکز کنی
فقط میخوام اینقدر زنده بمونم که دست سوفی رو توی مراسم عروسیش بگیرم
کارم از عملیات گذشته. تغییر کردم
اینقدر مزخرف نگو، جیجی
به فیل نر شماره یکم برای این ماموریت نیاز دارم
و کانلی از پسش برنمیاد
وقت کولونوسکوپی گرفته
الانشم یه گالن آب پرتقال خورده...
و تقریبا تا ۴۸ ساعت آینده باید نزدیک توالت باشه
قربان، فقط میخوام در آرامش به کشورم خدمت کنم...
و بهترین پدر...
بهترین سرپرست ممکن باشم
کلوچه؟
بدون شکرن، ولی اگه بهتون نمیگفتم اصلا متوجه نمیشدین
واقعا خوشمزهن
صبر کن
وای خدایا
- خیلی خوبه - خیلی زیاد
کارت درسته، رایان. ممنونم
ممنون از شما، دکتر بروکی
از همهتون ممنونم
تمرکز شما در این هفته بسیار مورد تحسین بوده
رتبهبندی کُر ملی امشب اعلام میشه...
و پنج مدرسه برتر به تور ایتالیا دعوت میشن...
با اجرای افتخاری در واتیکان
امیدوار باشین
همه رو فردا میبینم. ممنونم
- دمت گرم، رایان - آفرین، پسر
خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.