The first 195 lines.
!لوسی
!کمک خبر کنین
حالت خوبه؟ - !آمبولانس خبر کنین -
!خواهش میکنم کمک خبر کنین - بازیگر ذخیرهی جوزفین. کجایی؟ -
.اینجام، قربان
.طنابا رو دوباره درست کنین
.از دیدنت خوشحالم
.من بیشتر
.طفلکی لوسی
اینطور فکر میکنی؟
میدونی مامانت کی میاد خونه، عزیزم؟
!از اتاقم گم شو بیرون
میخوای اینو بپوشی؟
جایی که قراره بریم این وقت شب .یه خرده سرد میشه
کی برای اولین بار مشکوک شدی که یه جای کار میلنگه؟
وقتی به هری زنگ زدم .و یه نفر که مثلا منشیش بود جواب داد
و بعد از اینکه این منشی ،تلفن هنری رو جواب میده
تماسو قطع کردی، درسته؟
.آره. عجیب بود
.برای همینم براتون پیغام گذاشتم
پس هری رو چند دقیقه قبل از .ساعت 12 ظهر به دفتر کارش رسوندی
تو ساعت 5 و 45 دقیقهی بعدازظهر .به گوشیم زنگ زدی
.آره، درسته
کارشناسای علوم قضایی زمان مرگ هری .رو بین ساعت 12 ظهر و 6 بعدازظهر تخمین زدن
...پس هر کی
،هر کی این کارو کرده
احتمالا قبل از اینکه برسونمش اونجا بودن؟
یه وقت فکر نمیکنین که... که من... هری رو کشتم؟
.نه، همچین فکری نمیکنم
.اما باید از لیست مظنونای احتمالی خطت بزنم
به وکیل هم نیاز دارم؟
.تو بازداشت نیستی
،بعد از اینکه اونجا رسیدی متوجه چیزی عجیب توی اون اطراف نشدی؟
هر چیزی؟
.سعیمو میکنم و چیزیم نمیشه
.قول میدم
.بعد از اینکه پیادهش کردم، یه زنهای بود
.و یه مَرده
.جوون بودن
.اصلا به فکرم هم نرسید
یادت میاد چه شکلی بودن؟
.آره - تا چه حد؟ -
.تا حد خوبی
.اون قراره ازدواج کنه
.درسته
.متاسفم
باهاش سکس نداشتی؟
.نه
.بوسیدمش، اما اون... خودشو عقب کشید
.اووف - .آره. واقعا اووف -
ولی عجیبه، چون نامزدش ،بابای بچههاشه
.و ا...اونا هم بچه کوچولو نیستن
.ب...بلکه نوجوونن
چطور الان میخوان ازدواج کنن؟
،شاید زود بچهدار شدن
و بعدش ازدواج با زندگی روزمرهشون .سازگار نبود
و الان، توی سن میانسالی
،و به خاطر یه عشق دیرهنگام ،مَرده رفت و خواستگاری کرد
:و دختره هم با خودش فکر کرد «بیخیال. چرا که نه؟ چه بهونهای از این بهتر؟»
.راجع به یارو تحقیق کردم - .البته که تحقیق کردی -
.فقط... محض کنجکاوی - خب؟ -
.خیلی چیز خاصی نیست
.اسمش دِیوـه
.و باور کن، کاملا مثل بقیهی دِیوهاست
چیز خاصی نیست؟
.این یارو که خیلی جذابه
.حالا چه اسمش دِیو باشه چه نباشه
.اینو ببین
دِیوـی که معمولی نیست .یه شب وقتی رفته بودن بیرون دعوا کرده
.و گفته که فقط از خودش دفاع کرده
فکر نمیکنی یه خرده عجیبه؟
...کسی دوباره اومده، و بعدش
،گای
،هری
...همهی این افراد... یه دفعه
.میمیرن...
.این یارو مشکل کنترل خشم داره
میخوای نظرمو بدونی؟
.فکر میکنم تو دیوونهای
.آره
.شاید
کمکم داره مثل یه !موقعیت گروگانگیری به نظر میاد
.داریم میرسیم - ...خیلیخب -
.خب رسیدیم
!و حالا
!دوستت داریم، دِیو
...اوه خدای
میتونم دوباره چشمامو ببندم؟ - .اومدی، عزیزم -
!یک نفس بخورش - .اوه، آره -
!یک نفس !یک نفس! یک نفس! یک نفس! یک نفس
!آره
.خوش اومدی! به آخر هفتهی مجردیت خوش اومدی، دوست من
،این مهمونی باید سالها پیش برگزار میشد
اما نذار این موضوع که 100 بار .پیشنهادتو رد کرده خرابش کنه
!بالاخره روزش رسید
باور کن، قراره یه کاری کنیم !ارزش انتظار کشیدنو داشته باشه
!اوه، آره
!بریم تو کارش
...که باهات حرف زدم...
.اول شما - .باشه -
.فوقالعادهست
.کارت عالی بود
.واقعا دختر بااستعدادی داری - .آره -
اگه موهاش مثل من نمیبود، شک میکردم .که دختر خودم باشه
.مطمئنم امسال امتحانای نهاییشو قبول میشه
...فقط .ببخشیدا، ولی...ولی یه خرده ناراحتکنندهست
رُک میگم. آماده شدن برای امتحانای نهایی .کار آسونی نیست
،شانس برای بورسیه گرفتن هست .اما، آا، رقابت سرشون شدیده
.پس حسابی آماده باشین براشون
.حتما. چشم
،و، آا، الان این موضوعو پیش کشیدم چون ،خب، فهمیدم هنوز 700 دلار طلبکارم
،و... و برداشت مستقیم لغو شد ...برای همین
...اوه. خیلی متاسفم. آا
.حتما یه اشتباهی پیش اومده
.زود اون پولو براتون مهیا میکنم
،شنبه برام یه پاداش گنده میریزن .بعدش حسابمو صاف میکنم
.عالیه. عالیه. ممنون
.آره، همین شکلی. اما با موهای چتری
.آره، و از پشت بسته بودشون
.آره، همین شکلی. دقیقا همینطوری - مَرده چی؟ -
خوبه؟
.آره - میخواین شیفت شب وایستین؟ -
اینقدر دیروقت اینجا چیکار داری؟ - .شارژر گوشیمو میخواستم -
دخترم همیشه برشون میداره ،و میذاره پیش زن سابقم
و اونم الان یه عالم از اونا داره .بهعلاوه خونه و سگ
.ببخشید
ایشون کی هستن؟
یه شاهد احتمالی پروندهی قتل .هری ساتن
.آها
اون این دو نفرو چند دقیقه قبل از کشته شدن ساتن .بیرون دفتر کارش دیده
.خیلی هم عالی
.خب، به کارتون ادامه بدین
اما، آا... قبل از اینکه به رسانهها اعلامش کنین بهم خبر بدین. باشه؟
.وقتی تموم شد
.یالا، یالا، یالا
چیه؟
.خواهش میکنم بهم بگو که هری ساتن رو نکُشتی
خدای من، چه فکری با خودت کردی؟
صبر کن، صدا برای تو هم قطع و وصل میشه؟
.چی؟ نه. صداتو دارم
،واقعا امیدوارم همینطور باشه چون میتونستم قسم بخورم
که شنیدم باهام حرف میزدی
.انگار که اطلاعاتت برام ارزش خاصی دارن
.ما برای تو کار نمیکنیم .بلکه برای دل فلین کار میکنیم
.دیگه قضیه خیلی از حد گذشته
.کاملا موافقم .مکالمهمون دیگه زیادی به جاهای باریک کشیده شده
...گوش کن چی میگم
.نه، من همچین فکری نمیکنم
اما قبل از اینکه برم، میذارم .برای استفاده کردن از لحن توهینآمیزت آماده شی
.همین الان برات یه عکس از یه زن میفرستیم
میخوام اگه فهمیدی کیه .در جریانم بذاری
.نه
.نه، این کارو نمیکنم
.اسمش مگان پیِرسـه
،اگه خبری ازش دستت اومد .فورا در جریانمون بذار
خیلیخب، آقایون. فکر کنم .اومدیم به درهی جوونا
ده پوند میدم به هر کی که .بتونه یه نفرو پیدا کنه که سنش از 30 بیشتر باشه
.فکر کنم اون دختره توی تیم هاکی دخترمه .آقایون، به سمت بار
.اوه، میام پیشتون .باید برم دستشویی
.اووه
این دیگه از کجا اومد؟
.اوه! ببخش، رفیق
.دیگه نباید هیچچیز گازداری بخوری
.ما هم همه اینطوری بودیم، رفیق .نیازی به عذرخواهی نیست
ما همدیگه رو میشناسیم، مگه نه؟
فکر نمیکنم. میشناسیم؟ - بچهی ریجوودی؟ -
.نه
.یه رفیقی دارم که اونجا زندگی میکنه .گاهی وقتا با هم میریم بیرون
.شاید برای همینه که آشنا میزنی
!ببخش، من... من یه خرده مستم
!خدای من، بهت گفته بودم، مگه نه؟ اوه
!خدای من
.اوه! امروز آخر هفتهی مجردیمه
،وای! باید تبریک میگفتم .اما به نظر میاد خیلی از این اتفاق خوشحال نباشی
اوه، ببین، رفیق. خیلی به خاطر .اون نامزده خوشحالم
آا، قرص نعنایی داری؟
آدامس خوبه؟ - .اوه! آره ممنون میشم -
.ممنون. خیلیخب. شب خوبی داشته باشی
.سخت نگیر
!بزن نوشو، پسر
!آه. اوه
!آا... اونا تکیلا خریدن
!رفقا، رفقا، رفقا !این همونیه که توی دستشویی دیدم
!اوه، نه، نه
باید این دفعه بیشتر .بخوری
.هی، بیا بشین - .بیا -
.به سلامتی
!اوه، لعنتی
!بشین! بریم تو کارش
.برای این داداشمون یه آبجویی چیزی بریزین
اون در انباری استوارت گرین .رو بررسی کردم
خب؟
.آره، فقط یه کمد بود
.و یه چمدون زردم توش بود
گوش کن، میتونم یه چیزی بهت بگم، کسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.