The first 200 lines.
باید یه روز توی لندن باشم
بعدش یه پرواز به استانبول میگیرم
میخوام اسمم ایمجن باشه
« آنچه گذشت »
چرا نظامی توی کمپه؟
اون سرباز واسه محافظت
از یه زن فرانسوی اونجاست
میگه اسمش عادله الادریسیه
یکی از ایزدیها توی رقه دیده بودتش
داعشی
اگه حرف اون زنها راست باشه
پس اون زن یک هرزهی قاتله
زن، کودک و نوزاد کشته
عادله
در رابطه با چی، بهم کمک کنی؟
در رابطه با زنده موندنت
ازم متنفرن
سزاوار تنفر هستی؟
داعشی
فرار کن
یک خبرچین در اداره کل اطلاعات سوریه گزارش داده که
یک فرمانده ارشد زن داعشی جزء نیروهای جدا شدهی داعشه
که قصد داره طی هفت تا ده روز آینده
به یک هدفِ ناشناس غربی، یک حمله بزرگ بکنه
آمریکاییها فردا صبح میرسن به کمپ پناهندگی
مطمئنم طبق معمول هیاهو بهپا میکنن
میخوان دنبال دیانایِ هدف موردنظر بگردن
این یارو رو فرستادن پاریس
مکس پیترسون هستم
به فرانسه خوش اومدی - آره، از فرانسه متنفرم -
چرا اداره کل امنیت خارجی به جن رقه اجازه داده
که در قلمروی یک متحدِ ناتو
آزادانه و فقط با همراهی دوست دخترت
پرسه بزنه و بچرخه؟
چطور یه مادر میتونه دخترش رو تنها بذاره؟
خودت بچه داری؟
نه
برام توضیح بده که چرا دختر خوشگلِ
روشنفکرها و کمونیستها
به این حرومزادههای زشت و وحشی پیوسته؟
میخوام اونقدری عمر کنم که بتونم دلیلش رو بفهمم
بهتره بدونی که
اصلا نمیدونم قراره چی بشه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
توجه کنید! لطفا از چادرهاتون بیرون نیایید
هی. جریان چیه؟
دنبال یه زنه میگردیم
که تا دیروز توی این کمپ بوده
یکی به اسم عادله الادریسی
دقیقا دنبال چی میگردین؟
این چادریه که توش نگهش میداشتین؟
خود خودشه - چه مدت -
توی این چادر بوده؟ - یه شب -
یه درگیری رخ داد
یه سری زنها از رقه میشناختنش
.گفتن از فرماندههای داعش بوده چاقو خورد
خیلیخب. سوژه در اینجا زخمی شده
محوطه رو ببندین و همه مدارک رو ضبط کنید
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
.دلم برای مامانم تنگ شده قراره زود زود بیاد خونه؟
مطمئنم همین روزها زنگ میزنه
حتما دلش برات تنگ شده
.وقت زیادی نداریم یاسمینا باید سریع تصمیم بگیریم
باشه. میخوام اون کیکی رو بگیرم که مامان دوست داره
البته عزیزم
سلام یاسمینا
سلام
حالت چطوره؟
داری میری مدرسه؟ - آره -
امروز چی دوست داری برات بیارم؟
سه تا ماکارون
سه تا ماکارون؟ - آره -
عالی
نزدیک بود اشتباه کنم
خدمت شما عزیزم
روز خوبی داشته باشی
ممنون. خداحافظ
شما چی؟ چیزی نمیخواستین؟
سه تا پاف لطفا - الان میدم خدمتتون -
خاله
یاسمینا
یاسمینا
یاسمینا
یاسمینا
کمک
دخترم رو دزدیدن
یاسمینا
خالهجون
خاله - یاسمینا -
چی کارت کردن؟
موهام رو کشیدن و یه تیکهش رو کندن
«نقاب»
و حالا وایولت عزیزم
دیگه وقت اون رسیده
که با سرزمین ایلیریا خداحافظی کنیم
دخترهی احمق
خوبه
باورم نمیشه هنوز از دستم کفریای
هستم
اون هم سر چیز به این مسخرگی
باید آمپولم رو بزنم
این همه بار دیدی چطوری زدم
به خدا کاری نداره
باشه پس. خودم برای خودم میزنم
نمیخواد. من میزنم
نه. همونطور که گفتی
خیلی کار سادهایه
نمیخواد الکی واسه اینکه بهم ثابت کنی بلدی کاری کنی
بدش ببینم - نه -
بدش
نه
واقعا که بچهای
ولش کن
از اینکه بهم آسیب بزنی لذت میبری، مگه نه؟
آره راستش رو بخوای
آی
زخمت رو نشونم بده - نه. تو که دکتر نیستی -
وقتی خواستیم دوباره راه بیفتیم تو بشین پشت رول
ترافیکی که نیست بخوای هم نمیتونی بکشیمون
گندش بزنن
نتونستم بشاشم
اون چوپان کیری هنوز بالاست
لعنتی. اوضاع خیلی تخمیه
پشیمونی که تصمیم گرفتی کمکم کنی؟
آخه کی میتونه از رقص عربی بدش بیاد؟
حالا تو چه کار داری نظر من راجع به رقص عربی چیه؟ چرا اینقدر برات مهمه؟
نیست
و از تصمیمم هم پشیمون نیستم
حالا واسه تشکر یا قدردانی یا یه همچین چیزی هم که شده
حداقل میتونستی سر یه چیز کوچیک و مسخره
که من خیلی بهش اهمیت میدم باهام موافقت کنی
باشه بابا. واسه آرامش روانی خودم هم که شده تا برسیم استانبول
حرف حرف توئه. هرچی گفتی درسته - تا پاریس -
نه، تا مرز فرانسه
تا وقتی مرز فرانسه رو رد میکنیم
هرچی گفتی نشنیده درست
باشه
رقص عربی در اصل یک آیین مقدس بوده
که توسط زنان برای زنان اجرا میشده و به واسطه اون زایمان رو جشن میگرفتن
برای اینکه زن رو برای فرآیند زایمان آماده کنن
.بابا نگفتم که قبولش ندارم صرفا گفتم
یکی دیگه از سنتهای شرقیه که غربیها ریدن توش
راستش من کلاسش رو هم میرفتم - میشه دیگه خفه شی و دربارهش حرف نزنی؟ -
تو از کِی افراطی شدی؟
جدی این کلمه رو به کار بردی؟
اصلا چقدر از دین سر درمیاری؟
چون وقتی خودم تو سوریه بودم
متوجه شدم خیلی از اروپاییهای افراطی
دوباره گفتیش - چیز زیادی -
از دین بارشون نبود
ولی تو اصلا مذهبی نبودی چون خانوادهت کمونیست بودن
فقط پدربزرگم
.یه سری زنها برای شوهر پیدا کردن رفتن سوریه تو چی؟ بهخاطر یه مرد رفتی؟
نه
همه همین فکر رو میکنن ولی اشتباه میکنن
زنهای مسنتر دخترهای جوان رو استخدام میکنن
و دقیقا میدونن چطوری جذبشون کنن
زنی که من رو آورد تو کار بهم گفت میتونم
زندگی و رابطهی خالصانهتری با خدا داشته باشم
به دور از تمام فسادهای غرب
اولین باری بود که حس میکردم زندگیم معنا گرفته
و هدفی دارم
.پشت فرمون بد بهنظر نمیای کاملا مثل آدمهای عادی
ممنون
ولی نیستی. چون یه قاتلی
میشه وقتهایی که شوخی میکنی قبلش بهم بگی؟ دستت رو بالا ببری یا یه همچین چیزی
تنها کاری که کردم این بود که شکم و باسنم رو لرزوندم
که تو روند زایمان کمکم کنه
اما سرکار خانم قاتل و آدمکش میگن کار درستی نیست
لطفا دیگه بهم نگو قاتل
قرار شد تا مرز فرانسه حرف حرف من باشه
عین قلدرهای تو مدرسه میمونی
پشت شوخیهات پناه میگیری
میدونی من نمیتونم برم تئاتر
چون وقتی بازیگرها میان روی صحنه
به شدت وسوسه میشم و دلم میخواد پاشم و داد بزنم کیرم دهنتون
،تو همچین شرایطی بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشه
بدترین چیز ممکن رو به زبون میارم
تو که گفتی بچه نداری
ندارم. میشه لطفا از این کامیونه سبقت بگیری؟
سیگار لازمم
هی
به چیم میخندی؟
خودت گفتی این کار رو بکنم
چته؟ میخوای کتکم بزنی؟
فکر کنم یکی از بخیههام باز شد
نمیخواستم بهت بخندم
از ترس زهرهترکم کردی
این شماره یکی از دوستهام تو پاریسه
دکتره. تو یکی از کمپهای لبنان باهم آشنا شدیم
مرتب باهام تماس میگیره تا حالم رو بپرسه
فکر کنم عاشقم شده
یعنی امیدوارم
اگه کاغذی خودکاری چیزی احتیاج داشتی
یا خواستی از موبایل استفاده کنی فقط کافیه بهم بگی
باشه
کیر توش
گمونم این یارو جدی عاشقته - لعنتی -
این یعنی باید بکشمش
No comments yet. Be the first to leave one.