Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Third Watch S01E19 Spring Forward Fall Back DVDRip NonHI WB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 19 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Tags

dvd
Published on: 2025-11-21
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در «شیفت سوم»

زیر اون چیزی نیست، ها؟

فکر کردی لخت میام سر کارت؟

آره. اینو ببین

برو سراغشون، ببر من

پیش‌بازی برای تو یه جای تاریک برای پارکه

اسمت چیه؟ کارلوس

کارلوس

فرشته‌ی من

چرا از خودت دورم می‌کنی؟

نه، اینطور نیست. پدرم داره می‌میره. واسه همینه که می‌خوام پیش تو باشم

آزمایشگاه بعدی «کروماتوگرافی ستونی...»

...جداسازی یک ماده ناشناخته» است.

باید تمام مطالب خوندنی‌تون رو برای سه‌شنبه آماده کرده باشین

همینه

پروفسور ریمز. حالتون چطوره؟

خوبم، ممنون

می‌تونم یه سوال در مورد نمره‌ام توی آزمایشگاه سنتز ایزوپنتیل استات ازتون بپرسم؟

حتماً. و شما؟ نیتو

کارلوس نیتو

امم، یه کم گیج شدم. من متن رو بررسی کردم...

...و «استر در آب» اشتباهه؟ بله، اشتباهه.

اوه. شما فقط بهم یه سی دادین.

سی‌پلاس. یادداشت‌های آزمایشگاهی‌ت ناقص بودن.

دستیار استاد هم تکنیکت رو شلخته ارزیابی کرده.

پیش‌پزشکی، درسته؟

به کجا فکر می‌کنی که قبول بشی؟ هر جایی که منو قبول کنن.

حداقل به ۳.۵ نیاز داری. بله، به همین خاطر...

...من اینجا هستم.

پس فکر می‌کنی چون من لاتین‌تبارم و تو هم لاتین‌تباری، شاید بهت ارفاق کنم؟

تمام‌وقت کار می‌کنی؟ امدادگر، آتش‌نشانی نیویورک.

شغل خوب، مزایا، توی جامعه‌ات تاثیرگذار باشی.

شغل شریف.

علم خوب نیازمند نظمه، نه فقط نتایج درست.

اگه نمره‌های بهتری می‌خوای، کار بهتری انجام بده.

خدایا! همه جا پخش شد. خوبی؟

من یه ساعت دیگه شیفتم. این واسه تو نیست که بخوری.

چی؟ اه.

تو زیبایی.

تو هم همینطور. بیا.

چی؟ مردها هم می‌تونن زیبا باشن. من زمخت و مردونه رو ترجیح می‌دم.

اوه.

خب، در مورد قوی چطور؟

قدرتمند.

خشن... اوه.

اوم.

عضلانی.

چهارشونه.

درشت.

اوه.

آخ، داری منو می‌کشی. آره.

حالت خوبه؟

لازم نیست امروز این کار رو انجام بدی.

صورت‌حساب حساب کارگزاری.

۶۸ هزار دلار توش داره. وای!

فکر می‌کردم فقط از حقوق بازنشستگی‌اش زندگی می‌کنه.

واقعاً حالم خوبه. باشه.

می‌دونی پدر و مادرم ۴۰ سال اینجا زندگی کردن؟

اجاره چنده؟

شش ماهه اینجایی و از همین حالا مثل یه نیویورکی فکر می‌کنی.

می‌دونم. ناراحتت می‌کنه.

پانصد؟

واسه سه تا اتاق خواب؟ اوه، خدای من!

من چهار برابر این رو واسه اون استودیو کوفتی‌ام می‌دم.

بهت گفتم ناراحتت می‌کنه.

این باید دو برابر جای تو باشه.

امم. نمی‌تونم نگهش دارم.

با رفتن بابا، اجاره بی‌ثبات می‌شه. شک دارم بتونم از پس افزایشش بربیام.

می‌تونیم با هم شریکی بشیم.

اجاره‌ی فرعی من تا ژوئن تموم می‌شه.

آه.

متاسفم. زمان‌بندی بدی بود. فراموشش کن.

نه. اشکالی نداره.

از چند روز اول ساعت تابستانی متنفرم.

نمی‌تونم بفهمم ساعت چنده. ساعتم تنظیم نیست.

بهار جلو، پاییز عقب، عزیزم.

آره، بهار چیه بابا!

اینجا هوا مثل زمستونه، چه آوریل باشه چه نباشه.

این مالیات‌های توئه؟ من تا نیمه‌شب مهرشون زدم.

اداره پست تا دیروقت بازه. وای! این ماییم.

چیزی مثل لحظه آخر نیست، ها؟ من فقط فرم ای‌زی رو پر می‌کنم. ولش کن!

اینجوری پول از دست می‌دی.

ببخشید. ببخشید.

شما دارین پیشنهاد می‌دین مالیات‌های منو انجام بدین؟ ببخشید خانم.

من سر چراغ گیر کرده بودم و اون مستقیم زد بهم!

لطفا کمکم کنید. عقب بایستید تا بتونیم کار کنیم.

لطفا به مامانم کمک کنید! باشه عزیزم.

من مواظبشم، باشه؟ کمکم کن مامان!

جای دیگه‌ات هم آسیب دیده؟ برو اونجا.

برو کمکش کن!

یه نفر دیگه هم اینجا دارم. باشه، دارم میام.

باشه، آروم باش. اینو بگیر و بذار روی بریدگی‌ت.

هر دو بی‌حرکتن. به کمک نیاز داریم.

باشه. خب همونجا نگهش دار، باشه؟

مرکزی، ۵۵۳ هستم. ۸۴ (کد) در تصادف وسیله نقلیه هستیم.

به آتش‌نشانی و یه آمبولانس دیگه نیاز داریم.

کس دیگه‌ای عقب هست؟

اوه، لعنتی!

فقط شما سه نفر بودین؟ کسی توی صندلی کودک نبود؟

مالی

مولی کیه؟ خواهر کوچیکه‌مه!

گریه می‌کرد منم... باشه، گلم.

مولی! عزیزم، همینجا بمون، باشه؟

خواهر کوچیکه‌مو ندیدی؟! میرم دنبالش. همینجا بمون.

کیم!

همینجا بمون، گلم. مولی! مولی!

مولی!

امروز صبح تو تایمز یه مقاله راجع به دوست‌یابی اینترنتی خوندم.

آها. عجب دنیاییه، بابا.

دیگه هیچ‌کس آگهی شخصی نمی‌ذاره.

الان همه تو چت‌روم‌ها فعالن. بچه‌بازا، فتیشیست‌ها و سادیست‌ها.

یه آگهی میذاری تو سایت، روز بعد ۱۰۰ تا ایمیل داری که از بینشون انتخاب کنی.

چرا حس می‌کنم این بحث قراره رو اعصابم بره؟

ببین چی کار می‌کنیم. زن ایده‌آلتو برام توصیف کن.

چی؟ پنجاه ساله؟ ممنون!

سی ساله. سی ساله.

جذاب.

سرزنده.

چه جور سکسی دوست داری؟ به تو ربطی نداره.

چیزای خاصی؟

آره، تو از این چیزا خوشت میاد.

خب، حالا.

در بدترین حالت، به هیچ‌کدوم از ایمیل‌ها جواب نمیدی.

چی برای از دست دادن داری؟

آبروم؟

وای، بابا. بدبخت شدم. چرا؟

این کلیسای محله منه. چه بهانه‌ای برای کلیسا نیومدن دارم؟

بهش بگو مریض بودی. ۱۰ سال تمام؟

جان؟

کشیش.

حالت چطوره؟ خوبم. خدای من. چقدر گذشته؟

نمی‌دونم. مدتیه.

یه گزارش سرقت داریم. اوه، فقط یه سوءتفاهم بود.

ما چیزی برای گزارش نداریم. چیزی دزدیده نشده؟

بله. یه چیزی. نه. هیچی.

خب، بالاخره کدومه؟

جام عشای ربانی ما. گم شده بود، ولی میدونم کجاست.

اون دزدیدش، کشیش. من اینجا یه کم گیج شدم.

مردی که اینجا کار می‌کنه... "کار می‌کنه" رو خوب اومدی!

می‌بینید، ما مردها رو از پناهگاه‌ها میاریم اینجا تا کار کنن.

بهشون فرصت میده زندگیشونو از نو بسازن.

بعدشم دزدی می‌کنن ازتون. دوریس، لطفا؟

ببینید، من میدونم کیه، و فکر می‌کنم برش می‌گردونه.

پس این آقا فقط برای یه مدت قرضش گرفته؟ آره. متاسفم که مزاحمتون شدیم.

باشه. خوشحال شدم دیدمتون، کشیش. شما هم همینطور.

صدات تو کُر رو کم داریم، جان. یه یکشنبه بیا پیشمون.

من اسباب‌کشی کردم. ولی حتماً. سعی می‌کنم.

اسباب‌کشی کردی، ها؟ خفه شو.

از کی؟ دیویس، خفه شو.

یه مهمونی خونه جدید گرفتی؟ خفه شو.

اون چیه رو گردنت؟ اون جای بوسه است؟

اوه، خدای من.

مثل دوران راهنمایی! سینه منو باید ببینی.

این مسائل رابطه دردناکه. تو که رابطه‌ای نداری.

من تقریباً هر شب اونجام. اون دیگه مثل سگ‌های مسته.

رابطه یعنی صحبت، علایق مشترک، یه وعده غذا.

ما راجع به همه جور چیزی حرف می‌زنیم.

پوزیشن‌های جدیدی که میخواد امتحان کنه حساب نیست.

مامانتو دیده؟

چون میدونم تو رو با دوستاش نبرده بالای شهر.

اون کنی شپرد؟ جلوی مدرسه؟

مگه جای دیگه هم هست؟ فکر کردم هنوز تو رایکرزه.

کجا میری؟ هی، هی، بیا دیگه.

از دیدنم خوشحال نیستی؟ هی، کنی، خیلی وقته ندیدمت.

من کاری نکردم.

یه مدرسه ابتدایی، هان، کنی؟ این حتی برای تو هم دیگه تهشه.

فقط اومده بودم یه هوایی بخورم.

ما تعجب می‌کنیم اصلاً بیرون از زندانی.

جیباتو خالی کن. یالا. کاری نکردم!

یالا، دلیل موجه‌تون چیه؟ تو داری به دانش‌آموزای کلاس ششم مواد می‌فروشی.

باشه، ببین. شاید یه کم علف داشته باشم.

ولی فقط برای خودمه. واقعاً به درد کمک می‌کنه.

جیباتو نشون بده. من همین دیروز از زندان اومدم بیرون!

از این بچه‌های پولدار خریدمش. از اون مدل مدرسه‌های خصوصی.

اونا یه عالمه از این مواد رو تو یه زیرزمین تو خیابون ۹۶ کشت می‌کنن.

یه آزمایشگاه مت هم اونجا دارن.

شاید من بهتون بگم کجاست، شاید شما هم بیخیالم شید.

به اصطلاح.

باشه، گردنشو چک کن.

نفس کشیدنش سخته. یه راه هوایی دهانی باز کن و دوباره ارزیابی کن.

خواهرت ۲ سالشه؟

۲ سالشه؟ دو سال و نیم.

موهای قهوه‌ای، چشم‌های قهوه‌ای.

یه سرهمی سفید و یه پلیور صورتی. اسمش مولی‌یه؟

اسم خودشو بلده؟ صداش کنی جواب میده؟

یه جورایی.

آدرس، شماره تلفن چی؟ اون ۲ سالشه.

پسر هشت ساله، جراحت کیسه هوای صندلی جلو.

تروما صورت، GCS هشته، احتمالا.

کمربندشو از صندلی باز کردی و سعی کردی به مامانت کمک کنی؟

می‌ترسیدم ماشین منفجر شه. کار درستی کردی، عزیزم.

کیم، یالا! باید برم به مامانت کمک کنم، باشه؟

رگ‌های گردن متسع شده. کاهش تنفس در سمت راست. باید سوزن بزنیم.

شکستگی باز استخوان ران چپ.

سیانوزه. داره میاد.

دختربچه گمشده؟

یکی اونو قاپید؟ نمیدونم.

تهویه سخته. قطعاً پنوموتوراکس فشاریه.

یه فشار خون بگیر، من فشارشو کم می‌کنم.

فقط یک ساعت از شیفت گذشته، این سومین ماموریتمونه.

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left