The first 200 lines.
exolovers3
مبارزه شیرین
قسمت یک
ماکائو ، چین
زندگی کردن
برای بیشتر مردم
یه چیز سادس
به هر حال کسایی مثل ما
برای زنده موندن
مجبوریم زندگیمون رو به هدف جنگیدن ریسک کنیم
تسلیم شو
الانشم باختی
امکان نداره
اما من فقط یه زندگی نرمال میخوام
مینگ جو مینگ یانگ
سریع پاشین
دیرتون میشه
هی شیائوفنگ از دانشگاه جیینگ
در رشته ی ام ام ای
همیشه چشم به اعتبار
فانگ یو داشته
این دفعه دوباره فانگ یو رو با قویترین کیکبوکس به چالش کشیده
باعث تعجبه اون هنوز نمیتونه فانگ یو رو ببره
دفعه چهارمه که کیک دان میشه
تسلیم شو اگر ادامه بدی میمیری
من از مرگ ترسیدم ؟
ترسوها لیاقت ندارن توی رینگ وایسن
اینههه !
مهارت خاص ملکه
ضربه چرخشی فوق العاده
محیط خیلی خشنه
در دو سال رقابت
فانگ یو ملکه ی مدرسه ی ورزش دانشگاه جنگز
دوباره رقیبش رو در کیکبوکسینگ بعد از تکواندو ، کاراته
و بوکس ازاد شکست میده و
دوباره تاج رو در رقابت ام ام ای به دست میاره
مینگ لانگ
خودتو ببین
تلویزیون رو خاموش کن
دیرمون میشه
برادر ضربه چرخشی ملکه فوق العادس
بهترین ملکه ی مبارزس
مینگ لانگ عجله کن
برادر محکم ببندش موهام اسون شل میشه
اوکی
غذا حاضره
چی داری میگی ؟ میخوای مبارز بشی؟
اره
هویتت رو فراموش کردی؟
مسئوليتت رو فراموش کردی؟
اجازه این کارو نمیدم باید خواسته منو دنبال کنی
بابابزرگ از وقتی بچه بودم
همیشه دستورهای شما رو دنبال میکردم
حتی میتونی جنسیتم رو تعیین کنی
اما توی رینگ
میتونم تمام عمل ها و عکس العمل هام رو
انتخاب کنم و تصمیم بگیرم
اگر تو بايد روش زندگیم رو تعیین کنی
پس حداقل میتونم موفقیت یا شکستم توی رینگ رو مشخص کنم
عمو جی تو تصمیمم رو قبول میکنی درسته ؟
خوش اومدی
اوکی ممنون
خواهش میکنم این طرف
مینگ تیان هستم
یه خواهر و برادر دوقلو دارم مینگ لانگ و مینگ جو
سه سال پیش مادرم از خونه رفت و پردم فوت کرد
و از اون موقع ما سه تایی با هم زندگی ميكنيم
امیدوارم بازم ببینمتون
بیرون بر ، چهار تا نون اناناسی
سه بسته گوشت گاو ، دو فنجون چای اردک سرد
یه پگ برنج سفالی
برای چهار جا تو یه ربع کی میتونه انجامش بده؟
من من من
تازه واردی ؟
درسته
نون اناناسی ، چای و برنج باید تازه بمونن
میتونی تو یه ربع بفرستیشون ؟
نمیتونم
خوبه برو سر کار
مینگ تیان
ماموریت مهم رو به تو میسپرم انجامش بده باشه؟
نگران نباش
به خاطر افتخار کمپانی باید همه تلاشت رو بکنی
فقط چهارده دقیقه مونده
عجله کن
اوکی
اگر دیر کنی پولت رو کم میکنم
نگران نباش رئيس
سه تا مسیر به اون ادرس هست
اما فقط یه میانبر برای منه ، مینگ تیان
میتونم با عرق هام کنار بیام
اما نمیتونم اشکت رو ببینم
هر روز ناشناخته
ما دو تا باید سپاسگزار باشیم
عشق می تونه ساده تر باشه؟
تو میدون مبارزه ، مردم برای بردن مبارزه می کنن
اما مردم تو دنیای واقعی برای زنده بودن می جنگن
من باید هر دقیقه و هر ثانیه رو برای بیشتر پول درآوردن ، بقاپم
بخاطر اینکه سرعت یعنی زمان ، زمان یعنی پول
مینگ تیان نترس
همراهت می شه تا آخر دنیا
حتی با این که ما نمی تونیم دنیا رو تغییر بدیم
به وسیله ی دنیا نمی تونیم عوض بشیم
فردا می بینمت
بیا یه ماجراجویی رو شروع کنیم
مینگ تیان شجاع
رو به جلو با شجاعت
مامان بزرگ ، بسپرش به من
خانم ، لطفا وایسا
چی کار داری می کنی؟
اشکالی نداره اگه نمی خوای کمک کنی ، گاریم رو نشکون
You have to be in charge.باید متهم شی
تو یه شاهدی ، زنگ بزن پلیس
نمی تونی بری
پلیس به زودی می رسه
خسارت
پول نمی تونه همه چی رو بخره
تو حتی معذرت خواهی نکردی ، ، خیلی بی تربیتی
استاد ارشد
خانوم جوان ، چرا دوباره اینجایی؟
من هیچی نمی تونم بهت یاد بدم ، برگرد خونه ات
استاد بزار کمکت کنم
من خوبم
دختر کوچک ، تو موانع زیادی داری
نمی تونی تمیزش کنی
آزادی نزدیکه ، وقتی به آزادی فکر کنی
یا گرد و غبار همه جا هست
نمی تونی تمیزش کنی حتی با دستگاه دمنده ی هوا
فهمیدی؟
استاد ارشد
استاد ارشد
برنج با مخلفات و قارچ ، فقط ۱۵ دقیقه ، من دیر نکردم
مرد جوان ، دارم از گرسنگی می میرم ! بیارش تو
من قبول شدم
اما مینگ لنگ و مینگ جو
باید اونا رو به یه شهر نا آشنا ببرم؟
مینگ تیان
بابا ، چرا اینجایی؟
تا قسم بخورم
وقتی که فواره اسپری می شه ، سکه ات رو پرتاب می کنی
و آرزوت رو می گی
بعضی وقتا واقعا درست در میاد
پرتش کن
بابا من باید به دانشگاه جونگزه برم؟
می تونم بندازمش؟
من هیچوقت عمیقا نمی تونم مرگ عمو جی رو فراموش کنم
گرچه راه من خیلی باریکه
مجازاتا تموم نشدنین
پشت فکرای ترکیبی از غم و خوشیم
من بالاخره شجاع می شم
من شاه ، سرنوشتم هستم
من رئیس روحمم
بابا ، می دونم باید چی کار کنم
درسته
سرنوشتم رو خودم تصمیم می گیرم
غذا اومد
به سلامتی
لذت ببر
مطمئنی؟
بله
درسته باید اون رو انتخاب کنی
راستی ، یکی از دوستام سرپرست ‘کی اف سی ‘ عه
نیاز به کارمند داره
من در موردت بهش گفتم ، بعد از این که مستقر شدی برو ببینش
ممنون رئیس
ممنون بخاطر توجهت تو این سال ها
من رو به حساب رئیسی نبین ، من تو رو مثل برادرم می بینم
-گوشت دنده بردار - باشه
بگیرش
غذاهات همیشه خوشمزه اس
من هیچ وقت مزه اش رو فراموش نمی کنم
اگه بهش عادت نکردی برگرد ، باشه؟
درست مثل اینکه به خونه برگردی
شین جن ، چین
بعدش، ما به شهر جدید اومدیم تا زندگی جدیدمون رو شروع کنیم
گرچه خونه ی جدید اجاره ایمون زهوار در رفته اس ، یه حیاط کوچک داریم
ما سوپرایز شدیم
داداش ، زود بیا اینجا
تا اینجا که خیلی چیزای بامزه داشته
درسته ، حتی یه بالش گرفتیم
بابا ، ما اینجا مستقر شدیم
من لیسانسم و کار پیدا کردم
ما زندگیمون رو از اینجا دوباره شروع می کنیم
به بیرون بر ‘کی اف سی ‘ خوش اومدی
مینگ جو ، مینگ لانگ
من دیروز از خونه به مدرسه بردمتون
هنوز راه رو یادته؟مشکلی نیست؟
مشکلی نیست
بعلاوه،برگرد خونه و تکالیقتو بعد مدرسه انجام بده
منتظرم باش،فهمیدی؟
آره
دیگه چی؟
حرف معلمت رو گوش کن
با همکلاسی هات دعوا نکن
بعد از مدرسه هم فرار نکن
امروز اولین روز مدرسه ست
نمیتونی دیر کنی
الانم اون مسیر های نزدیک رو تو ذهنش داره
باشه،زود باش برو تو یا اینکه دیر ات میشه
خداحافظ،برادر
No comments yet. Be the first to leave one.