Undercovers

Undercovers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Undercovers S01E03 Translated By MEHRZAD
A Commentary by lostmehrzad
(www.9movie.ir)

Tags

other
Published on: 2010-11-06
Downloads: 24
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

میتونم کمکتون کنم؟

.بله، ما اینجاییم تا یه بیمار رو ببینیم

از کدوم بیمارستان اومدین؟ - !من قبلاً شما رو اینجا ندیدم -

مدیر اینجا نیست؟

.نه، من تنها پرستاری هستم که امشب کار میکنم

!هی، شما نباید اینجا باشید

اینجا چیکار میکنید؟

چی میخواین؟

،اونا گفتن که میایین

!کمک

."ماتیاس فابر"

!تو با من میایی

!زود باش

!متأسفم !بخاطر تمام کارایی که کردم

!ساکت باش

.من نمیدونم از من چی میخواین

تو کاریو که ما میخوایم میکنی .و همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه

اگه اینطور نباشه .بدون که خوش شانس نیستی

ولی من کی میتونم برگردم خونه؟

.دهنتو ببند

.این راه خوبی واسه شروع کردن روزه

.البته، خیلی راه خوبیه

.بیا تو تخت بمونیم

.ساعت 11 باید بریم

دیشب یادته میگفتی به هر کاری که میگیریم نیاز داریم؟

.لیزی میتونه قرار رو بره - .لیزی -

.میدونم .اینجا بودن خیلی خوبه

،بهترین ملافه های تو دنیا رو داریم

،و میتونیم بقیه روز رو بدون هیچ سر و صدایی بگذرونیم

...نه کامپیوتر، نه تلفن

... بدون هیچگونه مزاحمی

.همین الان داشتم میذاشتمش کنار

.اونم با روشن کردن تلویزیون

.تو مشکل داری

،بذار حدس بزنم .فکر میکنی معتاد تکنولوژی شدم

.البته که شدی

تو اون یکی دستت چیه؟ - .هیچی -

،عزیزم .نمیتونیم جلسه رو از دست بدیم

.میدونم .به پولش نیاز داریم

صبحونه میخوری؟

بازم نون شیرمال داریم؟

.باید تو یخچال باشه

.میتونم برات تخم مرغ هم درست کنم

.من فقط میخوام نون شیرمال دست پخت تو رو بخورم

.من روزنامه ها رو آوردم تو

،امیدوارم اشکالی نداشته باشه ...جدول سودوکو رو هم حل کردم

.سخت بود

،میدونید شما دو تا واقعاً باید یه فمری

.برای سیستم امنیتی خونتون بکنید

سه دقیقه از وقتم رو گرفت ،که بتونم وارد اینجا بشم

.و اونم با چی، با یه خودکار

،حالا، ممکنه که یه جور دیگه بخواید وانمود کنید

ولی دیگه از اون دسته آدمای عادی نیستین

.که توی خیابون اصلی، شماره 123 زندگی میکنن

،اینجا چیکار میکنی شاو بعلاوه اینکه داری صبحونه منم میخوری؟

سازمان، آم، توی بریلن یه رابط بنام

.هِنس باور" داره"

باور الان مدته 2 ساله که بصورت نصفه و نیمه قابل اعتماده

.و بهمون اطلاعات میده

نصفه و نیمه؟

،نیمی از وقتا مفیده

،و نصفه ی دیگه رو هم از خودش چرت و پرت میبافه

.امیدواره بهش پول بیشتر بدیم

خب، الان ما باید چیکار کنیم؟

"کاری که باید بکنید"

،اگه اصل مطلب رو بخواید اینه

که باور ادعا میکنه که اطلاعاتی داره که درباره ی

یه دستگاهِ کُد شِکنه

که میتونه هویت مأمورین ما رو در سرتاسر دنیا

.به خطر بندازه

منظورتون اینه که اونا میتونن دسترسی پیدا کنن؟ CIA به منابع اطلاعاتی

میتونن پوشش تمام مأمورین رو شناسایی کنن؟

.این کار تمام عملیات رو بخطر میندازه

.و همینطور تمامی مأمورین رو

میدونی اینجا چی قابل ستایشه؟

اینکه هر دوی شما .چطوری آخر جمله ی همدیگه رو تموم میکنید

.عاشق این کارِتونم .فردا صبح به مقصد برلین پرواز دارین

داریم رو یه مأمور کار میکنیم .که اونجا بیاد بهتون کمک کنه

مأموریتتون اینه که یه قرار ملاقات ،با باور ترتیب بدین

.مطمئن بشید که ادعاهایی که میکنه درستن یا نه

،اگه درست باشن .باید دستگاه رو پیدا کنین و بیارین

...آقای شاو

،در روزهای آتی

ترجیح میدیم که دزدکی وارد خونه ما نشین

.که برامون مأموریت بیارین

.و اینکه صبحونه ی منو بخورید

خب، پس این میتونه اطمینان بده که ما سه نفر

.یه آینده ای داریم

...و یه چیزی درباره اون نون شیرمال .یه ذره خشک بود

بخاطر اینه که !زیادی دوباره گرمش کردین

ممنون که از نون شیرمال .دست پخت من دفاع کردی

.این نهایت بزرگواریت رو میرسونه

.من همیشه از نون شیرمال تو دفاع میکنم

.شوهر ها معمولاً کارشون همینه

،فکر نمیکنی عجیبه

اینکه شوهر من باشی؟

،اگه دیگه تا الان بهش عادت نکرده باشم .اونوقت تو دردسر بزرگی افتادیم

.منظورم تو عملیات ها بود

عجیب؟ چرا باید عجیب باشه؟

.نمیدونم

ما تازه شروع به فهمیدن ،تمام این چیزا کردیم

و این مثل این نیست که ،قبلاً با یکی از همکارهامون

،ازدواج نکرده باشیم

.مگه اینکه یه چیزی هست که بهم نگفته باشی

.نه، چیزی نیست که یادم بیاد

!بامزه بود

،ببین عزیزم

ما هردومون در گذشته ،به آدمای زیادی کار کردیم

.این هیچ فرقی نمیکنه

.ما جاسوسایی هستیم که با هم ازدواج کردیم

،حالا، وقتی که توی عملیات هستیم اینو میذاریم کنار

و فقط کارمون رو بعنوان عاملای اجرایی انجام میدیم، باشه؟

.باشه

،خب ،از اونجایی که غذایی نداریم

.بیا بریم سراغ جلسه مون

.این قرارداد کلّیمونه

،شما فقط پایینش رو امضا کنید ما هم بقیه کارای مربوط به

.سرویس دهی برای مراسم تدفین رو انجام میدیم

.خیلی ممنونم

.مرسی

،با تمام اتفاقایی که افتاده

تو این یکی دو روزه ی ،اخیر اینقدر غذا نخورده بودم

ولی غذای شما .کاملاً ذائقه ی منو برگردوند

.ممنونم - .ممنون -

.خیلی خب، مراقب خودتون باشید

.باید بهش یه تخفیفی بدیم

لطفاً بهم بگین این آقای خوشتیپی که همین الان رفت

ازمون نمیخواد برای .مراسم عروسیش سرویس بدیم

...نه، مراسم تدفینه .ناپدریش فوت کرده

.اوه، خدای من - .لیزی -

چیه؟ .این روزا پیدا کردن یه آدم خوب خیلی سخته

هر کی گفته قرار گذاشتن از تو اینترنت آسونه

.کاملاً حرف بیخودی زده

شاید تو باید قرار گذاشتن از تو اینترنت رو بیخیالش بشی

.و یه ذره بیایی بیرون تو این دنیا

،آره .ولی در اینصورت باید شیک پوش بشم

لطفاً بهم بگین این آقای خوشتیپی که همین الان رفت

ازمون نمیخواد برای .مراسم عروسیش سرویس بدیم

.شما دوتا خیلی باحالین

.ما فردا باید بریم سانفرانسیسکو

.آره .هتل ازمون میخواد که آشپزخونه رو دوباره طراحی کنیم

.لیزی، تو کار مراسم تدفین رو اداره میکنی

...واقعاً؟ این منظورم اینه که، این فکر خوبیه؟

یه نفر اینجا هست .که خیلی تجربیاتش بیشتره

.لیزی رئیسه

.آره پسر، من رئیسم

هنوز اون رابط رو ندیدی؟

.فکر کنم دیدمش

...باور سر یه میز نشسته .موقعیتش ساعت 2 و با فاصله ی 10 متره

.میبینمش

.استیون، مراقب باش .ممکنه تا اینجا تعقیبش کرده باشن

.خیلی خب، داره علامت میده

.من دارم میرم - .زود انجامش بده -

کاری کن بهت بگه که اون کد شکن وجود داره

.و بعدش از اونجا برو

از این موسیقی خوشت میاد؟

.نه به اندازه ی موسیقی کلاسیک

.من خودم از جاز خوشم میاد

من رد یه اتحادیه ی ...جرائم آلمانی رو گرفتم

.که یه دستگاه کد شکن درست کردن

.هنس بهمون خیانت کرده

اون اتحادیه داره ترتیب میده که اون شکن رو

.تا 48 ساعت دیگه بفروشه

و اون الان کجاس؟ - .همینا رو من نمیدونم -

.اونا جزئیاتش رو بهم نمیگم

.الان میزنمش

.هنوز بهم اعتماد ندارن

.نه هنس، بهت اعتماد نداریم

...یه تیرانداز .پشتتون روی پشت بوم

.استیون، همین الان برید - .باید بریم -

.بلند شو .زود باش

.از اونجا بیا بیرون - .صبر کن -

استیون، چیکار داری میکنی؟ !گمشو از اونجا بیا بیرون

.دارم میام بیرون

.لعنتی نتونستم بزنمش

اون یکی کی بود؟

.چهره ش رو نتونستم ببینم

باید وقتی بهت میگفتم .از اونجا میومدی بیرون

حالا مگه من مردم؟ - .نه، ولی یکی دیگه مرده -

،اگه من همکارت بودم

باید با حداکثر سرعت .از اونجا میومدی بیرون

،اوه، پس قضیه درباره آشغالاست نه؟

چی؟

،تو خونه وقتی بهم میگی آشغالا رو ببرم بیرون

،و منم هر دفعه تفره میرم .فکر میکنی من بهت توجه نمیکنم

.من بهت نمیگم کاری رو بکن ازت خواهش میکنم

.و اینکه، نه، قضیه راجع به اون نیست

درباره اینه که .نزدیک بود توسط یه تیرانداز بمیری

.داشتم سعی میکردم اطلاعات بیشتری بگیرم

،وقتی که من فهمیدم .تو بازم تکون نخوردی

اگه تو ام جای من بودی .همین کاری رو کردی که من کردم

همون ثانیه ای که بهم گفتی .تیرانداز رو دیدی، باور تیر خورد

.هی. سلام بچه ها .سلام بچه ها

داری باهام شوخی میکنی؟ - چی، این رُبدوشمابر رو میگی؟ -

.احساس میکنم کاملاً لُختم .این لباس 96 درصدش ابریشمه

.اون 4 درصد بقیه ش هم لِیدی گاگائه

،خیلی خب ،میخوایم رو پرونده کار کنیم

یا اینکه باید برم و یه ساعت دیگه

که دعوای شما تموم شد برگردم؟

من تونستم به دوربینای امنیتی .پلازا دسترسی پیدا کنم

More Farsi Persian subtitles for Undercovers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left