The first 200 lines.
و در رتبه سوم رده بندی باستان شناس : سیمون شامپاین
آه، من میخواستم رتبه یک باشم.
و تازه بعد از کشف اولین پیش نویس چارلز دیکنز از سرود کریسمس جایی که تیم خیلی بزرگه، در رتبه دوم، بلا تورس
اون از وقتی که از مرگ برگشته، توی یه روند صعودی بوده
تعجب نمیکنم اگه هفته بعد، اون رتبه یک بشه
!این مزخرفه
!و همچنان در صدر رده بندی باستان شناس : زین تروی
!مسخرست
سفید یا قرمز؟
سلام؟
کسی اونجاست؟
فقط یه گربه بود.
لعنت بهش!
"دیگمن" *فصل دوم : قسمت هشتم*
خیلی خب، میدونم که میتونم این کارو انجام بدم.
شلاق و کشش!
خیلی خب، دوباره امتحان میکنیم.
فقط به این خاطر که هیچوقت نمیتونم یه باستان شناس کامل بشم
به این معنی نیست که نمیتونم بهترین دستیار باستان شناس بشم
شلاق و کشش!
انگار اصلاً نمیتونم قلقشو پیدا کنم.
اگه یه مانکن واقعی با یه موز بهم حمله کنه چی؟
کی کیک های تازه پخته شده دوست داره؟
باید بهم بگین مزش چطوره
ریپ، بی نظیرن، مثل همیشه
باید اون ماده سری رو بهم بگی.
نه-نه-نه! یه آشپز هیچوقت رازشو نمیگه.
هی، بچه ها!
حدس بزنین کی نامزد کرده!
داشتم فکر میکردم کی میخوای پیشنهاد بدی
کورنلیا چه زن خوش شانسیه.
!اوه! تو منو شوکه کردی
آره، خب، بدن انسان رسانای خوبی برای الکتریسیتهست
حالا ریپ، یه چیزی هست که باید ازت بپرسم
منو تا راهرو همراهی میکنی؟
البته که میکنم، دوست عزیزم
خیلی خب! حس میکنم دارم پرواز میکنم!
میدونین چیه؟ این خوشحال ترین حسیه که تو یه مدت طولانی داشتم
خب، همه چی هم عالی نیست.
هنوز نمیتونم حرکت شلاق و کشش رو انجام بدم
مطمئنم به زودی توش ماهر میشی،
اگه وقت بیشتری رو صرف تمرین کنی و وقت کمتری رو صرف نمایش عروسکی با دسته شلاقت کنی
چطور جرات میکنی این حرفو به خانم هیس بزنی
آره، اوضاع قطعاً عالیه!
و قراره بهتر هم بشه.
موزه لوور زنگ زد اونا میخوان تو رو برای یه کار استخدام کنن
خب، این خیلی عالیه!
ولی، وایسا، مگه سیمون شامپاین رئیس باستان شناس هاشون نیست؟
فکر کنم اون توی تعطیلاته
میبینی، به خاطر همینه که من همیشه از ذهنیت تلاش و کوشش صحبت میکنم، سووپر
اگه تو دنبال کار نباشی، یکی دیگه دنبال کاره.
دارم یاد میگیرم، دارم یاد میگیرم.
بزنین بریم!
با کمال میل.
یه کار دیگه گیرت اومد!
و توی رتبه دهم رده بندی !باستان شناس قرار گرفت : ریپ دیگمن
اولین حضورش در بین ده نفر برتر در بیش از یک دهه.
به سلامتی ما! و بازگشت !طولانی مدت من به رده بندی باستان شناس
امیدوارم روم چاتاهای بیشتری توی ماه های شاد آینده، نصیب لبامون بشه
ایول
نمیخوام تو ذوقت بزنم، ولی یکم مشکوک نیست؟
همه این موزه ها باستان شناس داخلی دارن
چرا برای ماموریت ها همش به ما رو میارن؟
چون باستان شناس هاشون توی تعطیلات بودن
من نمیفهمم مشکل چیه
فکر نمیکنی یه ذره عجیبه که همه باستان شناس های ده رتبه برتر رتبه بندی باستان شناسی، همزمان توی تعطیلات باشن؟
نه همشون! بلا اونجاست، و فردا ساعت ۱:۵۹ باهاش قهوه میخورم
مطمئنم هیچ جای نگرانی نیست
!بلا سر قرار قهوهمون نیومد! حتماً دزدیده شده
!یا کشته شده! فقط همین دو تا گزینه وجود داره
فکر میکنم یکم زیاده روی میکنی ولی خوشحالم که به نظریه من اعتبار میبخشی
پس یه نفر داره باستان شناس ها رو ناپدید میکنه. کی این کارو میکنه؟
فقط یه نفر میتونه باشه : زین.
اون داره هر کسی رو که ممکنه موقعیتشو توی صدر رتبه بندی باستان شناس ها تهدید کنه، حذف میکنه
- چرا باید این کارو بکنه؟ - اوه خدای من، سالتین.
اصلاً میدونی اگه باستان شناس شماره یک باشی چقد پول از تبلیغات در میاری؟
!داریم راجب پول خیلی زیاد حرف میزنیم، رفیق
حالا بریم با اون حرومزاده روبرو بشیم.
ریپ دیگمن. متاسفم، دارم میرم بیرون.
دارم با انجمن مخفیم قرار میذارم تا «باستان شناس شایسته» رو تماشا کنیم
مشکلی نیست. ما فقط اینجاییم که زین رو ببینیم و احتمالاً بکشیم
- مهم نیست. - نمیشه. زین رفته تعطیلات.
متاسفم خداحافظی نکردم ولی دارم یه استراحت روانی میگیرم
- به زودی برمیگردم، رفیق. - هوم، این مشکوک به نظر میرسه.
فیلم دوربین مداربسته از آخرین روز کاریش رو داری؟
مگه خرس توالت میکنه که من یه چیز مخصوصی برای تبدیل مدفوع خرس به سوخت فسیلی اختراع کردم؟
دنبالم بیاین.
اینا رو بزنین. دوربین های امنیتی من با تکنولوژی پیشرفته بویایی ضبط میکنن
باشه، ولی بهتره فیلم «راسوها : فیلم» رو نشون ندی
اوه من از بوی عطر مخصوص زین متنفرم
این فقط یه کپی برداری از ادکلن قدیمی منه،
بوی کچاپ از ریپ
اوه، خدای من!
زین دزدیده شده!
!این اتفاقیه که برای همه باستان شناس های برتر میفته
وایسا، من این بو رو میشناسم
ترکیبی از گل استکانی بالدار و پیچک ختمیه، که فقط توی یه مکان روی زمین پیدا میشه
صبح بخیر، باستان شناس ها.
کسی از شما راجب پیشنهادم تجدید نظر کرده؟
هیچ باستان شناسی روی زمین با خواسته های تو موافقت نمیکنه
پس شکنجه ادامه پیدا میکنه.
سال هاست که شما آثار باستانی رو توی موزه ها قرار دادین تا شب و روز توسط بازدید کننده های بی فکر موزه تماشا بشن
- خب که چی؟ - آره.
حالا که خودتون زندونی شدین، نظرتون چیه اگه یه اثر باستانی بهتون نگاه کنه؟
نه! تو یه روانی کثیفی!
خیلی افتخار میکنم که به این فکر کردم.
نفس بکش، سالتین.
این بو رو تشخیص میدی؟
- ترکیبی از گل استکانی بالدار و پیچک ختمی! - دقیقاً.
آدم ربای ما باید یه جایی همین دور و بر باشه.
!ریپ دیگمن
زمان زیادی از آخرین دیدارمون میگذره.
اوه! ام، سلام، تو!
از دیدن دوبارت خوشحالم.
من هیچ ایده ای ندارم این کیه.
وای، خیلی وقته، نه؟
آخرین بار کی همدیگه رو دیدیم؟
تا حالا این یارو رو توی زندگیم ندیدم.
خب، چه خبر؟ یه کمکی برسون، سالتین.
من اساساً دارم از خجالت میمیرم.
یادت میاد آخرین باری که اینجا بودی کی بود، ریپ دیگمن؟
هفده سال پیش
مجسمه مسیح اینجاست! مجسمه های مسیحتون رو بگیرین!
اینجاست، مجسمه مسیح!
ریپ، توی موقعیتتی؟
- البته، عشق واقعی من. - پدر؟
میتونم اعترافم رو شروع کنم؟
لعنتی، من تاخیر دارم.
یه نفر واقعاً میخواد اعتراف کنه.
خب، از شرش خلاص شو. سریع.
من از دفترم دستمال توالت میدزدم.
باشه. امم، تو باید... خودتو بکشی؟
همه چی امنه
یه سوال. مگه این اثر باستانی قبل از اینکه به طرز مرموزی گم بشه و سر از اینجا در بیاره، به اسمیتسونیان اهدا نشده بود؟
یه سوال دیگه هم دارم.
اشکالی نداره یه دوری باهاش بزنم؟
!حراست
راه فراری نیست، ای احمق.
چی...؟
گرفتیمش! بزنین بریم!
زین، بیل!
هیچ ردی باقی نذار!
تو هیچی ندیدی، بچه.
هنوز نمیفهمم چرا مجبور بودم فقط برای دیده بانی، این لباس تحقیرآمیز رو بپوشم
چون این یه وضعیت پر تنش بود !و ما به یکم خنده نیاز داشتیم
سووپر، برو!
مادرم غرفه فروش هدیه رو جلوی کلیسا اداره میکرد.
ولی بعد از اینکه شما مجسمه مسیح رو دزدیدین، ما همه چیو از دست دادیم
حتی نمیتونستیم هزینه دکتر رو بپردازیم.
بعضیا میگن مامانم مرد چون توسط یه افعی سمی پوزه دراز گاز گرفته شد
ولی من میدونم که اون از دل شکستگی مرد.
اینو یادته، آقای دیگمن؟
اون نیم دلاری نقره ای سال ۱۹۹۷عه که به اون بچه ای دادمش که میدونستم دیگه هیچوقت نمیبینمش
...خب، اون بچه - کنجکاوم اون قراره کی باشه -
...من بودم.
قبل از مرگش، به مامانم قسم خوردم که من، ویندتا، مجسمه مسیح رو به جایگاه اصلیش برمیگردونم
!اون متعلق به اسمیتسونیانه
همه شما باستان شناس ها مثل همین
دوست دارین حفاری کنین، ولی هیچوقت به اندازه کافی، عمیق حفاری نمیکنین
دنبالم بیاین.
!هی، بچه ها! حدس بزنین کی اینجاست تا نجاتتون بده
اوه، این یارو نه!
من همه باستان شناس های برتر رو دزدیدم
و سعی کردم متقاعدشون کنم که مجسمه مسیح رو بدزدن، و همشون قبول نکردن
چون باستان شناس ها، آثار باستانی رو توی موزه ها میذارن، نه اینکه ازشون بیرون بیارن
ما به یوربو قسم خوردیم.
چرا خودت اونو نمیدزدی؟
موسسه اسمیتسونیان حتی اونو به نمایش نذاشته.
اون توی بایگانی های فوق امنیتیشون قایم شده.
پس به خاطر همینه که داشتی ده نفر برتر باستان شناس رو میدزدیدی
باشه، یکی کل این ماجرا رو برام توضیح بده.
موسسه اسمیتسونیان به هر کسی که توی لیست ده نفر برتر باستان شناس باشه اجازه میده
برای اهداف تحقیقاتی به بایگانی هاشون دسترسی داشته باشه.
فهمیدم. و "آرکی" مخفف باستان شناسه؟
و حالا که تو توی ده نفر برتری، آقای دیگمن، میتونی به راحتی وارد بایگانی بشی و مجسمه مسیح رو برای من برداری
- باشه، انجامش میدم. - نه، نمیتونی بهش اعتماد کنی!
ولی اگه این کارو بکنم، باید قول بدی که همه رو آزاد کنی
قبوله. ولی اگه هر کلکی بخوای بزنی، بعدش همه میمیرن
از پیری؟ شوخی کردم، شوخی کردم. میدونم منظورت چی بود.
خیلی خنده دار میشد اگه منظورت این بود
موافق نیستین؟
باستان شناس ده نفر برتر، تایید شد
خوش اومدین، آقای دیگمن. متوجه شدم امروز اینجایین تا مجسمه مسیح رو ببینین
یکی از قطعات مورد علاقه من توی مجموعه ما.
درسته، درسته.
ما خیلی خوشحال میشیم که اونو برای اهداف تحقیقاتی بهتون نشون بدیم
البته، شما نمیتونین باهاش از این مرکز خارج بشین.
من؟ اصلاً بهش فکر هم نمیکنم.
همین فکرش هم نزدیکه منو از خود بی خود کنه.
واقعاً اثر قابل توجهیه.
از کریستال دیلونیوم ساخته شده، یکی از نادرترین و پیرو الکتریک ترین مواد روی زمینه
آره. واقعاً شگفت انگیزه.
این قطعاً به تحقیقات من کمک میکنه.
و میتونم بپرسم، چه نوع تحقیقاتی انجام میدین؟
اوه، مقدار زیادی، مطمئناً، آره.
مقدار مورد علاقه من از تحقیقات.
شما هم فکر من هستین.
آره، آره، این قطعاً به تحقیقات من کمک میکنه
من قطعاً ممکنه اینو برای یه مدت طولانی بررسی کنم، میدونین؟
با کمال میل منتظر میمونم
No comments yet. Be the first to leave one.