Three Kingdoms

Three Kingdoms (三国)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

three kingdoms 2010 ep76
A Commentary by chiaofeng

Tags

other
Published on: 2015-05-26
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.

قسمت76 این قسمت:امپراتور شی ین مرتکب خودکشی میشه لیو بِی شو رو تاسیس میکنه (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي

خدمتکارتون سیما یی به امپراتور احترام میذاره

بلند شو تشکر پادشاه

خیلی دیر وقته چی باعث شده بیای؟

اقا خوا شین مطابق با خواسته های پادشاه

بیرون شهر محرابی برای مراسم کناره گیری بنا کرده

من که چنین دستوری ندادم

پس پادشاه باید فراموش کرده باشن

اقای خوا شین چنین اشتباهی نمیکنه

درست میگم پادشاه؟

ادامه بده

(بعد از ساخت محراب(قربانگاه

پادشاه لطفا روزی فرخنده انتخاب کنید

و تمام مقامات رو برای عرضه پیشکشی در محراب احضار کنید

پادشاه باید شخصا نشان امپراتوری رو تحویل بدن

و تخت رو به والاحضرت وِی تحویل بدن

پس مهمانی پرنده برنزی دیگه ای هست

پادشاه باهوشن

این دفعه نیازی به حکم نداره درسته؟

یک مراسم کنارگیری

که تقاضاها به خدا پیشکش میشن

نمیتونه بدون حکم باشه

پادشاه مضطرب نشید

با اجازه بامحبتتون

من باید اخرین خدمت به امپراتوریه هان رو انجام بدم

من باید اخرین خدمت به امپراتوریه هان رو انجام بدم

ممکنه دوباره در اینده این افتخار رو نداشته باشم

تو میخوای چی کار برای من انجام بدی؟

من حاضرم حکم رو برای پادشاه طرح کنم

بله

تو قابل اعتمادترین فرد سااُ پی هستی

هیچ کس جز تو نمیتونه اینکارو انجام بده

هر طور شما بگید

سیما یی

اجازه بده جوهر رو برات هم بزنم

امیدوارم قلمت مثل شمشیر باشه و با هر حرکت خون بریزه

بشینید

بزارید من اینکارو کنم

تشکر ملکه

والاحضرت وِی بدونید

در گذشته:یااُ تخت سلطنت رو به شون واگذار کرد یااُ،شون و یو 3 پادشاه حکیم در اسطوره چینی بودن

شون سلطنتو برای مرحمت به یو رها کرد

فرمان خداوند تغییر ناپذیره فقط باید به پرهیزکاری بره

حکومت هان متلاشی شده و هرج و مرج سرزمین رو پوشونده

افراد بد رو به خیانت اوردن و کشور به اشفتگی افتاده

والاحضرت وِی پیشین قدرتشونو نشون دادن

نظم را به دربار برگردوندن کشور رو نجات دادن

و معبد های اجدادی رو محفوظ نگه داشتن

والاحضرت فعلی به کار پدرشون ادامه میدن و با پرهیزکاری میدرخشن

ایشون کار پادشاهان ون و وو رو ادامه میدن و بزرگی اجدادشونو نشون میدن پادشاهان ون و وو:موسسان سلسله جو

اجداد سلطنتی پیش گویی های مطلوب فرستادن و روح هر دو مرد(وو و ون)تاییدش کردن

که فقط او(سااُپی)درخشنده هست و باید حکمش رو بپذیره

از این نتیجه میگیریم شما مانند یو و شون هستید

پس از فرمان اساسی تانگ استدعاء میکنیم و خاشعانه این موقعیت رو بهتون میدیم ملک پادشاه یااُ

پس از فرمان اساسی تانگ استدعاء میکنیم و خاشعانه این موقعیت رو بهتون میدیم ملک پادشاه یااُ

بپذیرید

بخت و اقبال اسمان دست شما افتاده

قبولش بکنید و این مقام بزرگ رو بپذیرید

و با اطاعت از خواسته خداوند مردم رو ارام کنید

ما به پادشاه احترام میذاریم

من خواست خداوند رو میپذیرم

و این امپراتوری رو میگیرم

از امروز به بعد

امپراتوری وِی بزرگ نام میگیره

و عنوان حکومت خوانگ نامیده میشه

پایتخت لو یانگ خواهد بود

پدرم به عنوان امپراتور نظامی شناخته میشه جد بزرگ این امپراتوری

امپراتور هان لیو شیه کنار میره باید دوک شان یانگ بشه

امپراتور پاینده باد پاینده باد پاینده پاینده باد

پادشاه زود در قایق پنهان بشید

الان کشور متعلق به برادرته

اگه بخواد بکشم

کجا میتونم قایم بشم؟

درود بر دوک شانگ یانگ

سیما یی چرا اینجا اومدی؟

امپراتور وِی بزرگ،فامیلی با خواهرشونو ملاحظه میکنن

به من دستور دادن

اینجا بیام و شما و همسرتون رو بدرقه بکنم

امپراتور وِی بزرگ واقعا پادشاهی پرهیزکار هست

دستور دادن این پیغامو بدم

تازمانیکه دوک شانگ یانگ به پایتخت برنگردن

سلامتیتونو تامین میکنن

این قولو

سیما یی ایا بهش اعتماد داری؟

اقای سیما

ارباب جام شرابو نمیتونن خوب نگه دارن

لطفا اونچه گفتن رو جدی نگیرید

مقصرشون نمیدونم

اما من به سخاوت امپراتور وِی اطمینان دارم

به سلامتی سرورم

یک نسل کثیف بعدیش جمع میکنه

اما خندیدن یا توده کردن چاپلوسی زیاد دووم نمیاره

ازجمع کن هایی که پشت سرت میخزن بر حذرباش

پدر دیگه دیر شده باد تند شده،بیاید برگردیم

بیا کمی تماشا کنیم

تماشا کردن بیشتر ضرری نداره

در هر حال برای چند دهه امپراتور بود

دیدن رفتن پادشاه امپراتوری ای که سقوط کرده جلوی چشمات

منظره کمیابیه که مردم زیادی نمیتونن ببیننش

ملکه

!در زمانم چه امپراتوری بودم

وقتیکه امپراتور شدم

به این خاطر بود که کسی مجبورم کرد

حالا که دیگه امپراتور نیستم

به این خاطره که کسی مجبورم کرد کناره گیری کنم

وقتی 9 سالم بود دونگ جو مجبورم کرد بر تخت بشینم

و عروسک تحت فرمان اون شدم

از اون زمان

هر روز صورتمو با اشکهام شستم

خجالت میکشیدم با اجدادم و مردم رو به رو بشم

نشونی از روز خوش در زندگیم نبود

فکرشو میکنم واقعا باید از برادرت تشکر بکنم

اون منو از این رنجش بی پایان رها کرد

امروز شادترین روزیه که در زندگیم تجربه کردم

سااُ پی برادر من نیست

اون یک ادم فاسد هستش

از زندگی کردنش در این دنیا متنفرم

نباید برادرتو مقصر بدونی

در طول زندگیم

از 4 وزیر عذاب اور گذشتم

هر کدومشون ارباب من بودن

ارباب این امپراتور دست نشانده

دونگ جو،گو سی،سااُسااُ،سااُ پی

با نگاه به عقب

فکر میکنم برادرت از همه اونا بهتر باهام رفتار کرد

بالاخره میتونم به کوهستان های مست و رودخانه ها اروم برگردم

این مکان ها رو

شعرهای زیادی دربارشون خوندم

اما هرگز فرصت نداشتم ببینمشون

قایق داره غرق میشه

پادشاه،چه اتفاقی برای قایق افتاده؟

زود باشین،قایقو عوض کنید

به ساحل برگردید

زود زود قایق داره غرق میشه

زود باشین،پارو بزنید پارو بزنید

ارباب،قایق دیگه ای پیدا کنید این داره غرق میشه

گمشو

زود باشین

پارو بزن سریع سریع

چشم

زود باشید

سیما یی میخواسته شما رو بکشه

این سیما یی نیست

کار سااُ پیه

سااُ پی میخواسته از شرتون خلاص بشه

بیا بشین

ولشون کن

بیا،شراب بخور بیا

بیا

ایا میدونی؟

سوراخ قایق کار سیما یی نیست

من کسی بودم که سوراخش کردم

من با هر دو تا دستام زمین های اجدادیم رو تسلیم کردم

لیاقت ندارم در زمین های هان دفن بشم

فقط شایسته غرق شدن در رودخانم

و خورده شدن توسط ماهی ها

ملکه،از قایق بیرون برو

باید تنها باهاش رو به رو بشم

بعد یک عمر تمام

بالاخره پادشاه غیرت قهرمانانشونو نشون دادن

من نباید هیچ جایی برم

شما رو همراهی میکنم تا ابد کنار پادشاه می مونم

ملکه اگر شروع تازه ای باشه

باید قول بدی هرگز با خاندان سلطنتی ازدواج نکنی

اگر پادشاه دوباره متولد شدن

نباید داخل یک خانواده سلطنتی به دنیا بیان

کونگ مینگ

برای این همه روز

من اینجا روی تخت افتادم

دارم روی این درد کشیدن دردناک فکر میکنم و افکار زیادی ذهنمو اذیت میکنن

یادم میاد به چی اشاره کردی

تو گفتی یون چانگ خیلی مغرور هست

و به دیگر قهرمانان کشور جزئی فکر میکنه

اگر مراقب نباشه بالاخره خودشو داخل مشکل میندازه

حرف های پیش گویی شده تو عینا مصیبت بار در جینگ جو اتفاق افتاده

اگر یون چانگ قدرت وو شرقی رو دست کم نمیگرفت

و در مقابل اونا محتاط بود

امروز اینطور نمیشد

اینطور زندگیشو از دست نمیداد

حتی جینگ جو رو هم از دست نمیداد

ارباب

در چشم های یون چانگ

تمام جنرال های شجاع وو مشتی ترسو بودن

برادرم جوگو جین توسط اربابش سون چواِن راهنمایی شده بود

تا بره به یون چانگ پیشنهاد ازدواج بده

اون ازدواج دختر یون چانگ با پسر سون چواِنو پیشنهاد داده

تا سون و لیو دوباره توسط ازدواج متحد بشن

اما ارباب شما میدونید یون چانگ چطور جوابشو داده؟

اون گفته دختر ببر چطور میتونه با توله سگ ازدواج بکنه؟ ...این

هر مرد شریفی که این حرفها رو بشنوه

قلبش چاک چاک میشه

بله بله

اما لیو فنگ و مونگ دا چطور تونستن اینقدر پست باشن؟

اگر نیروهاشونو برای نجات اون به راه انداخته بودن

یون چانگ پایانشو ملاقات نمیکرد

فکر کن لیو فانگ پسر خونده من بودش

چطور جرات کرده ولش کنه بمیره؟

و حتی مونگ دا بعد از حادثه به دشمن پناه برده

حتی اگه این 2 نفر به مرزهای دیگه فرار بکنن

More Farsi Persian subtitles for Three Kingdoms

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left