The first 200 lines.
آنچه گذشت
.من نائومیم این هم پسرم آیزایاست
مارک - از دیدنتون خوشوقتم آقای مارک -
چند سالش بود؟
پسر همسایه رو میگم
یازده یا دوازده
بابا - سلام -
فردا شب یه مسابقه استعدادیابی
تو مدرسه برگزار میشه
... اما اگه تو - چه ساعتیه؟ -
هفت - یه سکه برات دارم -
که باهاش تمرین کنی
بازم میبینمت دیوید بلین
دارم میمیرم کلر
میخوام کاری که شروع کردم رو ادامه بدی
ده ساله تمامه که سعی دارم
یه درمان براش پیدا کنم - درمان برای چی؟ -
برادرت
اینجا دیگه خونهمونه الی
و تا مدتها قرار نیست جای دیگهای بریم
و هربار به الی قول میدم، «عزیزم
اینبار دیگه اون هیولایی که این بلا رو سرت آورده رو
پیدا میکنیم
و اینطوری میتونیم «راه درمانش رو پیدا کنیم
یه چیزی مصرف کرده
اینها رو تو جیب کتت پیدا کردم
کسایی که ازش خریدن میگن وقتی میزنی حس میکنی
میتونی از دیوار هم رد بشی
فقط میگن وقتی میرن زیر نور خورشید
حس میکنن پوستشون داره آتیش میگیره
کسی که براش کار میکنم فردا شب یه آدرس جدید
برام میفرسته
اگه میخوای پیداش کنی
فردا شب برو به اون آدرس
کلر
خودت هم باید استراحت کنی
صبح باید درمورد خیلی چیزها صحبت کنیم
چطور تونستی ازم مخفیش کنی؟
چطور تونستی تو تمام این سالها اجازه بدی فکر کنم مُرده؟
قصد نداشتم اذیتت کنم
پس قصدت چی بود؟ - که پسرم رو درمان کنم -
که دوباره بتونه به آغوش خواهرش برگرده
خودم میدونم
درخواست خیلی بزرگیه
که ازت بخوام مسئولیت پیتر رو به عهده بگیری
ازم میخوای که زندگی خودم رو کاملا بذارم کنار
هنوز آمادگی گرفتن همچین تصمیمی رو ندارم
اون تو چیه؟
...اون رو
میتونیم بذاریمش برای صبح
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
پرده درخشان
لایهای از بافت شبکیهی چشمه
که باعث افزایش دیدمون تو شب میشه
نمیدونستم نخستیسانان هم دارنش
ندارن
...بهشون ویروسی که
همون ویروسی که پیتر داره رو تزریق کردم
بس کن خواهش میکنم
یه ماهی، یه خوراک چیلی، دوتا استیک
یه ماهی، یه خوراک چیلی، دوتا استیک
سرآشپز
یکی از مشتریهای ثابتمون میخواد ببینتـت
گفت این بهترین «چیلی اِن نوگادا»ایه که تا حالا خورده
خب پس با ایشون باید صحبت کنی
برو، لیاقتش رو داشتی
بهنظر میاد استلا دوباره برگشته رو مود خوبش
حس خوبی دارم داداش
ظاهرت هم خوب هم بهنظر میرسه
درباره ایشون داشتم صحبت میکردم
سلام رفیق
«مترجم: عاطفه بدوی» Atefeh Badavi
سلام، فرانکم. خودتون میدونین چه کنین
سلام. منم
میخواستم یادآوری کنم برنامه آیزایا ساعت هفته
ببین
این فرصت جبرانته، خب؟
آخریشه
خیلیخب. حاضری بریم؟
دوست داری بیای برنامه استعداد یابیم؟ آره/نه راستی این نامه از طرف آیزایاست
پشت در وایساده بودی؟
چی؟
الان رو میگم که سریع بازش کردی
آهان، نه
یه برنامهای امشب تو مدرسه هست
اگه نخوای بیای هم مشکلی نیست ها
اما من قراره شعبدهبازی کنم - پس اینجایی -
با کی داری حرف میزنی؟
مامان ایشون النوره
...نمیدونستم که
...پس فکر کنم من با
بابام آشنا شدین
از آشنایی باهات خوشحال شدم النور
وای دستت چهقدر سرده. حالت خوبه؟
مامان النور کلاس سردش نمیشه
چطور؟ - باید برم -
فکر میکنی امشب بتونی بیای؟
نمیدونم. دوست که دارم بیام
ولی نمیدونم بتونم یا نه
...دعوتنامه رو پشت اعلامیه مراسم نوشتم پس
اگه خواستی بیای آدرس پشت برگهش هست
نمیخوای برای مدرسه حاضر بشی؟
تو خونه غیرحضوری درس میخونم - عزیزم؟ -
با کی داری حرف میزنی؟
سلام آقای مارک
اومده بودم از النور دعوت کنم
امشب بیاد مراسم و شعبدهبازی ببینه
خیلی لطف کردی
اما فکر نکنم امشب بتونیم بیایم
ولی درموردش صحبت میکنیم، نه؟
آره حتما درموردش حرف میزنیم
خوشحال شدم دیدمتون
مامان
اومدم
بهنظرت امشب میاد؟
یعنی اگه نیاد هم طوری نیست ها
تو میای، بابا میاد
چطوری با این دختره آشنا شدی؟
وقتی از مدرسه برگشتم خونه
بالای درخت نشسته بود
بالای درخت؟
اول نگرانش شدم چون کفش پاش نبود
و شکمش داشت قار و قور میکرد اما بعد به جاش شکلات خوردم
و ظاهرا حالش بهتر شد
قانونمون برای جواب زنگ در رو دادن
وقتی که من نیستم چی بود؟ - ولی بودی که -
تو اون یکی اتاق بودی - قانونمون چی بود؟ -
هیچوقت در رو باز نکنم
فکر کردم گفتی پسره
اسمت رو نمیدونه - چی؟ -
گفتی که اسمت رو بهش نگفتی
تو هم گفتی درمورد رفتن به مراسم صحبت میکنیم
امشب نمیتونم
باشه نیا. چرا بدون تو نمیتونم برم؟
بدون من پات رو از در این خونه نمیذاری بیرون
تا اون موقع خورشید غروب کرده من هم که دیشب تغذیه کردم
پس گرسنهم نمیشه - چیزی داره میسوزه؟ -
ای بابا
شرمنده، پاک یادم رفته بود
خیلی داغه
داشتی چیکار میکردی آخه؟
...میخواستم - میخواستی چی؟ -
میخواستم برات صبحونه درست کنم
چون دیشب برام شام آوردی
...میخواستم
تمیزش میکنم
متاسفم - اشکالی نداره -
بده امتحانش کنم
بابا
هنوز هم مزهش خوبه
زیر دندون قرچ قرچ میکنه
با طعم دودی. درست همونطور که دوست دارم
نمک توش ریختی؟
آره
یعنی فکر میکنی دختره رو قاچاق کردن؟
...یعنی مثلا یارو باباش نیست و
داره ازش سوءاستفاده میکنه؟
آره دقیقا داشتم به همین فکر میکردم
و تو هم داری دستم میاندازی
اینطور که میگی ظاهرا دوست آیزایا یهکم عجیب و غریبه
قصد توهین ندارم ها ولی خب اگه آیزایا بتونه با کسی دوست بشه
احتمالش زیاده طرف یهکم این مدلی باشه
تو هم که همیشه خدا دنبال عیب و عیوب آدمها میگردی
که خب خیلی اوقات درست از آب درمیاد ولی نه همیشه
شبتون بخیر کارآگاههای عزیز
تازه 9 صبحه فرگی - جدی؟ -
این تو که باشی تشخیص شب و روز سخت میشه
چی برامون داری؟
ضارب تو به جا گذاشتن دیانای اصلا کم کاری نکرده
نهایت تا یکی دوهفته دیگه نتایجش بهدستمون میرسه
روی دیانای غربالگری سمشناسی هم انجام میدی؟
فکر میکنی قاتل چیزی مصرف کرده؟
در حد تئوری بود ولی یکی از شاهدها ادعا کرده
یکی رو دیده که چشمهاش برق میزده
همین که شاهد حسابش میکنیم در حقش لطف کردیم
البته میتونه علتش رو توضیح بده
علت چی رو؟ - با توجه به بیرون زدگی دندهها -
محتملترین علت مرگ
شکستگی و تکهتکه شدن قفسه سینهست
ایدهای داری با چی انجامش داده؟
دیلم؟ چوب بیسبال؟
منظورم همین بود کارآگاه
سلاح یا ابزاری تو صحنه جرم پیدا نکردین دیگه، درسته؟
اجازه میدین؟
بیخیال بابا
یعنی میگین با دست خالی کشتـتش؟
این ویروس مغز رو هدف میگیره
و ژنومش رو با سلولهای بادامه مغز ترکیب میکنه
انتقالدهندههای عصبی که محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-فوقکلیه رو
کنترل میکنن، تصاحب میکنه
و بدن پیتر رو غرق آدرنالین و کورتیزول میکنه
عملا تو حالت ستیز و گریز قرارش میده
در واقع بیشتر ستیزه تا گریز، ولی آره
متابولیستمش رو چطور مدیریت میکنی؟
چون احتمالا باید اکسیژن موجود تو جریان خونش رو
با سرعت نجومی مصرف کنه
کمی بعد از اینکه گازش گرفتن
کارکرد بدنش به نحوی تغییر کرد ...که هیچ غذایی رو به غیر از
خون تازه اکسیژندار نپذیره
No comments yet. Be the first to leave one.