Agent Kim Reactivated

Agent Kim Reactivated (김부장)

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Agent Kim Reactivated S01E09 WEB-DL persian
A Commentary by shine021
قسمت نهم مامور کیم برگشته

Tags

webdl
Published on: 2026-07-24
Downloads: 72
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زيرنويس از مهدي shine021

«مامور کیم برگشته»

تو ضربه خوردی، پس حقته جبران کنی.

ممنون که شانسِ جبران بهم دادی.

پرونده شخصی نام: پارک جین-چئول

پرونده شخصی نام: سانگ هان-سو

دارم گوش می‌کنم.

چند ساعت پیش

چرا اوضاع رو بیشتر بهم نریزیم؟

مذاکرات بین‌دولتی دو کره

این دیگه مسخره‌ست.

سیم جونگ-سون؛ نماینده مجلس، نخست‌وزیر

چی؟

لطفاً توضیح بدید.

چرا یهو می‌خواید مذاکره رو لغو کنید؟

کاملاً چون جنوب آمادگی نداره برای مذاکره

یعنی چی؟

از صلح و همکاری دم می‌زنی،

ولی پشتِ رژیم ما چاقو می‌زنی.

گفتی چی؟

فکر می‌کنید ما نمی‌فهمیم؟

دارم درباره مدیرکل ری اونگ-ریونگ حرف می‌زنم.

طوری نیست که بدترش هم کنن؛ جنوب خودش گیرش انداخت،

ولی فراریِ شماره یک جمهوری رو هم گذاشتن محافظش بشه.

خلاصه کنم.

اگه همون دو تا خائن رو فوراً تحویل ندی،

فقط مذاکره لغو نمی‌شه؛

روابط بین دو کشورمون به شکل جدی عوض می‌شه.

همین الان به ژنرال جانگ زنگ بزن.

چشم، قربان.

قسمت ۹

یک‌بار تفنگدار دریایی، همیشه تفنگدار دریایی فدراسیون کهنه‌سربازان نیروی دریایی کره

شکست خوردی…

ماموریتت.

واقعاً لذت بردم وقتی نخست‌وزیر کره‌ی جنوبی

دمش رو جمع کرد.

همه چی راحت پیش رفت، به خاطر تو.

حالا نوبتِ توئه که یه لطفی در حقم بکنی.

قول‌هام رو همیشه انجام می‌دم.

فقط یه شرط هست.

باید تنها باشی، رفیق جو.

وقتی این موضوع رسمی و قطعی شده،

کشتنِ ۶۶ روی خاک کره‌ی جنوبی

موقعیتِ ما رو خیلی بد می‌کنه.

نگرانش نباش.

منظورتون چیه، قربان؟

تا وقتی اطلاعاتِ موشک رو دست بگیریم،

ری اونگ-ریونگ نباید از بین بره.

ماموریت که از قبل شکست خورده.

یعنی داری

دستورِ نخست‌وزیر رو نادیده می‌گیری؟

ما ۶۶ رو و ری اونگ-ریونگ رو

تحویلِ شمال می‌دیم.

ولی اگه ۶۶ همچنان سرخود عمل کنه،

دیگه ربطی به ما نداره، نه؟

فقط باید بشینیم و نگاه کنیم.

هر کاری بکنه

فقط برای اینکه دخترش رو دوباره ببینه.

«مامور کیم برگشته»

هی، اون «آس کریکت» چی؟

اون کیم رو دستبند زد، درسته؟

آره.

با اینکه می‌دونست اثر نمی‌کنه؟

آره.

پس دیگه لازم نیست کمکش کنیم.

ولی برگشتن براش سخت نمی‌شه؟

با آدم‌های خطرناک طرفه، نه چاله‌میدون‌های محلی.

می‌ری؟

تو چی؟

اون بزن‌بهادر موبایلش رو جا گذاشت.

بعدش موبایلِ من رو برداشت.

چی؟ موبایلِ تو رو؟

آره، موبایلِ من.

مگه به چی فکر کرده بود؟

باید برم پس بگیرمش.

حتماً. موبایلِ تو گرون‌تره.

هنوز قسطش رو هم نپرداختم تموم.

پس منتظر چی هستی؟

آخه اون…

صبر کن!

قبل رفتن،

بزنیم یکی از اینا.

این دیگه چیه؟

برای مفصل‌هات خوبه.

ولی فکر نکردی قبلاً به من بدی؟

مگه باید؟

بریم.

ماشین کجاست؟

هی، این ماشین چیه؟

این؟

یه ماشین نسل بعدی.

ماشین نسل بعدی؟ عجب!

ببینیم چطور می‌ره.

لعنتی! رانندگی باید دستِ قهرمان باشه!

۶۶ رو جلو فرستادیم که رسیدگی کنن.

خوبه که بدون کثیف‌کاری همه چی رو جمع کنیم.

به جنوب و حزب گزارش کنید

که هم ری اونگ-ریونگ و هم ۶۶ اعدامِ فوری شدند.

چشم، قربان.

خداحافظ، خائنِ کثافت.

عوضیِ پلید.

نمی‌دونستم این‌قدر آدمِ مهمی هستی.

ببخشید… آخرین بار درست و حسابی باهات رفتار نکردم.

قول دادی خودت رو تسلیم کنی.

هنوز جلسه‌ی خانواده‌مون تموم نشده.

پس تو همونی! همون عوضی که با شمال دست به یکی کرده.

تو همونی.

عوضیِ وطن‌فروش.

حالا که فکر می‌کنم، خیلی با هم شبیهیم.

هر دو تا پدرای خوبی هستیم که برای بچه‌هامون حاضرِ هر کاری‌ایم.

موافقی؟

گفتی برای دخترت باید منو تموم کنی.

من هم برای دختر خودم همین کار رو می‌کنم و تمومت می‌کنم.

می‌کُشمَت.

ولی نه اینجا.

ببرش صندوق عقب.

رفیق…

ماشینت خیلی باکلاسه.

برو بخواب.

واقعاً نیومده بودم کمکِت کنم.

هه.

اومدم موبایلت رو بهت پس بدم، ولی…

صدای تیراندازی اون‌قدر زیاد بود که آخرش خودم هم دخالت کردم.

رسیدم وسطِ کار.

ممنون.

خب حالا چی؟ احتمالاً ری اونگ-ریونگ همین الان مرده.

فکر نکنم.

چون تلاش کردن زنده دستش بگیرن.

واقعاً؟

این آدم واقعاً عجیب‌وغریبه.

با شمال هم‌دسته.

فکر می‌کردم فقط یه عوضیِ کثافته، ولی این یکی هم مارِ واقعی‌ه.

ری اونگ-ریونگ رو کجا بردن؟

اگه می‌خواید پدرِ بچه‌هامون رو بی‌پناه کنین،

هر کاری دوست دارید بکنید، هدف بگیرین.

تیرش بزن.

واقعاً شلیک کردی.

بیا یه معامله کنیم.

می‌دونم دنبال ری اونگ-ریونگی.

اگه بذاری زنده بمونم،

کمکت می‌کنم پیداش کنی.

بیا.

فقط دروغ نگو.

خوش بخواب… رویای شیرین ببینی.

هان‌سو.

ممنون.

می‌خوایم مین‌جی راهرو رو بره.

بریم.

هتل

ماشین کره‌ای‌های شماله!

کنترل امنیتی

بذارین رد بشن!

امنیت رو محکم نگه دارید.

جدی داری؟

ما که زیردستِ اوناییم نیستیم!

ولش کن.

فکر کنم دولتِ خودمون داره باهاشون لوس بازی درمیاره.

ممنوعشون کردن از داخل، بعد فقط از ما می‌خوان امنیتِ بیرون رو بگیریم—

چه منطقی داره؟

یادت رفته؟

اون‌ها بسته‌ترین کشورِ دنیاست.

همین‌جا که می‌بینی،

تقریباً یعنی کره‌شمالی.

پاکت دیپلماتیک وزارت امور خارجه DPRK

به هیئت کره‌شمالی در «اقامتگاه میراث جوهاک» خوش‌آمد می‌گیم

جِنگیلبونگ ۲۵ به سالن پذیرایی رسید.

جِنگیلبونگ ۲۵ در آسانسور ۳ هست.

جِنگیلبونگ ۲۵ به طبقه‌ی پنجم رسید.

جِنگیلبونگ ۲۵ نزدیک سوئیت VIP می‌شه.

جِنگیلبونگ ۲۵ به سوئیت VIP رسید.

گزارش وضعیت، قربان.

نه… من خودم گزارش می‌دم.

خدای من… رفیق مدیرکل.

خیلی وضع‌تون بده.

حتماً دور از خونه به‌تون سخت گذشته.

خلاصه کن و سریع جمعش کن.

چرا این‌قدر عجله؟

هنوز وقت داریم.

اول از همه باید بگی چقدر از اطلاعات موشک

لو داده‌ای به رژیمِ عروسکیِ جنوب.

وانمود کن و حرفای لازم رو بزن. حالا پرش کن.

وان حمام… (پر کن)

چی شد؟

الان یه وسیله‌ی نقلیه‌ی شمالی اومده اقامتگاه،

و دیدیم دارن یه بارِ بزرگ می‌برن داخل.

ری اونگ-ریونگه.

پلیس نظامی محیط رو محکم کرده؛

اما مأمورهای NIS داخل رو تحت کنترل دارن.

مأمورهای NIS به بخش‌هایی که نیروهای داخلی کار می‌کنن دسترسی دارن؛

مثل آشپزخونه یا اتاق لباس‌شویی.

ولی مأمورهای شمالی همه‌چی رو مدام زیر نظر دارن.

این کار آسون نیست.

- هی، آقا. - می‌خوای ببینی؟

شمال تو کدوم طبقه‌هاست؟

طبقه‌ی چهارم و پنجم.

پس رئیسِ هیئت شمالی روی طبقه‌ی پنجمـه

و احتمالاً روی طبقه‌ی چهارم یه اتاق کنترل گذاشتن.

این مدلِ کارشونه.

ما چطور می‌خوایم واردش شیم؟

هی.

More Farsi/persian subtitles for Agent Kim Reactivated

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left