The first 200 lines.
طبقهی دوم
صبحبخیر، مکس
صبحبخیر، دردسر
ای وای، مکس
آگهیه، تابلوی مونا لیزا که نیست
یه شاهکار لعنتی
و برگ برندهست، عشق من
بسه دیگه
آخر هفته چطور بود؟
خوب بود. استراحت کردم
تنهایی؟
آره. تو چطور؟
طبق معمول
شنبه مهمونی به صرف شام یکشنبه هم خماری یوگا
یه زندگی معمولی
هنوز سرماخوردگیت خوب نشده؟
نمیتونم از شرش خلاص شم
دیگه خیلی وقت شده
جیمی نتونست جمعه واسه مشروب خوردن بیاد
اگه ببریم، من میام
میبریم، به خاطر تو هم میبریم
اما سرماخوردگیت...
میدونی که اگه خواستی با کسی حرف بزنی همیشه میتونی روی من حساب کنی
سرماخوردگیه، سرطان که نیست
گهگاهی بیا بیرون
با یه سری انسان بپلک
شاید ازشون خوشت اومد
آره
اه، محض رضای خدا
نمیتونی صبر کنی بریم داخل؟
گرسنهست
بچهها باید شیر بخورن
همچنین صبور بودن رو یاد بگیرن
من دخترم رو هروقت دهنش رو باز کرد بهش شیر ندادم
همیشه اینطوریه؟
- چی؟ - گفتم اون همیشه اینطوریه؟
- یا خدا! - چیه؟ چیکار داره میکنه؟
نه، من کار خاصی نکردم
بوی ودکای دهنش رو داد به بچه
دهنت بوی گربه مُرده میده
آدامس دارم. بیا
گمشو
مامان، حالت خوبه؟
ببخشید
سلام خوشگله
آره، خوبم. مرسی
اونقدرها هم نگذشته، گذشته؟
خب، بیا درستش کنیم، خب؟
ببین کاترین. نمیخوای بیای اینجا بمونی؟
ببخشید، چی گفتی؟
میخوای با من زندگی کنی؟
به چه عنوان؟
دوست
دوستدختر
هرچی
کدومش؟
تشنج کردی؟
مال آخر یه شعره
«سرگردان»
درواقع شعر مورد علاقه پدرمه
«جایی که همه نیستند
شادی آنجاست»
آهای
کجا داره میره، لارا؟
توی دماغم
مگر اینکه بخوای فوتش کنی توی کونم
راستی، دیروقته
یعنی دیگه صبح شده
چهار ساعت دیگه باید سرکار باشم
خوشحال شدم دوباره دیدمت
خیلی زیاد
نه، نه، نه
دیگه الان خوابیدن فایده نداره
دو روز بیداری پشت هم
از پسش برمیای
قهوه یارته
دوستت کیه، لارا؟
تو دوست من میشی؟
ای کاش میتونستی...
- چی، خوشحال؟ - آره
هیچکس خوشحال نیست
اگه مردم خوشحال بودن که من سرکار نمیرفتم
وای. خب
تنهات میگذارم
وای
وای. وای...
[ ببخشید، حسابی مسموم شدم فردا سالم و سرحال برمیگردم ]
وای عزیزم، چقدر قیافهات داغونه
میدونم
کاری داری؟
نه
فقط اینکه ما برنده شدیم
تبلیغات
عالیه
فیلم بازی نکن. بیا عزیزم بیا برات تاکسی بگیریم
نه، کار دارم. باید اینجا باشم
بدون تو هم میتونیم تقلا کنیم
جدی میگم، میدونی که اینجا فرهنگ شغلی چطوریه
اگه مریض باشی باید بری خونه
من یه روز عقبم
فقط میخوام کارم رو انجام بدم، لطفاً
لطفاً
سلام
چی؟
مطمئنی همین رو گفت؟
آره، آره، هنوز هستم
بهش بگو دیگه نیستم
بهش بگو دیگه اینجا کار نمیکنم
بهش بگو پارسال استعفا دادم، باشه؟
صاف و صادقانه باهاش حرف بزن
چیه؟
لطفاً اینطوری باهام حرف نزن
ببخشید، مکس، من...
سعی دارم کارم رو انجام بدم و مادر لعنتیم...
سرکار بهم زنگ میزنه و...
مادرت؟
مادرت که در قید حیات نیست؟
واسه من مُرده. درواقع نمُرده
باشه
وای، ببخشید
تو رو در جریان همهی جنبههای زندگیم نگذاشتم؟
هرچی نباشه رئیس منی
بیخیال، لارا، من که فقط رئیس تو...
چیه؟
دستمال نداری؟
توی کیفمه
ولش کن! بذار من بهت...
بسیارخب، کافیه
دیگه اون گُه رو میگذاری کنار
دارن نگاه میکنن، مگه نه؟
گور باباشون!
لارا... نمیتونم اینجا بمونم. استعفا میدم. ببخشید
تو کمک میخوای، عزیزم. بذار کمکت کنم
من پروژهات نیستم!
تقصیر من نیست که دخترت مُرد!
ببخشید، مکس
تو چته؟
کاترین؟
سلام...
آره. ببخشید، اما...
خب، باشه
نه... البته که درک میکنم. اشکال نداره
فراموشش کن. خداحافظ
زود باش
الو؟
از کجا پیدام کردی؟
لارا؟ تویی؟
تو منو از کجا پیدا کردی؟
توی اینترنت دنبالت گشتم
سخت نبود
حسابی اسم و رسم در کردی
چی میخوای؟
داری میمیری؟
همه دارن میمیرن
ولم کن بابا
میخواستم بدونم حالت چطوره
خوبی؟
همین الان... یا کل 20 سال گذشته؟
خب میتونستی باهام تماس بگیری
مشخصه که شمارهام رو یادته
واسه همین زنگ زدی محل کارم؟
که سرزنشم کنی که بهت زنگ نزدم؟
واقعاً داریم حرف میزنیم؟
گمشو!
نه. صبر کن
من فقط...
ببین، میدونم خیلی وقت گذشته
اما من هنوز مادرتم
و مادرها میدونن
یه حسی بهم میگفت که حالت خوب نیست
هست؟
لارا؟
اوضاع
چندان جالب نیست
باهاش کنار میام. گذراست
واقعاً گذراست؟
چرا نمیای خونه؟
چرا باید بیام؟
به چه دردی میخوره؟
چه کاری از دستت برمیاد؟
میتونم ازت مراقبت کنم
چرا مراقبت کنی؟ تو از من بدت میاد
نه، این صحت نداره
هیچوقت صحت نداشته!
من پدرت رو از دست دادم
نمیخوام تو رو هم از دست بدم
کار درست اینه
کار فوقالعاده
برای هردوی ماست
خیلی مشتاقم که ببینمت
پول کمتر نداری؟
بیست پوند یعنی شش کیسه
و من ترجیح میدم منو خالی نکنی
فاجـی که من درست میکنم توی این روستا خیلی محبوبه
ببخشید. انگلیسی بلدی؟
پس فقط یه کیسه برمیدارم. نگران بقیهی پول نباش
راستش، نه
No comments yet. Be the first to leave one.