The first 200 lines.
،فضیلت الهی !اون رو به دوزخ ببر
،فضیلت الهی !اون رو به دوزخ ببر
!خدایا، پسرمون رو نجات بده
،ای اهریمن حیلهگر ...دیگر هرگز انسان ها رو
فریب نخواهی داد
حوصلهم رو سر بردی، پدر کلیر
کیر بخور باو
!از جلدش برو بیرون، حرومزاده
!همین حالا
بابایی؟
عه، چه لحظهی شیرین
جنزدگی، همینه دیگه
آمادهای؟ - فکر کنم -
وقتی رفتم داخل، کدوم دکمه رو باید بزنم
تا کشیش رو ببوسه؟
خودت رو موقع انجامش تصور کن
زانو بزن و کونت رو سفت کن
دهنت رو باز کن و بعد... وووش
برو، از پسش برمیای
خیلیخب، بریم جنبازی
برو تو پسره
میتونیم از نو شروع کنیم
میتونیم هم رو ببخشیم؟
الو؟ کسی صدام رو میشنوه؟
دارم انجامش میدم
پیپی پوپو
!اهریمن برگشته
!میکشمت، عوضی
!خدافظ
!ای مادربهخطا
!بمیر آشغال عوضی - ...بابایی نکن -
حتما اهریمنه الان تو منه
یوهو! بدن پسره بوی گند میداد
ولی عاشقش شدم
خیلی طول میکشه تا اهریمنها بتونن صدای انسانها رو تقلید کنن
تو همون بار اول موفق شدی
...میخوام برم تو جلد یه کرهاسبی
که داره متولد میشه...
میتونی - ...یا یه بازیگر
و یه صحنه تعقیب ماشین بازی کنم - چرا که نه -
یا یه صحنهی سکس با رگی-ژان پیج
واو، واو، واو
،میدونم خیلی هیجانانگیزه ولی باید خودت رو کنترل کنی
بیا، بریم خونه
پا بذار روم - خیلیخب -
!آفرین، دختر
ممنون، خیلی ممنون
!کارش حرف نداره
بیخیال بابا
آخر هفته حضانت به این زودی تموم شد؟
مثل همیشه خوشگذشت، بابا
دفعه بعد بهت یاد میدم چهطوری رو اشیا رو به عنکبوت تبدیل کنی
!اون هم عنکبوت حامله
خدافظ - خدافظ، دختر آدمیزاد
چند بار دیگه با دخترم وقت بگذرونم
التماسم میکنه مامانش رو ول کنه و بیاد پیش من
و به همین ترتیب من هم برمیگردم رو نقشه
بیاید مهمونی رو شروع کنیم
لعنتی
فکر کردم بادکنک قراره بیفته
خب نذارید اسلحه ها حیف بشن
بگیرید همدیگه رو بکشید
برنده قرعهکشی ماهانهی نایتمووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیشتر در کانال تلگرام
به سرکارگر بگو اگه پسرش یهبار دیگه بهم نگاه کنه
با تفنگ میخکوبیم میزنمش
!وقتی گفتم گوز بگید چهره
!گوز - !چهره -
!گوز - !چهره -
این شد محتوای درستوحسابی
عالیه - خدایا -
فردا میبینمت، بیل - چه حالی میده -
!کریستینا! بیا شام
زیاد سرکه زدی
حواسم به حرکاتت هست، اروین
سالاد عنت رو درست کن
وقت گذروندن کریسی با پدرش
حسابی اعصابت رو بههم ریخته
نگاه کن چی بهش یاد داده
شبیه شیطان توی فیلم جنگیره
دارم دخترم رو به یه شیطان کلیشهای تبدیل میکنه
تو هم داری به یه زنسابق کلیشهای
تبدیل میشی - !کریسی -
!فقط یهبار میگم
!برگرد تو جسدخالیت
هی،لاور، عاشقش نشدی؟
حسابی خستهت میکنه
شاید بعدا به عنوان یه آهو برم بدوئم
،رفتن تو جلد حیوونها سختتره ولی بابا گفت من استعداد خدادادی دارم
مبارکه، عزیزم
بهزودی روحانیت رو هم قصاص میکنی
حالا چون دارم با بابا خوش میگذرونم
عصبی نشو. حسود نباش
فقط صلاحت رو میخوام
...من هدف اصلی بابات رو میدونم
میخواد تو رو ببره سمت خودش تا با قدرت هات
دنیا رو تبدیل به جهنم بکنه
چیزی که نمیدونی اینه که من دارم از اون استفاده میکنم
خودم میدونم دارم چیکار میکنم
یا خدا، کریسی، معلومه که نمیدونی
شیطانی بودن تو دیانای توئه
بیخیال، اونقدر هم بدجنس نیستی که
اگه به کار هات ادامه بدی
شیطان توت نفوذ میکنه
و اون زندگی عادی که همیشه میخواستی
دوست، مدرسه، اردو... همه از بین میرن
به یه انسان بیروح میشی ...و بعد هم تبدیل به
،راستش رو بخوای با این ویژگی ها یه مدیر عامل موفق
یعنی میگی یه جنبه از خودم
رو به کلی منع کنم؟
.تو بیلی الیوت نیستی تو دجالی
منع نکن
هوشیارانه تصمیم بگیر
مثلا قدرتها رو در راه خیر استفاده کن
!فقط میخواستم یهکاری کنم پستچی بگوزه
بد نبود
امروز امتحان ندارید
اگه کریسی رو دیدید
بهش بگید پیشونیش
خیلی هم به اندازه و باحاله
همین رو میخوام
و، پیپی پوپو
"پیپی پوپو" پیپی پوپو تیکهکلاممه
این میتونه "شیر داری؟" نسل ما باشه
حالا تو جلد بقیه بودن چه حسی داره؟
هر جسمی فرق داره
الان که سوزش معده دارم و دلم خیلی برای یه نفر
به اسم پابلو تنگ شده
آخه این کجاش شیطانیه؟
فکر نمیکنی بدون اجازه
وارد بدن دیگران شدن
کار نادرستی باشه؟
نه، خیلی سریع از توشون میام بیرون
...باشه ولی - من فقط دارم -
باهاشون شوخی میکنم
حالا نه اینکه خیلی یادشون میمونه
ای وای، احساس عوضی بودن میکنم
حالا چیکار کنم؟
دیگه کلا از قدرت تسخیرم استفاده نکنم؟
شاید مامانم یهجیزی میدونه که میگه
در راه خیر ازش استفاده کنم
اگه برای کار های اخلاقی
بری تو جلد بقیه
...مثلا کمک کنی تصمیم های بهتر بگیرن
اون وقت میتونم کیکی که تسخیر کردم
رو بخورم
حالا واقعا میتونی کیک تسخیر کنی؟
!بهش دست نزن
بیگلوتنش رو نداری؟ - تو یه فاشیستی -
!الان که قلبت رو کردم تو حلقت میفهمی
!یا خدا - ایول -
اوه
از اولش هم قرار بود اینطوری بشه
الان فرصتشه
!برو کیکه رو بگیر
!بزن! بزن
!وایسا، وایسا
...اوه
من از دستپتختت بدم نمیاد
از خودم بدم میاد
کار از این حرف ها گذشته، عوضی
چی شد؟
شرمنده که انتقادت
رو بد برداشت کردم
جز این چیزی تو زندگیم ندارم
دوستت دارم
...چه گو
من هم دوستت دارم
ایی
آره، من مادرتم
حالا همهچی با عقل جور در میاد
بیا دیگه با هم دعوا نکنیم، مامانی
خیلیخب
...پیپی - پوپو -
ملت چه مرگشونه؟
یا حضرت بیژن، چه حس خوبی داشت
شبیه ابرقهرمان ها شدی
نه، من یه دجال، دوست خوب محلهم
برگرد. میخوام ببرمت
!دستت بهم نمیرسه - خیلیخب، مار دستدار -
از قلمرو کوتی و جروپ خبری نشده؟
هنوز سوگند وفاداری بهم خوردن یا نه؟
نه هنوز
شوخیت گرفته؟
من قراره
دخل زمان و فضا رو بیارم
اونوقت اون ها واسه خایهمالی کردن
برای من، دستدست میکنن؟
خیلیخب
بیاید بریم اونجا و نخستزاده ها رو زندهبهگور کنیم
!یوهو
سلام
ببین کی اینجاست، آزمودئوس
بله! اهریمن اعظم تملک
ارباب تاریک اولریش
...شاه - شاه عن از سرزمین گوه -
خود شاشوت رو میگم
رید بهت
این یارو برای من کار میکرد
من هزاران هزار روح انسان
تحت خدمت اون تسخیر کردم
No comments yet. Be the first to leave one.