The first 200 lines.
پس شوخی نمیکردی وقتی گفتی قراره بریم ماهیگیری، ها؟
!همینو گفتم، لعنت
ببین، خیلی حوصلهسربر ـه بریم شنایی چیزی
آب سرد ـه تازه وقتی رد میشدیم یه خروجی فاضلاب دیدیم
!دست بردار !تو دریاچه فاضلاب نمیریزن که
ـ ازش آب میگیرن !ـ هی
یه چیز لزج اون پایین ـه خوشم نمیاد
میخوای منو بترسونی
!ـ هی ـ "وین"؟
دستبردار، وین
بسکن. خیلی خُلی
وین... وین؟
وین، داری عصبیم میکنی بیخیال
میشه دیگه مسخرهبازی درنیاری؟
،اگه بسنکنی پارو میزنم میرم
بیخیال بیا بیرون دیگه، وین
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!برو کنار، بیشرف
!تخمسگا
!حرومزادهها
هی، هی، "کیسی"، بیا اینجا بیا اینجا، کیسی
سگ خوبی هستی دیدی، کیسی؟ دیدی؟
اون بچههای لعنتی نزدیک بود منو زیرکنن، اما نکردن. زنده موندم
،زودباش ،بریم یهکم مشروب بخوریم
،و تو رو شونههام گریه کنی و منم رو شونههای تو
زودباش، بجنب بریم، بریم. زودباش
بیا، یالا
باشه
تو هم یه قلپ میخوای، هان؟ یه قلپ میخوای؟
بیا تو. چی شده؟ از خونهم خوشت نمیاد؟
به اندازۀ کافی برات خوب نیست، هان؟
!خفه شو، سگ غیراصیل کوفتی
"اطلاعیه تخلیه. آخرین اخطار"
ای عوضیا
!لعنتی
!نه، نه، نه! ولم کنید !من نه! نه
هی، بپا نریزی، رفیق
!ـ چه به موقع اومدی ـ خیلی عذر میخوام، خانم
ـ آبجو، قربان ـ ممنون
"ای بابا، "مورین
میخوای یهکم دیگه هم آبروریزی کن، هوم؟
شرمندهم که میخوام بهم خوش بگذره
میخوای برقصیم؟
تو چی، "مایک"؟ میخوای رقص بوگی بکنیم؟
وای، نه ممنون، مورین من زیاد اهل رقصیدن نیستم
ـ اینکه معلومه !ـ عالی شد
"یه شب باحال دیگه در "آشتون
گندترین جای آمریکا و مرکز کسالت در کل کرۀ زمین، درسته، عزیز؟
ـ فکرکنم بهتره بریم ـ میدونی، به نظرم درست میگی
فردا اول وقت باید با "کلانتر "ریس" بریم خونهی "ران بلز
ـ بعداً میبینمتون ـ خداحافظ
"ـ تا بعد، مایک. خداحافظ، "کیم ـ شب بخیر
!ـ مایک ـ سلام، "دان"! چطوری؟
خوبم شما که الان نمیرید، نه؟
چرا، فردا اول وقت یه قرار کاری دارم
دان، این همسرم، کیم ـه کیم، دان
ـ چطوری، کیم؟ ـ از آشنایی باهاتون خوشحالم
"ـ و این همسرم، "ماریا ـ سلام
سلام، ماریا. از آشنایی باهات خوشبختم دان ناظر سیستم فاضلاب شهرستان ـه
آهان
که یه عنوان دهن پرکن ،برای گفتن اینه که تو فاضلاب لول میزنم
ولی پولی که ازش درمیاد یک چهارم پولی ـه که وقتی لولهکش بودم درمیآوردم
از آشنایی با شما خوشحال شدم
جالبه، اما تو اصلاً شبیه سلیطۀ خبیث شمال نیستی
چی؟
من مادر "ریک" و "دنی" هستم
اوه! اونا تو کلاس سال آخری و سال سومی من هستن
تکالیفم به مزاقشون خوش نمیاد
ـ مطمئنید یه نوشیدنی نمیخوایید؟ ـ نه. نه، ممنون
ـ بعداً میبینیمتون ـ شب خوش. از دیدنتون خوشحال شدم
ـ خداحافظ ـ از دیدنتون خوشحال شدم. خداحافظ
ـ مایکل؟ ـ بله؟
به نظرت مورین جذابه؟
زیادی مشروب میخوره
منظورم این نبود
خوشت میاد؟
آره. خیلی
اینم یادت نره که بهم میگن سلیطۀ خبیث شمالی
یادم نمیره
...خب، خانم معلم
نظرت چیه بریم سر مشقامون؟
،مری آن"، نمیتونم همه چیو ول کنم" و بیام چند تا حلزون رو بکشم
حلزون، لیسه فرقش چیه؟ عزیزم، امشب میبینمت
ـ صبح بخیر، آقای بردی "ـ صبح بخیر، "دابز
دیر کردی، بردی
برو تو
سخت نگیر، کلانتر همهش دو دقیقه از هشت گذشته
درسته، پسر جون. بعد از هشت قرارمون ساعت هشت بود
من کارای خیلی مهمتری دارم تا بخوام وقتم رو صرف تخلیۀ خونۀ یه دائمالخمر بکنم
عالی شد منظورت رو فهمیدم
با ماشین من بریم
کلانتر، ناراحت نمیشی سیگار بکشم، نه؟
معلومه که میشم، بردی
،میتونی به ریههای خودت گند بزنی اما به ریههای من کاری نداشتهباش، خدا لعنتت کنه
ـ امروز روز شانست ـه، بردی ـ واقعاً؟ چطور؟
زباله ریختن تو خیابون 500 دلار جریمهشه نذار باز مچت رو بگیرم
کلانتر، میدونی تو اون آبنباتا که میخوری چی پیداکردن؟
عن موش و تخم کِرم
اما کلانتر، زبالهریختن !500دلار جریمه داره
ای پست فطرت
به نظر نمیاد کسی اینجا زندگی کنه
حالا میبینیم
یه پنجره بازه
این گوهدونی رو ببین
مرد، این بوی گند مال چیه؟
!وای خدای من
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم "حتی تو "نم
یه چیزی چشمای اون یارو رو خورده بود
نه تنها اون، پزشک قانونی گفت کبد، کلیهها و قلبش هم نیستن
ـ دابز، از جلو روم گمشو برو ـ هان؟
!گفتم گمشو برو !لعنتی
کلانتر، من باز میرم تو خونه
باشه، اما به چیزی دستنزن
خب کلانتر، نظرت چیه؟
نمیدونم. شاید کار سگای وحشی بوده یا راکونها بخاطر سرما از تپهها اومدن
تو کَتم نمیره
یه چیزی به این بزرگی خسارت بیشتری به داخل خونه میزد
نظر هوشمندانۀ تو چیه، آقای بازرس بهداشت؟
شاید موش
موش؟ حاضری اینو ثبت کنن؟
چطور میتونم؟ مطمئن نیستم کار موشا باشه
خب، بالاخره یه چیزی هست که ازش اطمینان نداری !نوبر ـه
ببخشید، آقای بردی ببخشید مزاحم میشم، باز یه خانمه با شما کار داره
ـ کدوم خانم؟ ـ "فلورنس فورچون". چهار باز زنگ زده
چی میخواد؟
یه چیزی در مورد فاضلاب که گرفته
!وای خدا از کِی تا حالا فاضلابای لعنتی شده کار من؟
بهش بگو به سازمان آب و فاضلاب زنگ بزنه
اونام مثل ما حقوق میگیرن
من احمق نیستم، آقای بردی قبلاً اینو بهش گفتم، اما گوش نمیده
باشه، شرمنده وصلش کن
بله. آره، مایک بردی هستم
بله، خانم
نه، خانم
میشه آدرستون رو بدید، باشه؟
ـ به ادارۀ بهداشت هم زنگ زده؟ ـ آره
ـ زودباش. یادت میدم چکار کنی ـ عالیه
ـ مثل آب خوردن ـه ـ آره
ـ سلام، خانم !ـ چقدر لفتش دادید
...ـ سلام، مایک بردی هستم، من ـ مهم نیست کی هستی
میخوام یه کاری در مورد این بوی گند بکنید
مستمری نمیگیرم مالیات میدم
میشه از اول شروع کنیم؟
میتونیم از هر جایی که میخوای شروع کنیم، مرد جوان
مادامی که به نتیجه برسیم
شماها نشنیدید؟ خیلی وحشتناک بوده
هر چی رفته سراغش چشماش رو از تو سرش در آورده خورده
یا از چیزی که قبلاً سرش بوده صورتش خونین و مالین بوده
محض رضای خدا، "مج"، بسه دیگه نمیخوام دیگه بشنوم
خب حاضریم. میخوای بری کرۀ ماه یا میری تو فاضلاب؟
از شباهتایی که دارن شاخ درمیاری
اون پایین از هر سیارۀ دیگهای بیشتر متان داره
واسه همین این ماسک بامزه رو زدی، هان؟
یکی از دلایلش همینه
یه لباس محافظ دیگه تو وانت دارم اگه بخوای همراهم بیای پایین
نه، ممنون من تو جاهای تنگ و بسته نمیتونمباشم
خب، به گمونم واسه همین بهم یه پول قلمبه میدن
فکرکنم
و دقیقاً کار شما چیه، هان؟
خیلیخب، نظری ندارید که چطور رومئو و ژولیت میتونستن مشکلاتشون رو حل کنن؟
"پم"
خب، به نظرم باید با پدر و مادرشون در موردش حرف میزدن، میدونی
،اگه در مورد احساسشون صادق بودن
شاید پدر و مادرشون درک میکردن
ـ عمراً ـ میخوای چیزی اضافه کنی، "دانا"؟
ـ نه، خانم بردی ـ مطمئنی؟
،خب، پدر مادرا هیچ وقت به حرف بچههاشون گوشنمیدن
مگه زمانی که ما با حرفای اونا موافق باشیم
صبرکنید نه به این سرعت
،میخوام صحنهی سوم رو تا فردا بخونید و برای آزمون ده دقیقهای آماده باشید
سلیطۀ خبیث باز ضدحال زد
ـ سلام، خوشگله. چطوری؟ ـ سلام، عزیزم
ـ باشه ـ ناهار کجا بریم؟
،خب، راستش صبح خیلی گندی داشتم و زیاد گرسنهم نیست
تازه بعد از ناهار باید برم به خونههای جدید سربزنم
در مورد ران بل شنیدم میخوای در موردش حرف بزنیم؟
،نه اگه نمیخوای ناهارت کوفتت بشه من نمیخوام
ـ 17 شدم ـ 17 شدی؟ من 14 شدم
اون بچهها اینجا پرسه میزنن
بهتون گفته باشم، رفقا گوشتون با منه؟ یه چیز شیطانی اون پیرخرفت رو نفله کرد
کار بزکُش بوده، از من گفتن بود
باز این چرندیات بزکُش رو شروع نکن
چرند نیست. واقعاً وجود داره
ـ کی وجود داره؟ ـ بزکُش
،شبا از تپهها میاد پایین آدما رو میکُشه و اونا رو میخوره
!چه چندش
دختر، مواد زدی قسم میخورم
،یا اینه یا باید بری مختو به یکی نشونبدی
هر چقدر میخوایید بخندید، اما واقعیه و دیشب رفت سراغ ران بل
ـ دیشب رفت سراغ ران بل ـ گرسنمه، عزیزم. یه برگر برام بگیر
ـ واسه منم یه برگر میگیری؟ ـ برگر بز میخوای، خوشکلم؟
خب برنامه فردا شب چیه؟
یه عده از بچهها قراره برن مهمونی هالویین
مهمونی هالویین؟ من نمیرم از مهمونیای بلبشو خوشم نمیاد
ـ من هستم. میخوایبریم؟ ـ حتماً. چرا که نه؟
امتحان میان ترم دوشنبه چی؟ امتحان خانم بردی؟ یادتون رفت؟
خب که چی؟ میخوای بذاری اون زنیکۀ خبیث خوشیت رو خراب کنه؟ بیخیال
خب، حالا میبینیم
وای، عاشق اینم که چطور !خودتو به بعضی چیزا متعهد میدونی، پم
.عصر بخیر یه روز آفتابی اینجا در مرکز شهر آشتون
No comments yet. Be the first to leave one.