Chucky

Chucky

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Chucky S01E04 Just Let Go 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
Chucky S01E04 Just Let Go 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-FLUX
Chucky S01E04 Just Let Go 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Chucky S01E04 1080p WEB H264-GGEZ
Chucky S01E04 720p WEB H264-GGEZ
Chucky S01E04 720p HEVC x265-MeGusta
Chucky S01E04 WEBRip x264-ION10
Chucky S01E04 XviD-AFG
A Commentary by TAMAGOTCHi
🅱️2️⃣ Tamagotchi یـاشـار | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
x265
HEVC
2CH
XviD
Published on: 2021-11-03
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه در چــاکــی گذشت

!خودتو شکل باباش که فوت شده کرده بودی !عموی من

حدود 400تا لایک خورد

...کاش می‌تونستم .مثلاً ازت مراقب کنم یا همچین چیزی

حالِت ازش بهم می‌خوره، مگه نه؟ - !بله که حالم ازش بهم می‌خوره -

ولی... اگه من قاتل نباشم چی؟

،هرکس اگه اونقدری که لازمـه تحریک بشه .می‌تونه قاتل باشه

می‌خواستم... عذرخواهی کنم

مطمئنم تو هم می‌خوای بدونی که .چطور می‌تونی لطفم رو جبران کنی

!چاکی رو می‌خوام

چاکی - !چاکی؟ -

چیزی که می‌خواد رو بهش می‌دیم

!چاکی

چاکی رو میدی بهش؟

آره

...اینو بگم یه وقت خیال برت‌نداره که

!فکرکنی الان دوستی چیزی هستیم ها

!سلام. شرمنده !مامان‌و‌بابام کلی طولش دادن تا برن

.هی، بچه‌جون .می‌خوام برم خواهرت رو بکُشم

چاکی؟ چی شد که واسه اولین بار به قتل دست زدی؟

بذار ماجرای اولین قتلم رو برات تعریف کنم

کمکت کردم

اعتراف می‌کنم خوب دل‌و‌جرئتی داری، بچه‌جون

گردان 12، آتش به سمت دیگۀ ساختمون هم راه پیدا کرده

...ممکنـه وضعیت تغییر کنه، ولی .فعلاً مهارشدنی نیست

دریافت شد، گردان 12

یک گردانِ کمکی به همراه

واگن تجهیزات به‌زودی اعزام میشه

یک آمبولانس هم داره خودشو به محل می‌رسونه

...خیلی متأسفم که مجبورم این خبر رو بهتون بدم

!نه! نه

میشه یکی به ما بگه تا کِی باید اینجا باشه؟

ها؟ کسی می‌دونه؟

فقط دلم می‌خواد بدونم

پسرم تا کِی قراره بستری باشه

تنگی‌نفس داری؟ نه؟

نه، چیزیم نیست - خیلی‌خب -

فقط گلوم یه‌کم می‌سوزه

!جیک

!پس سالمی

کارِ چاکی بود

بابات رو هم اون کُشت؟

!یا خدا

!یعنی... دهنش سرویس

...واقعاً

!چطوری؟

نمی‌دونم

خب، تو از کِی ماجرا رو فهمیدی؟

از زمان مسابقۀ استعدادیابی

!یعنی اون داشت صحبت می‌کرد؟

!جدی‌جدی خودش حرف می‌زد؟

آره

!عجب دیوثیـه

حالا کجاست؟

خب، آخرین بار تو اتاقم وقتی دورتادورش آتیش بود و

سعی داشت منو بکُشه دیدمش

مرگش رو به چشم ندیدی؟

...نه، ولی نصف خونه خاکستر شدهـ

نخیر، این چیزها مهم نیست، باشه؟

باید پیداش کنم و از مرگش مطمئن شم

،چون اگه زنده باشه

بازم میاد سراغت

آخه چرا؟

جیک

واسه چی عروسکت میاد سراغ من؟

چون من بهش گفتم

اون نکبت رو دادی به خواهرم

می‌دونستی چه جوونوریـه، ولی با این وجود !بازم فرستادیش خونۀ ما

...نمی‌خواستم کهـ - خودت بهش گفتی بلا سر من بیاره -

جیک، بهش گفتی منو بکُشه؟

!ای خُل‌وضع

...لکسی، منـ - !پدرت رو درمیارم -

!کجا میری؟ - ولم کن -

!نباید به کسی بگی - حالا تو فقط ببین -

ببین، هرکس که از ماجرای چاکی باخبر شده

یا راهی تیمارستان شده یا بلای بدتری سرش اومده

!معمولاً هم همون بلای بدتر

هیچ‌کس حرفتو باور نمی‌کنه

فقط خودمونیم و خودمون

...می‌دونم که از دستم شاکی‌ای، ولی به‌هر‌حال زنده‌ای دیگهـ

!اولیور که دیگه زنده نیست - !چی؟ -

مُرده

تو آتیش‌سوزی مُرد

آتیش‌سوزی‌ای که اگه اون نکبت رو

نفرستاده بودی سراغ من، اصلاً اتفاقی نمی‌افتاد

شاید من زنده مونده باشم، ولی معنیش

این نیست که دستت به خون کسی .تو اون مهمونی آلوده نشده

!دور و بر من نپلک - لکسی -

شرمنده

حالِت چطوره؟ - !حس می‌کنم دودکشم -

خب، پس اینو بخور

من حالم خوبـه، مامان

می‌دونم

پسر خیلی خوش‌شانسی هستی

نباید بی‌خبر می‌رفتم خونۀ لکسی اینا

درستـه. نباید

دلم نمی‌خواد همیشۀ خدا نگرانت کنم

بعیده بتونی جلوی اینو بگیری

به‌هر‌حال مادرم

تا آخر عمرم قراره نگران باشم

به‌نظر ناجور میاد - واقعاً ناجور ـه -

ولی مزیت‌های خاص خودشو هم داره

با مامان‌و‌بابای اولیور صحبت کردی؟

دیگه کی تو مهمونی بود؟ - همون بچه‌های همیشگی -

جیک چی؟ - نه. نه، اون نیومده بود -

عروسکِ جیک چی؟

چاکی؟ - آره -

اون چه ربطی به این جریان داره؟

خب، تو خونۀ لکسی اینا ندیدیش؟

چرا، اتفاقاً اونجا بود. چطور مگه؟ - چجوری سر از اونجا درآورده بود؟ -

فکرکنم داده بودش به خواهرِ لکسی .یا یه همچین چیزی

!یعنی چرا همچین کاری کرده؟

چه می‌دونم. چون مهربونـه؟

مطمئنی خودش اونجا نبود؟ - !آره، مطمئنم -

یعنی می‌خوای بگی آتیش‌سوزی زیر سر جیک بوده؟

...آخه - مسئله آتیش‌سوزی نیست -

پس چیـه؟

عزیزم

اولیور تو آتیش‌سوزی جونش رو از دست نداده

یکی اونو به قتل رسونده

« ترجمه از یـاشـار جـمـاران » ::.:: TAMAG OTCHi ::.::

« چــاکــی »

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

می‌خوایم الان

میزان اشباع اکسیژن خونش رو بررسی کنیم

اگه امکانش هست فضا رو خالی کنید .تا کارمون رو انجام بدیم

باشه

تو چیزی خوردی؟ - نه -

خیلی‌خب. بیا بریم

ممنون - خواهش می‌کنم -

کارولین حالش خوب میشه؟

حالا دیگه سلامتی خواهر کوچولوت برات مهم شده؟

!خنده‌دار ـه

کجاش خنده‌دار ـه؟

اصلاً می‌فهمی چیکار کردی، الکساندرا؟

!می‌تونی درک کنی؟ - ...بهتون گفتم کهـ -

خواهرت افتاده آی‌سی‌یو، یه پسربچه جونش رو از دست داده

و خونه‌مون... که باید بگم

یه بنای تاریخی به‌حساب میاد و ...جزو اموال عمومیـه

!تقریباً نابود شده

فقط چون جناب‌عالی عشقت کشیده مهمونی راه بندازی و !خونه رو به آتیش بکشی

...نه، تقصیر من نبود. بابا - نه، لکسی -

حق با مادرتـه - نخیر، نیست -

.ببینید، اینا هیچ‌کدوم تقصیر من نیست ...جیک

جیک؟ !لکسی، جیک حتی تو مهمونی هم نبوده

به اندازۀ کافی اون طفلکی رو عذاب ندادی؟

...مامان

ببین، عزیزم

توپت رو پیدا کردم - سلام -

سلام

جونیور حالش چطوره؟

فکرکنم خوبـه

خودت چطوری؟ - آسیب دائمی که ندیدم -

فقط یه مدتی صدام مثل سیگاری‌ها .اینطوری سکسی و بَمـه

اوضاع گوشیم از خودم خراب‌تره

موقع فرار کردن از خونه، افتاد

دوربینش ترکیده

متأسفم

.هی، اشکال نداره .هنوزم قابل‌استفاده‌ست

نه، منظورم به‌خاطر آتیش‌سوزیـه... به‌خاطر اولیور

حتماً اتفاق خیلی ترسناکی بوده

آره، واقعاً

اولش یه‌کم حالم گرفته شد دیدم نیومدی مهمونی

ولی الان خوشحالم که بلایی سرت نیومده

راستی... میشه یه چیزی رو بهت بگم؟

آره، معلومـه که میشه

درستش اینـه به کسی نگم

هنوز هیچ‌کس خبر نداره، ولی نمی‌تونم تو دلم نگه‌ش دارم

و مطمئنم که بین خودمون هم می‌مونه

اولیور به ضرب چاقو کُشته شده

حالا یا موقع آتیش‌سوزی یا قبلش

یعنی یه نفر اونو کُشته

!جدی؟ - مامانم بهم گفت -

می‌دونن کار کی بوده؟

نه، ممکنـه کار کسی بوده باشه که

یواشکی اومده تو خونه، یا شایدم .کسی که تو مهمونی بوده

در هر صورت الان یه قاتل آزادانه داره

تو هکنساک ول می‌چرخه

نمی‌خوام بترسونمت

اوه، نه. نه. نترسوندیم

درضمن مامانم سراغ عروسکت رو هم می‌گرفت

!عروسکم چرا؟

پرسید تو مهمونی دیدمش یا نه

دادیش به خواهر لکسی، مگه نه؟

آره - نمی‌دونم چرا همچین سؤالی پرسید -

خلاصه تو برخورد با مامانم حواست رو جمع کن، خب؟

یه فکرهایی در مورد تو توی سرشـه

آخه مثل من تو رو خوب نمی‌شناسه

فعلاً

فعلاً

مدام تو فکرِ خونوادۀ هیدن هستم

می‌تونی تصور کنی چه حسیه آدم خارجِ شهر باشه و زنگ بزنن اون خبر رو بهش بدن؟

...می‌فهمم

واقعاً نگرش آدم رو نسبت به زندگی تغییر میده

!ای بابا

عزیزدلم، زندگی خیلی کوتاهـه

مسخره‌ست که آدم هی وانمود کنه

اوضاع روبه‌راهـه، در حالی که اینطور نیست

!لعنت بهت

چیـه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left