The first 200 lines.
چطوره که مهمونی رو شروع کنیم؟
واقعا تعویض فوق العاده ای بود
سادوچان
یعنی انقدر از مرگ پدرت در بیست سال پیش ناراحت بودی؟
کمکت میکنم که دوباره به پدرت بپیوندی
ساماچان؟
نظرت چیه؟دستم به اندازه کافی بزرگ هست؟
تو بازیگر اصلی این بازی بودی؟
من بودم که شماها رو گیر انداختم
!نه،نه
بابا..بابا
بابا بیدار شو...بابا
دوچان
...من فرصت کردم که
قبل از اینکه بمیرم یه بار دیگه اسم پسرم رو به زبون بیارم
!تمومش کن
!تو نمیمیری
!بلند شو
عوضی
قلبت هنوز تند میزنه
...قلب یه کلاهبردار
همیشه باید اروم بزنه
...بزرگترین کلاهبرداری
...در زندگی
...بردن
کامل قلب یه انسانه
...من میخوام
...تو یه زندگی
معمولی داشته باشی
یه زندگی شاد
پسرم
متاسفم
پدر..پدر
پدر
پدر
سادوچان
چیه؟اومدی انتقام بگیری؟
!شیطان
خوب حالا که چی؟
میخوای منُ بکشی؟
اولش من و بابات خوب باهم کنار میومدیم
...ما یه تیم
متشکل از یه کاراگاه جاه طلب ویه کلاهبردار بی نظیر بودیم
ما سرهمه ادما کلاه میذاشتیم
و هرچی که میخواستیم ازشون میگرفتیم
...اما
در یه موضوع اون سد راه من شد
خوب منم از شرش خلاص شدم
چرا؟
میخوای وارد جزئیات بشم؟
...تو هیچوقت
!بخشیده نمیشی...عوضی بی همه چیز
...من دست مصنوعی
پدرت رو بهت برمیگردونم
چرا؟
قلبت دیگه نمیتونه اروم بزنه؟
پدرت همیشه عادت داشت این حرفُ بزنه
"قلب یه کلاهبردار باید اروم بزنه"
نمیخوای منُ بکُشی؟
قلب داره از خشم منفجر میشه؟
میخوای انتقام پدرتو بگیری؟
سا...سادوچان
...تو...تو
اقای گوم
سادوچان...وایستا
هی،همه منطقه رو بگردین
سادوچان
این خبرو به رسانه ها بده
...بگو ویکتور و ساماچان
یه نقشه کلاهبرداری باهم ریخته بودن ولی نقششون لو رفت
اونا بهم حمله کردن و همدیگرو کشتن
...و یه کلاهبردار به نام سادوچان
دچار سوء تفاهم شد و اشتباهی به من حمله کرد
و بعد از سوقصد به جان من فرار کرد
بگو قصدش قتل بوده
مطمئن شو که حتما رویِ این قضیه تاکید بشه
بله چشم قربان
...دیروز دو جسد بی هویت در ویلایِ تابستانی
نزدیک بندر پیدا شد که به نظر این افراد متهمان پرونده کلاهبرداری هستن
...این دو نفر نقشه کلاهبرداری در پروژه
گاز طبیعی ترکمنستان رو باهم کشیده بودند
...بعد از یک نزاع شدید
به نظر میرسه همدیگر رو به قتل رساندند
چطور میتونستن این کارو باهم بکن؟
...یکی از افراد این گروه کلاهبرداری بدون هیچ ردی فرار کرده و
....دیشب به اقای گوم
رئیس گالری احساس حمله کرده
حال قربانی وخیم گزارش شده
مطمئنی که دوچان این کارو کرده؟
اون اثر انگشتش رو در صحنه جرم پیدا کردن
واقعا که مسخره ست
گوم ته وونگ چی شده؟حالش چطوره؟
شنیدم تو کمائه...کلی خون از دست داده و وضعیتش اصلا خوب نیست
باورم نمیشه
پلیس بخاطر این موضوع به دنبال اوست
...کلاهبردار سا
...سا همچنین متهم به جعل هویت دادستانی
که شبیه او بوده شده
و متهم به سوء استفاده از موقعیت اون فرد است
بنابراین جعل هویت مامور قانون هم به اتهامات اون اضافه میشه
پلیس در تلاش برای دستگیری این متهم است
!باورم نمیشه...عجب دل و جراتی داره
هویت یه دادستان رو جعل کرده؟
صبر کن ببینم
اون شبیه اون دادستانه ست
تو برنده شدی....من دیگه قرار نمیذارم
قرار که باید بذاری
فقط با اقای بک قرار نذار
با اون کلاهبردار؟
صبر کن ببینم وقتی گفت "کلاهبردار"؟
یعنی واقعیت رو گفت؟
اون واقعا شبیهه
...شما که فکر نمیکنید اون اومده باشه دفترمون
و سرماهم کلاه گذاشته باشه؟
بی خیال بابا امکان نداره
...حتما میخواسته چندتا دختر
با این جعل این عنوان بلند کنه
چطور یه کلاهبردار جرات میکنه بیاد دفتر ما
بقیه رو نمیدونم
اما نمیتونه سراین دوتا چشم کلاه بذاره
حق باتوئه
امکان نداره که یه کلاهبردار بتونه انقدر خوب قانون رو بلد باشه
بله
بله متوجه شدم
مطمئنم که اخبار رو دیدی
پرونده قتل بندر اینچون
بله خانم...مطلع شدم که نزدیک بوده از اقای گوم کلاهبرداری بشه
مشکل اینکه کسی که به اقای گوم حمله کرده،فراریه
و این عوضی هویت یه دادستان رو هم جعل کرده
این اقای بک جون سو نیست؟
اون ممکنه بک جون سوئی بوده باشه که تا حالا باهاش طرف بودیم
سادوچان
...بررسی کن که رئیس یانگ جی سونگ و اوه هارا
از کی گول این کلاهبردار رو خوردن
بررسی کن که اونها هم در این کار دست داشتن یانه
درموردش جست و جو کن
چشم خانم،ته وتوشُ در میارم
هارا
این معنیش اعلام جنگه
طاقت بیار
من و تو باید طاقت بیاریم و این جنگ رو ببریم
نه..تو کلا چیزی در این مورد نمیدونستی،فهمیدی؟
این قضیه که دیگه از کنترل خارج شده
نمیدونم این کار اصلا جواب میده یانه
اگه سادوچان کلاهبردار بوده باشه،یعنی اون خبر نداشته؟
امکان نداره
یه دادستان با یه کلاهبردار همدست نمیشه
درسته...اون به نظر مشکلی نداره
!خدای من...اون خیلی بی شرمه
هارا،تو واقعا چیزی در این مورد نمیدونستی؟
تو و اون کلاهبردار باهم یه نمایش راه ننداخته بودین؟
...هروقت که یه دادستان حقیر مثل تو
...یه پرونده جدید میگیره
کلی چیزی هست که تو درموردشون نمیدونی نه؟
...کسی که دادستان نیست میتونه
...یه کیفر خواست بنویسه و
قاچاقچی مواد دستگیر کنه
فکر میکنی این کار امکان داره؟
...تمام این مدت
من داشتم با اقای بک جون سو کار میکردم
...خیلی خوب،بیا فرض کنیم که داری راستشو میگی
...پس بگو ببینم
بک جون سوئه واقعی کجاست؟
میدونستی که یه کلاهبردار داره هویتت رو جعل میکنه؟
لطفا بهمون بگید که الان چه احساسی دارین؟
لطفا یه چیزی بگید
تورم دریچه قلبت خیلی جدیه
الان دیگه اصلا نباید از جات تکون بخوری
...چه با مورفین باشه و چه شوک
هرچی که میخواد باشه
فقط بذار یه بار دیگه تو میدون مبارزه کنم
چقدر میدونستی؟
اون به دفتر دادستانی هم نفوذ کرده بود؟
...من هیچوقت
دفتر دادستانی رو ترک نکردم
...اون مرد،سادوچان حتما میدونسته که شبیه منه
برای همین هویتم رو جعل کرده
حالا که متهم به قتله..من خودم میگیرمش
این کارو برای حفظ غرورم میکنم
میخوای چکار کنی؟
واقعا میخوای دستگیرش کنی؟
...برای جعل هویت تو و قتل
اگه دستگیر بشه،مدت زیادی میافته زندان
برای همین نباید اشتباهی بکنه
ما الان هممون در خطریم
جون سو،یعنی تو همچین موقعیتی هم باید انقدر سرد باشی؟
دوچان شاهد مرگ پدرش بود
گوم ته وونگ،پدرش رو جلویِ چشماش کشت
اما اون نتونست کاری بکنه
برای همین من اینجام
باید کاری که دوچان کرد رو درست کنم
اگه الان جلوشو نگیرم،دیگه از کنترل خارج میشه
میترسم که نکنه دوچان دوباره کار اشتباهی بکنه
ما باید جلوشو بگیریم ولی نمیتونیم پیداش کنیم
خطرناکه که تو این موقعیت اونُ تنها بذاریم
...برو و خوب مخفی شو
و تا وقتی که بهت نگفتم نیا بیرون باشه؟
شاید اینجوری به نظر نیاد ولی دست من خیلی بزرگه
یه دست بزرگ؟- روش شرط میبندی؟-
با این دست بزرگ من میتونم گریزلی رو بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.