The first 200 lines.
.دوستاتو بهمون معرفی کن
.این ژوئه
.ژوکلس
.بهش لیتل جیئم میگیم
."ملقب به "خلوچل
.در خدمت شما
.اوه، ژیل
.به ژیل پیازه هم معروفه
."ملقب به "ژیو-ژیتس
."برونیهو، "شیطان کوچک
.لقبش باید سانسور بشه
.بیخیال
.پخش نمیشه - .ولش کنین -
.خدایا
.اینا دوستای منن
!این مرد عاشق دوربینه
.اون بزرگترین فوتبالیست نسل خودشه
.اون دائماً درحال تغییر کردنه
،نه تنها به عنوان یه شخص
.بلکه به عنوان یه ورزشکار هم همینطوره
.ما اینجاییم تا ازش حمایت کنیم .ما میخوایم پشتیبانش باشیم
.هر دقیقه، هر ساعت. من نمیتونم بیخیالش شم
،اگه بیخیالش شم
.اون مطمئناً یهجوری یه فساد کشیده میشه
.یکی بازیچهاش میکنه
.اون خیلی سادهلوحه
،این میتونه به عنوان یه ورزشکار .براش عواقب بدی داشته باشه
.و همهی تلاشهای مارو به باد بده
مثلاً چه اتفاقی ممکنه
همهی تلاشامونو به باد بده؟
براتون یه مثال میزنم. نیمار، خب؟
.فقط نیمار میتونه خرابش کنه
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Atefeh Badavi & Sina_z & Yas
،لعنتی، مثلاً بارسلونا
اولش باورم نمیشد .که واقعاً داره اتفاق میوفته
.خیلی فرق میکنه
.نیمار هنوز بچه بود
.هیچ تجربهای خارج از کشور نداشت .منم نداشتم
.کمکم یاد گرفتیم
!کسی که تازه وارد تیم شده، نیمار
من فقط اونا رو تو .بازیهای ویدیویی دیده بودم
."باخودم گفتم، "وای، من تو یه پلیاستیشنم
باورم نمیشه که اینجام .و دارم با این بچهها بازی میکنم
.یاد گرفتن سبک بارسا کار سختیه
،خیلی متفاوته، فوتبال .تاکتیکهاشون، همهچیزش
،بازیکنا شگفتانگیزن
.که این خیلی منو ترسوند
،باید صبور باشی
،آروم بمونی
.و آروم آروم پیشرفت کنی
شک ندارم که بهزودی میتونیم .بهترین نسخه از نیمارو ببینیم
.من تا به امروز بازی بیلبائو رو یادمه
.داشتم اونجا توی رختکن گریه میکردم
.دیدم اون سریع رفت داخل
.داشت پایینو نگاه میکرد
،بعدش دیدم داره گریه میکنه .که خیلی باعث تعجبم شد
،مسی اومد سمتم
.و ازم پرسید که چرا دارم گریه میکنم
با زبونِ اسپانیاییِ دست و پا شکستهام .براش توضیح دادم
.گفتم، "من نمیتونم بازی کنم ".نمیتونم خودم باشم
،سعی کردم دلداریش بدم آرومش کنم، که بتونه ازش بگذره
.و فقط به فوتبال بازی کردن فکر کنه
،بهخاطر چیزایی که مردم دربارهاش میگفتن
،بهخاطر انتظاراتی که ازش داشتن
بهخاطر همه کارایی که تو سانتوس .انجام داده بود، خیلی براش سخت بود
این بار روی شونههاش سنگینی .میکرد و باعث میشد بهش فشار بیاد
.نگران نباش. من اینجام تا بهت کمک کنم"
.آه..."ادامه بده" بهم امید میداد
بهنظرم همون حمایتی بود .که اون موقع بهش نیاز داشتم
.اونموقع بود که اتفاق افتاد
.احساس سبکی خیلی بیشتری میکردم
!نیمار !آمار گلهاش همینجوری داره بالاتر میره
.نیمار داره خودشو ثابت میکنه !نگاه کنین! الان میگیرتش
آهان! به این میگن !معرفی کردن درست خودت به طرفدارا
انگار این دو بازیکن .از بازی هم درک متقابلی داشتن
.برای نیمار ایستاده دست میزدن
،این بازی توی نیوکمپ
.تا حالا بهترین بازیش توی بارسلونا بوده
.من آموزشی بهش ندادم
،اون همونطوری که انتظارش میرفت .شروع به رشد و پیشرفت کرد
اون با افزایش تجربهاش، بیشتر شدن سنش .و تعداد بازیهاش، درحال رشد بود
،اون داره جای پای رونالدو
.رونالدینیو، ریوالدو، روماریو و... میذاره
!و داره این کارو با صدای بلندی انجام میده
بهم بگو، به مدل موی جامجهانیت فکر کردی؟
.نه، میخوام موهامو کوتاه کنم
،مطمئن نیستم چطوری میشه .ولی میخوام موهامو رنگ کنم
.بلوند میکنم
.به لباسم میاد
،آخرین جامجهانیِ برزیل
.سال 1950 بود
،بازی کردن تو جامجهانی مثل یه رویاست
.مخصوصاً وقتی کشور خودت باشه
«جامجهانی، 2014»
«برزیل»
.یه جامجهانی توی برزیل
،جامجهانی توی سرزمین فوتبال
جایی که اینقدر برای فوتبال شور و اشتیاق .داریم و برنده شدن یه وظیفهی فرهنگیه
.فشار زیادی وجود داره
،ما
کشوری بودیم که ،برای تقریباً بیشتر از پنج دهه
.بهترین فوتبالِ دنیا رو داشتیم
!کارلوس آلبرتو
!ریوالدو پاس میده به رونالدو
به نظر میرسید که نیمار میتونه موقعیت مارو .به عنوان قدرت فوتبال دنیا حفظ کنه
،بار بزرگی رو شونههاش سنگینی میکرد
،چون اونموقع هنوز خیلی جوون بود
.من دنبال نیمار میگردم .من عاشقشم
این نماد خوششانسیمه، خب؟ .عکس نیمار اینجاس، ببین
.نمایندهی کشورت بودن بهترین حس دنیاست
.اما کار سختیه. پیچیدهـست
،این علاقهی بیش از اندازهی ملی
.نمادی قوی از مشکلات برزیله
معترضان در سراسر کشور به ،هزینههای بالای آمادهسازی جامجهانی
.که عمدتاً توسط مالیاتها پرداخت میشه، اعتراض دارن
فیفا داره ناعادلانه
.10میلیارد پول میگیره
.فیفا داره بدون پرداخت حتی یه قرون مالیات، از زیرکار در میره
.این توهین به مردم برزیله
.البته که همه از اعتراض حمایت میکنیم
.ما برزیلِ بهتری میخوایم
.برای همین داریم بازی میکنیم
.برای خوشحال کردن مردم
.لحظهای که انتظارشو میکشیدیم فرا رسیده
نیمار برای عوض کردن بازی آمادهست؟
،من همیشه گفته بودم که
.رویای من قهرمانی تو جامجهانیه
...شانس کمی واسه گل زدن وجود داره
.و اون معمولاً از دستش نمیده
فکر میکنم وقتی که اینجا برای برزیل بازی میکنه اعتماد به نفس بیشتری
نسبت به وقتی که برای .بارسلونا بازی میکنه، داره
.عملکردش عالی بوده
اون نیماره. توی مسیرش تا به اینجا ،فراز و نشیبهای زیادی داشته
.ولی در پایان، ضربهاش بدون فراز و نشیب و عالی بود
.مصدوم شدم
.به پاهام شوک وارد شد
.نمیتونستم برگردم
.بعدش شروع کردم به گریه کردن
.اون برام خیلی بیشتر از فوتبال بود
نگرانیِ اصلی من تو اون لحظه
،فقط این بود که رفیقم داره چی میکشه
.که درد داره
.نمیدونستیم چه اتفاقی قراره براش بیوفته
گفتم: "میخوام بغلش کنم ".و باهمدیگه گریه کنیم
.از خدا طلب بخشش کردم .کار دیگهای از دستم برنمیومد
،گفتم: پسرم منو ببخش .هیچ کمکی نمیتونم بهت بکنم
«بیمارستان سائوکارلوس»
اون قدرت اینو پیدا کرد که ،بهمون نشون بده حالش خوبه
.اما مادرا بچههاشونو میشناسن
.دکتر اومد ببینتم
".برات چندتا خبر دارم"
".خوب و بد"
"اول کدومو بگم؟" "اول خبر بد"
اون گفت، " خبر بد اینه که ".جامجهانی رو از دست دادی
"پرسیدم، " پس خبر خوب چیه؟
،که اگه دو سانتیمتر اونورتر بود ".دیگه هرگز نمیتونستی راه بری
با توجه به نتایج آزمایشها
مهرهی سوم ستون فقرات مهاجم برزیلی
.دچار شکستگی شده است
.اولین مصدومیت جدیم بود
...پیش خودت فکر میکنی که دیگه نمیتونی
یعنی میتونم یه روزی" "به جایگاهی که داشتم برگردم؟
به مسابقهی نیمهنهایی .جامجهانی 2014 خوش آمدید
.برزیل در مقابل آلمان
،ما نه تنها برای کشورمون بازی میکنیم
بلکه تک تکمون این مسابقه .رو بخاطر نیمار بازی میکنیم
.به خاطر تمام کارهایی که برامون کرده
!آلمان گل میزنه
!همون چیزی که برزیل ازش میترسید
!برزیل واقعاً تو دردسر افتاده
!بدجوری هم تو دردسر افتادن
!و حالا یه گل دیگه هم میزنن .سهـ هیچ
.روز فاجعهباری برای فوتبال برزیله
.هیچ جوره نمیشه توضیحش داد .من ناراحتم
.برزیل با این شکست خونگی داره از هم میپاشه
.اون بازی باورکردنی نبود
"خدای من، چه اتفاقی داره میفته؟"
".حتماً دارم کابوس میبینم"
،وقتی بازی تموم شد .گریهـم بند نمیومد
.ما امروز بازی رو به طرز وحشتناک و ناراحت کنندهای باختیم
.شرمآور بود
.خیلی زشت بود
.من فقط میخواستم دل همه رو شاد کنم
.مردم برزیل خیلی سختی کشیدن
.از همه عذرخواهی میکنم
.متأسفیم مردم برزیل
چیزی که تو پشت سر گذاشتن ،همهی این ماجراها کمکم کرد
،و باعث شد بتونم دوباره سرپا بشم
،کمکم کرد که ذهنمو از همه چی خالی کنم .خانواده و دوستام بودن
.اونا کنارم بودن و کمک میکردن حموم کنم .دستم مینداختن، و به باسنم دست میزدن
....گو همش میزد در
!لعنتی
هیچ کاری از دستم برنمیومد .به جز این که از دستش حرص بخورم
.دیگه شورشو درآورده بودی
میدونین وقتی یه چیزایی از گذشتهها یادت میاد چه حسی داره؟
،وقتی جونیور چهارماهش بود .تصادف کردیم
.پدرش فوتبالیست بود
،ما تصادف کردیم و پدرش بستری شد
.شش ماه به دستگاه وصلش کرده بودن
No comments yet. Be the first to leave one.