The first 200 lines.
.حالا اینه
کسی تا حالا تو تاریخ کریپتون
.نتونسته در برابر تغییر وضعیت مقاومت کنه
برگشتی توی ذهنم؟
...خیلی از من کم داخل تو باقی مونده ولی به اندازه کافی هست
کی انقدر خوب شدی؟
برای نجاتت. ازت میخوام کدکس رو پیدا کنی
.و بعد برام بیاریش. میدونی شرایط منن
تسلیم شدن بصورت کامل. همین؟
پیشنهادت اینه؟
ژنرال زاد
1ساعت وقت داری تا شروع کنی نیروهات رو از وگتور بیرون بکشی
اگه نکنی لایتا میمیره
.اگه اینکارو بکنی تنها انحامش میدی
میترسیدم این حرف رو بزنی. چیکار میکنی؟
هر چی که لازم باشه. کلی بدن گرم
پشت این دیوار هستش
زاد گفته بود داره عقب نشینی میکنه
ولی بجاش نیروهاش رو فرستاده زیرزمین
.منتظره لحظه ای که لایتا رو برگردوندیم بهمون حمله کنه
.بهمون خیانت کردی... نه
.و برای این باید مجازات بشی
.جکس اینکارو نکن
مترجم peepers
.ببخشید ژنرال ولی اخبار مهمی دارم
دیده بان های بیرون شهر جای دومزدی رو پیدا کردن
داره میره به سمت یه غار یخی
تو جنوب کندور
کنترل سیستم پخش عمومی
رو گرفتیم؟
.قربان فکرکنم هنوز شورشی ها در کنترل هستن
یعنی میخوای بگی مردم هنوز دارن
باز پخش اعدام مادرم رو میبینن؟
.نمیدونم قربان. ممکنه قربان
.واقعا نمیدونم
.شاید باید بفهمی
میدونم کاری که کردم غیرمنتظره بود
.ولی باور کن به نفع همه بود
.الان ما دست بالا رو داریم
ژنرال زاد باید
همه واحد های ساجیتاری رو به معدن ها ببره
.پس الان هیچ منبعی در اختیارشون نیست
بدون امید به تجدید قوا
.حالا میتونیم این رو همیشگیش کنیم
وقتی کنترل آسانسور فضایی رو بگیریم
آرامه یه تیم حمله سرهم کن
که همه ساجیتاری ها رو تو معدن جمع کنه
بعد باید روی پایه نظارت کنیم
ببینیم ساجیتاری ای اونجا هست
بس کن
میفهمی چیکار کردی؟
.کاری که مجبور بودم رو کردم
.بهم چاره ای نداد
.داشتیم واسه پایان جنگ مذاکره میکردیم
.دیگه شانسی برای صلح نداریم
زاد به قولش عمل نکرد
.و ساجیتاری ها رو اونطور که موافقت کردیم نبرد
.این مذاکره نبوده
این یه تله زاد بود
که بخاطر تصمیمم ازش فرار کردیم
ولی اون وحشی گری
.خلاف هر چیزیه که براش مبارزه میکنیم
و پخش زنده داشتی
.به همه کریپتون
بخاطر کاری که کردم
مردم نه تنها دو رویی
.بلکه ضعفش هم دیدن
یکی رو دیدن که نمیتونه و نمیخواد
مادر خودشو نجات بده
.درصورتی که تو ما قطعیت دیدند
همم؟
.یه تعهد خیلی شدید به علتمون
.چون این جنگه
میخوای ببری یا نه؟
البته ولی این راهش نیست
...حتی اگه مشکلات اخلاقی رو کنار بذارم
.یه اشتباه اساسی کردی
.ما تروریست نیستیم. ما جنگجوهای آزادی هستیم
مردم به تخمشون هم نیست ما اسممون چیه
و هر فکری الان میکنن
.وقتی ببریم ازمون تشکر میکنن
.بدون مردم نمیتونیم ببریم
بهشون نیاز داریم
برای پناهگاه، منابع، موضوع مالی
.اطلاعات و سرباز بهشون نیاز داریم
باید بهشون تغییر وضع اجتماعی رو پیشنهاد بدیم
آزاد از سرکوب شدن، امیدوار
.امید. آره درسته
آره. چیزی که بهشون نشون دادی
این بود که یه زورگوئه دیگه که به همین اندازه فاسده
دنبال اینه که جاگزینش بشه
.و یه نفر که دیگه تمایل به حمایتش ندارم
...پس اگه این شورش توئه
دیگه نمیخوام قسمتی ازش باشم
همتون اینجایید چون انتخاب کردید مقابل
همچین چیزی بایستید
درسته
یه انتخاب دیگه دارید
.من با ول هستم
من با ول هستم
آره؟
.کاری که خواستی رو انجام دادم
کدکس؟ تو راه به کندوره
با من
شنیدی؟
.اومدم پسرم رو پس بگیرم
.کدکس بجای کور معامله این بود
.بود ولی شرایط تغییر کرده
پسرم رو پس بده یا کدکس رو نابود میکنم
.همین الان
همه نژادمون رو به
نابودی محکوم میکنی؟
هرکاری لازم باشه
.برای محافظت از خانوادم میکنم
.برام بیاریش معامله رو انجام میدیم
قول میدم. قول؟
...ببخشید اگه
الان استراحت کن
به سیگنال ساجیتاری ها گوش میکنم
تا بهترین راه بیرون رفتن از کندور رو بفهمم
و بعد چی؟
پیشنهاد میدم برگردی به مقر
.از اونجا ببینیم چیکار کنیم
تو چی؟
با ما میای؟
یه مدت اون بالا بودی درسته؟
تو وگتور؟
.بهم بگو چطور همچین اتفاقی میوفته
چرا از پدر بزرگت نمیپرسی؟
پدر بزرگم تمام سعیشو رو میکرد
که جلوی این رو بگیره
به اندازه کافی خوب نبود نه؟
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که لایتا نمیخواد
.ما سه تا در این باره بحث بکنیم
.اشتباه میکنی
.هیچکدوممون نمیدونیم لایتا چی میخواد
چون زاد تغییرش داد
کسی که بود رو عوض کرد
.باور هاش رو
.خاطراتش رو
.همه چیز. درست نیست
.این کارو باهاش نمیکنه. دیدمش
من رو ببین
.دیدمش اونجا بود
مرکز تغییر وضعیت رو دیدم
.دیدم دقیقا باهاش چیکار کردن
و میدونم دقیقا کی اتفاق افتاد
فقط اون موقع نفهمیدم
.باید میدونستم.نامیدش کردم
دو.
.با ما صحبت کن
چی دیدی؟
وقتی رفته بودی؟
همه فکرکردن تو مردی
.چیزیه که ژنرال زاد به همه گفت
لایتا داغون بود البته
.و من براش اونجا بودم
که ازش حمایت کنم
.ولی با زمان بهم نزدیک تر شدیم
از قبل هم نزدیک تر
ولی بعد لایتا عوض شد
فکرکردم بخاطر زاد باشه
داشت از نظر سیاسی قوی تر میشد
.و روز به روز قوی تر میشد
اولین لحظه که فهمیدم لایتا عاشقته
.رو یادمه
.فکرکردم میگذره
چه امیدی برای یه بدون رنک بی شرم هست
و دختر پرایموس؟
.ولی همینطور موند
.نه تا وقتی که رفتی. دو
پس وقتی همین احساس رو نسبت
به درو زاد دیدم
.بیخیالش شدم
.باید میدونستم
...باید یه کاری میکردم.بجاش من
.بجاش بیخیالش شدم
.حتی قبل از مردنش براش عزا گرفتم
.چقدر غم برای یه زندگی
خیلی نسبت به یه موجود تنها
احساسات نشون میدی
با توجه به اینکه مرگ اجتناب ناپذیره
برای تمام گونه ی شما
منطقی فکرکردنت رو بخطر انداخته
بخاطر این افراط
نمیخوای این حس رو داشته باشی
نه
باید یاد بگیری جلوی خودت رو بگیری
از این احساسات... بس کن
انقدر خودت رو مقصر ندون
مرگ لایتا تغییر وضعیتش
هیچ کدوم تقصیر تو نیست
باید ادامه بدیم
به جلو بریم
دو. چیه؟
دارم یه چیزایی میشنوم نیسا وکس
از وگتور داره میاد بزودی میرسه
ژنرال زاد یه گروه ساجیتاری به
پایه فرستاد
که یه پکیج مهم ازش بگیرن
No comments yet. Be the first to leave one.