The first 200 lines.
هنوز هم میتونی بکشی کنار
نه
نمیتونم
هر شغلی تو دنیا راه و رسم خاص خودش رو داره
مطمئنی این چیزیه که میخوای سم؟
دل با محبت و دست آلوده به خون
اصلا ترکیب خوبی نیست
خوبین رفقا؟ امشب تعطیلیم. کسی رو راه نمیدیم
چی؟ - امشب نمیشه -
کریسمسه آخه - ...گفتم که تعطیل -
بیاین
...وایسین! کجا دارین
برگهام. دیدین چه کردم؟
آره بابا - خیلی خفن بود -
میشه دست بجنبونین؟
قرار شد هوای همدیگه رو داشته باشیم دیگه، درسته؟
نگران نباش. قبل از اینکه دستمزدمون رو بدی نمیکشیمت. مغز خر نخوردیم که
ده ثانیه
خیلیخب خانمها، آماده باشید که وقت بوم بومه
لعنتی! چی بود؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
چند تا از این لاشیها این توئن؟ - خیال میکردم حول و حوش ده نفر باشن -
نه، بیشتر از ده نفرن
چه کسشرها؟
گندش بزنن
هی. هیچی از یه آدمکش پیر غمانگیزتر نیست
اما عمرا نمیذارم امشب بمیری عوضی
بیا بریم
هی، هی
میرم هکتور رو پیدا کنم
پوف
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
...برگشتی
آره
که من رو بکشی؟
اوضاع با زمانی که رفتی فرق کرده
شهر در آستانه فروپاشیه
دنبال دختره میگردم
خیلیها دنبالشن
خیلیها هم دارن میمیرن
دیگه کی دنبالشه؟
اصلا نمیدونی با چی طرفی، نه؟
یه حسی بهم میگه اگه میخواستی من رو بکشی تا الان کار رو تموم کرده بودی
نباید برمیگشتی
«کبوترهای سیاه»
.سلام. با استیون یاریک تماس گرفتید لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خودتون رو بذارید
دوباره منم استیون. میشه لطفا به محض اینکه تونستی باهام تماس بگیری؟
راستی میخواستم ازت بپرسم
خبری از تمهیدات امنیتی برای خونه نشد؟
چرا
بسپارش به من. دارن ترتیبش رو میدن - باشه -
خیلیخب. تو خونه میبینمت
شب بخیر جان - قربان -
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
به زودی میان خدمتتون
متشکرم
جناب نخست وزیر
والاس، ایشون جیم پریمن هستن از سازمان اطلاعات
میخواستن تو این جلسه حضور داشته باشن - جناب وزیر دفاع. خوب هستید؟ -
چینیها فکر میکنن سیا سفیرشون رو کشته
و مقامات ارشد پلیس متروپولیتن روش سرپوش گذاشتن
با کیها صحبت کردین؟
...دو نفر توی آشپزخونه در جشن کریسمس وزارت کار و بازنشستگی
گفتن فرستاده رسمی چین و بازپرسهایی از پکن هستن
با یاریک صحبت کردی؟ - نه. تلفنش رو جواب نمیده -
که اینطور
میچ پورتر تشریف آوردن - باشه. بفرستش تو -
با رئیس دفتر محلی سیا تماس گرفتم
مطمئنا میتونه وضعیت رو برامون روشن کنه
آقایون - لطف کردی اومدی میچ -
چه کمکی از دستم ساختهست جناب نخست وزیر؟
والاس امشب با دوستان مشترکمون، چینیها صحبت میکرده
که شایعاتی بیاساس درمورد سازمان شما به گوشش رسیده
ما هم اینجا نشسته بودیم و همینطور که داشتیم گپ میزدیم برامون سوال شد
که امکان داره شما دستور قتل سفیر چین رو صادر کرده باشین؟
واقعا دارین میپرسین؟
بله
فکر میکنم این مسئله رو باید با رئیسجمهور مطرح کنید
قطعا با ایشون هم در این باره گفتگو خواهم کرد اما میچ قبل از اون
دارم از تو میپرسم
قربان، با احترام باید بگم اگر جای شما بودم ابتدا اعتبار منبع خبریم رو بررسی میکردم
که در این مورد خاص فکر میکنم دولت چین بوده باشه، درسته؟
درمورد کول اتوود چه اطلاعاتی میتونی بهمون بدی؟
نمیشناسمشون - دست بردار -
دوست پسر آمریکایی دختر سفیر چنه
و آخرین بار در حال فرار از صحنه قتل
و در راه پناه آوردن به سفارتتون دیده شده
از اون روز به بعد هم اونجا رو ترک نکرده
میچ، کول اتوود مامور سیاست؟
درمورد ماموران سیا ازم اطلاعات میخواید؟
میخواین در رو باز کنم که مطمئن شیم همه بتونن بشنون؟
منظورت چیه؟
که توی این دولت اطلاعات به راحتی درز پیدا میکنه آقای نخست وزیر
و همه هم این رو میدونن
.اسرار اینجا پنهان نمیمونن همیشه به نحوی برملا میشن
بله؟
بله
پریمن هستم
خدای من - باورم نمیشه. خدایا. متوجه شدم -
خیلیخب - برگرد -
پنج دقیقه بهم فرصت بدین
بهشون اطلاع میدم - خدای من -
ظاهرا امشب جسدی رو در سطل زبالهای نزدیک خونه کمیسر یاریک پیدا کردن
همین الان هویتش رو تایید کردن
متاسفم
استیون... استیون مُرده؟
ظاهرا شکنجه شده بودن
خدای من
فکر میکنم الان زمان مناسبی باشه که با جناب رئیس جمهور تماس بگیرید
شما؟
یه منشی
نمایندهی نهادی بزرگتر
تو کی هستی، هلن وب؟
نیازی نبود اون بلا رو سر استیون بیاری
بلایی که سر کمیسر یاریک اومد کاملا تقصیر تو بود
هرگونه اعمال خشونتی در آینده
ناشی از دخالتت در امور ما خواهد بود
خانوادهم در امانن؟
جون خانوادهم در امنه؟
واقعا فکر میکنی استیون توی این ماجراها دست داشته؟
چه ماجرایی؟
قتلی که در واقع قتل نبوده که توسط جاسوسی که ادعا میکنه جاسوس نیست صورت گرفته؟
چشمت به جایگاه منه، مگه نه والاس؟
فکر میکنم یه روز بهش میرسی
و وقتی به صندلیم تکیه زدی
متوجه میشی دنیا اونطوری که خیال میکردی اداره نمیشه
روالش به اون صورتی که فکر میکردی نیست
و خیلی زود
متوجه میشی
که تقریبا همه چیز
با باورهای اولیهت متفاوته
یه توصیهای بهت میکنم که البته میدونم نادیدهش میگیری
برو سراغ یه کار دیگه
اوه. اینجایی
نیومن رو پیدا نکردی؟
نه
اون دختره بود که دنبالش میگشتیم
بیست و خردهای سالشه، چینیه و احتمال داره چیزخور شده روی مبلی جایی انداخته باشنش؟
آره - اینجاست -
چی؟
.خیلی خوشاندامه میتونستی این هم بهمون بگی ها
همون دخترهست که من و کنت دنبالش میگشتیم
یه شماره داده بودن که اگه پیداش کردیم باهاش تماس بگیریم
.حالا میگفتی چیزی ازت کم نمیشد ها ناسلامتی شریکم سر پیدا کردن همین دختره کشته شد
تو کُشتیش، پس خوب میشد یه ندایی بهم بدی
باید یه جایی برای نگهداریش پیدا کنم - ما میتونیم مراقبش باشیم -
شبیه... شبیه یه عروسک ناز کوچولوئه
عین یه باربی مفنگی
آخه ما میتونیم از باربی مفنگی مراقبت کنیم؟
نمیتونم با خودم ببرمش هتل - من نیستم -
درمورد کنت متاسفم
حالا که فکر میکنم شاید بهتر بود به جایی غیر از سرش شلیک میکردم
پایی چیزیش مثلا
بخش جداییناپذیر کارمونه دیگه
حقیقت اینه که دیر یا زود یکیمون کشته میشد
سرنوشت ماها هم همینه، مگه نه؟
هیچکدوم از ماهایی که تو این ماشین نشستیم قرار نیست زیاد عمر کنیم
من سومین شریکش بودم. دو نفر قبلی کشته شده بودن، این سری هم که خودش نفله شد
برای همین بهش میگفتم افسارت رو نده دست احساساتت تا بیشتر زنده بمونی
وگرنه سرت رو به باد میدی
یا میشه شبیه تو
منظورت از شبیه من چیه؟
یکی که زیر سنگینی بار ارواح گذشتهش کمرش خم شده
ازش مراقبت میکنیم ولی باید بابتش پول بیشتری بهمون بدی
لـله بچه که نیستیم
...فقط
والاس؟
...چی
.چی شده؟ بیا اینجا ببینم بیا
چیزی نیست
حتی نمیتونم تصورش رو هم بکنم که چی کشیده
قاتلش رو پیدا میکنم
و مجبورش میکنم تاوان کارش رو پس بده
من... اونی نیستم که فکر میکنی
و میخوام هویت واقعیم رو بدونی چون دوستت دارم
و میخوام تو هم دوستم داشته باشی
دوستت دارم
نه، نداری
تو هلن وب رو دوست داری که وجود خارجی نداره
هرگز نداشته
خدای من
چه خونه دوستداشتنیای - اینجا چه غلظی میکنی؟ -
انتظار نداشتم این موقع صبح بیدار باشی
آخه سحرخیز نبودی
...یه بچه چهارساله دارم پس
گمونم چارهای جز سحرخیز شدن ندارم
اسمش چیه؟
روبی - روبی -
چرا اومدی اینجا؟ من که هرکاری ازم خواستی انجام دادم
به هیچکس چیزی نگفتم - میدونم -
پس برای چی اومدی؟
آهنرباها
و ارواح
...چیزه
...میدونم که
میدونم درست نیست که یهویی سروکلهم اینجا پیدا شه... ببخشید
شده هیچوقت یاد من بیفتی؟
چون فکر میکردم بعد از یه مدت دیگه من رو از یاد ببری
روالش همینطوریه دیگه، مگه نه؟
...میدونی
No comments yet. Be the first to leave one.