The first 200 lines.
چه خبره ؟ - احتمال شیوع آنفلوآنزا -
تا حالا
هیچ واکسنی وجود نداره ویروس تا 100 درصد کشنده میباشد
دکتر لومرز از واشنگتن تماس گرفتن نیرو های امنیت ملی در راه هستن
کاپیتان اسکات - کارناهان، درسته ؟ -
توی شرایط خیلی سختی هستیم
دوسش داری
اون خیلی خوبه ، لکس
یجورایی حس میکنم باید درست در کنار اون باشم
فکر میکنم بهمون دروغ گفتن من دو تا جسد دیده بودم
هر دو قبل از بیمار اولیه مرده بودن
از همون لحظه ی اول تو میدونستی دارن به ما دروغ میگن
اگه ثابت کنیم حق با تو بوده چی ؟
فقط باید اون نوار رو از دوربین های امنیتی پیدا کنیم
خراب شده
اینو بده به جانا. اون کسیه که میتونم بهش اطمینان کنم
بفرما
بازیابی شده ، رمز گشایی شده همه ی ویدئو ها برگشتن
این مکان اونجور که فکر میکنن مثل قلعه آهنین نیست
لکس ، کمک
لطفا - جانا -
! ایست
مهمونی تموم شد
باید به راهی به بیرون قرنطینه پیدا کنیم
هر چه زودتر، بهتر
توماس ، نه
نگران نباش. من مریض نمیشم
_
ما تا الان مراقبت های 48 ساعته رو گذروندیم
بیمار توماس گراهام هیچ علایمی از بیماری نداشته
من بزاق و خلط چند نمونه از موش هارو
با سرم خون نمونه اغشته
...و خونشون رو ازمایش کردم
اه ! گندش بزنن
منو گاز گرفت
بزار ببینم
اون موش کنترل شده بود یا بیمار ؟
شاید از دستکش عبور نکرده باشه - من بیمار شدم ، دکتر-
..لری
لری ، به من نگاه کن
دستکش ها تو چک کن
اوه ، نه
نه ، نه، نه - ...لری -
!نه - دقت کن -
دستکش بعدی
دکتر ،خواهش میکنم کمکم کن
هشت داری؟
ازین طرف ، اقا
همینجا
آقا ... همین جا
تا چند ساعت دیگه شمارو چک میکنم
دو داری؟
فقط سعی کن قوانین زیر پا نزاری
میتونی؟
فکر میکنی این حق رو داری که قرنطینه رو نقص کنی؟
حتی نمیدونم اون زنده هست یا نه
میتونی بعدا منو تنبیه کنی اما خواهش میکنم بزار بفهمم
متاسفم پسر، اما دیگه مسئولیتی نداری
این وظیفه ی توعه- شنیدم که جانا جیغ کشید-
بهش حمله شد . شاید کشته شده
اصلا برام مهم نیست برای رسیدن به اون باید از کیا بگذرم
باید مهم باشه همون ادم ها الان میتونن بهت کمک کنن
به هیچ کدوم ازون آدم ها اعتماد ندارم
اما تو ؟
فکر میکردم لااقل تو پشتم هستی
من پشتت بودم
یه روزی ضمانتت کردم
گفتم اصلا شبیه به پدرت نمیشی
تا اطلاع بعدی تعلیق میشی
بهت که گفتم ، دو روز گذشته
و اون بچه حالش کاملا خوبه
تو دانش آموز مورد علاقه من هستی ،ویکتور
و میدونی که همیشه خوش بینی تورو تحسین میکنم
هر شش ساعت میزان ویروس بدنشو چک میکنم
و... هیچی
میدونم اونجا برات سخته
...اما باید باور کنی که
اگه توماس مقاومت کرده
پس راهی برای رسیدن به واکسن هست
حتی اگه بتونی یه واکسن تولید کنی
ممکنه 12 ماه طول بکشه درسته ؟
پس ؟
هنوز امیدی هست
بیشتر از امیدی که قبلا داشتیم
قرنطینه اونقدر طول میکشه ؟
باید به خواهر "راک ویل" زنگ بزنی
خط تلفن فقط برای تماس های اداریه
اون نگرانته - باشه ، بهش بگو من خوبم -
وقتی راهی برای اتمام این شرایط پیدا کردم بهش زنگ میزنم
سلام - سلام -
خب ؟
میبینم که اومدی - آره-
رمز عبور به معنای واقعی رمز عبور بود
افرین
خودمو گول میزدم که زودتر از تو کارآگاه میشم
برو خودتو گول بزن
فکر کنم بلاخره ویدئو ی درست رو پیدا کردم
بسیار خب ، اینجا چی داریم ؟
خب ، پس همه چی از اینجا شروع شده
سه شنبه ساعت 8 صبح دکتر ساندرز با سعید
کانرتز تاکید کرده که سعید بیمار اولیه بوده
اما ما میدونیم ساندرز قبل از سعید مرده
پس اگه من درست بگم
اینجا ساندرز سعید رو آلوده کرده
نه بر عکسش
فقط باید یجوری اثباتش کنیم
دوست پسرش چی ؟
یعنی ، اونا هم زمان با هم مردن
من دفتر های قدیمی اسامی رو چک کردم
ببینم میشه فهمید اون کی بوده یا نه
شخصی به اسم "هنری برنز" هر روز ساعت 5 وارد شده
5صبح ؟
اونجا -
خودشه ؟
دکتر ساندرز پسره خودشه
"هنری برنز
کجا میری ؟
پس یه کارایی کردن
منظم مثل ساعت
همون طور که پرستار هلن گفت
5:15
!!!واقعا هم سریع بودن
... اون داخل مونده تا اینکه
8:16
...وایسا - الان کجا میره ؟
دیدیش ؟
اون میدونه
اون میدونه مریضه
به نظر ترسیده
به کی زنگ میزنه ؟ ساندرز؟
جور در میاد اونم توی ساختمونه
چه غلطی میکنی ؟
این مشخص میکنه چرا ما نباید وسایل شخصی اونو ببینیم ، هان ؟
چرا نمیخواد کسی هویت اونو بدونه ؟
چکار میکنی ؟
"برای تعمیرات تعطیل شده"
برنز خودشو قرنطینه کرده
حق با ما بود اون واقعا بیمار اولیه بوده
باید اعلام کنم که ویروس بسیار واگیر دار
و در 100 درصد ِ قربانی ها کاملا کشنده میباشد
من پیشنهاد میکنم که قرنطینه
برای جلوگیری از شیوع ویروس، تاسیس بشه
چیزی که نیاز دارم حقیقته
ما وسط این منطقه ی جهنمی هستیم
اگه بزاریم کسی بره داخل ، زندگی همه ی
مردم شهر به خطر میوفته
دومین پیروزی نیاز داره به یه جشن حسابی ، پس انقدر عجله نکن
انقدر بد بین نباش
نه دیوید ، اونقدر ها اسون نیست
...نه نیست ، نه- زمان بندی عالیه -
میبخشید ، نمیخوام مزاحم شم میتونم بیام تو ؟
نه
لکس، چیزی نیست
چی میخوای ؟
میدونم که همیشه با هم جنگ و دعوا نداشتیم
اما به عنوان یه پلیس نمیام پیشت
به عنوان یه آدم عادی میام
میدونی کسی رو توی قرنطینه دارم
فقط میخوام بدونم حالش خوبه
کمکم میکنی ؟
ممنونم که اومدی پیش من
لکس
سعی میکنم که دسترسی تو رو به راهرو ارتباطی
برای مدتی برقرار کنم تا تو اطلاعات جدیدی از جانا بگیری
متشکرم
...اما حالا که اینجایی
میخوام با رئیس بخش
بیماری های واگیر دار از "جورج توان" آشنا بشی دکتر دیوید مک لنتین
از اشناییتون خوشحالم
همسرم
دو تا
شاید شیطان به سراغ ما بیاد یا بیماری و بلا
پس ما در این خانه ی خدا جمع میشیم و دعا میکنیم
و خداوند ما را حفظ میکند
زندگی ما روی زمین مثل سایه زود گذره
اما برای زنده ها هنوز امیدی هست
چون نوشته شده:
"کسی که ایمان دارد
"مصیبت میبیند
و پرورگار او را پیش خود بالا میبرد "
او آب خالص بر سر شما می پاشد
و ناخالصی ها را از شما میشورد
آمین
... فرشته ی مرگ را میفرستد
اینجا مثل همیشه ترسناکه
نه ، فقط یکم ترسناکه
بیاید -
باورم نمیشه هر پنج شنبه ما رو می آوردن اینجا
اون راهبه ها ساديسم داشتن
واقعا داریم زندگیمون رو توی این لونه مرغ به خطر میندازیم ؟
باید برگردیم به بیتسکان - انقدر نگو بیتسکان، دنیس-
ما ازینجا میریم بیرون
دیگه رای نمیاری پسر
یکم خوش بین باش- بیخیال بابا-
یه تونل ِ زمان جنگ که به بیرون شهر راه داره ؟
تا حالا همچین چیزی شنیده بودی ؟
اگر ایمان دارید
هیچ چیز غیر ممکن نیست
افراد بدون ترس و شک جلو بیان و شفا بگیرن
اگر ایمان دارید
No comments yet. Be the first to leave one.