The first 200 lines.
.هی، همهشون یکه
ساعت فروشی تاکزاوا
.آره، ساعت 1:11 دقیقهست
!خب، کجاش اینقدر خاصه؟
.امروز روز خوش شانسیـمه
رامن کانتو شمالی
!عجب؟
شاید بهتره برا شام امشب .مارماهی بخورم
.هی بچهها ما داریم میریم
.اون یه پلیس بود
.انگار با عجله به سمت صحنه جنایت میره
.شاید اتفاق افتاده
!آروم باش. خونسردیت رو حفظ کن، باشه؟
.وقتی حالت سرجاش اومد بهم بگو چه اتفاق افتاده
یه زن جوون مرموز منو .از بالای پلهها هل داد
!چی؟
!کسي ديد چي اتفاقي افتاده؟
!پس هیچکس چیزی ندیده؟
با توصیفاتی که گفتی نمیشه .کاری کرد
... اون مرد
.هی، آقا
!اتفاقاً شما فرد مشکوکی این اطراف ندیدین؟
!چی؟
!مجرم رو دیدی؟
.خب، نه، من چیزی ندیدم
.پس، خداحافظ
!پس اونم چیزی ندیده؟
.انگار میخواست یه چیزی بهمون بگه
.به گمونم اون واقعاً یه چیزی دیده
!پس چرا کتمانش کرد؟
شاید دلش نمیخواد درگیر !پلیس بازی بشه
!برا چی؟
... شاید
.خودشم درگیر یجور جنایتی شده
!درست بعد به خواب رفتن به دیدنمون میاد
،عاشق استنتاج منطقی بشید !و از حل معما لذت ببرید
.شاهد قضیه حاضر به صحبت کردن نیست
پشت پرده این پرونده چجور !حقیقتی مخفی شده؟
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!و اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
عذر غیر موجه
!عذر غیر موجه
... اگه یهو بخواد کاری بکنه
.جلوش رو میگیریم
اون مردی که کت سیاه پوشیده .و هیکل متوسطی داره
.موهای سرشم تراشیده
.نه، همچنین فردی رو ندیدم
.هی
.فهمیدم کجا میشه پیداش کرد .درست همونجاست
!آه، اون؟
.ظاهراً اسم کانیدا سانه
.توی شهر شیکابونه زندگی میکنه
!شیکابونه خیلی از اینجا دوره، مگه نه؟
.آره
حتی با ماشین یک ساعت .با شهر بیکا فاصله داره
!اون مشتری دائمی شماست؟
.به گمونم اولین باری بود که اینجا میومد
!پس از کجا اسمشو میدونی؟
.یکی باهامون تماس گرفته بود
احیاناً یکی از رفقام به اسم کانیدا .از شهر شیکابونه باید اونجا باشه
.لطفاً یه لحظه صبر کنید
آیا مشتری با اسم کانیدا ساما از شهر .شیکابونه اینجاست
!بله، منم
.کانیدا از شهر شیکابونه
.من کانیدا از شیکابونه هستم
سلام؟! بله، خیلی خوشحالم که !دیروز تونستم ببینمت! چی؟
که اینطور. با این وضعیت، باید قرار ملاقات .رو بندازیم یه روز دیگه
.بله. خداحافظ
اون قرار بود به ملاقات یکی بره .ولی برنامه بهم میخوره
.احتمالاً تماس به همین خاطر بود
.چون بلافاصله بعدش از اینجا رفت
احیاناً اون مرد به غیر از پاسخ دادن به تلفن !کار مشکوک دیگه ای انجام نداد؟
.مشکوک. من که چیزی یاد نمیاد
،اگه دنبال اون مرد هستین
!میشه این فندک رو هم بهش بدید؟
.اینجا جاش گذاشته بود
.باشه
... در مورد این قضیه
.اصلاً نمیفهمم یارو داره چیکار میکنه
!منظورت از این حرفا چیه؟
... خب
کلوچه پزی یاسودا
.اول سمت مرکز خرید رفت
.خیلی خوشمزهست
،وای، خیلی خوشمزهست .این اولین باری که همچنین طعمی رو میچشم
.واقعاً لذیذه
ینی100 یمغازه
.بعدش داخل مغازه 100 ینی رفت
.این خیلی خوب ساخته شده
ظروف آشپزخونه
!ببخشید، قیمت اینا چنده؟
!وای، صبر کن، همه چی اینجا 100 ینه، درسته؟
.چه سوال احمقانه ای، منو ببخشید
.بعدش مدتی توی منطقه پرسه زد
.وای چه بچه نازی
.از اینا گذشته، حسابی باهوش به نظر میرسه
.آفرین، پسر خوب
اون کل یک ساعت که توی شهر ول میچرخید .تماماً ساعت ش رو چک میکرد
.سلام؟! بله
.بله. متوجهم. بله
قطاری که به سمت میدوریدای حرکت .میکنه، به زودی وارد ایستگاه میشه
.بعدش سوار قطار شد و رفت
!دیدی؟! اصلاً نمیشه سر از کارش در آورد
معمولاً کسی که دست به جنایت زده .مخفیانه اینور اونور میره
و از جلو توجه پرهیز میکنه .ولی اون کلاً برعکس عمل میکرد
اون بارها بخاطر جلو توجه دست .به اقداماتی زده
،از اینا گذشته ما با کلی آدم حرف زدیم
.ولی هیچ کسی با همچنین موضوعی روبرو نشده بود
!شاید ما بد برداشت کردیم که اون ادم بدیه
.نه، یه جای کار کانیدا میلنگه
!گفتین که طرف تلفن داشت، مگه نه؟
!پس چرا با تلفن کافه تماس گرفتن؟
.و سوار قطار رفت شده
برای برگشت به شهر شیکابونه باید .سوار قطار دیگه ای میشد
و از اونجایی که اون قطار توی ایستگاه ،میدوریدای توقف کرده
بیکا
میدوریدای
کوکوبو
ایستگاه میدوریدای
!شاید قصد انجام کاری توی میدوریدای رو داره
!ولی، کجا باید دنبالش بگردیم؟
... ما میتونستیم با پلیس تماس بگیریم، ولی
!اون که ...؟
.خودش بود
... ولی اگه کارآگاه تاکاکی همراهش بود، پس میشه برداشت کرد
!طرف کاری کرده؟
!اونا احتمالا طرف پاسگاه میدوریدای میرن
!چی؟! اسمش اوسای سانه؟
اوسای ایچی(35 ساله)
.آره
.اوسای ایچی سان، همینجا توی میدوریدای زندگی میکنه
.حتی گواهینامه رانندگیش رو بررسی کردیم
پس برا چی به دروغ میگفت که !اهل شیکابونهست؟
.درسته
کارآگاه تاکاگی، چرا !پلیس دستگیرش کرده؟
.اون مظنون اصلی پرونده ضرب و شتم ـه
!چی؟
همین چند ساعت پیش، پشت پارک میدوریدای ،زنی که همون نزدیکی زندگی میکنه
با مرد بیهوشی روبرو میشه !که با چوب به پشت سرش ضربه زده بودن
!قربانی هاچیا تاکرو سان از میدوریدای ـه
.لعنتی
هاچیا تاکرو (45 ساله)
نمیدونم طرف کی بود، ولی .یهویی از پشت سر بهم حمله کرد
!هی پلیس، اینقدر دست دست نکنید
!هرچه زودتر برید پیداش کنید و بیارید پیش من
به گفته همسایههاش .اون اصلاً آدم خوبی نیست
!یه مرد با هاچیا درگیر شده بود؟
کاکیموتو سوئکو (28 ساله)
.درسته چند رو پیش، بیرون ایستگاه
،قبلاً چندین بار اون مرد رو دیده بودم
.بنابرین فکر کردم که ساکن همین شهره
.بازرس
.ما این قلمو روی زمین پیدا کردیم
!ای . یو؟
.ایچی اوسوئی
اون مردی که به عنوان مظنون اصلی .خودمون شناسایی کردیم
قبول دارم بخاطر داشتن کینه .باهاش دعوا کردم
ولی اینو جای دیگه گم کرده بودم .و اصلاً به پارک نرفته ام
پس تو حوالی ساعت یک بعد از ظهر !که به هاچیا حمله شد کجا بودی و چیکار میکردی؟
...خـ...خب، من
!چرا لال مونی گرفتی؟
.چیزی یادم نمیاد
میدونی، من دقیقاً اون موقع .دچار فراموشی موقت شده بودم
.احتمالاً کار خودشه
.حرفاش به شدت قانع کننده نیست
صبر کن. هاچیا حوالی ساعت 13 امروز !مورد حمله قرار گرفته؟
.آره، طبق شهادت هاچیا سان که اینجوریه
.پس اون بی گناهه
!چی؟
.اون یه عذر موجه داره
.اون موقع توی شهر بیکا بود
.درسته
.آره
!چی؟
.وقتی اونجا بودیه چیزی رو جا گذاشته بود
.اثر انگشتش باید روی این باشه
!چی؟! بچهها اونو دیدن؟
!اونا به نفعم شهادت دادن؟
!اتفاقی افتاده؟
یکی ادعا کرده که تو رو موقع .وقوع حادثه توی شهر بیکا دیده
!نـ...نه! من اصلاً به شهر بیکا نرفتم
!چی؟! تکذیب کرد؟
.آره
.گفت حتماً با یکی دیگه اشتباهش گرفتین
... ولی
.ببخشید، تاکاگی سان
.متوجه شدم. ممنون
روی فندکی که چند لحظه پیش تحویل دادین .هیچ اثر انگشتی از اوسوئی سان نبود
!چی؟
،به عبارت دیگه، مردی که توی شهر بیکا دیدین .اوسوئی ایچی سان نبود
.و یه شخص دیگهست
پاسگاه مرکزی میدوریدای
.ولی قطعاً مطمئنم که خودش بود
.آره
پس چرا اوسوئی نمیگه که برا !خودش عذر موجه داره؟
.شاید دلیلی برای این کارش داره
!یعنی ممکنه ...؟
.پیداش کردم
دفترچه تلفن
No comments yet. Be the first to leave one.