The first 200 lines.
قسمتِ سيـــزدهم مردِ زيبا
. سلام
. رئيس نيستن
. بهم زنگ زد و گفت که زود مياد
. بفرمائين، برايِ شماست
. چندين بار دستِ خالي اومدم
. خواهش مي کنم باهم اين قهوه ها رو بنوشين
. هنوزم بايد گرم باشه
... اون ساعت
بوتونگ، مالِ توئــِه ؟
بله، مالِ منه
... اين
... اين ساعت
واقعاً مالِ خودته ؟
. بله، اوپا ماته بهم اجازه داد مالِ خودم باشه
. تا يه يادگاري از خانوم داشته باشم
مالِ ماته بوده ؟
تو اينجايي ؟
. يادم رفته بود که يه مسئلهِ مهم هست که بايد بهش رسيدگي کنم
. در دسترس هستم
حالتِ خوبه ؟
. ميخواي برسونمت
. نــه
. نه، مشکلي نيست
. کارت رو انجام بده
ميتونه اون ساعت
همون ساعت باشه ؟
. در موردِ سهامدار، چويي جون ها
ميتوني کاري کني که غيرقانوني به نظر برسه ؟
ميدونم که يه چيزايي در موردِ اصل و نسبِ . چويي جون ها در جريانه
بعدش، اونا مي فهمن که چويي جون ها ، پسرِ رئيسه و بعدش
. کاري نيست که بتونيم انجامش بديم
. اينطوري کلي پول از دست ميديم
به نظر ميرسه که الان ظاهر شدنش . با يه سري نقشه همراهــِه
. ممکن نيست به يه نقشهِ غيرقانوني تبديل بشه
يه نفر ... اگه يه نفر
، به عنوانِ پسرِ ديگه رئيس ظاهر بشه
ممکنه که نصفِ سهامِ پارک مون سو و نصفِ سهامِ چويي جون ها رو داشته باشه ؟
يا نصفِ سهامِ رئيسُ ؟
، اگه يه وارثِ ديگه پيدا بشه
، بايد حقوقش رو مطالبه کنيم . امکان داره
. بچه تويِ ماشينه
! واقعاً ميخواد اينطوري زندگي کنه؟ چقدر بچه گانه
. همين الانم ميتوني بري و اجرا داشته باشي
چي؟ اين صدا از ماشينِ رئيس تيم نمياد ؟
. شايد يه نفر داره تلاش ميکنه ماشينُ بدزده
مشکلي نيست، جعبهِ سياه به همين دردا ميخوره ؟
. اوه، حدس ميزنم همينطوري باشه
بايد بعدش چيکار کنم ؟
. اوه، چطوره چيزايي که ديروز ياد گرفتمو تمرين کنم
... ديروز
سلام ؟
. من ... نا هونگ را هستم
نبايد حداقل يه بار همديگرُ ملاقات کنيم ؟
. حدس ميزنم
. يه پيشنهادِ جالب برات دارم
. من از اين پيشنهادهايِ جالب اصلاً خوشم نمياد
، فکر ميکنم که هيچ تماسي از شما . دريافت نکردم نائب رئيس
وقتي که يه وارثِ ديگه پيدا بشه، ميخواي چيکار کني؟
. الان وقتِ اين نيست که اينطوري رفتار کني
عزيزم، نه. منظورت از بازداشت چيه ؟
چه اتفاقي افتاده ؟
منشي هونگ، يه کاري بکن، هان ؟
منظورتون از دستگيري چيه ؟
. رئيس هونگ تلفنش رو جواب نميده
. اونجا خيلي هرج و مرج اتفاق افتاده
. شنيدم امروز، روزِ اخراجه
بايد چيکار کنيم؟
منشي هونگ، بايد سوارِ چي بشم ؟
بايد سوارِ
. ماشينِ گشتي که ادارهِ پليس فرستاده، بشين
. ماشين گشت باعث ميشه حالم بهم بخوره
دوک گو ماته چي ؟
حکمِ بازرسي
. اصلاً درشتي نداره
، اگه چيزي شما رو ناراحت ميکنه
خواهش مي کنم تحملش کنين. چون . اين موضوع عموميه و اصلاً در امان نيستين
، در آخــر
دادستان، داري سعي ميکني منُ فريب بدي ؟
ببينم پيرزنِ خدمتکارِ عصبي همينطوري به نتيجه ميرسي؟
بايد يکم از شخصيتِ واقعيِ پيرزنِ خدمتکارِ عصبي رو نشون بدم ؟
. پس رئيس بايد الان پشتِ ميله هايِ زندان باشه
. من قانوناً به عنوانِ دادستانِ کشور تائيد شدم
. بزار از اردوگاه هايِ غيرقانوني شروع کنيم
ببينم ديروز تصادفاً نيومدي خونهِ من ؟
هــان ؟
داري چه مزخرفاتي ميگي ؟
، خودمم فکر ميکردم که مزخرفه
، اما تويِ جعبهِ سياهِ ماشينم
يه نفر دقيقاً شبيهِ خودت بود که دور و . برِ ماشينم ميچرخيد و بعدش هم فرار کرد
. مثلِ يه توله سگي که ميخواد دستشويي کنه
خودت نبودي، بودي ؟
ببينم با من مشکلي داري ؟
، چرا کسي رو اذيت ميکني و ازش يه سگ ميسازي اونم وقتي که هيچ کارِ اشتباهي ازش سر نزده ؟
البته، ببينم اون ساعت چيکار داشتي ؟
اون به ماشينم لگد زده! بايد برم و گزارشش رو به پليس بدم ؟
! رئيس
! هي، بهت گفتم که من نبودم
... نه، کي جي.... الان ... کي جي
مردم به کي جي ميگن
. زني که حامي داره
من اون حامي رو گرفتم و . به آدمهايِ زيادي ضربه زدم
، بهرحال، بالاخره فهميدم
، که من ، کانگ کي جي
. بدونِ حامي هيچي نيستم
. يه چيزِ ديگه هم متوجه شدم
. همه حامي دارن
من ، کانگ کي جي، تنها آدمي نيستم . که حامي داره
همهِ گزارشگرهايِ اينجا هم حامي دارن
اين به اين بستگي داره ، که کجا به دنيا مياي
و اثري که بعدها از خودت . به جا مي زاري ، آخرين خاطره به ياد موندي مهمه
من ، کانگ کي جي خيلي به خاطرهِ . موندگارم فکر کردم
، به همين خاطر بود که همهِ شما رو امروز اينجا جمع کردم
و حالا هم دارم آخرين خاطره ام . رو مي سازم
تنها وارثِ گروهِ اس اس، کانگ کي جي
، از امروز
همهِ حقوقِ نا مشروعِ وارثتي که بهم داده شده
. رو رد مي کنم
. بله، خودم هستم
. بله
. اوه، بله
. باشه، پيامتون رو مي رسونم
چيه ؟
. دوک گو ماته ميخواد با شما شام بخوره
. دوک گو ماته، اون
....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....
فکر مي کردم قراردادي رو امضاء کردي که ديگه هرگز منُ نبيني ؟
. هرگز رسماً با اين قضيه موافقت نکرديم
چرا الان داري باهام اينطوري رفتار ميکني ؟
. ميخواستم تو رو ستايش کنم
اون کي جي اي که فکر ميکردم ، جوون و نابالغــِه
. چه روحِ شگفت انگيزي داره
. تو کسي بودي که بهم ياد دادي
تو بودي که بهم ياد دادي يه آدم بايد از خودش تاثير و خاطره بسازه، مگه نه ؟
. با تشکرِ از تو، من به اينا فکر کردم
. که آخرين خاطره ام بايد چطوري باشه
چطوري بايد از مهارتهايي که به ارث بردم استفاده کنم ؟
. از چيزيکه بهم ياد دادي، خيلي ساده استفاده کردم
. ميخوام خارج از کشور درس بخونم
. ميخوام تويِ رشتهِ مــُد تحصيل کنم
. و بعدش هم ميخوام يه طراحِ مشهور بشم
مي خوام سعي کنم يه تاثيرِ . بزرگ بزارم و يه خاطرهِ موندگار از خودم بسازم
، بعدها وقتي که يه طراحِ مشهور شدي . برايِ منم لباس درست کن
. با اينحال که خيلي هم آسون نيست
ببينم اين يه صورتِ معموليه ؟
. درست گرفتي
، بعلاوه
، و يه درخواستِ ديگه هم دارم
. باهام غير رسمي حرف نزن . اين باعث ميشه اوپا حسِ بدي داشته باشه
! سالِ جديد مبارک
. اوپا، سالِ جديد مبارک
کنجکاو بودم بدونم شما خوب . شدين يا نه، به همين خاطر اومدم احوالتون رو بپرسم
انقدر سرد بود که نشد . جايِ ديگه به ملاقاتتون بيام
. خوشحالم که اومدي. ممنونم
. البته که بايد مي اومدم
... اممم
. برايِ کافه ازتون ممنونم
نيازه بينِ خانواده اين همه تعارف باشه ؟
من ... هنوزم جزء خانواده ام ؟
ببينم کسِ ديگه اي تويِ اين دنيا هست
که بتونه عنوانِ مادرِ سول ري رو يدک بکشه ؟
، پدرشوهر
. خوشحالم که سالم و سلامت برگشتين
. اينُ اوپا ماته بهم داد . تا به عنوانِ يادگاري از خانم نگه دارم
ببينم، از من ميخواي برات چيکار کنم ؟
. ميدونم که داري يه رمانِ آنلاين آماده ميکني
. خواهش مي کنم منم جزء اين رمان کن
موضوعِ اين رمان
اينکه همهِ کارهايِ نا هونگ رانِ . شيطان رو فاش کني
شرکتِ ناقص - هوس
اون ساعت
بوتونگ، برايِ توئه ؟
چرا انقدر شوکه شده بود ؟
اون ... ؟
. اين
چــرا ؟
. فکر نکنم که بايد چنين چيزي رو داشته باشم
، اگه ميخواستي به اين زودي ازش خسته بشي واسه چي ازم خواستي که بهت بدمش ؟
اوپا، يادت مياد دفعهِ آخر که هونگ يي را به دفترمون اومد و بعدش يهويي از اونجا رفت ؟
اون اين ساعتُ ديد و بعدش هم . خيلي تعجب زده شد واسه همين رفت
، فکر مي کني اين
ربطي به پسورد داشته باشه ؟
. اين يه ساعتِ مچيِ لوکسِ سوئيسيه
از برندِ خيلي خوبيه واسه همين . آدمهايِ زيادي در موردش اطلاعات ندارن
... دقيقاً نميتونم بگم که کي طراحي شده
ميتونين يه عکس از ساعت بگيرين و در موردش خوب تحقيق کنين ؟
. حس مي کنم بهتره بيشتر در موردش بررسي کنم
. اوه، ميتونيم اينکارُ انجام بديم
اين روزا هونگ يي را، خيلي بدجور آروم نيست ؟
ميخواستم بدونم که هنوزم از . آخرين درخواستِ جالبم خوشت مياد يا نه
معاملاتِ شبکه هايِ خريد به تعويق افتاده . فکر مي کنم بايد يکمِ ديگه منتظر باشيم
. به نظرم کمي زمان ميبره چون سال داره تموم ميشه . الانم زمانِ گردشهايِ ماليِ شرکتهاست
فروش خوب به نظر ميرسه، به همين . خاطر بايد خبرهايِ مثبتي بشنويم
، فردا صبح ساعتِ 11
بايد به جلسهِ مديرانِ شبکهِ خانگيِ اس اس . بياين ، اومدم اينُ بهتون بگم
چرا بايد تويِ جلسهِ مديرانِ شبکهِ خانگيِ اس اس شرکت کنم ؟
. به خاطرِ اينکه جلسه در موردِ مديرعامله
رئيس کانگ
. شما رو به عنوانِ مديرعاملِ شبکهِ خانگيِ اس اس منصوب کردن
. رئيس کانگ به زندان منتقل شده
No comments yet. Be the first to leave one.