The first 200 lines.
هوم
خب، همه جلساتت رو با کشتنِ
رفیق طرف مقابل، شروع میکنی؟
...خب، من - فهمیدم -
چی؟ - آثار ماکیاولی رو میخونی، درسته؟ -
چرا همچین فکری کردی؟
چون اون حرکتی که اون بیرون زدی
خیلی ماکیاولیطور بود
بهنظر من «ماکیاولیطور» نمیشه توصیفش کرد
شیر نمیتواند از خودش در برابر تله محافظت کند
روباه هم نمیتواند از خود برابر گرگ دفاع کند
بنابراین برای شناخت تلهها باید روباه بود
و برای ترساندن گرگها، شیر
خیلی هوشمندانهست، نه؟ - آره -
میشه بگذریم؟
اختیار داری
میدونی من چقدر پول میگیرم، آقای برت؟
میزانش ناکافیه
ولی میدونم تو چقدر پول میگیری - نه، نمیدونی -
میتونم گمانهزنی کنم
میدونی که درباره گمانهزنی چی میگن دیگه؟
این هم جملهی ماکیاولیه؟
بیخیال، ادامه بده
از اسپانیا تشریف آوردی
مدیریتِ سازمانِ ناموفق رئیسِ پیشین رو به عهده گرفتی
و توی قلمروی من، متحولش کردی
حالا سهمم رو میخوام؛
پونزده درصد
آخر هر ماه، پولم رو میخوام
در ازاش، از خودت و سازمانت محافظت میکنم
یه مشکلی با این قضیه دارم
تو شیشتا از افرادم رو کشتی
تو هم سهتا از افرادِ من رو - خب، سهتا بیشتر کشتی دیگه -
مسئله اعداد نیست
ولی الان دارم حرف میزنم و تو هم توی دفترمی
یهکم احترام قائل باش
بدون کمکِ شماها
اوضاعم فوق العاده بوده
ولی بهت کمک کردیم
هوم؟ - فکر کردی چطور پیدات کردم؟ -
و آژانس داره افسرهای رشوهبگیر رو گیر میندازه
و من رو مدیرِ کارگروهِ ویژهای کردن که مسئول رسیدگی به این قضیهست
هان
خب، افسر «مکگراث» و «لانگ» که رشوهبگیرِ جنابعالی بودن رو پیدا کردم. رشوهبگیرهات بودن دیگه؟
بدونِ اینکه چیزی بگم، لوت دادن
واقعیت ماجرا اینه که هیچوقت
به فرد پر نفوذی مثل من دسترسی نداشتی
و من هم به چنین پولهای هنگفتی دسترسی نداشتم
پس ردیفه؟
.خب، بابت افرادت ممنونم اما اگه همکاری کنیم، برات کلی جبران میکنم
،راحت میتونی کاسبیت رو بکنی بدون اینکه حتی راهنمایی و رانندگی، جریمهت کنه
البته این صحبتها فرمالیتهست
چون چارهای نداری
چون اگه بگی نه، به جرم کشتنِ سهتا افسرهام
پدرت رو درمیارم
کیر توش
.نمیخوام باهات کار کنم بهنظرم تحملت سخته
محض رضای خدا
پس میسپاریمش به خدا
اگه ماشه رو بکشم و بمیری
پس قسمت نبوده و من هم با عواقبش کنار میام
ولی اگه ماشه رو بکشم و نمیری
باهمدیگه خیلی خوشحال میشیم - خیلیخب -
محض محکمکاری، حرف آخری نداری؟
نه
نه؟ عالیه
مشتاق همکاری هستم
.حالا بیا بغلم بیا ببینم
به سازمان خوش اومدی
آروم باش دنی
.نمیتونم آروم بگیرم داریم پولِ گابریل رو میدزدیم
«مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی» ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
توی شومینه جاسازش کن و بگیر بشین
مجبوریم این کار رو بکنیم؟ - مزدِ خیلی کمی به ما میده -
این حقِ ماست
رمز رو ازشون میگیریم و بعدش همهچیز ردیف میشه
اگه بهتون غذا ندم مادرم میکشتم
وقت نداریم. باید به کارمون برسیم
به کارمون برسیم؟
تقریباً نیمهشبه - نمیدونم، من که گرسنهم -
از کجا خریدین؟ - فستفودیِ نینو -
تا این وقتِ شب بازه؟
نه، لطف کرد برامون درست کرد
با چاقو و چنگال؟ شوخیت گرفته؟
چربه خب! کاپشن قشنگهم رو پوشیدم
.بدترین پیتزای تاریخِ نینوئه مزه عن میده
کیف رو بیارید
پولم کجاست گابریل؟
گوش کنید رفقا، الان چند وقته که دارم بابت مصونیت، پول میدم؟
چهار سال؟ - سه سال. و بهخاطره همینه که تونستی -
به ساخت امپراتوریِ کوچیکت ادامه بدی
سه سال گذشته و هنوز بهم اعتماد ندارین
تو هنوز هم یه خلافکاری، گابریل
میدونم تازهواردی
ولی شما خودتون هم دستکمی از من ندارین
بذارید یه چیزی براتون بخونم
وای خدا
تاحالا آثارِ ماکیاولی رو خوندی، گارلند؟
افسر گارلند هستم و بله
.سرلوحهی زندگیمه عاشقشم
همه عاشقشن
کسی که با رای و انتخاب مردم» به مقام شهریاری میرسد
باید تلاش کند تا دوستی خویش را «با مردم حفظ کند
ربطش رو نمیفهمم
میگه باید باید دوستیش رو باهامون حفظ کنه
چرا که با رای و انتخابِ تو شهریار شده
پولم کجاست؟
به دستت میرسه
الان یه ماهه که همین رو میگی
...میدونی
کلکی تو کارم نیست
اگه میخواستم بزنم زیر معامله
همینجا و همین الان، در همین لحظه جفتتون رو میکشتم
نه، نمیتونستی
آژانس با تمام قواش میاد سراغت
عجب حرف مسخرهای، مرد
واقعا فکر کردی که اگر الان بهتون شلیک کنم
برای کسی مهمه؟ نه
ولی اگر شلیک کنم، بعدش باید دوتا افسر فاسد دیگه پیدا کنم
و این معضلیه که وقتِ رسیدگی بهش رو ندارم
.داری کسشعر میگی گابریل میدونم باهوشتر از این حرفهایی
همه کس ظاهر ات را میبینند
امّا چند تنی میدانند که بهراستی چه ای
نگو! این هم ماکیاولی گفته؟
آره. خب، به افرادم سپردم که امشب
پول رو از یکی از خانههای امنم بردارن
پس تا فردا صبح به دستتون میرسه
لطفا تنهام بذارید
گرسنهم
کور خوندی
باشه
بهگمونم باید اینجوری پیش بریم
دستها روی میز
دارین اشتباه میکنین
،اگه پنج دقیقه پیش میگفتی میگفتم سخت در اشتباهی
پس خودت هم قبول داری؟ - آره -
چون به این فکر نکرده بودم که اثرگذاریِ سم، چقدر طول میکشه
داری بلوف میزنی
،رمزِ کیف رو بهمون بدید تا بذاریم خودتون رو برسونید بیمارستان
فاتحهی جفتتون خوندهست
،اگه گابریل بهخاطر دزدی ازش نکشتتون افسرها میکشنتون
افسرها؟
آره چاقال، فکر کردی واسه کی کار میکنیم؟
این پول، رشوهی افسرهای آ.ج.و هست
دارید از همه دزدی میکنید
خوبه. وای خدا
کیر توش
کیر توش! سوختم، سوختم
چیه؟
نه، درد ندارم
دستِ کیریم سوخت
.صبح بهخیر شیوون چی میخوای دختر؟
اوهوم؟
آره
چی؟ الان؟
.باشه، باشه، آروم بگیر الان میام
صبح بهخیر عشقم
صبح بهخیر
کیر توش
.مگ، باید بریم شیوون دم دره
یالا
بدوئید، بدوئید، بدوئید
صبح بهخیر
سلام - صبح بهخیر -
سلام چارلی - سلام -
امروز چقدر نشئهای؟
بهش گفتم اگه به این وضع ادامه بده دیگه نمیتونه توی ون زندگی کنه
بهترین حامیِ دنیایی واقعا
سعیش رو میکنه
همهش نهایتِ تلاشم رو میکنم
اسفنجِ قشنگیه چارلی
ای کیر توش بره
لعنتی، خیلی گرمه
یکی از همین روزها برمیگردن به صحنه جرم و همهمون رو میکشن
نگرانش نباش شیوون
چارلی برانسون اینجاست و ازمون محافظت میکنه
مگه نه چارلی؟
هی رفیق، همیشه برام سوال بوده
توی ارتش چی کار میکردی؟ - هیس -
چاک، باید بریم خون تمیز کنیم
خیلی ترسناک بود مرد
آره
هی، احتمالش هست که توی اتاق، شنود کار گذاشته باشن
گفتم بدونی - باشه، ممنون -
هی مگ، واسه چی بهش گفتی؟
یهکم حال کردن که ایرادی نداره
اینا رو بگیر
یارو معتاده
لازم نیست بیشتر از این حال کنه
.داره بهجای جفتمون حال میکنه بجنب ببینم
حال کردن؟
اگه ساک صبحگاهی و صبحونه گیرم میاومد، حال میداد
بچهها چطورن، شیوون؟
ایکاش هیچوقت بچهدار نمیشدم
خب، خودت خواستی به سرپرستی بگیریشون
نمیدونستم عوضی از آب درمیان
.چرا، میدونستی چرا من رو به سرپرستی قبول نمیکنی؟
هیچوقت به یه مامانیِ جدید نه نمیگم
ولی میدونم تو عوضیای
این کیری کاری هم، عاقبتِ دانشگاه قبول نشدنه
No comments yet. Be the first to leave one.