The first 198 lines.
ترجمه و زيرنويس فرزانه سپيده زهرا
چرا روي صندلي من نشستي؟
ما ؛ کلوب نامسان؛ به تغيير نياز داريم
.. ما به يه رهبرواقعي نياز داريم تا
قوي تر و بهتر رهبري کنه
اي احمق؛ چي داري واسه خودت بلغور ميکني؟
! چرا منتظرين؟ از شرش خلاص شين
من مي خواستم وقتي برگ ها رنگ شون عوض ميشه تو رو بفرستم پي کارت؛
ولي يکم بهش سرعت دادم
اگه مي خواييم يه امپراطوري جديد ايجاد کنيم؛
به يه پادشاه جديد هم نياز داريم
... آقاي چويی؛ ما هم معتقديم
آقاي گوم؛ براي رهبري کلوب نامسان مناسبه
... درسته؛ ما تصميم گرفتيم
که نگاهمون رو به اینده بهتری باشه
شما دوره خودتون رو داشتيد
وقتش رسيده که کناره گیری کنید
ممنونم
اين چيه؟
اگه مي خواي شغلت رو حفظ کني؛ بايد عاقلانه انتخاب کني
ته وونگ؛ چطور جرئت مي کني عليه من کودتا کني؟
تو چون شيک رو کشتي؛ مگه نه؟
تو از 100 ميليون دلار استفاده کردي تا کلوب نامسان رو بخري؟
يه گل فقط وقتي که شکفته ميشه زيباس
بعد از اين که پلاسيده ميشه؛ رقت انگيز ميشه
يه گل رز قرمز فقط 10 روز دووم مياره
بعد از اين که پژمرده ميشه؛ رقت انگيز ميشه
گوم ته وونگ
چطور جرئت مي کني بهم خيانت کني؟
من چوي جونگ پيلم
کاري مي کنم که پشيمون بشي
مطمئن نيستم
لعنت بهش - خداي من -
بلافاصله قبل و بعد از پريدن مدير بانک؛
سيستم امنيتي قطع شد
قطع شد؟
اين يه قتل عمدي بوده
... اين حقيقت که سيستم امنيتي بعد از وارد شدن خاموش شده
يعني اين که اونا خيلي قوين
موافقم؛ سيستم براي چند ساعت قطع بوده
و اون دقيقا همون وقتيه که اون پريده
اين مشکوک نيس؟
قطعا قتل بوده
... بک جون سو و اوه هارا بازپرس ها رو
به صندوق بانک کِي فرستادن
بک جون سو و اوه هارا؟
دادستان منطقه رو بيار
بله قربان
اون کيه که بهم دستور ميده تا بيام پيشش؟
.... يکي که مي خواد رئيس بشه
بايد کنترل بهتري روي کارکنانش داشته باشه
بک جون سو متوجه شده که يه چيزي درباره مرگ گِي چون شيک عجيبه
اون و اوه هارا دارن درموردش تحقيق ميکنن
من حواسم بهش هس
حواست بهش هس؟
نمي خواد حواست بهشون باشه
از شرشون خلاص شو
... هر دادستان
يک عضو مهم از قانونه؛ هر کدوم شون
من نمي تونم اونا رو به خاطر تحقيقات يه پرونده دور بريزم
... اگه من بدون دليل منطقي عمل کنم؛ بقيه دادستان ها
.... تو چي - دو يونگ -
هنوز متوجه نشدي؟
اگه بتونم کاري کنم که پادشاه بشي؛
مي تونمم کاري کنم نابود بشي
... هنوزم فکر مي کني
... من همون نوکر چويی جونگ پيلم که ديروز
مخفيانه زير پل رودخانه هان ملاقاتش کردي؟
... من بهت غذاي سگ ميدم
تو هم مي خوري
وقتي اربابت ميگه پارس کن
تو بايد پارس کني
چون رئيس بانک مون پول ها رو اختلاس کرده و خودکشي کرده؛
قراره تعطيل بشيم؟
يعني بايد دنبال يه شغل ديگه بگردم؟
امکان نداره
اون 100 ميليون دلار رو به باد داده؛ خودکشي هم کرده
به علاوه تموم اينا رو توي قمار به باد داده
کي گفته مي تونين حين کار کردن غيبت کنين؟
دفتر بک جون سو
... لازمه يه چيزي رو درباره اختلاس صندوق ذخيره بانک کِي
گزارش کنم
صندوق ذخيره بانک کي؟
بله؟ لطفا ادامه بدين
... رئيس اون بانک؛ آقاي گي چون شيک
... اون 100 ميليون دلار رو
به خاطر قمار به باد نداده
.... يه نفر بهش دستور داده بوده
يکي بهش دستور داده بوده؟ کي؟
شما اينو مخفي نگه مي دارين نه؟
البته؛ نگران چيزي نباشين و بهم بگين
نمي تونم اين کارو بکنم؛ متاسفم
الو؟
تلفن رو رديابي کنيد و بفهمين کي بوده
باشه
سلام قربان - بله؟ -
من کو جي بونگ از دفتر دادستاني منطقه مرکزي سئولم
اون مدير ارشد امور مالي صندوق ذخيره بانک کِي هس
سلام
شما بهمون زنگ زدين درسته؟
نه؛ من چنين کاري نکردم
شنيدم که شما اغلب با متوفي ملاقات داشتين
شما موارد سرمايه گذاري رو شخصا بهشون گزارش مي دادين
بهتون که گفتم من نبودم؛ چرا مزاحمم ميشين؟
بعدي؛ دئه رو
پرونده صندوق ذخيره بانک کِي چطور پيش ميره؟
من مرگ رئيس بانک رو به عنوان خودکشي نتيجه گيري مي کنم
... قصد دارم به اتهام اختلاس پايان بدم
چون هيچ حق ارجاعي وجود نداره
به زودي گزارشم رو ارسال مي کنم
باشه؛ کارت خوب بود
اين پرونده تمومه؛ بعدي
مورد خودکشي مستاجر در استوديوي گوانگ مين
پرونده مال کيه؟
دادستان ها مشکل سازن
پرسشنامه آژانس همسريابي هان جي يونگ بهشون رسيده
بيشترين مردهايي که بهشون علاقه داره؛ دکتر هستن
اون هنوزم دکترها رو براي موقعيت دوم انتخاب ميکنه
دکترها معمولا شانس بیشتری برای قراردوم گذاشتن با اون دارن
امکان نداره
برنامه امروزش چيه؟
ساعت 2 بعد از ظهر با متخصص پوستش قرار ملاقات داره
باشه؛ بيا اينو درستش کنيم
چرا اومدنش اينقدر طول کشيد؟
اون همکار جديد بخش روان پزشکي رو ديدي؟
برِايان کيم؟ - آره؛ خيلي خوش قيافه نيس؟ -
اون از جان هاپکينز فارغ تحصيل شده
پيشنهادهاي مربوط به آمريکا رو رد کرده و اومده اينجا
اون خوش قيافه و شايسته اس
از همه مهم تر
مجرده
امکان نداره؛ يعني حتي يه دوست دختر هم نداره؟
اون گفته که منتظر کسيه
باید یه حرکتی روش بزنم نه؟
اي خدا از دست تو - پس چيکار مي تونم بکنم؟ -
اونجاس داره مياد
برايان؛ ناهار خوردي؟
آره؛ يه بيمار خود آزار داشتم که بهش مشاوره دادم
نوبت بيمار بعدي کِيه؟
ديروز بود؛ مگه نيومده؟
نه
به نظر مي رسيد که ممکنه اون بيمار از اديپيسم رنج ببره
پس به همراهش زنگ بزن
... لِکساپرو
... اِبيل
من اِبيلي فاي رو آماده ميکنم
امروز قراره سمينار بدي؟
من بايد تشکر کنم
اوه نه - حالتون خوبه ؟ -
اوه نه؛ خيلي متاسفم
نه ؛ لباس تون؛ متاسفم - گردنم -
اوه نه؛ خيلي متاسفم
متاسفم دکتر ؛ بذارين من پول خشکشويي تون رو بدم
نه؛ اين واسه پوشوندنش کافيه
ولی برای چی اومدین بیمارستان
مريض هستين؟
نه ؛ اومدم اينجا تا متخصص پوستم رو ببينم
متوجهم
تازگي ها استرس نداشتين؟
ببخشيد؟
سلول هاي بافت خارجي پوست؛ نزديک ترين چيز به مغز ما هستن
وقتي ما آسيب مي بينيم؛
مي تونيم درد رو حس کنيم
... اطلاعات از پيرامون اعصاب
از طريق غدد عصبي ريشه هاي پشتي به سمت ستون فقرات ميره
.... اين اطلاعات از طريق ماده خاکستري نخاع
... به نورون ها حرکتي ما برمي گردن
ببخشيد ؛ من توي کارم بايد با آدماي زيادي سروکله بزنم
ببخشيد؟ - منظورم بيماراس -
... در هر صورت اگر هرگونه مشکلي در ارتباط با پوست شما باشه
اسم تون چيه؟ - هان جي يونگم -
هان جي يونگ - بله -
... منظورم اينه که مي خواستم بگم
سلامت ذهني شما در خطر بزرگيه
احيانا رازي رو دارين که نمي تونين با بقيه در ميون بذارين؟
در ژورنال پزشکي ماه فوريه؛
... تحقيقي هس که نشون ميده
... سطح دوپامين افرادي که رازي رو دارن
تا 3 برابر از آدماي معمولي بيشتره
وقتي که دوپامين فوق العاده ترشح بشه؛
... کمبود آنزيم هايي وجود داره که
موجب تغيير دوپامين به نوراپي نفرين ميشه؛
بر اساس اين تحقيق بيماران از اسکيزوفرني رنج خواهند برد
... پس
.. بهتون پيشنهاد ميکنم که رازتون رو
در اولين فرصت به يکي بگين
هی
جی یونگ
امروز سرتون شلوغه؟
امروز؟
...پس
قسمت16:سوییچ-تغییر دنیا "از این کارت پیشمونت میکنم" -♥ @Sunflowermag ♥-
بویِ این چایِ بابونه خیلی خوبه نه؟
چایِ گیاهی مثل بابونه،باعث میشه ذهن و بدنتون اروم بشه
...باعث میشه سفره دلتون بازکنید
و رازهاتون با بقیه درمیون بذارید
اینجوری اعصابتون اروم میشه
نمیخواین تو یه همچین جایی،رازتون بهم بگید؟
No comments yet. Be the first to leave one.