The first 106 lines.
!کلاس امروز دیگه تموم شد
!ولی توی حل تمرینات تنبلی نکنین
!درسته، تنبلی نکنین
!حالا برین
.امروز بیدار موندی
.اگه کسی بتونه موقع داد زدن اون بخوابه حتما یه مشکلی داره
.درسته
!خب همگی روز خوبی داشته باشین
قسمت 8 | چالش! کار پارهوقت
.دمیورگ، میخوام برم یه جایی
.مشکلی نیست
.الان آماده میشم بریم
...میدونی این اواخر ویشا
به محض تموم شدن کلاس میره، نه؟
.آره
.قبلا همیشهی خدا همراه تو بود
.خب، حتما به یکم فضای شخصی نیاز داره
.ولی شرط میبندم یکم احساس تنهایی میکنی
.احساس تنهایی؟ نه، اصلا همچین حسی ندارم
،ترجیح میدادم یکم بیشتر شبیه دختربچهها رفتار میکردی
«!و میگفتی «ا-اصلا هم تنها نیستم
نه، بیاکو؟
دیگه خسته شدم هروقت اسم دختربچه میاد وسط !توپ رو میندازی توی زمین من
.اینجوری نباش. همراهی کن
میشه خفه شی، گمونم؟
!من بدون تو احساس تنهایی میکنم، سوبارو کون، پس بیا بریم خونه
!دعوت ناگهانی
.ولی باشه، کار دیگهای ندارم
.بریم خونه
امیلیا تان، میای؟
.آره. منم دیگه کاری ندارم
.میتونم همراهتون بیام
.خب، سر راه یه سری هم به قصابی بزنیم
.صبر کن
چی شده، آبجی؟
.اگه دارین میرین فلافل بخورین، بدم نمیاد همراهتون بیام
اصلا نمیتونی صادق باشی و بگی «منم میخوام بیام»؟
نه، بیاکو؟
چرا همهش از من میپرسی، گمونم؟
.بریم، باروسو. عجله کن
.باشه، فردا همهتون رو میبینم
.خدانگهدار
!تا بعد
پس داری میای، بیاکو؟
.فقط اتفاقی مسیرمون یکیه
.سوبارو واقعا معروفه ها
.سوءتفاهم نشه
.آره، واقعا هست
.کازوما، بریم
!یه نقطهی انفجاری خوب پیدا کردم
همراهم میای؟-- .باشه--
!نامردیه، مگومین
.قرار بود امروز کازوما از بازیکده برام عروسک بگیره
!کازوما، بهت گفته بودم که امروز توی فروشگاه تخفیف ویژه دارن
!گفتی همراهم میای
.باشه، باشه
.بیاین به ترتیب سراغ همهشون بریم
!فردا میبینمتون
!فعلا
!خدانگهدار-- !کازوما سان، وایسا--
.من هنوز آماده نیستم
...کازوما واقعا مشهوره
کاپیتان وایز، از زمان ولنتاین یکم منفینگر نشدی؟
امروز چی بگیریم؟
فلافل؟ بال مرغ؟
شایدم منچی کاتسو؟
....از اینجا میتونم بوش رو حس کنم--
.میگم، سوبارو-- ....از اینجا میتونم بوش رو حس کنم--
اون...؟
!خوش اومدین
...اون
!میشه 240 ین
ویشاست؟
.که اینطور
داره کار پارهوقت انجام میده؟
.آره. با عجله رفت که به کارش برسه
.صبح بخیر، تانیا، سوبارو
.اوه، صبح بخیر
.صبح بخیر
.راستی، دیروز ویشا رو دیدیم
.آره، ما هم دیدیمش
.نمیدونستم کار داره
تو هم دیدیش؟
.آره. آلبدو میخواست بره سوپرمارکت
سوپرمارکت؟
قصابی نبود؟
قصابی؟
دربارهی چی حرف میزنی؟
اینجا چهخبره؟
سلام بچهها
.دیروز رفتیم فروشگاه و ویشا رو اونجا دیدیم
.وایسا
ستوان سربریوکوف دیروز داشت توی فروشگاه کار میکرد؟
فعالیتهای ستوانسبریوکوف
.همهتون رو اینجا جمع کردم تا دربارهی ستوان صحبت کنیم
.گمونم اول ببینیم چی میدونیم
.ما دیروز دیدیم ویشا داشت کار پارهوقت انجام میداد
درسته، آینز؟
آره، دیدیم. شما چطور؟
.ما هم دیدیمش
!ما هم دیدیمش
.ما هم
.ما هم
.ما هم همینطور
و ویشا کجا داشت کار میکرد؟
.سوپرمارکت
No comments yet. Be the first to leave one.