The first 200 lines.
«آنچه گذشت»
پیتر، ایشون آلیسن
مسئول آموزشت توی این مأموریت خواهد بود پس ازش پیروی کن
حالا دیگه یه مأمور شبی. روابط خطرناکن
آلیس
آلیس مُرده
چی؟ - از دست رفت -
فایلی که من فروختم از مراحل ابتدایی ساخت اسلحه بود
اسمش فاکسگلاو بود
کل محموله رو برداشتیم
بهم اعتماد کن پسرخاله، اینطوری بهتره
به نظر میرسه ایرانیها به اطلاعات طبقهبندیشدهای دست پیدا کردن
رئیسجمهور میخواد که عملیات شب وارد عمل بشه
جواد خیلی بهت توجه میکنه
من که نمیشناسمش - خب که چی؟ بهش نزدیک میشی -
آگهی ترحیم یه تفنگدار دریایی به اسم سولومون وگاست
نوشته تنها عضو باقیمونده از خانوادهش خواهرش سلسته
عباس منصوری، سفیر ایران در سازمان ملل
سولومون وگا
یه چیزی با هم رد و بدل کردن - کی عکسه رو گرفته؟ -
نور طاهری. قراره پروندهش رو دست بگیریم
به نظر من خیلی خوبه
هیجانانگیزه - ولی؟ -
منتشر کردن این چیزها خیلی خطرناکه
.معلومه خطرناکه هر چیزی ارزش داره، خطر هم داره
شوکت، اگر هم این اتهامها حقیقت داشته باشه
خودت رو داری بدجوری با سپاه درگیر میکنی
هدف هم همینه. میخوام مشت محکمی تو دهن این حکومت بزنم
میفهمم ولی اگه به دست اینها برسه خون جلوی چشمهاشون رو میگیره
فکر میکنی اینها سواد خوندن دارن؟ بعدم، تو چرا جوش میزنی؟
همین روزها تو هم بخشی از این سیستم فاسد میشی
هرکسی نمیتونه مثل تو خبرنگار مستقل باشه
میدونم طرفدار وزارت امور خارجه نیستی
اما این جاییه که من واقعا میتونم موثر باشم
خیلی برام مهمه
همینطوری که این اعلامیه برای تو اهمیت داره
باید فکر برادرت هم بکنی
مگه سال دیگه سربازیش شروع نمیشه؟
این پفیوزها مزخرفاتشون رو تو مغزش فرو میکنن
معلومه همهش چرت و پرته، ولی تمام دروغهاشون رو میزنن تو عسل و به خوردش میدن
میخوای عاقبتش مثل پدرت بشه؟
در رو باز کن! سریع
باید از اینجا بری
چی شده؟ - پلیسه. بیا -
پس تو چی؟ - نگران من نباش. برو -
.میدونیم اون تویی در رو باز کن یا میشکنیمش ها
بهت اخطار داده بودیم این دروغها رو منتشر نکنی
برین کنار. راه رو باز کنین
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
چی شد؟ چرا بردنش؟
ازش میترسیدن
«مامور شب»
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
ادوارد؟
سلام
هی
شرمنده. بفرمایید
تو کی هستی؟
من پیترم، ایشون هم رز
میخوام یه سری چیزها بگم
اگه حرفهایی که زدم به مذاقت خوش نیومد میتونی بری، باشه؟
برای سیا کار نمیکنم ولی درجریان پروندهت قرار دارم
اینطور که متوجه شدم میخوای خانوادهت رو از ایران خارج کنی
و بیاریشون آمریکا، درسته؟
خیلیخب
من جای ادوارد کار رو دست گرفتم، خب؟
این یکی از عکسهاییه که از مردی
که با سفیرتون ملاقات کرده بود گرفتی، درسته؟
آره - چیها درموردش میدونی؟ -
به صورت مخفیانه همدیگه رو ملاقات کردن
برنامهش رو خودش هماهنگ کرده بود
نمیدونم درباره چی صحبت کردن
اما قبل از اینکه سفیر اونجا رو ترک کنه یه کیف بهش داد
...سعی کردم به ادوارد بگم - بیخیال ادوارد شو، خب؟ -
الان داری با من صحبت میکنی
چی تو کیفه بود؟ - نمیدونم. ولی هنوز دستشه -
تو دفترش قایم و قفلش میکنه
این کمکی بهتون میکنه؟
اگه میدونستم چی توشه بهتر میشد
میخواین چیزی که توشه رو براتون بیارم؟
فقط به اندازهای که بشه از هرچی توشه کپی گرفت
اگه این کار رو بکنی خانوادهت رو از ایران خارج میکنیم
و میاریمشون اینجا تا بتونین کنار هم زندگی کنین
تحت محافظت و حمایت مالی خودمون
پیشنهادمون اینه - میتونه ردیفش کنه -
اگه نکنم چی؟ - دیگه هیچوقت ازم خبری نمیشه -
میتونی برگردی به هیئت نمایندگان و سعی کنی با انتخابی که کردی زندگی کنی
سربازی برادرم از هفته دیگه شروع میشه
اگه بره، میفرستنش به یه جنگ نیابتی بیهدف بیخود
تا کشته بشه، درست مثل پدرمون
نمیخوام چنین اتفاقی براش بیفته
اما این هفته باید برای نشست سازمان ملل آماده شم
فردا هم یه مراسم تو خونه سفیر برگزار میشه
بعدش هم یه کنفراس سه روزه درباره آب
نمیتونم بدون اینکه بهم مشکوک شن تمام وظایفم رو نادیده بگیرم
از این مهمونیه بیشتر برام بگو
.وایسا. نمیفهمم دقیقا چی داری میگی؟
هیچی راجع بهش نمیدونه
یه جاسوس آمریکایی اطلاعاتی
درباره یه سلاح آزمایشی سری سیا به اسم فاکسگلاو فروخته
بعد میگی رئیسش تو سازمان سیا
چیزی در این مورد نمیدونه؟
بعد بهنظرت عجیب نیست؟
نه، چون گدنی جاسوس نیست صرفا یه دولتمرده
برای همین هم پشت میز نشوندنش
از هیچی خبر نداره
اما تو کارهای اداری، مهارت داره
پس مشکلی نداری اگه برم سراغش و چندتا سوال دیگه ازش بپرسم؟
یعنی به من اعتماد نداری؟ - به تو شک ندارم -
پشت هر چیزی که یه توطئه نیست
کسایی که بهخاطر ملاحظات سیاسی منصوب میشن میتونن مثل بقیه
بیعرضه و احمق باشن
یعنی میگی رئیس سازمان سیا احمقه؟
و بیعرضه. درست گوش کن
ایدن، وارن بهترین سرنخمون بود
کسای دیگهای رو پیدا میکنی
.به جستجوت ادامه بده من هم همین کار رو از سمت خودم میکنم
گدنی رو هم بیخیال شو
خانم وگا؟ هستین؟
سلست؟
ببخشید، خانم؟
زنی که اینجا زندگی میکنه رو میشناسین؟
تو دردسر افتاده؟ - نه -
من از طرف مرکز حمایت از سالمندان و معلولین اومدم
یه سیستم حمایتی دولتیه که بودجه فدرال داره
و به افراد دارای معلولیت کمک مالی ارائه میده
اوه، که دولتیه. مشکل حل شد پس
میخواستم با خانم وگا صحبت کنم ولی ظاهرا خونهش کاملا خالی شده
خیلی عجیب بود
من و فیل تا خود صبح که کامیونهای اسبابکشی راه افتادن
اصلا صداشون رو نشنیدیم
اسبابکشی کرده؟ نصفهشبی؟
آره
...گاهی تو خرید خونه بهش کمک میکردیم چون
بیچاره. عملا کسی رو نداشت کمکش کنه
جدا؟ فکر میکردم یه برادر داره
نه. من که تا حالا برادری ندیدم
آره. متاسفم
ممنون
نگهبان داره، دوربینهای مداربسته هم هست
و به هیچوجه اجازه استفاده از موبایل یا وسایل الکترونیکی رو نمیدن
به جز کارمندان هیئت مثل من که دستگاههاشون از قبل تاییدیه گرفته
اینجا تو طبقه سوم چیه؟
دفتر عباسه، همونجایی که کیف رو توش نگه میداره
شرمنده، نقاشیم خیلی خوب نیست - نه، کارت خوبه -
این تنها راه پلهایه که به بالا راه داره؟ - نه -
نه، یه راهپله خدماتی هم توی آبدارخانه هست
در دفترش قفله؟ - آره -
فقط با کارت باز میشه. اون هم همیشه پیش خودش نگه میداره
ولی این تنها مشکلمون نیست
رئیس تیم امنیتیمون، جواد عضو سابق نیروی قدس بوده
چی هست؟
یکی از واحدهای زبده و سرآمد سپاه پاسداران انقلاب اسلامیه
فردا شب همه جزئیات رو زیر نظر میگیره
دوربینها چی؟
فکر کنم به یه سرور توی موتورخونه وصلن
تا جایی که میدونم کسی روشون نظارت نمیکنه
خب، یعنی فقط باید
،وارد بشم،کلید کارتی رو کش برم از راهپله خدماتی برم دفتر
کیفه رو پیدا و محتویاتش رو ثبت کنم
و بعدش بزنم بیرون و سعی کنم در تمام طول این مدت کسی متوجه حضورم نشه
...خب، اینطوری که میگی
...فکر کنم بتونم کارته رو برات جور کنم، فقط
فقط چی؟
عباس کارت رو توی جیب کتش نگه میداره
اگه... یه اتفاقی پیش میومد که حواسش رو پرت کنه ...یه چیزی که توجهش رو به خودش جلب کنه
یا یه کسی؟
...میتونم
نه - صرفا ایدهش رو مطرح کردم -
یه فکر دیگه میکنیم - مطمئنی؟ وقت نداریم -
یه دقیقه مهلتم بده
پیتر، میتونم انجامش بدم. اشکال نداره
چرا، داره. بهخاطر این نذاشتم اینجا بمونی
صرفا یه مهمونیه، مگه نه؟
اگه مچم رو گرفتن نهایتاً میندازنم بیرون دیگه
ولی اگه تو رو بگیرن یه حادثه بینالمللی پیش میاد
نور همین الانشم خودش رو تو خطر انداخته
نمیشه - تنهایی از پسش برمیای؟ -
اگه نتونی بفهمی چی توی کیفهست چی میشه؟
اتفاق بدی رخ میده، درسته؟
از پسش برمیام
میرم چندتا تماس بگیرم
ناراحتی - خسته نباشی شرلوک هولمز -
بهخاطر تلفاته؟ - بهنظرت بیشتر حکم اعدام نداشتن؟ -
ولی آره. یه مقدار نگرانکننده بود
.اما نه به اندازهی خود سرقت فکر میکردم نقشه واضح بود
نقشهها بنا به تغییر شرایط، عوض میشن
در ضمن، این ما رو در موقعیت بهتری قرار میده
.مجبور میشن جدیمون بگیرن تو هم همین رو میخوای دیگه، نه؟
مارکوس، چیزی که میخوام
اینه که حساسیت این مأموریت رو درک کنی
سیاستهای جهانی درگیر رو و اینکه چقدر زمان صرف برنامهریزیش شده
پدرت چی؟ به زودی تاریخ صدور حکمش فرا میرسه
دارم روش کار میکنم
پیگیرشم
بهخاطر این تو چنین مخمصهای گرفتار شده که اجازه داد جنگطلبهایی مثل تو تحریکش کنن
اگه به من گوش کرده بود درحالی که هر ننه قمری به خودش اجازه داده
میراث خانوادگیمون رو نیست و نابود کنه تو لاهه زندانی نبود
مزاحمتون شدم؟ - نه -
No comments yet. Be the first to leave one.